دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣ - ارسل، سفرنامه

ارسل، سفرنامه


نویسنده (ها) :
عزت الله مسرور
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٧ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

اُرْسُل، سَفَرْنامه، گزارش سفر ارنست ارسل (ز ١٨٥٨م / ١٢٧٤ق)، حقوق‌دان و جهانگرد بلژیکی با عنوان سفرنامۀ قفقاز و ایران که در عصر ناصرالدین شاه قاجار به ایران سفرکرده است.
ارسل ازجمله جهانگردانی است که با پیشینۀ مطالعاتی خود دربارۀ ایران و قفقاز، و به انگیزۀ تحقیق و تفحص به ایران سفر کرده، و سعی داشته است تا مشاهدات خود را بی‌کم وکاست روی کاغذ بیاورد. توانایی قابل تأمل نویسنده در شرح فضای اجتماعی و فرهنگی سرزمین ایران و دقت‌نظر او در وصف دیده‌هایش، سفرنامۀ وی را در زمرۀ یکی از بهترین آثار موجود برای تحقیقات مردم‌شناسی دوره‌ای خاص از عصر قاجار، قرار می‌دهد. اگرچه برخی اظهارنظرهای ارسل مثل ترک‌دانستن تالشیها (ص ١٤٨) یا وجه تسمیۀ شمیران که آن را شمع ایران (شم ایران) دانسته است (ص ٢٨٢)، از لحاظ علمی صحیح نیست، اما آگاهیهای موثق و گزارشهای مستند او در این اثر، بیانگر ارزش بارز این کتاب به‌عنوان یک منبع تحقیقاتی است.
مسیر حرکت ارسل از روسیه به تفلیس و ایروان و باکو و از آنجا به گیلان، قزوین و تهران، سپس بازگشت دوباره به مازندران و در پایان، خروج از ایران بوده است. او افزون‌بر گزارش وقایع سفر و وصف محیطی که در آن قرار می‌گیرد، گاه دربارۀ ویژگیهای فردی یا گروهی مردم ایران، به اظهارنظر می‌پردازد؛ مثلاً درگذر از شهرهای حاشیۀ خزر، ایرانیها را سخت پایبند ادب و نزاکت و حفظ ظاهر معرفی می‌کند (ص ١٥٣).
ارسل هوای گیلان را بسیار نامطبوع و مستعد ایجاد انواع بیماری و تبهای گوناگون ‌دانسته، و در تعجب است که چرا اهالی این شهر به آب و هوا و اقلیم سرزمین خود بسیار می‌بالند. او در این زمینه به باورهای مردم گیلان اشاره می‌کند و از قول آنها می‌نویسد: «اگر کسی در بلندترین قلۀ کوههای ما بایستد، وجود او به دو قسمت تقسیم می‌شود؛ آن قسمت از ریش او که رو به جانب ما ست، نمناک و آکنده از عطر گلهای سرزمین سرسبز ما، اما آن نصف دیگر مانند خار و خسک بیابانهای ایران، خشک و گردآلود می‌شود» (ص ١٥٩). از ویژگیهای ارسل علاقه به ثبت واژه‌های محلی برای اسامی خاص است؛ به‌عنوان مثال کلماتی مانند خِتام، لانه، تلنبار و کِندوج که در گیلان کاربرد داشته‌اند (ص ١٦٣).
