امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٤٣ - حاج ميرزا محمدمهدى محى الدين الهى قمشهاى
|
گفت على ابن شهيد وفا |
بار دگر پور زياد از جفا |
|
|
گفت شنيدم على از لطف رب |
كشته شد او زنده شدى اى عجب |
|
|
گفت نه بر حكم خداى جهان |
كشته شد از جور شما كوفيان |
|
|
اكبر ما كشته جور شماست |
گرچه رباينده جانها خداست |
|
|
تند شد آن ظالم و جلاد خواست |
زينب غمگين بر سجاد خواست |
|
|
وان تن بيمار در آغوش كرد |
ناله و آه از دل پرجوش كرد |
|
|
گفت مكش اين تن بيمار را |
پر مشكن صيد گرفتار را |
|
|
مرد دگر نيست در اهل حرم |
غير همين خسته بيمار غم |
|
|
آن همه كشتى چه شد اى پرجفا |
رحم كن آزرم كن از مصطفى |
|
|
يا مكش اين خسته بيمار را |
يا كه هم اول بكش اين زار را |
|
|
ناله زينب بدل سنگ او |
كرد اثر ماند به حيرت عدو |
|
|
گفت شگفتا رحم مهربان |
تا به چنين وصف نبودم گمان |
|
|
گفت بجلاد مكش كين فكار |
مىكشدش درد و غم روزگار |
|
|
غافل از آن بود كه خشم و رضا |
هر دو پديد است ز سر قضا |
|
|
سلسله را سلسله جنبان خداست |
عالم تكليف و مشيت جداست |
|
|
الغرض از كشتن شه درگذشت |
لطف خدا بود و قضا در نوشت |
|
|
حكم ازل خواسته زين خوش عليل |
برفكند پرده ز سر جليل |
|
|
بس گهر پاك پديد آورد |
هشتمشان[١] عدل سديد آورد[٢] |
|
[١] - مقصود حضرت امام زمان( ع) است.
[٢] - همان، جلد ٢، ص ٢٢١- ٢٢٢.