دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٠ - جشن سده

جشن سده


نویسنده (ها) :
عباس بهارلو
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

جَشْنِ سَده، فیلم مستندی ساختۀ منوچهر عسگری‌نسب دربارۀ مراسم جشن سده در ایران.
عسگری‌نسب در فاصله‌ای کوتاه، دو فیلمِ مستند دربارۀ جشن سده، که بزرگ‌ترین جشن آتش و یکی از کهن‌ترین جشنهای همگانیِ ایران باستان و زردشتیان امروز است، ساخت. هر دو فیلم او جشن سده نام دارند.
عسگری‌نسب متولد کرمان است (بهارلو، ٣٠٧). او در ١٣٤٦ ش که گروه «پژوهش ایران‌زمین» زیر نظر فریدون رهنما در تلویزیون ملی ایران تشکیل شد (سازگار، ١٦٣)، و فیلم‌سازانِ جوان موظف شدند که نخستین فیلمهای مستندشان را دربارۀ آیینها و مناسک زادگاهشان بسازند، به کرمان رفت و در همان سال، نخستین فیلمش را با نام جشن سده ساخت.
جشن سده به عنوان آیینی کهن، از دیرباز در بسیاری از شهرهای ایران برگزار می‌شد؛ اما برگزاری آن فقط در کرمان با نام سده‌سوزی، و با حضور گستردۀ مردم ادامه یافته است (روح‌الامینی، ١٢١؛ نیز برای آگاهی بیشتر دربارۀ سده‌سوزی، نک‌ : ه‌ د، سده، جشن).
عسگری‌نسب فیلمش را با گفت‌و‌گو با ابراهیم پورداود ــ که بیمـار بود و آخرین مـاههـای عمـرش را سپری می‌کرد ‌ــ آغاز می‌کند. پورداود می‌گوید: سده روزِ پیدایش آتش است، و به شاهنامه و داستان هوشنگ، پادشاه پیشدادی، و پرتاب کردن سنگ به سوی مار و اصابت سنگ به سنگی دیگر و ایجاد جرقه و پدیدار شدن آتش اشاره می‌کند (از متن فیلم؛ نیز نک‌ : امامی، ٩٨؛ آذرگشسب، ٢٥١؛ فردوسی، ١ / ٥٦).
همچنین پورداود می‌گوید که به‌سبب اهمیت آتش در زندگی بشر، هندیها، یونانیها و چینیها نیز هر کدام، پیدایش آتش را به خود نسبت داده‌اند؛ اما هیچ‌کس به تاریخ دقیق برگزاری این جشن اشاره نکرده است (از متن فیلم). در‌واقع تاریخ برگزاری «اعیاد آتش» به هزاران سال پیش از تاریخهای مدون باز می‌گردد (دولت‌آبادی، ١٢٩).
در کرمان مراسم جشن سده در ٦ کیلومتری شمال شهر، بعد از ویرانه‌های محلۀ قدیم زردشتیان، که به «محلۀ گبری» (گبر‌محله) معروف است، در باغ بداق‌آباد برگزار می‌شد. از اوایل بهمن تا یک روز مانده به اجرای مراسم، بوته‌های هیزم را، که در اصطلاح محلی به آن «دُرمون» می‌گویند، از بیابان و کوهپایه جمع‌آوری می‌کنند (روح‌الامینی، ١٣٣-١٣٤)، سپس بارِ گاری و الاغ کرده، و در محلی از دشت روی هم انباشته می‌سازند، که به آن «کوه هیمه» می‌گویند. در فضای اطراف آن، چادرهایی برپا می‌کنند و تیرک چادرها را با حلقه‌های به‌هم‌پیوستۀ کاغذ‌رنگی آذین می‌بندند. کاسبان دوره‌گرد نیز محل گستراندن بساط خود را در همان حوالی مشخص می‌کنند (شرح تصاویر فیلم).
صبـح روز مـراسـم، دهـم بهمـن، زنـان زردشتی ــ که روی لباسها‌یشان چارقد بلند گل‌دار (مَکنَو) پوشیده‌اند ــ با شادی و سرور و زدن دف، در تابه‌های پر از روغن کنجد نانی می‌پزند که به آن «سیروگ» یا «سیرک» و نان «روغن‌جوشی» می‌گویند. پس از آن، مردم از شهر و روستاهای اطراف به سوی دشت بداق‌آباد روان می‌شوند و با فاصله در اطراف بوته‌های بزرگ هیزم (کوه هیمه) می‌نشینند و آجیل و شیرینی و میوه می‌خورند. به‌تدریج راستۀ بازار نیز تعطیل می‌شود و بازاریان برای حضور در مراسم، عازم دشت می‌شوند. در معبد زردشتیان موبد موبدان ــ که لباس یکسر سپید به تن دارد ــ در آتشکده با خواندن اورادی از اوستا (سرود آتش)، چند لالۀ آتش را به دست ٣ جوان برومند می‌سپارد و خود نیز همراه آنها با لاله‌ای آتش در‌ دست، از باغ بداق‌آباد به سوی کوه هیمه حرکت می‌کنند. ٣ بار از سمت راستْ گِرد هیمه می‌گردند و هنگام غروب، در‌حالی‌که سربازان دستۀ موزیک ارتش مارش می‌نوازند، موبد موبدان کوه هیمه را به آتش می‌کشد. تعدادی از خانواده‌های زردشتی که نخواسته یا نتوانسته‌اند در مراسم جمعی شرکت کنند، روی پشت بام خانه‌هایشان با سوزاندن مختصری هیزم و نوشیدن می سرخ، مراسم جشن را به‌جا می‌آورند (شرح تصاویر فیلم؛ نیز نک‌ : رضی، ٦٠٢).
