دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧ - ادبیات شفاهی ایران
ادبیات شفاهی ایران
نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَدَبیّاتِ شَفاهیِ ایران، عنوان کتابی از ایرانشناس ژاپنی، شین تاکههارا، شامل ٢٠٢ متن از ادب شفاهی ایران که به شیوۀ میدانی گردآوری شده است. بخش اصلی این متنها را انواع مختلف روایی مانند افسانه، قصه، حکایت، لطیفه، مثل و خاطره تشکیل میدهد. متنهای باقیمانده شامل شماری لالایی، چیستان، دعا و باورهای مردمی است. این کتاب در یک جلد، و به دو زبان فارسی و ژاپنی به همراه آوانگاری کامل، در ٢٠٠١م در ژاپن منتشر شده است.
بخش اصلی متنهای روایی این کتاب با عنوان افسانههای ایرانی، به روایت دیروز و امروز در ١٣٨١ش با همکاری احمد وکیلیان به زبان فارسی در ایران منتشر شد. محدودۀ جغرافیایی پژوهش شین تاکههارا استان تهران، شامل شهرهای تهران، کرج، شهرری، اسلامآباد و روستاهای پیرامون آنها، و نیز شماری از شهرهای استانهای فارس، اصفهان، مازندران و هرمزگان است. زمان تحقیق نیز شامل دو مرحله بوده است: مرحلۀ اول در ١٣٧٦ش به مدت ٣ هفته، و مرحلۀ دوم از تابستان ١٣٧٧ش تا پایان زمستان همان سال. بخش اصلی مرحلۀ دوم با همراهی و نظارت احمد وکیلیان انجام گرفته است (نک : تاکههارا، ادبیات ... ، ٩٤٠-٩٤٢، نیز مقدمه بر ... ، ١١-١٧).
شین تاکههارا پیش از این نیز دربارۀ افسانههای ایرانی پژوهش کرده بود. موضوع پایاننامۀ کارشناسی ارشد وی بررسی نمادشناسی افسانههای ایرانی براساس کتاب قصههای ایرانی، تألیف انجوی شیرازی بوده است. در حقیقت تدوین و تألیف ادبیات شفاهی ایران، با هدف تکمیل پژوهشهای قبلی وی در زمینۀ افسانههای ایرانی انجام گرفته است. او در نهایت میخواهد که به مشترکات افسانههای ایرانی و ژاپنی دست یابد (نک : همانجاها).
کتاب کاملاً علمی و منطبق با موازین فولکلورشناسی تدوین شده است. تاکههارا آنچه را ضبط کرده بود، با همان لهجه و ساختار نحوی زبان گفتار، روی کاغذ میآورد؛ حتى خطاهای راویان را در متن آورده و در پانوشت صورت صحیح آنها را نوشته و توضیح داده است (نک : ادبیات، ١٧١، ٣٠٥). افزون بر این، مشخصات هر راوی شامل سن، جنس، شغل، و نیز این نکته که راوی، متن اصلی را نخستینبار از چه کسی شنیده، بهعنوان شناسنامۀ هر روایت، بههمراه تصویر راوی و زمان ضبط، در ابتدای روایت ذکر کرده است. از ویژگیهای مهم بسیاری از روایتهای این کتاب، وجود اصطلاحات و واژههای جدید در متن افسانههای قدیمی است. برای نمونه، راوی یکی از روایتهای محلی (بزک زنگولهپا) (اوتر، ٨٤-٨٥، شم ١٢٣، بر اساس فهرست آرنه ـ تامپسون) را که گرگ و بز در آن جنگ میکنند به «میدان فوتبال» تشبیه میکند (نک : تاکههارا، همان، ٨٣؛ افسانهها ... ، ٩٣؛ مارتسُلف، ٦٤-٦٦). یا در روایتی از مَتَل «دویدم و دویدم»، راوی در پایان آن میگوید: «همچین زدن تو گوشم، گوشوارههام رو دوشم، آی گوشم آی گوشم، من دختر گوگوشم» (تاکههارا، همان، ٨٣٥؛ افسانهها... ، ٩٠)؛ همچنین اصطلاحاتی مانند ماشین، فرماندار، استاندار، دوچرخه که در بسیاری از صفحات آمده، از این قبیل است. از ویژگیهای دیگر روایتهای این کتاب اختصار بسیاری از آنها ست. این موضوع بهویژه دربارۀ آن دسته از روایتهایی صدق میکند که در شهرهای بزرگ ثبت شدهاند (نک : تاکههارا، همان، ١١٣-١١٤، ١١٦-١١٧، ٢٦٤-٢٦٥).
