دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨ - بزم ایران
بزم ایران
نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بَزْمِ ایران، کتابی با مضمون حکایات و لطایف، تألیف محمدرضا طباطبایی یزدی (١٣١٣-١٤٠٣ ق / ١٨٩٥-١٩٨٣ م). بخش اول کتاب شامل حکایات و لطایفی است در زمینۀ حاضرجوابی و بدیههگویی انبیا، خلفا، پادشاهان، وزرا، شاعران و نکتهپردازن، که همین بخش سبب شهرت کتاب شده است.
مؤلف کتاب نوۀ عالم بزرگ شیعه، آیتالله سید محمدکاظم یزدی (د ١٣٣٧ ق / ١٩١٩ م) است. او در ١٣٣٨ ق، بهقصد زیارت مرقد امام رضا (ع) از زادگاه خود، نجف، بیرون میآید و بهسبب ناامنی راهها با کشتی به هندوستان میرود. طباطبایی بهدرخواست فرمانروای ایالت رامپور، در آنجا اقامت میگزیند و برای سرگرمی و رهایی از تلخی غربت، به کتابخانۀ بزرگ آنجا مراجعه میکند و با استفاده از منابع آن، بزم ایران را مینویسد («مقدمه ... »، «الف»). خود وی میگوید قصد داشته است کتابی تألیف کند که موضوع آن تازه، و پیش از آن، کسی کتابی دربارۀ آن ننوشته باشد؛ ازاینرو، فن حاضرجوابی و بدیههگویی را انتخاب میکند (همان، «ب»). این کتاب مشتمل بر ٣ باب است:
باب اول «در حاضرجوابی و بدیههگویی» است (ص ١-٣٠٣). این باب شامل ٦٠٧ حکایت، لطیفه، قصه و خاطرۀ کوتاه و بلند است که در آنها اقسام حاضرجوابی و بدیههگویی آمده است و همه از کتابهای تاریخی، ادبی، تذکره و تراجم گردآوری، و با نثری ادبی و پاکیزه بازنویسی شدهاند. بهرغم آنکه مؤلف از منابع مختلف و ناهمگون بهره گرفته، اما توانسته است نثر کتاب را یکدست کند. وی هرجا که لازم دیده، تغییراتی در ساخت حکایات و لطایف مورد استفاده ایجاد کرده است. برای نمونه، منبع حکایت شمارۀ ٤١٠ (ص ١٨٧- ١٨٩) لطیفهای است از رسالۀ دلگشای عبیدزاکانی (نک : ص ١٠٥) که اصل آن بیش از چند سطر نیست، اما مؤلف بزم ایران آن را بهصورت روایتی افسانهگون ارائه کرده است که بیش از دو صفحه را در برمیگیرد.
مؤلف به همان میزان که در نقل قصه و خاطره توانایی دارد، در نقل یا بازنویسی لطیفه چندان موفق نیست. یکی از ویژگیهای لطیفه کوتاهبودن یا بهکارگیری فن اقتصاد کلمات و عبارات در آن است (برای اطلاعات بیشتر، نک : ه د، لطیفه)، درحالیکه مؤلف در نقل بسیاری از لطایف، کلمات و عبارات اضافی به کار برده است؛ برای نمونه، میتوان از لطیفۀ شمارۀ ٤٥ نام برد که نویسنده اصل آن را ظاهراً از مجمع الامثال هبلهرودی (ص ٢٢٩) گرفته، اما با بهکار بردن کلمات اضافی از لطف متن کاسته است. نثر کتاب در مواردی خالی از صنایع لفظی نیست، مانند «مرد کناس دست از کار کوتاه و زبان به روی حکیم دراز کرد» (ص ١٠)، یا «بر منشور یگانگی طغرای بیگانگی کشید» (ص ٢١٠). موضوع بدیههگوییها و حاضرجوابیهای باب اول شامل مسائل دینی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که برخی از آنها چاشنی طنز و هجو به همراه دارند.
