دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٦ - خاطرات مونس الدوله

خاطرات مونس الدوله


نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

خاطِراتِ مونِسُ‌الدّوله، اثر ماه‌وش خانم مونس‌الدوله، ندیمۀ انیس‌الدوله، سوگلیِ حرم ناصرالدین شاه. در این کتاب، بسیاری از آداب و سنن و باورهای مردم تهران و به‌خصوص حرم‌سرای ناصری و زندگی اجتماعی زنان در دورۀ قاجار تشریح شده است.
ماه‌وش خانم ملقب به مونس‌الدوله (ز ١٢٨٨ ق / ١٨٧١ م)، از زنان مجرب و دنیادیده و متجدد دورۀ خود بوده، و در ردیف اعیان و اشراف پایتخت می‌زیسته، و زیروبم آیینها و رسوم خانواده‌های عصر خویش را خوب می‌دانسته است. او از زنانی بود که به حج رفته، و به کشور فرانسه نیز سفر کرده بود و با زبان آنجا آشنا بود (مونس‌الدوله، ١٧؛ نیز نک‌ : «مونس‌الدوله ... »، ١٠-١١). همچنین، در زمان حکومت محمدرضا پهلوی، به کشور سویس سفرکرده، و در مجلس ضیافت شامی که سفارت ایران ترتیب داده بوده، شرکت داشته است (مونس‌الدوله، ٣٣٢-٣٣٣).
طی سالهای ١٣١٣-١٣١٤ ش که کانون بانوان تشکیل گردید، مونس‌الدوله با اینکه بیش از ٦٠ سال داشت، در یکی از مجالس کانون که سخنران آن فروغی بود، شرکت داشت (همو، ٣٥١). اشارۀ او به مجلات یادگار (ص ٣٤٣) و زن روز (ص ٢٩٥) و نیز استناد وی به آثار شماری از جهانگردان و سفرنامه‌نویسانی چون لیدی شیل، مادام دلا سرلا (ص ١٠٤)، لرد کرزن (ص ١٢٥)، میس سایکس انگلیسی (ص ٢١٨) و دیولافوا (ص ٢٢٣)، و همچنین به یادداشتهای خانم دکتر آمریکایی (ص ٣١٤- ٣١٥) و سخنان دکتر جردن (ص ٣٥٠)، در جای جای کتاب، همگی نشان از میزان شیفتگی مونس‌الدوله به مطالعه، حتى در سنین کهولت، دارد.
مونس‌الدوله را می‌توان در جرگۀ معدود زنان خاطره‌نویس ایرانی به شمار آورد و به‌سبب همدم بودن وی با مشهورترین زن حرم ناصری یعنی انیس‌الدوله، اطلاعات او از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است (سعدوندیان، ٣-٤). اگرچه کتاب مونس‌الدوله از نوع خاطره‌نویسی است، اما بیشتر شامل موضوعاتی است که مؤلف از زندگی زنان دورۀ قاجار دریافته است (ص ١٦-١٧)؛ از همین رو ست که با توجه به جامعۀ بستۀ زنان ایرانی در آن دوران (نک‌ : ص ٨)، این میزان اطلاعات از پشت دیوارهای بلند زندگی آنان، اگر نه بی‌نظیر، دست‌کم کم‌نظیر است. همان‌گونه که از خاطرات او نیز می‌توان دریافت، در روزگار قاجار، مردان و زنان در دو دنیای جدا از هم زندگی می‌کردند. جهان اندرونی زنان کاملاً متمایز از جهان مردان بود، جهانی که در آن، زنان حتى تنها میهمانی می‌گرفتند (ص ١٨١-١٨٤). آنها جز محیط بستۀ خانه، هیچ اختلاطی با مردان نداشتند؛ در محیطی که به گفتۀ مکرر مونس‌الدوله در جای‌جای کتاب، زنان چیزی به‌جز بخشی از اموال مرد به‌شمار نمی‌رفتند. در این دنیای بسته که احدی از مردان به‌جز صاحب حرم را در آن راه نبوده است (ص ٣٣)، به‌جز یک زن، چه کسی می‌توانسته از رازها و آداب و سنن آن اطلاع یابد و آن را برای آیندگان بازگو نماید؟
این اثر اگرچه در روزگار کهن‌سالی مؤلف و سالها پس از سقوط قاجاریه و زمان وقوع حوادث و اتفاقات گزارش‌شده، به نگارش درآمده است (سعدوندیان، همانجا)، اما به تأکید مکرر نویسنده، براساس یادداشتهای بی‌شمار او از دیده‌ها و تجارب شخصی‌اش (ص ١٦-١٧) و نیز روایتهای نزدیکانی همچون مادر و مادربزرگش تدوین یافته است («مونس‌الدوله»، ١١).
