دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٦ - تاریخ بیهقی

تاریخ بیهقی


نویسنده (ها) :
حسن اکبری بیرق
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

تاریخِ بِیْهَقی، کتابی به زبان فارسی دربارۀ غزنویان از ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (د ٤٧٠ ق / ١٠٧٧ م).
تاریخ بیهقی، از متون درجۀ اول نثر فارسی است که در میان پژوهشگران حوزۀ ادبیات فارسی، تاریخ و برخی از دانشهای دیگر (نک‌ : ادامۀ مقاله) شهرت فراوانی دارد. ابوالفضل بیهقی نگارش این کتاب را در ٤٤٨ ق / ١٠٥٦ م آغاز کرده، وقایع سلطنت غزنویان را از ٤٠٩ ق / ١٠١٨ م ضبط نموده، و تا آغاز پادشاهی سلطان ابراهیم (٤٥١ ق / ١٠٥٩ م) رسانده است (نفیسی، در پیرامون ... ، ١ / ٥؛ قس : EI٢, I / ١١٣٠-١١٣١).
این کتاب که در اصل ٣٠ مجلد بوده، به اسم جامع التواریخ یا تاریخ آل سبکتگین خوانده می‌شده، اما هر یک از قسمتهای آن نیز نامی خاص داشته است. قسمت نخستین تاریخ ناصری، قسمت دوم تاریخ یمینی یا مقامات محمودی و قسمت سوم (بخش موجود) تاریخ مسعودی خوانده می‌شده است و از اسامی بخشهای بعدی اطلاعی در دست نیست؛ زیرا جدا از قسمت سوم، بقیۀ بخشهای این کتاب از بین رفته، و یا طبق گفتۀ خود بیهقی آن را عمداً نابود کرده‌اند (نفیسی، همان، ١ / ٥- ٦؛ نیز نک‌ : زرین‌کوب، تاریخ ... ، ٣٥؛ پرویز، ٤٦٧؛ دایرة‌المعارف ... ، ١ / ٥٥٩).
به هر روی، آنچه از این کتاب باقی مانده، در میان محققان به نامهای مختلفی معروف بوده است؛ از‌جمله تاریخ آل محمود (نک‌ : بیهقی، علی، ٢٠)، تاریخ ناصری (همو، ١٧٥؛ منهاج، ١ / ٢٢٥؛ نیـز نک‌ : صفدی، ٣ / ٢٠؛ قـزوینـی، ١ / ٢٩٦)، تـاریخ آل سبکتگیـن (حاجی‌خلیفه، ١ / ٢٨٢)، تاریخ آل ناصر (اقبال، ١ / ٧٣)، کتاب یمینی (حمدالله، ٣٩١)، و مجلدات ابوالفضل (فرشته، ١ / ٢٢)؛ اما بیهقی، خود از این اثر در چندین موضع با عنوانِ مطلقِ تاریخ یاد می‌کند: «می‌خواهم دادِ این تاریخ به تمامی بدهم» (ص ١١ ، نیز نک‌ : ٣٥، ٩٥، ٩٦، ١٧٩).
تاریخ بیهقی از نظر ادبی کتابی است که با خصوصیات نثر قرن ٥ ق / ١١ م انطباقی کامل دارد (دبیرسیاقی، ١٧). شهرت و ماندگاری این کتاب تا به حدی است که در دورۀ بازگشت ادبی، کتابهایی چون منشآت قائم مقام، منشآت نشاط، ناسخ التواریخ سپهر، مؤلفات هدایت و نامۀ دانشوران، به تقلید از آن نوشته شد (بهار، ٢ / ١٨- ١٩). این کتاب ترکیب تاریخ و ادبیات را تمام و کمال محقق ساخته‌است. قدرت انشای بیهقی و ساختار زبانیِ شاعرانه و گونه‌های گفتاری متن از عواملی‌اند که این متن کهن را برای خوانندۀ امروز جذاب نگه داشته است (دبیر‌سیاقی، همانجا؛ زرقانی، ٨ / ٥٤٧- ٥٤٨؛ نیز نک‌ : مؤذن، سراسر اثر).
