ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٠١
اما درباره فرح، شهربانوى ايرانى بايد گفت[١] محمدرضا پس از ازدواج با فوزيه و سپس ثريا بختيارى و طلاق آنها، وى را بهعنوان سومين همسر رسمى خود برگزيد. ارتشبد فردوست در خاطرات خود چگونگى ازدواج فرح و شاه را اينچنين بيان مىكند:
فرح، دخترى فقير بود و تمايلات چپ كمونيستى داشت ... از فرط استيصال براى كمك مالى به سراغ اردشير زاهدى در حصارك مىرود تا بتواند در پاريس تحصيل كند. اگر ندانيم حصارك چيست، شايد مسئله مفهوم نشود. در حصارك ويلايى بود كه اردشير زاهدى با تعدادى از رفقاى جوان او منتظر شكار دخترها و زنها مىنشستند و هر مراجعهكننده از جنس مؤنث اگر مورد پسند زاهدى واقع مىشد، بلافاصله به اتاق خواب مىرفتند ... حال اين دختر با اطلاع از چنين وضعى براى درخواست پول به سراغ زاهدى در حصارك مىرود؛ يعنى اينكه خود را تقديم زاهدى كند. لابد زاهدى از اين دختر خوشش نيامده بود كه به محمدرضا تلفن مىزند كه دخترى اينجا آمده و اگر اجازه دهيد او را بياورم. محمدرضا مىپذيرد و بدون تحقيق قبلى كه او كيست و خانواده او چيست، او را به فرودگاه مىبرد و در هواپيما به وى پيشنهاد ازدواج مىكند. دخترى كه تا يكساعت پيش از زاهدى پول مىخواست- كه مفهومش معين است- حال قرار شده كه با شاه ازدواج كند و مىكند. بدين ترتيب فرحِ حصارك، «ملكه ايران» مىشود و در مراسم تاجگذارى با آن تشريفات و تجملات- كه از تلويزيون ديدهايد- تاج بر سر مىگذارد.[٢]
فرح در سال ١٣٣٨ با شاه ازدواج كرد و در شهريور ١٣٤٦ مجلس مؤسسان با اصلاح اصل ٣٨ متمم قانون اساسى، مقام نيابت سلطنت را بدو واگذار كرد. فردوست درباره محمدرضا پهلوى مىنويسد:
محمدرضا در طول حيات، زندگى زناشويى سالمى نداشت و به تمام معنا فردى عياش بود ... محمدرضا قبل و بعد از ازدواج با فرح- كه زن رسمىاش بود- با زنهاى زيادى رابطه داشت ... در مسافرتها به آمريكا، در نيويورك من ٢ نفر را به محمدرضا معرفى كردم: يكى گريسكلى بود كه در آن زمان آرتيست تئاتر بود و دوبار با او ملاقات كرد و محمدرضا به وى يك سرى جواهر به ارزش حدود يك ميليون دلار داد ... به يك معشوقه براى يك شب ممكن بود يك ميليون تومان بدهد و اگر معشوقه باارزش بود،
[١]. بنگريد به: مركز اسناد انقلاب اسلامى، عروس آخر( زندگى فرح پهلوى).
[٢]. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ١، ص ٢١١.