دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦ - آلمانی، سفرنامه

آلمانی، سفرنامه

نویسنده (ها) : پیمان متین

آخرین بروز رسانی : یکشنبه ١٠ آذر ١٣٩٨ تاریخچه مقاله

آلْمانْی، سَفَرنامه، اثری نفیس و مصور با عنوان از خراسان تا بختیاری[۱]، از پژوهشگر، سیاح و نویسندۀ پرکار فرانسوی، هانری رنه دالمانی[۲] (۳۰ ژوئیۀ ۱۸۶۳-۲۵ دسامبر ۱۹۵۰م / ۱۳ صفر ۱۲۸۰-۱۵ ربیع‌الاول ۱۳۷۰ق، منطقۀ مارن لاکوکت[۳])، دربارۀ تاریخ و فرهنگ ایران. این اثر یکی از جامع‌ترین آثاری است که طی آن از دیدگاه یک سیاح اروپایی، جوانب مختلف فرهنگ و زندگی مردم ایران مورد توجه واقع شده است. هرچند وی رسماً کتابدار کتابخانۀ آرسنال و بایگان متون باستانی، و مهم‌تر از آن مدیر هیئت باستان‌شناسی فرانسه در ایران بود، اما شهرت وی در غرب به سبب پژوهشهای گستردۀ او دربارۀ تاریخ، پیشینۀ انواع بازی با کارت (بازی با ورق)، به‌ویژه تألیف کتاب «تاریخ مصور بازیهای باستانی با کارت[۴]» است که به زبان انگلیسی منتشر شده است. او بین سالهای ۱۸۹۱-۱۹۵۰م / ۱۳۰۸-۱۳۶۹ق، ۱۶ اثر به زبان فرانسه منتشر کرد که در آنها عمدتاً به مسائل تاریخی و به‌ویژه بازیها پرداخته است (نک‌ : «آلمانی ... [۵]»، npn.؛ اوتوربیس، npn.).

از خصوصیات او می‌توان به علاقۀ بسیارش به انجام کارهای نفیس همراه با تصاویر رنگی و سیاه و سفید با ارزش، و دقت و موشکافی علمی اشاره کرد؛ یکی از مشهورترین آثار وی در این زمینه کتاب «عتیقه‌های فلزکاری تزیینی[۶]» است که مجموعه‌ای نفیس از آثار هنری فلزکاری، از زیورها و نمادهای مذهبی گرفته تا انواع کولون و نرده‌های حفاظ به‌شمار می‌رود. جالب توجه اینکه کتاب از خراسان تا بختیاری که شرح سفر ۳ ماهۀ او به ایران است، بیشتر از ۲۰۰‘۱ عکس و طرح و تصویر دارد که ۴۷ تصویر آن رنگی است. این کتاب در ۱۹۱۱م / ۱۳۲۹ق در پاریس به چاپ رسید که به گفتۀ نسخه‌شناسان از نظر ظرافت، چاپ مطلوب، نوع کاغذ و عکسهای رنگی، در زمان خود ازجمله نفیس‌ترین کتابها بوده است (قجقی، بش‌ ). این اثر در ۱۳۳۳ش توسط صنعتی‌زادۀ کرمانی از اروپا به ایران آورده شد و سفارش ترجمۀ آن از سوی کتاب‌فروشی ابن‌سینا به علی‌محمد فره‌وشی معروف به مترجم همایون داده شد. ترجمۀ دیگری نیز از این اثر توسط غلامرضا سمیعی در ۱۳۷۸ش صورت گرفته است.

آلمانی دوبار به ایران سفر کرد؛ نخست در ۱۳۱۶ق / ۱۸۹۸م برای جمع‌آوری و خریداری اشیاء عتیقه از مناطق ترکستان، سمرقند، بخارا، خیوه و عشق‌آباد، و بار دیگر در ۱۳۲۵ق / ۱۹۰۷م زمانی که از سوی وزارت فرهنگ فرانسه مأمور تحقیق دربارۀ آثار باستانی ایران شد و پیش از سفر با حاج علیقلی‌خان سردار اسعد (رئیس ایل بختیاری) که در پاریس بود، قرار گذاشت تا به منطقۀ بختیاری نیز سفر کند (دانش‌پژوه، ۲(۱) / ۱۲۰۷- ۱۲۰۸؛ قجقی، بش‌ ). او در مقدمۀ کتابش می‌نویسد: «از سوی دیگر این بار عالی‌جناب سردار اسعد، رئیس قدرتمند ایل بختیاری، دعوتی بسیار مشفقانه از من به عمل آورده بود که از حوزۀ فرمانروایی‌اش دیدن کنم؛ سپس بدون هیچ تردیدی مسیر خود را این‌گونه ترسیم کردم: از طریق ترکستان روس به ایران وارد می‌شوم، بعد از توقفی کوتاه در مشهد، با دیداری از شهرهای نیشابور و سبزوار و شاهرود و ورامین خود را به تهران می‌رسانم. از تهران از طریق شاه‌راهی که از شهر مقدس قم و کاشان می‌گذرد، به اصفهان رهسپار می‌شوم و پس از سیاحت کاخهای پایتخت قدیمی صفویان، با طی چند روز راه، خود را به جونقان ــ ییلاق بختیاریها و منزلگاه میزبان بسیار مهربانم ــ می‌رسانم؛ در بازگشت نیز بعد از وصول به تهران از همین مسیر، از طریق قزوین ـ رشت ـ انزلی و با گذشتن از دریای خزر به بادکوبه می‌روم و از آنجا به اروپا باز می‌گردم» (I / v، نیز ۱ / ۷- ۸).

کتاب از خراسان تا بختیاری در ۴ مجلد و ۲۵ فصل تدوین شده، و یکی از جامع‌ترین آثاری به شمار می‌رود که از سوی سیاحان خارجی در زمینۀ تاریخ، باستان‌شناسی و به‌ویژه فرهنگ مردم ایران به نگارش درآمده است. آنچه در این مقاله بر آن بیشتر تأکید شده، بررسی و گزارش جنبه‌های فرهنگی این سفرنامه است.

