امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٥٥ - استاد جلال بقايى نايينى
بيشتر اشعار دكتر رسا درباره مدايح و مراثى اهل البيت (ع) و اشعار حكمى، اخلاقى و پند و اندرز است. نصايح منظوم و ديوان اشعارش در سالهاى ٤١- ١٣٤٠ چاپ و منتشر گرديد. رسا در سال ١٣٥٦ ه ش. چشم از جهان فرو بست.[١]
او نيز در قصيده خود با عنوان در منقبت امام سجاد (ع) از آن امام بزرگوار اين گونه تمجيد و ستايش مى كند:
|
از مهينبانوى ايرانسر زد ازخاك عرب |
آفتابى كز جمالش شد عيان آيات ربّ |
|
|
حجّتحقّ، رحمتمطلق، علىّبن الحسين |
درّة التّاج شرف، ماه عجم، شاه عرب |
|
|
حَبّذا شاهى كه محكوم شداز او كاخ كمال |
فرّخاماهى كه روشن شد از او مهد ادب |
|
|
زينت پرهيزكاران بود در زهد و عفاف |
زانخدا سجّادو زينالعابديندادش لقب |
|
|
آن شنيدستم كه در عهد ولى عهدى هشام |
رهسپار كعبه شد، با مردم شام و حلب |
|
|
خواست تا بوسد حجر را، گشت مانع، ازدحام |
شد ز جمعيّت برون، كاسايد از رنج و تعب |
|
|
ديد ناگهصفز همبشكست، ماهىشد پديد |
كافتاب از پرتو صبح جمالش در عجب |
|
|
ماه گرد كعبه مى گرديد و خلقى گرد ماه |
سنگرا از بوسهاى سيراب كرد از لعل لب |
|
|
چون هشام، آنعزّتو قدر و جمالو جاهديد |
از شرار آتش كين حسد شد ملتهب |
|
|
زان ميان يك تن از او پرسيد كاين شهزاده كيست |
كاين چنين بر دامن مطلوب زد دست طلب |
|
|
كرد در پاسخ تجاهل، گفت نشناسم كه كيست |
زان تجاهل ها كه بر اعجاز احمد بولهب |
|
|
چون فرزدق آن سخندان توانا از هشام |
اينسخن بشنيد، شد آشفته از خشم و غضب |
|
|
گفت گر نامش ندانى با تو گويم نام او |
گر بپرسى خاك بطحا را وجب اندر وجب |
|
|
از زمين و آسمان و آفتاب و مشترى |
زهرهو پروين و ماه و كهكشان و ذوذنب[٢] |
|
[١] - دانشنامهى شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم، محمد زاده، مرضيه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ١٣٨٦، جلد ٢، ص ١١٧٦.
[٢] - ستاره دنباله دار.