دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧ - خاوران نامه
خاوران نامه
نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خاوَرانْنامه، منظومهای دینی از ابنحسام قهستانی (دبا، ٣ / ٣٥٦-٣٥٧)، دربارۀ جنگهای حضرت علی (ع) که اساس آن افسانه و تخیل است. شمسالدین محمد ابن حسام قهستانی یا خوسفی، از شاعران معروف شیعی سدۀ ٩ ق / ١٥ م است که در خوسف قهستان (از نواحی بیرجند) زاده شد و در همانجا، به تحصیل مقدمات علوم پرداخت. پدرش اهل علم و ارشاد بود و در آن ناحیه، به زهد شهرت داشت (نک : همان، ٣ / ٣٥٦-٣٥٧؛ آیتی، ٢٥١-٢٥٢). وی نزد امیر سید محمد شیرازی، از دانشمندان آن روزگار، به تحصیل علوم پرداخت و از او «رخصت حدیث» یافت (همو، ٢٢٠). ابنحسام مردی آزاده و وارسته بود و زندگانی را به زراعت میگذرانید (همو، ٢٥١-٢٥٢). دولتشاه سمرقندی مینویسد: «از دهقنت نان حلال حاصل کردی و گاو بستی و صباح که به صحرا رفتی، تا شام اشعار خود را بر دستۀ بیل نوشتی ... » (ص ٣٣٠)؛ ازاینرو، با وجود توانایی در قصیدهسرایی، به مدح سلاطین و حکام زمان نپرداخته، و قصایدش تمامی در ستایش بزرگان دین و مدح و ثنای خاندان نبوت است. از ابنحسام دیوان اشعار (نک : صفا، ٤ / ٢٧٩)، «نظم نثر اللآلی»، ترجمۀ منظوم «کلمات قصار حضرت علی (ع)» همراه دیوان وی (ص ٤٧٤-٤٨٤) و «دلائل النبوة و نسبنامه» برجا ست (همان، ٤٨٥- ٥٤٨؛ برای آگاهی بیشتر از زندگی او، نک : احمدی، ٤٩-٧٢؛ نیز مرادی، ٣-١٣).
منظومۀ خاوراننامه دربردارندۀ ٥٠٠‘٢٢ بیت، در بحر متقارب مثمن مقصور سروده شده، و در آن، افسانهها و داستانهای خیالی از سفرها، جنگها و دلاوریهای حضرت علی بن ابیطالب (ع) و یارانش، مالک اشتر و ابوالمحجن، در سرزمین خاوران، با شاه خاور به نام «قباد» و شاهان بتپرست دیگر به نامهای طهماس شاه و صلصال شاه و سپاه دیوان و اژدها به نظم کشیده شده است (ذکاء، ١٧). خلاصهای از این اثر با عنوان تازیاننامۀ پارسی به شکل انتقادی چاپ شده است. ارجاعات این مقاله نیز به سبب در دسترس نبودن نسخۀ اصلی به همین چاپ است.
شاعر در نظم کتاب چنانکه خود گوید، به اثری به زبان عربی نظر داشته است: چو بر سال هشتصد بیفزود سی / شد این نامۀ تازیان پارسی ( تازیاننامه ... ، ٣١٥). برخی از مؤلفان قدیم و جدید از این منظومه با نام خاورنامه (شوشتری، ٢ / ٦٨٢؛ معصوم علیشاه، ٣ / ١١٢؛ خواندمیر، ٤ / ٣٣٦؛ رازی، ٢ / ٣٢٥) یاد کردهاند؛ درحالیکه شاعر بهروشنی، آن را خاوراننامه نامیده است: مَر این نامه را خاوراننامه نام / نهادم که در خاوران شد تمام ( تازیاننامه، ٣١٤).
به نوشتۀ محجوب، هر نوع داستانی که قهرمان آن حضرت علی (ع) است، خاورنامه نامیده میشود و بر همین اساس، وی رموز حمزه و داستانهایی از این قبیل را نیز ذیل مجموعههایی به نام خاورنامه قرار میدهد (ص ١٢٤٥) که به نظر میرسد عنوان دیگری برای حیدرنامههای معروف عصر صفوی باشد.
آنچه خاوراننامه را از حیث ادبی، بیبدیل و اعجابانگیز، و در میان آثار شعری ماندگار مینماید، هنر شاعری ابنحسام در توصیف صحنههای رزمی و بهویژه بزمی آن است (مرادی، ١٣). وصف ابنحسام از مناظر، صحنهها، اشخاص و مکانها بسیار ماهرانه، و یادآور هنر شاعری فردوسی و نظامی است. اِشراف او بر علوم و یادکرد از اصطلاحات فنون نیز گویای تسلط شاعر بر این علوم است. توان و قدرت او در کاربرد زبان، بهویژه زبان شاعرانه و ادبی، و به خدمت گرفتن آن در متن داستان برای پیشبرد محتوا و برانگیختن حس اعجاب و تحریض خواننده، نیز ایجاد کشش در وی بسیار تحسینبرانگیز و موفق بوده است.