فصل اول با عنوان «وضع جغرافیایی و اجتماعی ایران» آغاز می‌شود. این فصل به بخشهایی چون جغرافیا، حکومت ایران و سلسلۀ حاکم تقسیم می‌شود که در آن جز مباحثی چون وضعیت آب و هوایی، ارتباطی و جمعیتی ایران، مطالب دیگری چون القاب پادشاهی، تشکیلات اداری، نحوۀ انتصاب کارمندان و حتى رفتارهایی چون اختلاس و پیشکشی دادن مطرح شده است (نک‌ : I / ١ ff.، نیز ۱ / ۱۶ بب‌ ). مثلاً در مورد پیشکش می‌نویسد: «نوع دیگری از هدیه پیشکش نامیده می‌شود و آن هدیه‌ای است که فرودستان به زبردستان می‌دهند؛ رشوه‌های جنسی را نیز که اغلب برای اعمال نفوذ در صدور یک حکم قضایی و یا نجات مجرمی از مجازات داده می‌شود و در حکومتهای پیشین خودمان نیز سابقه دارد، پیشکش می‌نامند» (I / ١٠).

شرع (قانون دینی) و عرف (قانون مدنی)، انواع مجازاتها و زندانها از دیگر مطالب این قسمت است. در بخش مربوط به بست و بست‌نشینی آمده است: «اندیشۀ فرارکردن یک مجرم از دست عدالت، هاله‌ای از تقدس و قدرت در اطراف کسی که واجد این صلاحیت است، پدید می‌آورد که نتایجی کم‌وبیش غیر‌مترقب در پی دارد؛ بدین ترتیب است که در تهران توپ مروارید مشهور ... بست به حساب می‌آید، یعنی پناهگاهی است دست‌نیافتنی برای کسی که بتواند چمباتمه بین چرخهای آن بنشیند. اسبی که افتخار حمل شاه را دارد نیز به مجرم امان می‌دهد به شرطی که مجرم بتواند پیش از آنکه دست پلیس بر شانه‌اش قرار گیرد، دم اسب را بچسبد. طویلۀ شاهی و تسمه‌ای که برای بهم بستن اسبها به‌کار می‌رود نیز از همین مزیت برخوردار است ... تنها پناهگاههایی که مقصر در آنها از امنیت کافی برخوردار است، اماکن متبرکه از قبیل مقابر امامان، مکانهای زیارتی و چند مسجد و یا خانه‌های ملاهای بزرگ است ... » (I / ١٩).

عکسها و تصاویر نیز اطلاعات ریز و جزئی از جوانب فرهنگی زندگی ایرانیان در آن دوره به دست می‌دهند؛ ازجمله تصاویری از چهره‌های زردشتیان (I / ٤) که نوع پوشاک آنها را به وضوح نشان می‌دهد، دو سرباز ایرانی محافظ کنسولگری روسیه در مشهد همراه با اسلحه و لباس نظامی (I / ٩)، روحانیون شیعه (ملاها) با عبا و عمامه و نعلین در کنار متکا و چپق و قلیان (I / ١٣)، فلک‌کردن با ۴ شلاق و مراسم آن (I / ١٧) و تصویری از آغاز قرن نوزدهم که در آن زنان رقصنده و نوازنده با سازهایی چون کمانچه، تار، تنبک و سنتور ترسیم شده‌اند (I / ٢٥).

فصل دوم کتاب به موضوع کشاورزی اختصاص یافته است (نک‌ : I / ٤٣ ff.، نیز ۱ / ۸۵ بب‌ ). پرورش کرم ابریشم، تنباکو، توتون، تریاک و محصولاتی چون غلات، نیشکر، پنبه، منّ یا گز علفی، گلهای صحرایی، میوه‌ها، تاکستانها و شراب‌سازی از دیگر موضوعات این فصل است. ابزار کشاوزی مثل گاوآهن، وسایل آبیاری و خرمن‌کوب و روشهایی چون لگدمال کردن خرمن ارزن برای جداسازی دانه از خوشه توسط گاوها نیز وصف شده‌اند. دکانهای تنباکوفروشی، ظروف کوکنار، اماکن و وسایل تریاک‌کشی و وصف رفتارهای مرتبط با آنها ازجمله مطالب خواندنی این بخش به شمار می‌رود که با تابلوهای زیبا تکمیل شده، به‌ویژه تابلویی از زلفعلی و گلنبات خانم، از تپه سیف که بسیار دیدنی است (نک‌ : I / ٦٠). تصاویر دیگری از قبیل چای فروش دوره‌گرد (I / ٦٨)، علی مَری، شاگرد بازار سبزی‌فروشها در حال فروش انگور، و دکان عطاری دربرگیرندۀ جزئیات قابل توجهی هستند (I / ٧٠).

صنعت، تجارت و اقتصاد و مشاغل متنوع به‌ویژه قالی‌بافی که به‌تفصیل به آن پرداخته شده است، از مطالب فصل سوم به‌شمار می‌آید (نک‌ : I / ١٠٣ ff.، نیز ۱ / ۱۳۳ بب‌ ). مثلاً در بحث مربوط به قالی خلعت، آمده است که رسم بر این بوده که نعش مرده را در نوعی قالیچه می‌پیچیدند؛ عموماً این قالیچه‌ها مزین به تصویر درخت مقدس بوده است، و نقش نوعی برگ درخت خرما با سر برگشته در آن دیده می‌شد (I / ٩٧). در این فصل خانه‌های ایرانی در روستا و شهر و معماری آنها و به‌ویژه تقسیمات اندرونی و بیرونی از دیگر موضوعاتی است که نظر نویسنده را به خود جلب کرده است.