مؤلف برحسب عادت و از سر کنجکاوی، از روزگار جوانی، هر آنچه به نظرش جالب می‌آمده، یادداشت کرده، تا آنجا که به گفتۀ خود، در زمان تألیف یک خروار یادداشت داشته است. افزون بر این، خانۀ پدری و نیز خانۀ همسرش در شمار خانه‌های اعیانی تهران بوده است و «همه جور آدم از خانمهای درجه اول تا زنهای محله‌های پایین به اندرون» می‌رفتند (ص ١٦، ١٧)؛ ازاین‌رو، به صحت مطالب کتاب به میزان قابل توجهی می‌توان اعتماد کرد. برای نمونه، زندگی‌نامۀ مشدی گلین خانم (ه‌ م) در فصل ١٩ کتاب را می‌توان با آنچه الول ساتن (ه‌ م) آورده است، مقایسه کرد (مارتسلف، ٩-١٢؛ نیز نک‌ : الول ساتن، سراسر کتاب؛ شعبانی، ٥٢٩- ٥٣٩).
انگیزۀ اصلی از تألیف و گردآوری این خاطرات، چاپ سلسله‌مقالاتی دربارۀ زندگی زنان در دورۀ قاجار بود که در ١٣٤٥ ش طی ٤ شمارۀ پیاپی در مجلۀ زن روز به چاپ رسید. این مقالات، مونس‌الدوله را که در آن زمان، به گفتۀ خود، ٩٥ یا ٩٦ ساله بوده، بر آن داشت «تا خاطرات خود را محض اطلاع معاصرین از کم و کیف گذران زنان در زمان قجر بیان دارد». البته او به‌سبب گرایشهای مذهبی خود، اجازۀ چاپ عکسهایش را به مجله نداد. سرانجام در ١٣٨٠ ش، سیروس سعدوندیان این مجموعه‌مقالات را گردآوری کرد و با حذف بخشهایی اندک، به چاپ رساند (سعدوندیان، ٣-٤؛ «مونس‌الدوله»، ١٠-١١).
کتاب در ٤١ فصل تدوین شده است، و هریک از آنها به موضوعی کلی اختصاص دارد؛ موضوعاتی همچون آرایش، ازدواج (از خواستگاری گرفته تا روز پاتختی)، مهریه و طلاق، هووداری، بارداری و زایمان، دوا و درمان، سفر و مهمانی و انواع سرگرمیها. در حقیقت، مونس‌الدوله با اشاره به تاریخ تولد خود در آغاز کتاب، زندگی و هویت زن ایرانی را از بدو تولد با توصیف یک سری باورها و نیز آداب و سنن دربارۀ پسرخواهی مردان، و به قول خودش مصیبت دختر بودن، و به تبع آن، موضوع زایمان، تا ریزترین زوایای زندگی روزمرۀ زنان شرح می‌دهد. وی همچنین در هر فصل، به نمونه‌ها و مصداقهای گوناگونی از اقشار مختلف جامعه اشاره می‌کند. اگرچه او از خانوادۀ اعیان و اشراف برخاسته بود، اما دید او به افرادْ طبقاتی نیست؛ کسانی که او به معرفی و گاه شرح نکات ریز زندگی‌شان می‌پردازد، افرادی بسیار عادی از کوچه‌بازارند: فلان ماما، بهمان عطار، مطربچی و بندانداز و جز اینها؛ از این جهت تا حد بسیار قابل توجهی، پژوهشگر را با چگونگی زندگی اجتماعی مردم ایران در آن زمان و حتى تاریخ برخی از فنون، چون آرایشگری، موسیقی و نمایش آشنا می‌سازد.