تاریخ بیهقی از جهت مطالعات ادبی نیز اهمیت بسیار دارد. برای مثال کهن‌ترین مأخذ اشعار رودکی، علاوه‌بر آنچه فرخی و معزی تضمین کرده‌اند، همین کتاب است (فروزانفر، ٤٢؛ زرین‌کوب، با کاروان ... ، ٥). قصیدۀ مشهوری که ابوالعباس ربنجنی در رثای نصر ‌بن احمد گفته بود، در تاریخ بیهقی تضمین شده است (صفا، ٣٦٠). همچنین آثار لبیبی، مسعود رازی و ابوحنیفۀ اسکافی را برای استشهاد و تمثیل آورده است (پرویز، ٤٧٢). نامه‌هایی نیز از ابونصر مشکان در آثار بیهقی مسطور است (فروزانفر، ١٣٤؛ صفا، ١ / ٣٣٣). او حتى بخشی از کتاب مشاهیر خوارزم ابوریحان بیرونی را عیناً نقل کرده است (پرویز، ٣٩٩).
تاریخ بیهقی گر‌چه به یک معنا اثری درباری است و زندگی مردم عادی، برزگران و پیشه‌وران شهری را به‌طور مستقیم نشان نمی‌دهد، اما از لابه‌لای جمله‌ها و داستانهایی که تعریف می‌کند، اطلاعات ارزشمندی دربارۀ طرز زندگی مردم می‌توان استنباط کرد (برای نمونه، نک‌ : ارندس، ٨ - ٩؛ بیانی، ٦٨-٩٠). از آنجا که شیوۀ تاریخ‌نگاری بیهقی مبتنی بر نقل دقیقِ جزئیات حوادث است (آشتیانی، ١ / ٧٩)، دانستنیهای فراوانی دربارۀ آداب و رسوم، لباسها، سلاحها، شیوۀ جنگ، نظامات دولتی و طرز کار دیوانها، مراسم و مشاغل و در کل نکات پربهای مردم‌شناختی در آن یافت می‌شود که می‌تواند موضوع پژوهش و بررسی علمی قرار بگیرد (دبیر‌سیاقی، ٣-٤؛ مهران، ٣٣). برای نمونه طرز غذا خوردن و خوان نهادن (ص ٢٢٥)، گرمابه رفتن (نک‌ : راوندی، ٥ / ٤٩٥)، رسم اسب خواستن (ص ٢٧١، ٢٧٢)، خلعت دادن (ص ٢٦٨، ٢٦٩، ٣٩٠، ٣٩١)، بهای اجناس (ص ٤٤٤، ٦٠٧)، قیمت زمین (ص ٦٠٨)، معافیت مالیاتی(ص ٢٤١) و کلاً، روابط اقتصادی بین حکومت و رعیت (ص ٤٩٩-٥٠٠) در زمرۀ مهم‌ترین مسائلی است که در این متن آمده است و در بازسازی نحوۀ زندگی مردمان آن دوره می‌تواند نقش مهمی ایفا کند.