عنوان فصل چهارم «تعلیمات عمومی، دفاع ملی، دین و فرهنگ، و سرگرمیهای ایرانیان» است. همان‌طور که از عنوان این فصل مشخص است، در این بخش موضوعاتی چون مدرسۀ طلاب علوم دینی، تعلیمات ابتدایی، دارالفنون، مدرسۀ نظام، پیشۀ نـظامی‌گـری و مسئلۀ دین در ایران، مطرح شده است (نک‌ : I / ١١٧ ff.، نیز ۱ / ۲۱۲ بب‌ ). ظاهراً دراویش و رفتار و خلق و خویِشان برای آلمانی بسیار جالب توجه بوده، زیرا به‌طور مفصل به لباس، ابزار، رفتار، و پایگاه اجتماعی آنان پرداخته است. او به انواع درویشان کثیف و ژولیده و وقیح تا دراویش پاکیزه و آراسته اشاره می‌کند. تصاویر کتاب از دراویش، ابزار و وسایل آنها، تعویذها و لباسهای ایشان بسیار جالب توجه است. او می‌نویسد: «عرف و عادت به درویش اجازه می‌دهد که به هر مجمعی یا مجلسی وارد شود و بر هر جایی که خواست، بنشیند. او مهمانی ناخوانده، ولی همواره عزیز است. برای او فضیلت و تقوایی قائل نیستند، اما از او بیمناک‌اند، زیرا معتقدند این قابلیت را دارد که با نفوس یا الهامات قدسی دست به معجزه بزند و حوادث را پیشگویی کند» (I / ١٣٧). در ادامه او به فرقه‌های دراویش یعنی خاکساران، عجمان، مولویه و مرشدیه می‌پردازد و ازجمله به سلسله‌مراتب دراویش عجمان اشاره می‌کند که عبارت بوده از دو «صاحب علم» یکی در تهران و دیگری در مشهد و ۵ «پیر دعا» در تهران، قزوین، اردبیل، مشهد و اصفهان (I / ١٣٩).

شیعیان و آداب مذهبی ایشان نظیر نماز و روزه و فطریه و عزاداری ماه محرم توسط نویسنده نسبتاً کامل توضیح داده شده است. تعزیه مورد توجه آلمانی قرار گرفته و به‌تفصیل به شرح آن پرداخته است (I / ١٥٦). او به اعیاد اسلامی مثل عید قربان و نیز نمایشهایی که امروزه منسوخ شده‌اند، مانند عمرکشان اشاره می‌کند و به شرح جزئیات آن می‌پردازد.

در بخش آخر این فصل در مبحث مربوط به تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان، آلمانی از بازیهایی چون چوگان، اسب‌دوانی، شطرنج، دام، تخته نرد، بازی با ورق، بازیهای هوشی مثل یادمه، و رقص و موسیقی نام می‌برد. بازی با ورق یا گنجفه نزد مردم بسیار محبوب بوده و از مصادیق قمار به‌شمار نمی‌رفته است. وی در توصیف این بازی می‌نویسد: «قدیمی‌ترین نوع ورقِ بازی ایرانیان از قطعات کوچک عاج به شکل مربع و مستطیل ساخته شده و بر آنها مینیاتورهایی زیبا با پرداختی زرین تصویر گردیده است. اکنون به جای ورقهای گرانبها، که هنوز هم نمونه‌هایی از آنها در دست است، ورقهایی از مقوای جلددار به کار برده می‌شود ... » (I / ١٦٣-١٦٤، نیز ۱ / ۲۹۳-۲۹۶).

فصل پنجم با عنوان «آداب و رسوم و عادات ایرانیان» از مهم‌ترین فصول کتاب آلمانی است که در آن دربارۀ جنبه‌های گوناگون فرهنگ ایرانیان صحبت کرده است (نک‌ : I / ١٧٧ ff.، نیز ۱ / ۳۱۵ بب‌ ). برخی عنوانهای این بخش عبارت‌اند از: زندگی در روستا، آشپزی، چلوکباب، غذاهای روستاییان، پلو و چلو، گوشت شکار و ماهی، خورشها، شربتها، شیرینیها، شام ایرانیان، روابط ایرانیان و مسیحیان، خلقیات خوب و یا ناپسند، مهمان‌نوازی، آداب معاشرت، قلیان‌کشی، خرافات، طلسمات، زناشویی و مراسم سوگواری. وی شرح تقریباً مفصلی برای هریک از رفتارها و آداب ایرانی آورده، و جزئیات زندگی مردم از چشم او دور نمانده است (I / ١٨٥).

آلمانی طی سفر نسبتاً کوتاه خود در ایران توانسته است در میان گروههای مختلف اجتماعی، از روستاییان گرفته تا درباریان، به خوبی پذیرفته شود و همچون یک مردم‌نگار به ثبت ویژگیهای مادی و معنوی ایشان بپردازد. او معتقد است که ایرانیان نسبت به سنتها و آداب خویش بسیار وفادارند و برای همین است که با توجه به تهاجمات بی‌شماری که به این کشور شده است، این مردم نه‌تنها آداب و رسوم خود را کنار نگذارده‌اند، بلکه مهاجمان را نیز به پیروی از رسوم خود واداشته‌اند. او ایرانیها را بسیار هوشمند با قوۀ درک بالا معرفی می‌کند؛ البته به شرط آنکه افیون، عقلشان را زایل نکرده باشد. همچنین وی انتقادهایی به خلق و خوی ایرانیان دارد که گاه از حقیقت دور نیست. به اعتقاد او اغلب ایرانیها از لحاظ اندیشه‌های مجرد و فلسفی بسیار قوی و کنجکاوند، اما بیشتر آنها طبیعتاً خیال‌باف‌اند و اغلب به قدری در اندیشه‌های دور و دراز خود غرق هستند که مجال پرداختن به کارهای دیگر را به دست نمی‌آورند. گذشته از خیال‌بافی، هر ایرانی به قدری خودخواه و متکبر است که خود را دارای نبوغ فوق‌العاده‌ای دانسته، فکر می‌کند بزرگ‌ترین شخصیت روی زمین است. ایرانیان عارف و اهل ادب، حافظه‌ای بسیار قوی دارند و عدۀ زیادی از آنان ابیات مهم اشعار ملی کشورشان را از حفظ هستند (I / ١٨٧).