در دشت بداق‌آباد با افروخته شدن هیمه، جوانان با هلهله و شادی به سوی آتش هجوم می‌برند و با فروکش کردن شعله‌های آتش، از روی آن می‌جهند. افراد میان‌سال با اتومبیل و دوچرخه به خانه‌هایشان باز می‌گردند، اما جوانان تا پاسی از شب به بازی در کنار آتش ادامه می‌دهند (شرح تصاویر فیلم) و این ترانه را می‌خوانند: صد به سده سی به گله / پنجاه به نوروز ها بله (هدایت، ١٤٦).
عسگری‌نسب به‌جز نشان دادن جزئیات این مراسم، در فصلهای آغازین فیلمش صحنه‌هایی از ترمه‌دوزی زنان، قالی‌بافی دختران، و مردی را که با گاوی در یک عصاری به شیوۀ سنتی از چاه آب می‌کشد و در حوض بزرگی تخلیه می‌کند، نشان داده است که ارتباطی با مراسم جشن سده ندارند. ظاهراً تصور عسگری‌نسب این بوده که با این صحنه‌ها جنبه‌های مردم‌نگارانۀ فیلمش تقویت خواهد شد. در حقیقت در آن دوره کمتر کارگردانی تصور دقیق و روشنی از فیلم مردم‌نگارانه داشته است؛ اما به اغلب آنهایی که با گروه پژوهش ایران‌زمین با رهنما و بهرام فره‌وشی همکاری می‌کردند، توصیه شده بود که به فولکلور ایران و آداب و رسوم و زندگی مردم توجه داشته باشند (عسگری‌نسب؛ نیز نک‌ : سازگار، ٧٤).
جشن سده به طریقۀ ١٦‌میلی‌متری، و سیاه و سفید تهیه شد. فیلم‌برداری آن را نعمت حقیقی بر عهده داشت و نویسندۀ گفتار متن فیلم، محمدرضا اصلانی، و زمان فیلم نیز ٢٥ دقیقه بود (امامی، ١٠٢؛ مهرابی، ١٣٨).
با طرح رنگی شدن تلویزیون ملی ایران، فریدون رهنما از عسگری‌نسب خواست که فیلم جشن سده را دوباره کارگردانی، و این بار به طریقۀ رنگی فیلم‌برداری کند (همانجا؛ امامی، ٩٩). ظاهراً اصرار رهنما برای ثبت مراسم جشن سده به طریقۀ رنگی، این بوده که عنصر آتش در این مراسم عامل اصلی است و در فیلم سیاه و سفید، سرخی آتش جلوۀ واقعی خود را نشان نداده است.
عسگری‌نسب در فیلم دوم از نشان دادن مسائل حاشیه‌ای که مرتبط با مراسم جشن نیستند، پرهیز کرده است و با تجربه‌ای که از ساختن فیلم اولش داشت، فیلم دوم را با انسجام و پرداخت بصری قابل قبول‌تری ساخت. فیلم‌برداری با دقت و صرافت بیشتری انجام شده و تدوین و ضرب‌آهنگ نماها موزون‌تر است، و گفتار متن با نقل بخشهایی از اوستا، حس و حال آیینی مراسم را بهتر منتقل می‌کند (همانجا)، اگرچه گفتار متن در پاره‌ای از صحنه‌ها به اندازۀ کافی روشن و مفهوم نیست؛ به عنوان نمونه: «شاه خورشید خاوران، تهنیت زادروزِ روز آتش برابرت. نثارِ مقدمت که روز زمین افروخته‌ای به هورافشانی؛ و به گیسوی فراز، عمرت دراز، شاه آسمان. آیینه‌گردان اهورا، ستوده است صفاتت به گوش موبدان. اشم‌وهو» (نک‌ : همانجا).
به جز گفت‌و‌گو با پورداود و صحنه‌های مربوط به ترمه‌دوزی، قالی‌بافی و کشیدن آب از چاه به شیوۀ سنتی، سایر صحنه‌های فیلمِ دوم بیش‌و‌کم همانهایی است که در فیلم اول نشان داده شده‌اند؛ اما آشکار است که این‌بار عسگری‌نسب از زنانی که نان سیروگ و آش رشته می‌پزند، خواسته بوده است که لباسهای مَکنَوی رنگی بپوشند، و به درخواست او موبدان و دخترانی که شمعدان و جار به دست گرفته‌اند، لباس سفید به تن کنند؛ همچنین پاره‌ای از وسایل و تزیینات سنتی، در صحنه‌هایی که فیلم‌برداری قابل کنترل بوده، در گوشه و کنار قاب تصویر تعبیه شده‌اند. تأکید عسگری‌نسب این بوده است که از برگزاری مراسم جشن سده مستندی فاخر ساخته شود (نک‌ : امامی، ١٠١-١٠٢). با‌وجود این، براساس یکی از مشخصه‌هایی که نادر افشارنادری از فیلم مردم‌نگارانه ارائه کرده است (ص ٣١)، به نظر نمی‌رسد که عسگری‌نسب دخل و تصرفی در جزئیات مراسم جشن سده انجام داده باشد.
جشن سدۀ دوم در ١٣٥٠ ش، توسط ابوالقاسم ناسوتی، علی هجرت و مهدی حسابی در قطع ١٦‌میلی‌متری و رنگی فیلم‌برداری شد و تدوین‌گر آن فرخ چوبک، و زمان فیلم ٢٣ دقیقه بود (عنوان‌بندی فیلم؛ مهرابی، همانجا).