کتابْ نثری روان و بی‌آلایش دارد و به اقتضای سن مؤلف، بیشتر حال و هوای قصه‌هایی را تداعی می‌کند که مادربزرگها برای نوادگانشان از روزگار جوانی خود بازگو می‌کنند. ازاین‌رو، ابتدا و انتهای مقالات آکنده از مطالبی است در بیان تأثر و تأسف نویسنده بر احوال زنان دوران ناصری و آگاه ساختن زنان جوان و دختران بر اینکه نسبت به روزگار مادربزرگانشان تا چه حد از آسایش و آزادی بهره‌مندند. او آگاهانه به تحلیل جایگاه زنان در روزگار جوانی خود می‌پردازد؛ ازاین‌رو ست که از زن ایلاتی و میزان آزادی و آزادگی او سخت تمجید می‌کند و بر این باور است که او نسبت به زن شهری، از آزادی بیشتری برخوردار است (فصل ٢٣). وی زندگی زنان شهرستانی را به مراتب سخت‌تر از زن تهرانی، و زندگی زنان در حرم و دربار را سخت‌تر از همۀ اینها می‌داند.
مؤلف که شاهد تحولاتی در زندگی زنان به‌خصوص در دوران محمدرضا پهلوی است، در سراسر کتاب، از شرایط سخت زندگی زنان در دورۀ قاجار سخن می‌گوید و این دو دوره را با یکدیگر مقایسه می‌کند. با این‌همه، مونس‌الدوله با دل‌تنگی، اساس خانواده در دورۀ قاجار را بسیار محکم‌تر از زمان تألیف کتابش می‌داند و از عشق حقیقی و وفاداری میان زوجها، چه در میان عامۀ مردم و چه در میان بزرگان، یاد می‌کند. برای نمونه، او از عشق ناصرالدین شاه به جیران (فصل ٢٥) و عشق انیس‌الدوله به ناصرالدین شاه (فصل ١٦) و علاقۀ قمرالسلطنه به سپهسالار (ص ٢٦٠-٢٦١) نام می‌برد و دختران دهۀ ٤٠ را به‌سبب ناآشنایی با آداب خانه‌داری و شوهرداری ملامت می‌کند (فصل ٣٣).
مونس‌الدوله همچنین در خاطرات خود از شماری از زنان نامدار و صاحب قدرت یاد می‌کند، مانند مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه، و بی‌بی شمس‌الملوک همسر آقاخان دوم، پیشوای اسماعیلیه (فصل ٣٢)، و نیز زنان شاعر، عارف و صوفی‌منش که شمارشان کم، اما شهرتشان فراوان بود و معمولاً از خانواده‌های اشراف بودند و خطی خوش داشتند (فصل ٢٩).
وصفهای مونس‌الدوله بسیار دقیق است و به ریزه‌کاریهای مسائل توجهی خاص دارد. لباسها (ص ١٢٦-١٢٧، ١٥٧- ١٥٩)، مهمانیهای باشکوه درباری (ص ٢٦٨-٢٧٠)، سفرها (ص ١١٨-١٢٦)، وسایل حمل‌ونقل (ص ١٧، ١١٩، ١٢٧، ١٣٠، ١٤٧)، اسباب زندگانی (ص ٤٤- ٤٥، ٣٠٨)، ملزومات سفره‌های نذری (ص ١١٤-١١٧)، خوانچه‌های عقد (ص ٣٧) و فهرست اقلام سیسمونی (چون روروک و پستانک) (ص ٧٥- ٧٨) آن‌چنان دقیق وصف گردیده، که گویی در پیش چشمان خواننده نقاشی شده‌اند (ص ١٦٣).