مهمان‌نوازی و آداب معاشرت ایرانیها از دیگر خصلتهایی است که آلمانی را تحت تأثیر خود قرار داده، و به‌تفصیل به آنها پرداخته است. در بخش خرافات، او به باورهای عجیب مردم به‌ویژه در زمینۀ طبابتهای عامه اشاره می‌کند (I / ١٩٤) و در ادامه به چندین باور دیگر نیز می‌پردازد؛ مثلاً اگر کسی بخواهد در طی سال از گلودرد مصون باشد، باید نانی را که از ماه رمضان باقی مانده در آب خنک خیس کرده، بزغاله‌ای را بکشد و گوشت آن را با این نان بخورد؛ یا اگر طفلی در دورۀ دندان درآوردن دچار تشنج شود، چاره‌اش این است که ملایی بر قطعه کرباسی درست به اندازۀ قامتش آیاتی از قرآن بنویسد و آن را بر گردنش بیاویزند تا درمان شود؛ از آنجا که این دارو خرج بسیار دارد برای دختران از آن استفاده نمی‌شود (نک‌ : I / ١٩٤-١٩٥).

طلسم و اعتقاد ایرانیها به آن از دیگر مباحث مورد توجه آلمانی است (I / ١٩٦). او به طلسمهایی مثل قطعاتی ازمهرۀ پشت جغدها، موی یوزپلنگ و پوست خشکیدۀ کفتار که به‌طور ویژه مورد توجه زنها ست، اشاره می‌کند. همچنین از اوراد و عبارات سحرآمیز که زنان برای برآورده شدن آرزوهایشان به آنها متوسل می‌شوند، یاد کرده است؛ برای این کار کلمات جادویی یا دعاها را که بر کاغذهایی نوشته شده‌اند، در ظرفی پر از آب گرم می‌اندازند تا مرکب آن نوشته‌ها در آب حل شود. از آن پس این آب خاصیت جادویی دارد؛ اما اثر این مایع وقتی قطعی و مسلم است که گرد تکلیس شدۀ (سوزاندن تا مرز آهکی شدن) پوزۀ خر را بدان بیفزایند (همانجا).

در بخش دیگر این فصل به تفصیل به رسمها و سنتهای مربوط به عروسی نظیر خواستگاری، نامزدی، عقدکنان، شب زفاف و نیز انواع ازدواج پرداخته است (نک‌ : I / ٢٠٠-٢١٦). بخش بعدی در مورد مراسم سوگواری است (I / ٢١٨). تصاویر این فصل به‌ویژه از لحاظ شناسایی جزئیات پوشاک ایرانیان بسیار قابل توجه است.

 

فصل ششم به‌طورکلی به «زنان ایرانی» اختصاص یافته است و مجلد دوم این اثر ۴ جلدی با این فصل آغاز می‌شود؛ به نظر می‌رسد مؤلف سخت مجذوب زیبایی زنان ایرانی است، زیرا قسمتهای مختلف چهره و بدن زن ایرانی را از گیسو و لب و دندان گرفته، تا اعضا و جوارح و اندام، می‌ستاید. وی در ادامه به تفصیل پوشش زنان را توصیف و شرح می‌کند. او دربارۀ لباسهای بیرون از خانۀ زنان می‌نویسد: «لباس بیرون از خانۀ زنهای ایران ناسازترین و زشت‌ترین لباس است که به تصور درمی‌آید؛ این لباس تقریباً لباس طیلسان مانندی است که اروپاییان در بالماسکه‌ها به تن می‌کنند. پیرلوتی در هر صفحه از کتابش (نک‌ : ه‌ د، لوتی، به سوی اصفهان) دربارۀ شهر اصفهان از زنان ایرانی به نام اشباح سیاه و سفید یاد می‌کند، اشباحی که واقعاً عاری از هرگونه ظرافت و زیبایی‌اند» (II / ٧-٨، نیز ۱ / ۴۱۵). وی به دنبال آن به تحلیل مسئلۀ حجاب ‌پرداخته، و آن‌را برخلاف تصور عموم یک سنت کاملاً ایرانی برمی‌شمارد که بعدها اعراب مسلمان‌شده از آن تبعیت کردند و در شرع نیز مطرح گردید.

آلمانی ضمن انتقاد از رواج سقط جنین نزد زنان ایرانی، به آداب دوران بارداری و زایمان می‌پردازد که اغلب مطالب کتاب کلثوم ننه یا عقایدالنساء اثر آقا جمال خوانساری را نقل قول می‌کند. او به بسیاری از آداب و رسوم ایرانیان مانند مراسم نام‌گذاری نوزاد و حتى نحوۀ نام بردن و طرز برخورد با زنان در ایران نیز پرداخته است. روابط میان زن و شوهر از قبیل نشست و برخاست، غذا خوردن کنار سفره، راه رفتن در بیرون و در اجتماع از دیگر مسائلی است که آلمانی به آن توجه نشان داده است؛ مثلاً دربارۀ زنان اظهار می‌دارد که زنان، از هر طبقه، مطلقاً اهل مطالعه نیستند و گویی چشمۀ استعداد علمی این گوشه‌نشینان ابدی بر اثر بیکارگی خشک شده است (II / ٣٠).

فصل هفتم دربارۀ «هنر و صنعت در ایران» است. این فصل به اسباب خانه، نجاری و قفل‌سازی، چاقوسازی و اسلحه‌سازی، انواع سرامیک، شیشه‌گری، نساجی، کتابها و مینیاتورها اختصاص یافته است (نک‌ : II / ٣٧ ff.، نیز ۱ / ۴۵۹ بب‌ ). بخش مربوط به اسباب خانه به‌ویژه مطالب مربوط به چراغها و وسایل روشنایی و نیز انواع ظروف چون آفتابه و قهوه‌جوش و قوری و آبگردان، جذاب و خواندنی است، به‌ویژه که با طرحها و تصاویر متعدد تدوین شده است. یکی از ابزارهای جالب، آینه‌هایی سحرآمیز بوده که معمولاً برای معالجۀ بیماریهای صعب‌العلاج به‌کار می‌رفته است. برای این منظور، آیاتی از قرآن را بر آینه‌ای می‌نوشتند، سپس آن‌را با عطری خوشبو کرده به دست بیمار می‌دادند و از او می‌خواستند که ضمن خواندن اورادی معین، از فرشتگان و قدیسان زمینی و آسمانی بخواهد که بیماری وی را شفا بخشند (II / ۳۵).

