ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٣
براى انجام بهتر و دقيقتر هر نوع كار و فعاليتى مىبايد به اهميت و ضرورت آن پىبريم. در بررسى و شناخت پديده انقلاب اسلامى نيز آشنايى با اهميت آن امرى ضرورى است تا با رغبتى فزونتر به شناخت اين انقلاب بىنظير در قرون اخير همت گماريم و با عزمى بيشتر در تداوم و تعالى آن بكوشيم.
بنابراين در فصل اول اين كتاب، در سه گفتار به مباحث «ضرورت علم و آگاهى»، «ضرورت واقعبينى» و «ضرورت انتخاب» مىپردازيم تا در نهايت با نتيجهگيرى از آنها، ضرورت و اهميت شناخت انقلاب اسلامى ايران را نيك دريابيم.
گفتار اول: ضرورت علم و آگاهى
گام نخست در بيان ضرورت شناخت انقلاب اسلامى، تبيين نياز انسان به علم و آگاهى است؛ نيازى كه بىگمان از سرشت و خلقت او مايه مىگيرد و از ديگر موجودات متمايزش مىكند.
استاد مرتضى مطهرى در معرفى آدمى از ديدگاه قرآن و جهانبينى اسلامى، درخصوص «نقش مؤثر انسان در ساختن آينده خويش» مىنويسد:
برخى از موجودات هيچگونه نقشى در ساختن آينده خويش ندارند (جمادات). برخى ديگر نقشى در ساختن آينده خويش دارند، اما اين نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه، بلكه طبيعت نيروهاى درونى، آنها را بهطور غير مستشعر و ناآگاهانه براى صيانت و بقاى آنها و ساختن آنها در آينده، استخدام كرده است (نباتات). برخى ديگر نقش بيشترى دارند. اين نقش آگاهانه است، هرچند آزادانه نيست؛ يعنى با نوعى آگاهى از خود و محيط خود تحتتأثير جاذبه يك سلسله ميلهاى شعورى، در راه صيانت خود براى آينده مىكوشند (حيوانات).