از آنجاکه هدف این داستان تقویت ایمان مردم و برانگیختن احساسات شیعیان و دوستداران علی (ع) بوده است، درستی روایات تاریخی مورد نظر نبوده، و از عناصر قصص و افسانههای دیو و جن و پریان، و همچنین رفتن به کوه قاف، کوه بلور و قصر سلیمان استفاده شده است.
خرق عادات داستانی بهطور گستردهای حوادث داستان را پیش میبرد: خوردن گوشت انسان، عمر طولانی، گرگهای شاخدار، شکستن طلسم، الهام غیبی، شفا یافتن، کوه داغ و یخبسته، پریزاده، سپاه دیو و غول، هاتف غیبی، توبرۀ جادویی، محوشدن، ربودن اهریمن میرزنهارخوار را از میان کشتی، جنگ با اژدها، نبرد با سپاه دیوان سیهچهره، دیو جادو، مسخ شدن، اژدها شدن چوب، شیر سیاه، طلسمات، یافتن صندوق سلیمان و جز آنها.
در این منظومه، قهرمانان بسیار متنوعاند؛ گروهی از آنها مثل مالک اشتر، ابوالمحجن و عمرو بن امیه هویت تاریخی دارند و برخی دیگر ساختگیاند، مثل عملاق، قرطاس، عبدوی، هلال هبیره، دلافروز، قطّار، چیپال زنگی، رعد عمار، میرسیّاف، خاوران قباد، پیر چندهزار ساله، ایلاق، پیر غارنشین، همسر خاورانشاه، جمشیدشاه، گلچهر، شهبال جادو، میر زنهارخوار، قرهطاغون، تهماس، خونریز ابلیسصفت، قرطاس ساحلی، کلاهون، مهیار، جنگجوی ساحلی، فتاح شبرو، کوتوال شاه، پیرزن جادو، ارغون کوهی، صلصالشاه، شمامه، سربال، و جز آنها.
خاوراننامه در ایران و هند شهرت و رواج بسیار داشته است؛ بهطوریکه ابنحسام را «فردوسی ثانی» لقب دادهاند (اته، I / ٥٦٠). این منظومه چندینبار در ایران و هند به چاپ رسیده، و کهنترین چاپ آن در ١٨٦٠ م، در تبریز بوده است (مشار، ٢ / ١٨٦٠-١٨٦١).
نسخ خطی فراوانی نیز از این اثر وجود دارد که در مقدمۀ دیوان چاپشدۀ وی به تفصیل معرفی شدهاند (احمدی، ٤٩-٧٢)؛ کهنترین آنها نسخۀ موزۀ هنرهای تزیینی تهران است که هماکنون در کتابخانۀ کاخ گلستان نگهداری میشود. این نسخه ١٥٥ قطعه نقاشی داشته که اکنون تنها ١١٥ قطعه از آن باقی مانده، و ٤٠ نگارۀ دیگر در مجموعههای مختلف پراکنده است. متخصصان اروپایی سبک این نقاشیها را «سبک ترکمان» نامیدهاند. برخی از نگارهها تاریخ ٨٨٢ ق / ١٤٧٧ م را دارد و به امضای نقاشی به نام فرهاد است (برای آگاهی از گزارش مفصلی از این نسخۀ نفیس، نک : ذکاء، ٢٢- ٢٩).
مآخذ
آیتی، محمدحسین، بهارستان، در تاریخ و تراجم رجال قاینات و قهستان، تهران، ١٣٢٧ ش؛
ابنحسام قهستانی، محمد، تازیاننامۀ پارسی (خلاصۀ خاوراننامه)، به کوشش حمیدالله مرادی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
همو، دیوان، به کوشش احمد احمدی بیرجندی و محمدتقی سالک، مشهد، ١٣٦٦ ش؛
احمدی بیرجندی، احمد و محمدتقی سالک، مقدمه بر دیوان ابنحسام قهستانی (هم )؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیبالسیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
دبا؛
دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به کوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
ذکاء، یحیى، «خاوراننامه»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٣ ش، شم ٢٠؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٦٥ ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات ایران، تلخیص محمد ترابی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
محجوب، محمدجعفر، ادبیات عامیانۀ ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران، ١٣٨٧ ش؛
مرادی، حمیدالله، مقدمه بر تازیاننامۀ پارسی (نک : هم ، ابنحسام قهستانی)؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥١ ش؛
معصوم علیشاه، محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ ش؛
نیز:
Ethé, H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, ١٩٠٣.
حسن ذوالفقاری