بقیۀ مطالب این فصل شرح مبسوطی است از جوانب مختلف هنری و ذوق و سلیقۀ ایرانیان در صنایع مختلف. وی در مبحث مربوط به تصویرگری و نقاشی، از رنگهای طبیعی به‌کار رفته در هنرهای دستی و منشأ تهیۀ آنها نام می‌برد؛ مثلاً رنگ سفید از صدف یا مرمر سفید یا سفیداب یا اکسید آلومینیوم، و رنگ سیاه از دودۀ درختهای سوختۀ جنگل یا از مازو یا مرکب چین به دست می‌آمد. رنگ آبی از مواد معدنی مثل سنگ لاجورد یا سنگ زرنیخ ساییده شده، رنگ سرخ از شنجرف یا روناس یا چوبهای رنگین، رنگ زرد از حبوبات رنگین یا گِل اُخرا، و رنگ سبز را از ماده‌ای ساده مثل زنگار مس یا ترکیبی از نباتات مختلف می‌گرفتند (II / ١٧٠-١٧١).

مجلد ۳ برخلاف دو مجلد قبلی که بیشتر کلیاتی دربارۀ ایران و ایرانیان بود، شرح سفر آلمانی از پاریس تا عشق‌آباد و به دنبال آن ۳ ماه سیاحت در ایران از عشق‌آباد به مشهد، از آنجا به نیشابور تا سبزوار و شاهرود و در پایان به تهران و قم و اصفهان و سرزمین عشایر بختیاری را در بر دارد.

فصل اول این مجلد با عنوان «از پاریس تا عشق‌آباد» به‌طور کلی به منطقۀ قفقاز و مردم آن اختصاص یافته است و نیز شامل مطالب مهمی از آداب و خصلتها، پوشاک و خوراک مردم شهرها و روستاهای مختلف است. در این فصل ترکمنها، طوایف آنها و ابعاد مختلف زندگی، و حتى اسبهای آنان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فصل دوم با عنوان «از عشق‌آباد تا مشهد» مطرح می‌شود. در این فصل مؤلف به سنت ختنه ــ که آن را با سنت تعمید یکی دانسته ــ اشاره کرده است؛ آلمانی گزارش می‌دهد که کودکان را در ۷ سالگی ختنه می‌کردند و انجام آن به عهدۀ سلمانی یا دلاک محل بوده است؛ پس از این عمل و اتمام آن، معمولاً برای ترمیم زخم، خاکستر گرم بر موضع جراحی شده پاشیده می‌شد (III / ٥٤، نیز ۲ / ۹۵).

در ادامه وی از طوایف کرد کوچانده شده به خراسان به‌ویژه کردهای مسکون در قوچان نظیر طوایف شادلو، زعفرانلو و کیوانلو یاد می‌کند و می‌نویسد: «در حال حاضر تعداد کردهای خراسان به ۱۵ هزار خانوار می‌رسد که اغلب در قوچان، بجنورد و دره‌گز پراکنده‌اند. کردها چه از لحاظ قیافه و چه از لحاظ لباس ایرانی‌ اصیل‌اند ... . گروه بسیاری از کردهای ایرانی زندگی دهقانی دارند و از طریق زراعت و گله‌داری امرار معاش می‌کنند. زارعان کرد اغلب در دشتها و پستی و بلندیهای اطراف شهرها کشت و کار می‌کنند و دامداران به تربیت گوسفند و گاو و بز و دیگر چهارپایان اشتغال دارند. مسافرانی که مدتی در میان کردها به‌سر برده‌اند، آنها را مردمانی مهمان‌نواز معرفی کرده‌اند ... » (III / ٥٥، نیز ۲ / ۹۷). تصاویر این فصل نیز به‌ویژه از جهت بررسی پوشاک مردم قابل توجه است.

ازجمله مطالبی که نشان می‌دهد آلمانی نگاهی ظریف و دقیق به جوانب فرهنگی مردم ایران داشته، مباحث مربوط به شیوه‌های درمانهای عامیانه است. وی در شرح نظام درمانی ایران، درمانگران را به دودسته تقسیم می‌کند: یکی دعانویسان و درویشان و ملاها، و دیگری حکیمان (III / ٦٠). تجویز مسهل و گرفتن خون (حجامت و فصد) در کنار جوشانده‌های گرم و ادویۀ معطر مخلوط با شراب از درمانهای متداول حکیمان به‌شمار می‌رفت. انتخاب طبیب مورد اعتماد و حتێ مصرف و استعمال داروی تجویز‌شده معمولاً پس از انجام استخاره صورت می‌گرفت (همانجا). برخلاف جراحی که پیشۀ محترمی به‌شمار نمی‌رفت و توسط دلاکان و نعل‌بندان صورت می‌گرفت، شکسته‌بندی وجاهت بیشتری داشته است.

عنوان فصل سوم «مشهد» است. این فصل نیز شامل تصاویر گویا و ارزشمند به‌ویژه از خانه‌های مشهد در آن عصر است. تصاویر این بخش بر ارزشهای مردم‌شناسانۀ سفرنامۀ آلمانی افزوده است. او تصاویری از برخی مشاغل نظیر الوار فروشی، پینه‌دوزی، سفال‌سازی و نیز تصاویری از زنان رخت‌شوی، دراویشِ عتیقه‌فروش و توصیفاتی جالب توجه از حمامهای عمومی، مراسم حنابندان، موزدایی و آداب حمام رفتن ارائه می‌دهد (نک‌ : III / ٧٥ ff.، نیز ۲ / ۱۳۱ بب‌ ).