مآخذ

آذرگشسب، اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، تهران، ١٣٥٨ ش؛
افشارنادری، نادر، «فیلم مردم‌شناسی با نگاهی به فیلم علف»، فرهنگ و زندگی، ١٣٥٢ـ١٣٥٣ ش، شم‌ ١٣-١٤؛
امامی، همایون، سینمای مردم‌شناختی ایران، تهران، ١٣٨٥ ش؛
بهارلو، عباس و شهناز مرادی کوچی، دانشنامۀ سینمای ایران، تهران، ١٣٨٣ ش؛
دولت‌آبادی، هوشنگ، «جشنهای آتش»، ماهنامۀ اطلاعات، تهران، ١٣٣٨ ش، شم‌ ٢؛
رضی، هـاشم، گاه‌شماری و جشنـهای ایران باستان، تهران، ١٣٧١ ش؛
روح‌الامینی، محمود، آیینها و جشن‌های کهن در ایران امروز، تهران، ١٣٧٦ ش؛
سازگار، ژیلا، کارنامه‌ای از رادیو تلویزیون ملی ایران (تا پایان سال ٢٥٣٥)، تهران، ١٣٥٦ ش؛
عسگری‌نسب، منوچهر (مستند‌ساز فیلم جشن سده)، گفت‌و‌گو با مؤلف، اسفند ١٣٨٧ ش؛
فردوسی، شاهنامه، به کوشش ژول مُل، تهران، ١٣٦٩ ش؛
مهرابی، مسعود، فرهنگ فیلمهای مستند سینمای ایران، تهران، ١٣٧٥ ش؛
هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، ١٣٤٢ ش

عباس بهارلو