مقایسۀ این روایتها با روایتهایی از همین افسانهها که سالها پیش در روستاها ثبت شده است (نک : فقیری، ٦٥- ٦٩؛ لمعه، ٧٢-٧٤؛ انجوی، ٣ / ٦٢-٦٥، ١١٧- ١١٩)، به وضوح اختصار روایتهای شهرهای بزرگ را نشان میدهد. این موضوع چند علت دارد: یکی اینکه بهعلت بازگو نکردن مداوم، بخشهایی از آنها از خاطرۀ راویان فراموش شده، دیگر اینکه کسی که این افسانه را نقل کرده راوی حرفهای نبوده است؛ سرانجام بیحوصلگی برخی راویان در مواقع معین نیز میتواند از علل حذف برخی مطالب باشد. اما به نظر میرسد علت نخست، اصلیتر است.
ویژگی دیگر کتاب، فراوانی حکایتهایی است که راویان دربارۀ جن روایت کردهاند؛ به گونهای که از میان قریب ١٨٠متن روایی نزدیک به ٤٠ مورد آن، یعنی در حدود ٢٢٪ دربارۀ جن است. این موضوع خود قابل تأمل و پژوهش است، بهویژه آنکه راویان آنها از یک منطقه نبودهاند.
تاکههارا به برخی از یافتههای خود از این پژوهش نیز اشاره کرده است؛ ازجمله اینکه بهدرستی نتیجه میگیرد در شهرهای ایران بهویژه شهرهای بزرگ، قصهگویی رو به فراموشی است، اما در روستاها این سنت هنوز رواج دارد. او تأکید میکند که مشابه این وضعیت در ژاپن نیز وجود دارد ( ادبیات، ٩٤١-٩٤٢). ازجمله یافتههای وی این است که بیشتر قصههای این کتاب را نمیتوان با فهرست بینالمللی آرنه ـ تامپسون تطبیق داد. از اینرو، نتیجه گرفته است که بیشتر قصههای ایرانی که تاکنون نقل میشوند، ایرانی اصیلاند (همان، ٩٤٠).
دربارۀ این نتیجهگیری چند نکتۀ با اهمیت وجود دارد: اول اینکه، افزون بر افسانههایی که وی با فهرست آرنـه ـ تـامپسون تطبیق داده، افسانههای دیگری نیز در کتاب وجود دارد که برخلاف گفتۀ تاکههارا با فهرست مذکور مطابقت دارند، و او بنا به دلایلی بدانها اشاره نکرده است؛ مانند افسانههای «دوستی خرس و انسان» (ص ٩٨- ٩٩)، گرگ و روباه (ص ١٠٠-١٠١)، شیر و روباه (ص ١٠٣-١٠٦)، شیر و گرگ و روباه (ص ١٠٧- ١٠٩)، شاهعباس و سه درویش (ص ٥٧٨-٥٨٠)، نمدمالی شاهعباس (ص ٥٨٤-٥٨٦، ٥٩٢-٥٩٤)، گدازکردن پیه حیوانات (ص ٥١٠-٥١١)، مسابقۀ حرف نزدن (ص ٥٠٠-٥٠٢)، شاه و دهقان (ص ٤٧٣-٤٧٤)، ناف زمین کجا ست (ص ٥٩٧-٦٠٣) که بهترتیب با شمارههای ٣٥B, ٥٠, ٥١, ١٦٣A, ٨٧٥, ٨٨٨B, ١٣٥١, ١١٣٨ مشخص شدهاند (نک : اوتر، جم ). البته شمار اینگونه افسانهها در پژوهش تاکههارا بیش از اینها ست. دوم اینکه، شمار قابلتوجهی از آنچه در این کتاب از آنها بهعنوان قصه یا افسانه یاد شده است، در این ردیف قرار نمیگیرد و طبیعی است که قابل تطبیق با فهرست آرنه ـ تامپسون نباشد.