در بسیاری از مواقع بیهقی به روشنی به ذکر عادات و اخلاق مردم و دیگر جنبه‌های تمدن و فرهنگ ایران آن دوره پرداخته است (اقبال، ٧٦؛ دبیر‌سیاقی، همانجا؛ صفا، ١ / ١٩٢)؛ از‌جمله می‌توان این موارد را یاد کرد: جشنهای ملی ایران (نوروز، سده، مهرگان)، آذین بستن شهر، مراسم عروسی و سوگواری، ورزشها، اعیاد مذهبی، رسم پیشواز و نثار، خطبه‌خوانی، بهای نان و گندم و زمین، رسوم و تشریفات درباری اعم از ترتیب شرفیابی درباریان، آیین خلعت‌پوشی، بزمهای شاهانه، ساختمان کاخها و دیوانها، آداب جنگ و شکار، نامه‌نگاریهای میان پادشاهان، جاسوسی و جاسوس‌گماری، زد‌و‌بندهای درباری و جز اینها که می‌تواند نوع حیات و معیشت مردمان آن دوره را نشان دهد. مثلاً در چند جای این کتاب، آن‌گاه که از مراسم ختم و سوگواری سخن رفته، به قبا و ردا و دستار سفید عزاداران اشاره شده است. بنابراین، از این طریق درمی‌یابیم که در آن روزگار سپید‌پوشی از نشانه‌های سوگواری بوده که ٣ روز طول می‌کشیده است و ظاهراً در مرگ پادشاه، بازارها و دیوانهای دولتی نیز ٣ روز بسته و در انتهای آن ٣ روز با دبدبه و دهل بازگشایی می‌شده است (ص ٢٨٦- ٢٨٩).
علاوه بر مجالس عزا در تاریخ بیهقی اشاره‌های فراوانی به آیینهای جشن و سرور نیز شده است. برخی از این مراسم صبغه‌ای ملی داشته است، همانند جشن مهرگان (ص، ٢٤٣، ٤٩٣، ٥٠١-٥٠٢، ٥٢٩، ٥٥٥، ٥٩٤)، نوروز (ص ٢٤٣، ٥٣٤، ٥٦٧) و جشن سده (ص ٤٤٢-٤٤٣) که به روایت بیهقی، آیین اخیر به شکل ویژه‌ای در آن دوره و دیار برگزار می‌شده که نظیر آن در هیچ متن دیگری نیامده است. برخی دیگر جنبه‌ای مذهبی داشته است، مثلاً از عید رمضان بارها در این کتاب یاد شده است؛ از آداب ورود در ماه روزه (ص ٤٩) گرفته، تا افطار کردن هر روزه (ص ٥٢٣) و آیین عید فطر که ظاهراً در دربار با شعر و شراب و موسیقی همراه بوده است (ص ٤٩، ٢٧٣-٢٧٤، ٤٢٣، ٥٢٣-٥٢٤،٥٤٦-٥٤٧). همچنین است عید اضحى (قربان) که به قول بیهقی با تکلّف عظیم به جای می‌آوردند و بسیار زینتها می‌رفت از همه معانی (ص ٢٨٦، نیز نک‌ : ٩٥، ٥٢٩، ٥٥٥).
بعضی از جشنها و مجالس نیـز به منـاسبتهای خصوصی برپـا می‌شده است. برای نمونه در این کتاب از مراسم جشنی سخن رفته است که به مناسبت ختنه شدنِ فرزندان چند تن از امیران برگزار شده و ٧ شبان‌روز طول کشیده، و «بازی ‌آوردن» (به تعبیر بیهقی) و شراب نوشیدن هم جزو آن بوده است (ص ٥٠٠). بر پایۀ اشارات مکرر این متن، به نظر می‌رسد که « بازی» جزو بخشهای ثابت همۀ جشنها بوده است (ص ٢٩٠).
از جشنهای سنتی نیز در تاریخ بیهقی یاد شده است؛ ازجملۀ آنها به جشن کلوخ‌اندازان (ه‌ م) می‌توان اشاره کرد که در آخرین روز ماه شعبان برگزار می‌گردد که از روز بعد آن، ماه رمضان و روزه گرفتن آغاز می‌شود. جشن کلوخ‌اندازان یا برغندان از سده‌های ٤ و ٥ ق در میان مسلمانان ایران معمول بوده است. بیهقی به این جشن با نام «کلوخ‌انداز» اشاره می‌کند و می‌نویسد: «امیر به نشاط این جشن و کلوخ‌انداز که ماه رمضان نزدیک بود، بدین کوشک و بدین باغها تماشا می‌کرد و نشاط شراب می‌بود، پس ماه روزه را کار بساختند و روز دوشنبه روزه گرفتند» (ص ٥٠٠). از رسمهای دیگر نیز همچون «گل‌افشانی‌کردن» و «دندان‌مزد دادن» در این کتاب سخن رفته است (ص ٣٨٧).