مونس‌الدوله دربارۀ آرایش و پوشاک زنان نیز بسیار تیزبینانه سخن می‌گوید. او در باب آرایش، به شرح بسیاری از ادوات آرایشی، کلاه‌گیس، گیس عاریه و بازار گیس‌فروشها و نیز افرادی که به این فنون اشتغال دارند، می‌پردازد (فصل ٢). در زمینۀ پوشش نیز او به انواع چادر در نقاط مختلف ایران اشاره می‌کند و از تمایل زنان به استفاده از چادر عربی و استانبولی، پس از بازگشت از سفر حج و شام، یاد می‌کند (ص ١٢٦-١٢٧، ٢٢٢-٢٢٤)؛ و اضافه می‌کند که در ایران، حتى زنان ارمنی چادر به سر می‌کردند (ص ٣١٨). او همچنین شرح می‌دهد چادری که زنان در اندرونی و در مجالس زنانه (چادرنماز) به سر داشتند، با چادر بیرون تفاوت داشته است و هرگاه از محیطِ خارج به داخل و محفل زنانه‌ای وارد می‌شدند، بلافاصله چادرشان را عوض می‌کردند (ص ١٣٧). وی با نقل گزارشهایی از انواع لباسهای وارداتی (ص ٣١٩-٣٢٠) و کفشهای پاشنه‌بلند (ص ٢٧٨) و مقابلۀ افکار عمومی با آنها، تضاد تجددخواهی و سنت‌گرایی را نشان می‌دهد.
مونس‌الدوله از توجه به تفریحات زنان نیز غافل نمانده است. بر این اساس، سفرهای زیارتی را عمده‌ترین تفرج زنان این دوره می‌توان به شمار آورد. افزون بر سفر عتبات و حج ــ که گاه با بازگشت از راه شام و زیارت قبر حضرت رقیه (ع) همراه بود (ص ١٢٦-١٢٧) ــ رفتن به اماکن زیارتی‌ای چون امامزاده داوود، بی‌بی زبیده، سید ملک خاتون، امامزاده گل زرد، امامزاده معصوم، حضرت عبدالعظیم (ع) و بی‌بی شهربانو از مشهورترین این‌گونه سفرها بود (ص ١٢٩-١٣٧)، که هریک از آنها آداب و مراسم خود را به همراه داشت. چگونگی عزیمت به این سفرها، وسایل حمل‌ونقل، اماکن و مردانی که برای همراهی زنان بیوه به‌طور حرفه‌ای آمادۀ صیغه‌خواندن بودند (ص ١٢١-١٢٦)، زنان قصه‌گویی که در تختهای روان و دیگر وسایل حمل‌ونقل به سرگرم‌کردن مسافران می‌پرداختند (ص ١٧)، و آداب و رسوم سفر، همچون آش پشت‌پا، سوغاتی و چاووشی‌خوانی (ص ١٢٣-١٢٧)، گوشه‌ای از انبوه اطلاعاتی است که به بهانۀ اشاره به موضوع سفر در جای‌جای کتاب آمده است. از دیگر گردشگاههای زنان که مخصوص اندرونی اعیان و اشراف بود و تنها مجسمۀ ایران، یعنی مجسمۀ ناصرالدین شاه، در آن قرار داشت، باغ شاه بود (ص ١٣٩-١٤٠).
گوش‌کردن به قصه‌های زنان قصه‌گو یا دلاله‌ها و دیگر زنان شاغلی که به اندرونی راه داشتند و اخبار یک اندرونی را با آب‌وتاب تمام در اندرونی دیگر نقل می‌کردند، از دیگر سرگرمیهای زنان آن دوره بود که علاوه بر جنبۀ تفریحی، زنان را با دنیای خارج پیوند می‌داد (ص ١٨٥-١٨٦). مراسمی همچون خردوانی که در حضور ناصرالدین شاه اجرا می‌شد (ص ١٤٠)، یا مراسم آیینی‌ای چون سمنوپزان، از دیگر تفریحات زنان عصر قاجار بود (ص ١٤١).
