امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ٦٩ - ميرزا عبدالوهاب اصفهانى «نشاط»
|
جنبش آهن اگر از خويش بود |
كم نمىگشتى چو آهن بيش بود |
|
|
جذب مغناطيس افزون چون شود |
جنبش آهن همى افزون شود |
|
|
چيست عاشق تا كه خيزد ميل از آن |
جذب معشوق است ميل عاشقان |
|
|
ميل در تو عين جذب وى بود |
ور نباشد جذب جنبش كى بود |
|
|
عاشقان را جنبشى از خويش نيست |
از دو سو يك ميل باشد بيش نيست |
|
|
گاه جذب و گاه عشقش نام شد |
گاه آغاز و گهى انجام شد |
|
|
بشر پويان تا كه هم جويد نشان |
زان بشير و زان نذير مهربان |
|
|
تيرهروزى هر طرف پويان گذشت |
تا به خورشيد سپهر جان گذشت |
|
|
تشنهكامى غوطه در عمان گرفت |
پاك گشت و جا بر پاكان گرفت |
|
|
تا به كى اى خواجه غافل زيستن |
با چنين كردار باطل زيستن |
|
|
پاك كن آيينه دل از هوس |
تا تو در وى عكس حق بينى و بس |
|
|
ورنه جز باطل نبينى با ضمير |
نه بشيرت سود بخشد نه نذير |
|
|
بشر جافى را دل ار صافى نبود |
كى يكى گفتارش از خود مىربود |
|
|
تو مگو كان گفت گفت ديگريست |
از امامى يا كه از پيغمبريست |
|
|
در دل و جان ابو جهل عنود |
هيچ بود از گفته احمد نبود |
|
|
پاك بايد كرد دل را از لجاج |
تا نيفتد حاجتى با احتياج |
|
|
عارفان و عالمان رهنما |
واقف شرعند و آيين خدا |
|
|
خلق را در هر زمانى رهبرند |
حجت حق نايب پيغمبرند |
|
|
گفت ايشان گفته پيغمبر است |
گر پذيرى جانب حق رهبر است |
|
|
در دلى كو طالب نور هداست |
گرچه ما گفتيم جنبش از خداست |
|
|
ليك هر دو قابل اين جذب نيست |
كار مغناطيس جذب آهنيست |
|