همچنین ردپای برخی نمایشها و بازیها که با شرکت زنان و مردان و همراهی طبل و دیگر آلات موسیقی در مجالس اشرافی آن دوره معمول بوده، در تاریخ بیهقی قابل شناسایی است (ص ٢٤٠)؛ ازجمله چوگان‌بازی که بنابه روایت بیهقی همواره با نشاط و شراب شاهانه قرین بوده است (ص ١٥٢، ٢٧٠، ٤٠٩، ٥٦١).
اصولاً از متن تاریخ بیهقی چنین برمی‌آید که شعر و موسیقی در زندگی مردمان آن دوره، به‌ویژه درباریان و اعیان و اشراف نقش چشمگیری داشته، و ظاهراً در بیشتر اعیاد و مجالس جشن و ... مورد استفاده بوده است (برای نمونه، نک‌ : ص ٥٥٦). در همین راستا اطلاعات ارزشمندی دربارۀ سازهای معمول و متداول آن دوره مانند طنبک (ص ٤٠٧)، طنبور (ص ٤٥٢)، بربط (ص ٥٥٦) و جز اینها می‌توان به‌دست آورد و با اصطلاحاتی چون دو‌بیت خواندن (همانجا)، رامش (ص ٢٩٠، ٣٧٢) و ندیم و مطرب (ص ٧١، ٤٠٩، ٥٣٨) به نحوی دقیق‌تر آشنا شد.
رسوم و تشریفات دیگری نیز در تاریخ بیهقی ذکر شده که بخش دیگری از نحوۀ زندگی مردم را به تصویر می‌کشد. برای مثال، خوازه (طاق) زدن و آذین بستن که تشریفاتی بوده که در مناسبتهای مهم و عمومی صورت می‌گرفته (ص ٢٨٩-٢٩٠)، و ازجمله در مراسم پیشباز حاکم یا سلطان و یا رسول خلیفه و همراهانشان معمول بوده است که به فراخور حال با تکلف تمام صورت می‌پذیرفته، و گاه از دروازه‌های شهر تا نقاط مرکزی (شارستان) و مسجد آدینه را در برمی‌گرفته است (ص ٤٥). به گزارش بیهقی این مراسم غالباً در خارج از شهر و با حضور قضات و سادات و علما و فقها و اعیان انجام می‌یافته است (همانجا). اصولاً مراسم پیشواز و استقبال و تکلفات بسیار آن در تاریخ بیهقی مورد توجه خاص بوده، و با دقت هرچه تمام تصویر شده است (برای نمونه، نک‌ : ص ٣٧، ٢٥٥، ٢٨٧- ٢٨٨، ٣٧١-٣٧٣، ٤٢٥).
آداب و رسوم ازدواج و جشن‌ ‌عروسی از دیگر مقولاتی است که در تاریخ بیهقی منعکس شده است. از ازدواجهای درباری و سیاسی (ص ١٩٧، ٣٧٦، ٣٩٤، ٤٢٥) گرفته، تا آیینهای پرتکلف عروسی (ص ٢٥٣، ٥٢٥-٥٢٦) و استقبال از عروس و مراسم پذیرایی (ص ٣٩٤- ٣٩٥)، حتى نحوۀ فهرست‌برداری و جزئیات اقلام جهیزیه (ص ٥٢٦) و مسئلۀ کابین (نک‌ : بیانی، ٧٣-٧٤) و ... در این کتاب، به تفاریق مضبوط است.