مؤلف از منابع فراوانی مانند مجمع الامثال هبلهرودی، تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی، مجالس النفائس، جوامع الحکایات عوفی، رسالۀ دلگشا، فرج بعد از شدت، اسکندرنامۀ منثور، تجارب السلف، آثار الوزراء، و لطائف الطوائف فخرالدین علی صفی و بسیاری از جُنگهای ادبی بهره گرفته است؛ اما در این میان بیش از همه تحتتأثیر لطائف الطوائف بوده است. وی بیآنکه مانند مؤلف لطائف الطوائف حکایات و لطایف خود را با عناوین معینی طبقهبندی و تبویب کند، عملاً از روش وی پیروی کرده است. مثلاً بخشی از حکایات کتاب دربارۀ کوتاهنویسی است (ص ٥٢ -٥٧) که یکی از هنرهای دبیران و مترسلان بوده است؛ یا بخشی از آن مربوط به شیوۀ برخورد وزرا و صاحبان قدرت با طبقات مختلف است؛ بخشهای دیگری نیز به شوخی شاعران با یکدیگر اختصاص دارد. همۀ اینها تأثیرپذیری مؤلف را از لطائف الطوائف کاملاً روشن میکند (نک : فخرالدین صفی، ٩٧-١١٤، ١١٩-١٢٠، ٢٢٧- ٢٣٩).
برخی از لطایف کتاب در افواه مردم رایج، و بعضی از آنها به ملانصرالدین منسوب است، مانند لطیفههای شمارههای ٦٢ و ٢١٧ که در کتاب ملانصرالدین هم نقل شدهاند (ص ١٦٤- ١٦٥، ١٦٦)؛ ازاینرو، بزم ایران یکی از منابع تحقیق پیرامون فرهنگ مردم ایران بهشمار میرود. در این کتاب حکایات و لطایفی نیز دربارۀ پادشاهان و سلاطین متأخر کشورهای دیگر مانند ناپلئون (ص ١٠٠)، پادشاه ژاپن (ص ٢٠٤)، و پادشاهان انگلیس، رومانی و فرانسه (ص ٩٨- ٩٩) آمده که ظاهراً در میان خواص و فرنگرفتگان رایج بوده، و مؤلف آنها را قلمی کرده است.
باب دوم کتاب شامل ٤ مقاله و گزیدهای از سخنان قصار حضرت علی (ع) است (ص ٣٠٤- ٣٥٣). مقالۀ اول دربارۀ سبب و پیامد شهادت امام حسین (ع)، ترجمهای است از نوشتههای یکی از نویسندگان آلمانی دربارۀ قیام امام که پیش از آن در روزنامۀ حبل المتین چاپ شده بود؛ ٣ مقالۀ دیگر از آثار سید جمالالدین اسدآبادی است.
باب سوم کتاب «در اشعار مختلفالمضامین» است که «برای استشهاد در بزمآرایی به آنها ضروت است» (ص ٣٥٣). این اشعار شامل تکبیت، رباعی، دوبیتی و قطعه یا شعرهای شبیه قطعه هستند و تعداد آنها در مجموع ٥٠٠‘ ١ بیت میشود. نکتۀ قابل توجه دربارۀ این اشعار آن است که اکثر آنها از شاعران غیرمشهوری است که فقط در تذکرهها یا جنگها میتوان نشانی از آنها یافت.
بزم ایران نخستینبار در هند (١٣٤٥ ق) منتشر، و پس از آن در قم (١٣٣٩ ش) تجدید چاپ شد. این کتاب یک بار دیگر هم در تهران (بیتا) به چاپ رسید (مشار، ١ / ٧٦١). چاپی که ارجاعات این مقاله به آن بوده، به کوشش مرتضى مدرس گیلانی بازخوانی، و حروفچینی شده است («مقدمه»، «ج»).
مآخذ
طباطبایی یزدی، محمدرضا، بزم ایران، به کوشش مرتضى مدرس گیلانی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
عبید زاکانی، کلیات، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٣٤ ش؛
فخرالدین صفی، علی، لطائف الطوائف، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
«مقدمۀ ناشر»، بزم ایران (نک : هم ، طباطبایی یزدی)؛
ملانصرالدین، به کوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
هبلهرودی، محمدعلی، مجمع الامثال، به کوشش صادق کیا، تهران، ١٣٤٤ ش.
محمد جعفری (قنواتی)