در فصل چهارم با عنوان «از مشهد تا نیشابور» بیشتر شرح رویدادهای سفر آمده است؛ هر چند در لابه‌لای این گزارشها، مطالب متنوعی از زندگی اجتماعی مردم نیز به چشم می‌خورد (نک‌ : III / ١٠١ ff.، نیز ۲ / ۱۷۷ بب‌ )؛ مثلاً دربارۀ فلسفۀ استعمال حنا به عنوان رنگ طبیعی و شیوۀ رنگ‌آمیزی دستها و پاها با آن اطلاعاتی به دست می‌دهد (III / ١١١). او در جای دیگر به زنان کولی و ویژگیهای ایشان اشاره می‌کند (III / ١١٣).

آلمانی به دکانهای آشپزی یا آشپزخانه‌های سر راهی اشاره می‌کند؛ این دکانهای کوچک در بیشتر راسته بازارها، فضایی نشاط‌انگیز را فراهم می‌ساختند. آشپزها بشقابهای پر از غذا و آمادۀ فروش را روی میز می‌گذاشتند و زنگولۀ بزرگی بر سردر دکان می‌آویختند و با به صدا در آوردن آن، نظر مشتریان را به خود جلب می‌کردند. صدای زنگ به این معنا بود که غذا تازه از دیگ کشیده شده و آمادۀ تحویل به مشتری است (III / ١٢٣-١٢٤). در این فصل به یکی از رسمهای رایج ایرانیان در عزاداری ماه محرم، یعنی مراسم علم‌گردانی اشاره شده است.

عنوان فصل پنجم «از نیشابور تا سبزوار» است (نک‌ : III / ١٣١ ff.، نیز ۲ / ۲۲۷ بب‌ ). نگاه دقیق و نسبتاً همه‌جانبۀ آلمانی در این فصل به مردم، زندگی و فرهنگ آنها درخور تقدیر است. فیروزۀ نیشابور نظر وی را به خود جلب کرده، شرح و تفسیر گسترده‌ای در این باره آورده است. او از سبزوار خاطرات فراوان دارد و با زبانی جذاب و داستان‌گونه، دیدارها و ملاقات خود با کسبه و اهالی از جمله آهنگران، قصابان، عتیقه‌فروشان و داستانهایی را که از زبان آنها شنیده، بازگو می‌کند.

«از سبزوار تا شاهرود» و «ازشاهرود به تهران» عناوین فصلهای ششم و هفتم کتاب است که شرح سفر آلمانی در مناطق سمنان، سرخه، لاسگرد و سپس مازندران و ایوانکی و ورامین تا تهران است (نک‌ : III / ١٧٧ ff.، نیز ۲ / ۲۹۵ بب‌ ).

فصل هشتم با عنوان «تهران» آغاز می‌شود. این فصل نیز از‌جمله فصولی است که مطالب مربوط به نحوۀ زندگی و فرهنگ عمومی مردم در آن بسیار به چشم می‌خورد (نک‌ : III / ٢١١ ff.، نیز ۲ / ۳۵۳ بب‌ ). آلمانی در آغاز این فصل ضمن بیان تاریخچۀ تهران و وصف میدان توپ‌خانه و خیابان الماسیه، از توپ مروارید نام برده، و حکایاتی را که پیرامون آن وجود دارد، بازگو می‌کند: از کرامات آن این است که هر زن نازایی که ۳ بار از زیر دهانۀ آن بگذرد، زایا می‌شود (III / ٢١٨). وی توصیف اماکن مهم تهران از قبیل ارگ، کاخ گلستان، تکیۀ دولت، موزه و کتابخانۀ سلطنتی را به‌تفصیل بیان کرده، و تصاویر فراوان از آنها آورده است (نک‌ : III / ٢٣٠).

او دربارۀ شبهای تهران می‌نویسد: «در شهر اندوه‌زای تهران هرگز نشانی از شب‌نشینی نیست و همۀ مردم موظف‌اند که پیش از ساعت ۹ شب، در خانۀ خود باشند. در محله‌ها، کسانی که بعد از ساعت ۹ شب در کوچه و خیابان مانده باشند، توسط پاسبانها به داروغه تحویل داده می‌شوند تا مجازات گردند (III / ٢٣٧).

گبرها یا زردشتیان تهران، موضوع دیگری است که نظر نویسنده را به خود جلب کرده است. او به‌طور مفصل مراسم ازدواج و آیینهای سوگواری آنها را شرح می‌دهد؛ مثلاً در شرح دقیق کفن‌ودفن اموات از سوی زردشتیان می‌نویسد: « ... بعد از تکفین میّت تشریفات دیگری را معمول می‌دارند که «سگ دید» نامیده می‌شود. این تشریفات که سابقه‌ای بسیار قدیمی دارد، عبارت از رؤیت جسد مرده به وسیلۀ سگی است که ارواح پلید را از وی دور می‌کند. برای این کار ابتدا چند قطعه نان بر جسد قرار می‌دهند، آن‌گاه سگی ولگرد را بر بالین مرده می‌آورند که پس از بلعیدن نانها ــ غافل از کار مهمی که انجام داده است ــ پی ولگردی خود برود. پس از آن جسد مرده را به زاد و مرگ یا گورگاه می‌برند ... » (III / ٢٤٦، نیز ۲ / ۴۰۳).

پینه‌دوزی، سمساری، چلنگری، سراجی، دلاکی و فرش‌فروشی ازجمله مشاغلی است که وی در بازار تهران به آنها اشاره کرده است. چشمه‌علی و چنار کهن‌سال آن و حجاریهای شاهان قاجار در آنجا از دیگر اماکنی بوده که نظر آلمانی را به خود جلب کرده است.