ارسل در سفرنامۀ خود به برخی باورهای محلی دربارۀ غذاهای مختلف اشاره می‌کند؛ برای مثال اینکه در گیلان برخلاف تهران، خوردن ماهی مطلوب است، و نان خوراکی ناسالم و مضر به‌شمار می‌رود؛ یا نفرینی که در منطقۀ گیلان با این عبارت «الٰهی نان بخوری و بترکی» رواج داشته است؛ همچنین اشاره به رسم خوردن برنج با روغن زیتون در میان گیلانیها، در حالی‌که مردم سایر نقاط ایران از روغن کنجد استفاده می‌کردند (ص ١٧١).
گاهی مؤلف با توجه به آگاهیهای محلی و مطالعات پیشین خود، دربارۀ خاستگاه قومی، گویش و عادات مردم یک منطقه اظهارنظر کرده است؛ مثلاً منجیلیها را از بازماندگان برزگران کرد، از طایفۀ رشوند، با گویشی مخلوط از ترکی و فارسی معرفی می‌کند (ص ١٧٢)، و یا مردم قزوین را به‌جهت اعتقادات مذهبی ایشان به‌ویژه در قبال مسیحیان و نجس و ناپاک دانستن آنها، متعصب‌ترین و مذهبی‌ترین مردم ایران دانسته است، هرچند آنها را بسیار شجاع و مهربان وصف می‌کند (ص ١٩٠). عشایر و نوع زندگی آنها نیز مورد توجه مؤلف بوده است (برای نمونه، نک‌ : ص ٢٠٢، نیز ٣٠٢-٣٠٣).
سوزمانیها (کولیها) در مسیر قزوین به تهران، سخت مورد توجه ارسل قرارگرفته‌اند. او به وصف زنان زیبا و بی‌حجاب آنها پرداخته، سپس با شور و شوق به شرح جزئیات مراسم پذیرایی آنها از او و همراهانش که با موسیقی و رقص دختران همراه بوده است، می‌پردازد (ص ٢٠٣-٢٠٤).
تهران بیشترین اهمیت را برای ارسل داشته است، زیرا بخش مفصلی را به این شهر، ازجمله معماری، مردم، درباریان و بسیاری مسائل دیگر آن اختصاص داده است. وصفِ خیابانهای اصلی تهران، بازار و به‌ویژه قشرهای مختلف اجتماع از کسبه و افراد متشخص گرفته تا دوره‌گردها، رقاصان یهودی، لوطیها، مارگیرها و عنتربازها در شمار بهترین توصیفهای او ست، به‌طوری‌که با مطالعۀ گزارشهای وی به خوبی می‌توان حال و هـوا و فضای آن روزگار شهر را بازسازی کـرد (نک‌ : ص ٢١٤-٢١٩). توجه ارسل فقط خاص اماکن شلوغ و پرتردد مثل میدانهای اصلی و بازار نیست، بلکه محله‌ها و کوچه‌های قدیمی خلوت و اصیل‌ را نیز مورد توجه قرار داده، و با دقت وصف کرده است (ص ٢٢٢-٢٢٣). شرحی که او از محله‌های فقیر و ساکنان تهی‌دست آن به‌دست می‌دهد، بسیار تکان‌دهنده و انزجار‌آور است (نک‌ : ص ٢٢٥). وصف گونه‌های متعدد زندگی فرهنگی مردم شهر، در اماکنی چون کوچۀ نقاره‌خانه، کنار توپ مروارید، دکانهای ریز و درشت، و نیز فعالیتهای عمومی در آنها مانند نقالی بـه تفصیل آمده است (نک‌ : ص ٢٢٦-٢٣٠).
لوطیها ازجمله اقشاری هستند که ارسل در این سفرنامه‌ به آنها پرداخته است. او می‌نویسد: «لوطی مردی است که شغل معین و ثابتی ندارد مگر تردستی، دلالی، پااندازی، نقالی، سمساری و کارهایی جز آن». مؤلف آنها را کلاهبردارانی ماهر و گاه باج‌بگیر و زورگو، و مشتریان دائمی میخانه‌ها می‌داند. از نظر وی هدف لوطی تنها گذران زندگی براساس خواستۀ دل است. او به‌برخی صفات پسندیدۀ لوطیها همچون جوانمردی، از خودگذشتگی و شهامت نیز اشاره می‌کند (ص ٢٤٠).