ازدواج و آداب و مراسم آن، از نحوۀ انتخاب دختر گرفته تا خواستگاری، بله‌بران، دوران نامزدی، عقدکنان، دعوت‌نامه‌ها، خوانچه‌ها، مداح و لعنت‌چی زنان، نوازنده و رقاصه، ملاهای زنانه (فصل ٣)، جهاز عروس، خلعتی، شب حنابندان، شام و پلوی عروسی (فصل ٤) که سخت بدان باور داشتند، و روز پاتختی (فصل ٥) که به‌صورت مفصل در کتاب خاطرات آمده، از بزرگ‌ترین سرگرمیهای زنان دورۀ ناصری بوده است. به این مجموعه تفریحات، شرکت در نمایشهای زنانه (ه‌ م) چون عروسی بلقیس، عروس قریش، یوسف و زلیخا، عروسی فاطمه (ع) و دهها نمایش دیگر را که در مهمانیها و مجالس اجرا می‌گردید (فصل ١٠، ١٧)، می‌توان افزود.
حمام (ه‌ م) نیز به نوبۀ خود هم گردشگاه آنها بود و هم محفل انس و سرگرمی و هم محل ضیافتهای مجلل و در حکم سالن مدهای رنگارنگ. اگرچه بسیاری از خانه‌های اشراف حمام سرخانه داشتند (ص ٩، ٢٩)، حضور در حمامهای عمومی نیز به‌سبب آنچه گـذشت و نیز از سر رقابت میـان خانواده‌های اشرافی ــ که گاه منجر به قرق‌کردن حمام می‌شد (فصل ٢٦) ــ خالی از لطف نبود.
مهمانی رفتن از دیگر تفننات زن قاجاری بود، که به‌خصوص اگر از طرف زنان حرم و یا اشراف و اعیان برپا می‌شد، با آداب و تشریفات فراوان و چشم‌وهم‌چشمیهای زنانه و صد البته، با اجرای انواع نمایشهای شادی‌آور زنانه همراه بود (ص ١٨٢-١٨٤). باید افزود که بسیاری از این دست آداب، به‌خصوص آنچه مربوط به تعالیم غربی می‌شد، مانند آموزش پیانو و مدلهای لباس و جز اینها، از طریق اروپاییانی چون مادام عباس گلساز (طوطی خانم) که در حرم، حُکم مترجم و نیز آموزگار زنان را داشت (فصل ١٥)، انتقال یافته بود.
افزون بر اینها، از آنجا که حساب سال با ماههای قمری بود، براساس باورها و سنن رایج، برای هر ماه قمری، شماری مراسم آیینی وجود داشت که از نظر مونس‌الدوله نوعی سرگرمی برای زنان به شمار می‌آمد (ص ١٧٨). برای نمونه، از آداب ماه رمضان، می‌توان از رفتن به مساجد برای ادای نماز و شنیدن موعظه که بیشتر مسجد شاه، پشت مسجد سپهسالار، پشت مسجد مروی و مقابل مسجد جمعه را شامل می‌شد، شبهای احیا، عید فطر، و جشن کلوخ‌اندازان (فصل ١٤)، اجرای مراسم تعزیه و تعزیه‌گردانی، به‌خصوص در حرم ناصری و خانۀ دختر فتحعلی‌شاه (فصل ١٠)، و نذر حلوا در شب عاشورا زیر نخل (= اتاقک چوبی مشبک به شکل ضریح پیامبر <ص>) در هر محله (ص ١٧٨- ١٧٩) یاد کرد. از مطالب خواندنی در این بخش، اشاره به آموزش تعزیه‌خوانی زنان توسط خواجگانی است که واسطۀ میان معین‌البُکا (= تعزیه‌گردان) و زنان روضه‌خوان (معمولاً آنان را ملا می‌نامیدند) بودند (ص ٩٦، ٩٨).