فصل نهم کتاب تحت عنوان «از تهران به قم» با مجلد چهارم آغاز می‌شود (نک‌ : IV / ١ ff.، نیز ۲ / ۴۳۵ بب‌ ). آلمانی در این بخش از کتاب برخی عادات نابجای ایرانیان را مورد انتقاد قرار می‌دهد؛ بی‌قیدی و لاابالی‌گری نسبت به قول و قرار در زمانهای پیش‌بینی شده برای عزیمت یا شروع فعالیتی را، ازجمله معایب ایرانیان دانسته است. او به مسافران اروپایی که همواره با قطار و سر ساعت معین سفر کرده‌اند و حتى از تأخیر چند دقیقه‌ای هم ناراحت می‌شوند، توصیه می‌کند تا برای تمرین شکیبایی در این‌گونه موارد سری به مشرق‌زمین بزنند تا متوجه نقض عهد و تأخیرهای چند ساعته شوند (IV / ٢-٤).

وی در این بخش به برخی باورهای ایرانیان دربارۀ از ما بهتران و موجودات وهمی اشاره می‌کند؛ ازجمله تصورات مردم دربارۀ درۀ ملک‌الموت. تصور عوام این است که این دره‌ها از انواع شیاطین و موجودات عجیب‌الخلقه انباشته است. به موجب افسانه‌ای که ساخته و پرداختۀ ذهن عوام است «ملک عذاب خدا» در روی کرۀ زمین استراحتگاههایی دارد که این نقطه از خاک ایران، یکی از مطلوب‌ترین آنها ست. اما ملک عذاب را همواره غولهایی وحشتناک احاطه کرده‌اند، غولهایی که پس از آنکه به فرمان وی جان مسافران را گرفتند در اطراف اجسادشان به رقص و پایکوبی می‌پردازند. شکل طبیعی این غولها وحشتناک است، اما آنها قادرند خود را به شکل حیوانات اهلی و نیز به شکل آدمیان درآورند. صدای معمولی آنها زوزه‌مانند و وحشت‌انگیز است، اما می‌توانند صدای خود را به صدای آدمی تغییر دهند. همچنین می‌توانند خود را همچون انسانهای زیبا درآورند به طوری که اغلب مسافران فریفتۀ آنها شده، به سوی آنها می‌روند؛ شیاطین به آنها شراب می‌خورانند و آنها را مست کرده و می‌کشند؛ اما اگر نام خدا و پیامبر(ص) را به زبان بیاورند یا دائماً صلوات بفرستند، از گزند آنها ایمن خواهند بود (IV / ٧-٨). همچنین از خورشید و سیارات براساس افسانه‌های ایرانی تصاویری ارائه شده است. در ادامۀ این فصل ضمن شرح تاریخ و موقعیت شهر قم به فعالیتهای معمول در این شهر به‌خصوص مشاغل مرتبط با مرگ و میر می‌پردازد (IV / ٢٤).

فصل دهم با عنوان «از قم به اصفهان» بیشتر به مناطق کاشان و اطراف آن اشاره دارد (نک‌ : IV / ٢٥ ff.، نیز ۲ / ۴۷۱ بب‌ )، مؤلف در این فصل وجه تسمیۀ عامیانۀ شهر را بازگو می‌کند (IV / ٣٣، نیز ۲ / ۴۸۴-۴۸۵). در میان تصاویر این فصل به دو طرح از زنان رقاصه برمی‌خوریم.

فصلهای یازدهم و دوازدهم دربارۀ اصفهان است. برخی بخشهای این دو فصل آشکارا به مسائل مردم‌شناختی مربوط می‌شود (نک‌ : IV / ٥٣ ff.، نیز ۲ / ۵۱۵ بب‌ )؛ مثلاً بخشی به طور مفصل به لباس ارامنۀ جلفا اختصاص یافته و با یک تصویر از زنان و دختران ارمنی در لباس مهمانی تکمیل شده است (IV / ٥٨-٦٠).

بسیاری از رفتارهای مردمی، در لابه‌لای گزارشهای آلمانی از شهرها، مشاغل و مراسم شناخته می‌شود؛ برای نمونه در بحث مربوط به قنادان می‌نویسد: «قنادان ایرانی درست مانند آمریکاییها برای جلب مشتری، شیرینی خود را با رنگهای الوان می‌آرایند و نبات و آب‌نبات و نقل رایج‌ترین شیرینیهای ایرانی است ... اروپاییان در موقع خرید میوه و شیرینی باید دقت داشته باشند که به بساط این نوع کسبه دست نزنند، زیرا مسلمانان مؤمن آنچه را که فرنگی لمس کرده باشد، نجس می‌دانند و جداً از خرید و مصرف آن امتناع می‌کنند» (IV / ۹۲-۹۳، نیز ۲ / ۵۷۲). همچنین تصویری از یک بساط میوه‌فروشی ارائه شده که بسیار دیدنی است. برخی خصلتهای منسوب به اصفهانیها نظیر خست و تعصب مذهبی به تفصیل شرح داده شده است.

از دیگر مباحث جالب این فصول، پرداختن به یهودیان اصفهان و موقعیت سیاسی ـ اجتماعی آنها در منطقه است. اهمیت و ارزش زاینده‌رود نزد مردم محل به حدی بوده که باعث شده است برای آن افسانه‌سرایی کنند (IV / ١٠٩-١١٠). هرچند در فصل دوازدهم به برخی مشاغل یا نمایشهایی چون معرکه‌گیری و خرس‌بازی اشاره شده است، اما این فصل را می‌توان فصلی مختص به ارامنه و جوانب مختلف زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی آنها دانست.

فصل سیزدهم نیز با عنوان «از اصفهان تا جونقون» با موضوع بابی‌گری شروع می‌شود که کنجکاوی نویسنده را برانگیخته است (نک‌ : IV / ١٣٧ ff.، نیز ۲ / ۶۳۵ بب‌ ). تصاویر این فصل از جذاب‌ترین تصویرهای این کتاب به شمار می‌رود؛ مخصوصاً تصاویر مربوط به دهقانی که در دامنۀ کوه گبرها مشغول شخم زدن است، و یا بچه‌های نجف‌آباد، سیدی در حال قلیان کشیدن، یک خانواده بر پشت خر، یک روستایی جوان کپنک پوشیده، ریش سفیدان دهکدۀ سامان، گروهی طفل و گدا در حوالی دهکدۀ چال شتر، و سکنۀ جوان دهکدۀ چرکچیان.