ازجمله مراسمی که مؤلف با دیدۀ انتقاد به آن نگریسته، مراسم قربانی شتر در میدان شهر و رفتارهای صورت‌گرفته طی این مراسم است (ص ٢٧٢-٢٧٣). ارسل تحت تأثیر مراسم زورخانه و ورزش پهلوانی و مهارتهای ورزشکاران نیز قرارگرفته است (ص ٢٨٠).
از دیگر صحنه‌هایی که ارسل وصف می‌کند، تفریح و تفرج مردم در اطراف زیارتگاهها ست که به‌نظر وی از لحاظ تنوع صحنه‌های جالب توجه و مناظر تماشایی، دیدنی است؛ او با تفصیل به شرح رفتار این مردم که آنها را «ایتالیاییهای مشرق زمین» خطاب کرده است، می‌پردازد (نک‌ : ص ٢٨٨).
ارسل بیان می‌کند که در میان مردم دماوند، افسانه‌هایی دربارۀ کـوه مقدس دمـاوند ــ مـادر تمامی کوههای عالم ــ رواج داشت؛ به باور مردم، دیوها گرداگرد این کوه اقامت داشتند و ستارگان ٧ صورت فلکی دور آن می‌چرخیدند؛ کشتی نوح (ع) با قلۀ این کوه که سرچشمۀ همۀ آبهای روی زمین است، برخورد کرده است؛ همچنین در دهکدۀ مجاور این کوهستان به مناسبت پیروزی فریدون بر ضحاک، همه‌ساله جشنی باشکوه برگزار می‌شود (ص ٢٩٦).
ارسل نظر بسیار مثبتی دربارۀ ایرانیان و خصوصیات جسمانی و اخلاقی آنها دارد، هرچند گاه از آنها انتقادهای نسبتاً تندی می‌کند؛ اما در مجموع ایرانیان را ملتی کهن‌سال، پابرجا، پرجاذبه و دارای ریشه‌های مستحکم می‌داند. از نظر او به‌رغم تعصبات شدید مذهبی که در میان مردم مسلمان رایج است، ایرانیها بسیار آزاد اندیش و بزرگ‌منش‌اند (ص ٣١٨-٣١٩). به اعتقاد او، ایرانیها از لحاظ جسمانی در میان تمام ملتهای دنیا، نمونۀ زیبایی واقعی به‌شمار می‌روند و از لحاظ معنوی مردمانی با قوۀ درک و یادگیری بالا و حافظه‌ای فوق‌العاده هستند، اما متأسفانه ثبات رأی ندارند، کمتر درصدد غور و بررسی عمیق برمی‌آیند، از لحاظ روحی و اخلاقی خصوصیات نیاکان خود را به‌طور کامل از دست داده‌اند و برخلاف آموزه‌های کهن مبنی بر راست‌گویی و صداقت، بسیار دروغ‌گو هستند تا حدی که خود به آن اذعان دارند. او ایرانیان امروز را برخلاف اسلافشان، اصلاً شجاع نمی‌داند (نک‌ : ص ٣٠٥).
ارسل سفر خود را از طریق کوههای قفقاز و از میان اقوام متعدد ساکن در آنجا، به‌سوی سرزمین خود پی می‌گیرد و به سفرنامۀ خود پایان می‌بخشد. این اثر ارزشمند به نثری روان و دقیق توسط علی‌اصغر سعیدی به فارسی برگردانده شده است، هرچند برخی قسمتها از متن کتاب، در ترجمه حذف شده است (برای نمونه، نک‌ : ص ٣٢٢-٣٣٠، قس: ص ٣٣٢).


مآخذ

ارسل، ا.، سفرنامۀ قفقاز و ایران، ترجمۀ علی‌اصغر سعیدی، تهران، ١٣٨٢ش؛ نیز:

Orsolle, E., Le Caucase et la Perse, Paris, ١٨٨٥.

عزت‌الله مسرور