تاریخ بیهقی منبعی قابل اعتماد برای احصای مشاغل قرون اولیۀ اسلامی در ایران است. در این کتاب با عمدۀ پیشه‌های دیوانی و غیردیوانی و شرح وظایف آنها مواجه می‌شویم؛ از‌جمله: پیلبان (ص ٢٤٦، ٢٨٤)، مترجم (ص ٤٠٧)، حاجب (ص ٣، ٩، ١٠)، حوائـج‌کـش، مُشـرف، دبیـر (ص ٢٧٢)، دوات‌دار (ص ٢٦٩، ٣٧٥، ٤٣٨)، بزاز، عطار، گوهرفروش (ص ٤٠٢)، خوانسالار (ص ٥٠٢)، چتر‌دار (ص ٦٨٤)، اسب‌سالار (ص ٢٧١) و نظایر آنها. اسامی غذاها هم در تاریخ بیهقی یافت می‌شود و شناخت ما را از نحوۀ زیست مردمان آن روزگار دقیق‌تر می‌کند؛ خوردنیهایی از قبیل سنبوسه (ص ٢٨١)، کباب (ص ٤٩١)، هریسه (ص ٦٥٧)، خایه و کواژه (ص ٥٠٢)، دوغ (ص ٤١٤) و همانند آنها.
در این متن باارزش اسامی و اقسام پوشیدنیها و زیورآلات آن دوره مثل اِزار (ص ١٨٦)، بارانی (ص ١٣٤ ، ٤٤٩)، جُبّه (ص ١٦٤، ١٧١، ١٨٤، ١٨٦، ٥٥٤)، دُرّاعه (ص ١٨١، ١٨٤، ٥٥٤) و عمامه (ص ١٥٥، ٣٧١) ذکر شده، و حتى در بسیاری مواقع تو‌صیفات دقیق‌تری از جنس و کیفیت آنها آمده است که ارزش اطلاعات را مضاعف می‌کند؛ مثلاً بارانی کرباسین (ص ١٣٤)، موزۀ میکائیلی (ص ١٨٤)، موزۀ نمدین (ص ٥٥٣)، قبای سقلاطون بغدادی (ص ٢٨١، ١٥٥)، قبای روباه سرخ (ص ٤٤٩)، قبای ملحم و عصابۀ توزی (ص ٥٥٣)، دیبای رومی (ص ٢٨١)، دستارچۀ پیروزه‌نشان (ص ١٥٥)، انگشتری با نگین پیروزه (همانجا، نیز ٣٧٤)، یا یشم (ص ٥٦١) که گاه به‌جز زینت، کاربردهای حکومتی و سیاسی و امنیتی نیز می‌یافت (نک‌ : همو، ٢٣٣، ٢٣٤، ٣٧٤، ٣٩١، ٥٦١). اینها همه در بازسازی نحوۀ زیست مردمان آن دوره، چه وضیع و چه شریف تأثیر فراوان دارد؛ به‌ویژه اینکه برخی از این اطلاعات در منابع دیگر به سختی یافت می‌شود.
در این کتاب به ورزشهای معمول آن دوره در میان جوانان، از‌جمله زورآزمایی و وزنه‌برداری و کشتی‌گرفتن و تفریحاتی چون شکار پرندگان و اعمال خطیری چون شیرکُشی (ص ١٢٥) و نیز نگهداری طاووس در خانه‌ها (ص ١١٣) اشاراتی رفته است.‌
تاریخ بیهقی گنجینۀ قابل توجهی از امثال و حکم است. خطیب‌رهبر فهرستی ٤٠٠تایی از آنها را استخراج کرده است که به گفتۀ او به ندرت ‌در‌کتابهای دیگر دیده می‌شود (ص ٢٤)؛ از‌جمله: از حدیث حدیث شکافد؛ احمق مردا که دل درین جهان بندد؛ خاک نمکی بیختند؛ چون ریگ است در دیده؛ دیگ پر شد؛ فضل جای دیگر نشیند؛ قفیزش پر شد؛ هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد ... (نک‌ : ١١٥٣ بب‌ )؛ هر چند در مثل و حکمت بودنِ برخی از آنها می‌توان مناقشه کرد.
