امام سجاد در آيينه شعر فارسى - نقوى، محمد باقر - الصفحة ١٤٢ - حاج ميرزا محمدمهدى محى الدين الهى قمشهاى
عرفانى آن بيشتر توجه داشت و اشعارش از شور و حال كافى برخوردار است و از آثار منظوم او نغمه عشّاق و نغمه حسينى و نغمه الهى و چند اثر ديگر را بايد نام برد.[١] با ذوق سرشارى كه اهل بيت (ع) به وى عطا كرده بودند، او نيز در مدح و منقبت اين خاندان اشعار بسيارى سروده است. وى همچنين واقعه كربلا و آنچه كه در اين بين از دست دشمنان دون مايه بر امام سجاد (ع) وارد شد را به نظم كشيده كه ما در اينجا به اختصار به ابياتى از آن ها اشاره مى كنيم.
چون اسراى اهل بيت را به بازار كوفه رهسپار كردند مرد و زن زار زار مىگريست، در آن حال امام سجاد خطاب به مردم كرد كه چرا مىگرييد مگر مردمى غير شما ما را كشته و اسير كردهاند شگفتا مردانتان مىكشند و مانند زنان مىگريند:
|
كوفه كه سجاد به زنجير و غل |
ديد خجل گشت ز ختم رسل |
|
|
شهر همه ضجه شد و ويل و آه |
تيره شد از غصه رخ مهر و ماه |
|
|
ناله بيمار ز قلب حزين |
صد شرر افروخت بچرخ برين |
|
|
روى بدان ديو و ددان كرد و گفت |
اى دل و جانتان بغم و درد جفت |
|
|
از چه بكشتيد كه زارى كنيد |
خونسزد از چشمكهجارى كنيد[٢] |
|
ابن مرجان پليد رو به على ابن الحسين كرد كه اين جوان كيست فرمود من على ابن الحسينم گفت مگر على را خدا نكشت فرمود برادرم هم على بود و آن به ظلم كوفيان در كربلا شهيد شد گفت خدايش كشت فرمود (اللّه يتوفى الانفس) لعين از پاسخ سجاد در غضب شد و امر بكشتن حضرت كرد ...
|
رو به على كرد و بپرسيد باز |
نام و نشان خواست از آن سرفراز |
|
[١] - سخنوران نامى معاصر ايران، برقعى، محمد باقر، نشر خرم، قم، ١٣٧٣، جلد ١، ٣٣٤.
[٢] - مجموعه ديوان الهى( شامل نغمه الهى- نغمه حسينى- نغمه عشاق)، نويسنده، الهى قمشهاى، مهدى، كتابفروشى برادران علمى، تهران، ١٣٦٦، جلد ٢، ص ٢١٧.