نکات قابل تأمل دیگری در مقدمههای این کتاب (چاپهای ایران و ژاپن) وجود دارد که فقط به یک مورد آن اشاره میشود، آنجا که مؤلف مینویسد: «بسیاری از قصههایی که در ژاپن گفته میشوند، در اصل ژاپنی نیست و بسیاری از آنها متعلق به سرزمین ایران است» (نک : مقدمه بر، ١٣؛ نیز نک : مارتسُلف، ٥٥، ٥٧ - ٥٨، ١٦٩-١٧٠). بر اساس پژوهشهای ایرانشناسان ژاپنی برخی از آیینهای موجود در ژاپن پایه و اساس ایرانی دارد، مانند جشن «اورابون» که در روزهای ١٣ تا ١٦ ماه هشتم سال برگزار میشود؛ مردم معتقدند در این روزها ارواح درگذشتگان به دیدار آنها میآیند. ایموتو ایرانشناس ژاپنی ضمن تحقیق دربارۀ واژۀ «اورابون» و آیین مربوط به آن، این واژه را شکل تحریفشدۀ «اوراوان» دانسته که در لهجۀ شرق میانۀ ایران رایج بوده و به معنی ارواح نیاکان نیکومنش است. وی معتقد است این آیین یک آیین ایرانی است که به ژاپن راه یافته است («نگاهی ... »، ٧٤٢-٧٤٥؛ برای نمونههای دیگری از آیینهای ژاپنی که ریشۀ ایرانی دارند، نک : همو، «ارمغان ... »، ٣٥١-٣٦٥).
پژوهشگران معتقدند بسیاری از این آیینها به دورۀ سقوط ساسانیان مربوط میشود، زیرا در آن زمان بسیاری از مردم و بزرگان ایرانی به آسیای مرکزی گریختند و از این راه آداب و جلوههای تمدن و فرهنگ ایرانی به چین و از آنجا به ژاپن منتقل شد. فرضیهای نیز وجود دارد که براساس آن بسیاری از بزرگان و شاهزادگان ساسانی پس از سقوط این شاهنشاهی به ژاپن رفتهاند (سوگیمورا، ٩١-٩٢). بهنظر میرسد طرح چنین دیدگاهها و برخی آیینهایی که به آنها اشاره شد، نیز کشفیاتی مانند پارچهای که چند بیت شعر به خط فارسی، ازجمله دو بیت شعر از شاهنامه روی آن نوشته شده و مربوط به ١٢١٧م است (کورویاناگی، ٥٧٠-٥٧٤)، مؤلف را بر آن داشته است تا به استناد برخی تشابهات میان افسانههای ژاپنی و ایرانی، نتیجه بگیرد که «بسیاری از افسانههای ژاپنی اصل ایرانی دارند».
دربارۀ افسانهها چنین اظهارنظرهای کلی چیزی را روشن نمیکند. باید دربارۀ هر افسانه بهطور مشخص پژوهش کرد، روایتهای متعدد آن را در هردو کشور ثبت نمود، و ضمن بررسی تطبیقی آنها به نتیجه رسید، زیرا ممکن است همانگونه که خود تاکههارا نیز گفته است، این تشابهات مربوط به ذات انسان بوده، و نمادهای همانند نیز احتمالاً دلیل بر وجود نمادهای مشترک در نوع انسان باشد (نک : مقدمه بر، ١٤).
مآخذ
افسانههای ایرانی، به روایت دیروز و امروز، به کوشش شین تاکههارا و احمد وکیلیان، تهران، ١٣٨٤ش؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، سنگ صبور ( قصههای ایرانی)، تهران، ١٣٥٥ش؛
ایموتو، ئه ایچی، «ارمغان فرهنگ ایران به ژاپون در طبق انار و انگور»، آینده، تهران، ١٣٦٥ش، س ١٢، شم ٧- ٨؛
همو، «نگاهی به رسم ژاپنی اورابون از دیدگاه فرهنگ ایران»، ترجمۀ هاشم رجبزاده، ایرانشناسی، تهران، ١٣٦٨ش، س ١، شم ٤؛
تاکههارا، شین، ادبیات شفاهی ایران، ژاپن، ٢٠٠١م؛
همو، مقدمه بر افسانههای ایرانی (هم )؛
سوگیمورا، توء، «مجموعههای آثار هنر ایران در ژاپن»، ترجمۀ آزاده سلحشور طبری، ایرانشناسی در ژاپن، به کوشش هاشم رجبزاده، تهران، ١٣٨٩ش؛
فقیری، ابوالقاسم، قصههای مردم فارس، تهران، ١٣٤٩ش؛
کورویاناگی، ت. ، «اعتقاد فردوسی به سرنوشت در شاهنامه»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٥٦ش، س ٢٠، شم ٨-١٠؛
لمعه، منوچهر، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویر احمدی و کهگیلویه، تهران، ١٣٤٩ش؛
مارتسُلف، ا.، طبقهبندی قصههای ایرانی، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٧١ش؛
نیز:
Aarne, A. and S. Thompson, The Types of International Folktales, ed. H. J. Uther, Helsinki, ٢٠٠٤.
محمد جعفری (قنواتی)