برخی از باورهای دیرین ایرانیان نیز در تاریخ بیهقی به چشم می‌خورد؛ ازجمله فال‌زدن (ص ٣٨٠، ٤٥٣)، تعبیر خواب عامیانه (ص ١١٣)، چشم‌زخم (ص ١٥، ٥٤٧) و چشم بد (ص ١٤٣).
در مجموع می‌توان گفت که آنچه از این کتاب باقی مانده است، به دلیل احتوا بر گزارشهای بسیار دقیق و توصیفات ظریف و ویژگیهای منحصر به‌فرد دیگری همچون امانت تاریخی، توجه به جزئیات، شخصیت‌پردازی، برخورد فلسفی و انسانی، روایت‌پردازی و سبک زنده و پرنشاط (میلانی، ٧١٢-٧١٥)، منبع قابل اتکا و مفیدی برای محققان حوزۀ مردم‌شناسی، انسان‌شناسی، فولکلور و ادبیات شفاهی است.

مآخذ

ارندس، ا. ک.، « تاریخ مسعودی و مؤلف آن»، ترجمۀ اسدالله حبیب، آریانا، کابل، ١٣٥٤ ش، س٣٣ ، شم‌ ٤؛
اقبال آشتیانی، عباس، «خواجه ابوالفضل بیهقی»، مجموعه مقالات، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
بهار، محمد‌تقی، سبک‌شناسی، تهران، ١٣٨١ ش؛
بیانی، شیرین، «زن در تاریخ بیهقی»، یادنامۀ ابوالفضل بیهقی، مشهد، ١٣٤٩ ش؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی‌اکبر فیاض، تهران، ١٣٦٢ ش؛
بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به کوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣٦٢ ش؛
پرویز، عباس، تاریخ دیالمه و غزنویان، تهران، ١٣٣٦ ش؛
حاجی‌خلیفه، کشف؛
حمداللٰه مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خطیب‌رهبر، خلیل، مقدمه و تعلیقات بر تاریخ بیهقی، تهران، ١٣٧١ ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
دبیر‌سیاقی، محمد، مقدمه بر گزیدۀ تاریخ بیهقی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
راوندی، مرتضى، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، ١٣٥٩ ش؛
زرقانی، مهدی، تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی، تهران، ١٣٨٨ ش؛
زرین‌کوب، عبدالحسین، با کاروان حله، تهران، ١٣٤٣ ش؛
همو، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ١٣٤٣ ش؛
صفا، ذبیح‌اللٰه، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٢ ش؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش ددرینگ، ویسبادن، ١٩٧٤ م؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، بمبئی، ١٢٤٧ ق؛
فروزانفر، بدیع‌الزمان، مباحثی از تاریخ ادبیات ایران، تهران، ١٣٥٤ ش؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر لباب الالباب عوفی، لیدن، ١٩٠٦ م ؛
مؤذن جامی، محمدمهدی، «به چه اعتباری تاریخ بیهقی یک متن ادبی است؟»، آینۀ پژوهش، تهران، ١٣٧١ ش، س ٣، شم‌ ٣؛
مهران، ایرج، «دربارۀ داستانهای تاریخ بیهقی»، کاوه، مونیخ، ١٩٦٨ م، شم‌ ٢٠؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به کوشش عبد‌الحی حبیبی، کابل، ١٣٤٢ ش؛
میلانی، عباس، «تاریخ در تاریخ بیهقی»، ایران‌شناسی، تهران، ١٣٧٢ ش، س ٥، شم‌ ٤؛
نفیسی، سعید، آثار گمشدۀ ابوالفضل بیهقی، تهران، ١٣١٥ ش؛
همو، در پیرامون تاریخ بیهقی، تهران، ١٣٥٢ ش.

حسن اکبری بیرق