فصل چهاردهم به‌طور کامل به «عشایر بختیاری»، فرهنگ و زندگی، فولکلور و ادبیات آنها اختصاص یافته است. وضعیت جغرافیایی، گیاهان، آبها، راهها، آب و هوا، ییلاق و قشلاق، دامداری، خلقیات، سوارکاری، اسلحه، زنان بختیاری، طرز تغذیه، پوشاک، بهداشت، زناشویی، کودکان، دین، خاک‌سپاری، زراعت، آبیاری، تقسیم محصول، بزرگان بختیاری و خوانین از جمله مباحث این فصل است (نک‌ : IV / ١٧١ ff.، نیز ۲ / ۶۸۳ بب‌ ).

آلمانی غذای اصلی بختیاریها را ماست، پنیر و تخم‌مرغ می‌داند که اغلب آن را زیر خاکستر داغ می‌پزند و تنها یا با کته می‌خورند. آنها غذایی مقوی‌تر دارند که طاس‌کبابی است مرکب از گوشت گوسفند و چاشنی آب لیمو و ادویه یا ترکیب پلو و کله‌گنجشکیهایی از گوشت کوبیده با انواع ادویه. نان آنها نیز ورقه‌های نازکی است از خمیر ورآمدۀ آرد گندم یا جو یا بلوط که در تنور پخته می‌شود (IV / ١٨١).

به گزارش آلمانی کار طبابت نزد بختیاریها به عهدۀ زنان بوده است که به آنها حکیم می‌گفتند. این حرفه به‌طور ارثی به دختر بزرگ می‌رسیده است. روشهای محلی و سنتی برای درمان ناخوشیها بر پایۀ مواد طبیعی و نیز طلسمات و اوراد بوده است. آلمانی در ادامه می‌نویسد: «بختیاریها تنبلی را مرضی واقعی تلقی می‌کنند و سعی دارند آن را منکوب کنند و برای درمان کسی که فاقد نیرو و جسارت کافی برای انجام کار است، نخست تعویذ یا آیاتی از قرآن را بر روی قلبش گذاشته، یا به گردنش می‌آویزند؛ اگر این مقدمات کافی نبود، بیمار را مجبور می‌کنند که در شبی ماهتابی به گورستان رفته و ۷ بار از زیر مجسمۀ شیری سنگی که بر گور جنگجویان شجاع نصب گردیده است، بگذرد» (IV / ١٩١-١٩٢، نیز ۲ / ۷۰۹-۷۱۱). تصاویر این فصل نیز همانند مطالب آن ارزشهای مردم‌شناسی فراوان دارد. برای مثال در تصویر مربوط به پوشاک طایفۀ فیلی می‌توان با جزئیات تمام اجزاء پوشاک مردانه، یا تصاویر مربوط به نعل کردن یک خر یا شیوۀ پختن نان و نیز تصاویری از کودکان بختیاری را دید.

فصل پانزدهم به بعد، شرح بازگشت آلمانی به اصفهان و تهران و دریای خزر است. او سعی کرده است در سفر بازگشت، مطالعات و دیدنیهای خود را افزایش دهد و مواردی را که طی مسیر اول از نظر نگذرانده، یا به آنها توجهی نکرده بوده است ــ همچون مطالب مفصلی دربارۀ قوش (باز) بازی در ایران، ابزار، مهارتها و شکار کردن به وسیلۀ باز را ــ بیان کند. نمایشهایی نظیر معرکه‌گیری از دیگر سرگرمیهایی است که به آن اشاره شده است و تصویر معرکه‌گیر در حال نمایشِ یک صحنۀ آدم‌کشی در نوع خود جالب توجه است (نک‌ : IV / ٢٣٨).

فصل شانزدهم به ماجراهای انقلاب مشروطه اختصاص یافته، و دربرگیرندۀ مسائل تاریخی و سیاسی روز است (نک‌ : IV / ٢٣٥ ff.، نیز ۲ / ۷۷۳ بب‌ ).

فصل هفدهم نیز شرح سفر در مسیر تهران به قزوین و منجیل و انزلی است. وی شهرهای شمالی نظیر رشت و معماری خانه‌ها و نیز شالیزارهای آنجا را به‌طور گسترده وصف کرده است (نک‌ : IV / ٢٦٩ ff.، نیز ۲ / ۸۲۳ بب‌ ).

اهمیت فصل پایانی در این است که آلمانی به اوضاع جاری ایران در روزهای انقلاب مشروطه به شکلی گسترده پرداخته است (نک‌ : IV / ٢٩١ ff.، نیز ۲ / ۸۵۷ بب‌ ). آلمانی در خاتمۀ کتابش می‌نویسد: «در حال حاضر کشور ایران به وسیلۀ مردانی بسیار امین و درستکار اداره می‌شود که چون بیش از هرکس به اشتباهات و زیاده‌رویهای سیاسی چند قرنۀ سیاستمداران کشور خویش واقف‌اند، مصمم هستند که دست به اصلاحاتی اساسی بزنند تا در آینده، کشورشان قادر باشد در برابر دیگر قدرتهای جهانی نقشی متناسب با گذشتۀ افتخارآمیز خویش ایفا کند» (IV / ٣٢٠، نیز ۲ / ۹۰۰).

 

مآخذ

آلمانی، هانری رنه د.، از خراسان تا بختیاری، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ۱۳۷۸ش؛ دانش‌پژوه، منوچهر، سفرنامه، تهران، ۱۳۸۰ش؛ قجقی، محمد، پیراگی[۱] (مل‌ )؛ نیز:

 

Allemagne, Henry-René de, Du Khorassan au pays des Bakhtiaris, Paris, ١٩١١; «Allemagne Henry d’Henry René», Cths, http: / / cths. fr / an / prosopo. php? id=١٧٨٣; Autorbis, http: / / autorbis. net / henry-rene-d-allemagne; Pyragy, www. pyragy.blogfa.com / post-٧٩١.aspx.

 

پیمان متین