از مطالب بسیار سودمند کتاب، اطلاعات مفید و نسبتاً جامعی است که دربارۀ مشاغل خانمها در آن روزگار به خواننده ارائه می‌دهد؛ مشاغلی که گاه گونه‌ای همکاری میان زن و همسر و محارم زن به شمار می‌آمد، مانند تهیۀ لوازم و صنایع دستی و مواد غذایی در منزل به دست زنان، و فروش آن از سوی مردان و یا دلاله‌ها که کارشان فروش طاقه‌شالها و جواهرات و مرواریدها بود (ص ٣٣)، یا فروشندگان زنی که به داخل حرمها راه داشتند و تدارکاتشان با مردانشان بود (فصل ٢٨)؛ نیز انواع حرفه‌های گوناگون در حوزه‌های آرایشی (فصل ٢)، تقلیدچی، رقاصه و مطربهای زنانه، آوازه‌خوان و سنتورزن، ازجمله ملاهاجر خانم، مادر قمرالملوک وزیری (فصل ١٧)؛ و در حوزۀ درمانی، از ماماها و حکیمه‌خانمها گرفته که بسیاری از ایشان یهودی بودند و به‌طور تجربی نزد همسران و پدرانشان که حکیم بودند، آموزش مختصری دیده بودند و کارهای محرمانۀ زنانه و معالجۀ بچه‌های یک یا دوساله و نوزاد برعهدۀ آنان بود و صد البته وردستهایی نیز داشتند که کارهایی چون زفت‌اندازی و کوزه‌اندازی می‌کردند (فصل ٢٧)، تا دعانویسها (فصل ٢٢) و فال‌گیرها (ص ٣٤٦). در همۀ موارد مؤلف به شرح حال نمونه‌هایی از این اشخاص اشاره دارد.
یکی از خواندنی‌ترین گزارشها، ماجرای حاجی گیلانی خانوم، مأمور زن کلانتری است که پیش از مشروطه، در کلانتری به مرافعه‌های زنانه رسیدگی می‌کرد (ص ٨-١٥). نکتۀ قابل توجه دربارۀ بسیاری از این افراد این است که بسیاری از زنان آن روزگار، این افراد را نامحرم دانسته و از آنها رو می‌گرفتند، زیرا از دیدگاه ایشان، معتقدان به سایر ادیان و نیز زنانی که از مردها رو نمی‌گرفتند، مثل مرد نامحرم بودند (برای نمونه، نک‌ : ص ٨، ٣١٥).
شرح نخستین تلاشها برای تأسیس مدارس دخترانه (فصل ٣٨) و باور عامه نسبت به آموزش دختران که دختر باسواد عاشق‌پیشه از آب درمی‌آید یا اگر خط بداند نامۀ عاشقانه می‌نویسد، یا اشاره به نخستین بیمارستانها و وضعیت بهداشتی ـ درمانی مردم، تنها دندان‌ساز تهران و باور مردم دربارۀ دندان مصنوعی و هاونهایی که کار دندان را می‌کرد (ص ١٨- ١٩)، نخستین سینما (ص ٢٩٤)، نخستین یتیم‌خانه (ص ٣٣٦- ٣٣٨)، چگونگی پیدایش گودهای تهران (ص ٣٥١)، سابقۀ کنیزداری و انواع آنها (کنیزهای سیاه و سفید، دده‌ها، گیس‌سفیدها، پیشخدمتها، کلفتها، آشپزها، اتاقدارها، صندوقدارها) (فصل ٣٠)، خرید و فروش کنیز پیش از مشروطه و قانون منع آن و گرفتن آزادنامه (فصل ٣٤)، و به‌طورکلی، اوضاع قبل از مشروطه و تحولات پس از آن، از نکات حائز اهمیت کتاب است.
