امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٥ - مقدمه
مقدمه:
هر كس كه از ستم مىخروشد، نداى حسين (ع) مىجوشد و نداى سرخ وى چون پرچمى بر چكادِ هر قيام، در اهتزاز بوده است و تا قيامت نيز خواهد بود ... از اين ميان، شعرا، اين گلبانگ را رساتر خروشيدهاند و از ايشان هر كس جانمايه فرياد خويش را از ولايت حسين و حماسه سوگ سرخ او بيشتر سيراب ساخته، سرسبزتر بر آمده است.[١]
از كودكى رؤياى تمامى لحظاتم بوده كه روزى بتوانم به نوبه خودم التيام بخش زخمهاى عميق كربلايىها باشم و نداى مظلوميت اهل بيت (ع) را با صداى بلند فرياد بزنم؛ فريادى رسا به وسعت تاريخ رنج و آلام معصومين عليهم السلام.
از كودكى بيشتر از منزل پدرى به هيئات و مجالس اهل بيت (ع) تعلق خاطر داشتم و علاقهمند بودم تا بتوانم با شعلهور نگهداشتن شعلههاى انتقام از قاتلين آن سلالههاى پاك و مهربان و با تقديم قطرات اشكى، التيام بخش جراحات بيشمارشان باشم. خداوند را شاكرم كه در اين راه تاكنون راهبر و راهنمايم بوده و اينك قدمهايم را به جايى رسانده كه مىتوانم اين احساسات را با قلم زدن بيان كنم. البته خود نيز مىدانم كه تازه شروع اين راه پُرفضيلت و پر بركت است و تا رسيدن به نقطه مطلوب مسيرى بس طولانى در پيش رو دارم.
[١] --( استاد موسوي گرمارودي)