دنیای زن در دورۀ قاجار و به‌تبع آن، در کتاب مونس‌الدوله، محدود به محیط خانه بود. درنتیجه، بزرگ‌ترین دغدغۀ زن در آن جهان کوچک، شوهرداری بود، که مهم‌ترین هنر او نیز به‌شمار می‌آمد، به‌ویژه که این دنیا پیوسته از طرف هووها، صیغه‌های بی‌حد و نیز کنیزکهای خوش چشم و ابرو که به ثَمَن بَخْس خریداری شده بودند، پیوسته در معرض تهدید بود و با فتنۀ زنان حسود منجر به حوادثی تلخ می‌گشت (فصل ٣١)، تا آنجا که موجب رواج مثلهایی چون «شوهر داری بر سر داری» (ص ٢٧٥) شد که هنوز نیز کاربرد دارد. طلاق نیز ننگی بود که گاه زن را تا سرحد خودکشی می‌کشاند (ص ١٩٤- ١٩٩، ٣٢١).
همین احساس ناامنی باعث می‌شد که زنان به دراویش، دعانویسها (ص ٢٠٨-٢١٢)، رمالها و جادوگرها (ص ٦٢، ٧٤) مراجعه کنند؛ و ضمناً زمینۀ کاربرد دائمی اسباب سحر و جادو و چوب سواحل، شرف شمس، مهرۀ خر، سوزن غساله (ص ٥٨-٦٠)، طلسم آصف برزیا، ناخن‌نویسی (ص ٢٠٢-٢٠٣)، و انواع بخت‌گشایی چهارشنبه‌سوری، سیزده‌بدر، آش نخودِ لا الٰه الا اللّٰه، حنای سی‌تبارک، آجیل مشکل‌گشا همراه با بازگویی داستان آن، و سفره‌های بی‌بی حور، بی‌بی نور (ص ١١٠-١١٦) و بی‌بی سه‌شنبه (ص ٨١-٨٢) را فراهم نمایند.
در این میان، بارداری یا ناباروری (ص ٧١-٧٤)، زایمان و حوادث ناشی از آن و در پی آنها، باور به آل (ص ٨٢) و بی‌وقتی (ص ٧٣) سبب رواج گستردۀ حاجت‌خواهی و تمسک به توپ‌مروارید و پلکان نقاره‌خانه برای پرهیز از چشم‌زخم و مریضی مادر و نوزاد گشته بود (ص ٩٥، ١١٣).
از دیگر نکاتی که در این اثر آمده، توضیح شماری از اصطلاحاتی است که امروزه به‌عنوان مثل در میان عامۀ مردم رایج است، چون شمبله‌غوره (ص ١٧٢) و باباقابچی (ص ٣٣٠) و آقابالاسر (ص ١٩٥)، و یا تطبیق محل اماکن و ساختمانهای آن زمان با نامهای امروزی‌شان است، که می‌تواند برای پژوهشگران بسیار حائز اهمیت باشد.

مآخذ

الول‌ساتن، ل. پ.، قصه‌های مشدی گلین خانم، به کوشش ا. مارتسلف و دیگران، تهران، ١٣٧٤ ش؛
سعدوندیان، سیروس، مقدمه بر خاطرات مونس‌الدوله (هم‌ )؛
شعبانی، احمد، «قصه‌هایی به روایت مونس‌الدوله»، پژوهشهای ایران‌شناسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٨٤ ش، ج ١٥؛
مارتسلف، ا.، مقدمه بر قصه‌های مشدی گلین خانم (نک‌ : هم‌ ، الول‌ساتن)؛
مونس‌الدوله، خاطرات، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ١٣٨٠ ش؛
«مونس‌الدوله از چهرۀ زندگانی زن صد سال پیش پرده برمی‌دارد»، زن روز، تهران، ١٣٤٥ ش، شم‌ ٨٣.

مریم صادقی