دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤ - از خشت تا خشت
از خشت تا خشت
نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَز خِشْتْ تا خِشْت، کتابی در زمینۀ فرهنگ مردم تهران. این اثر را که دربرگیرندۀ بخش زیادی از آداب، باورها و رسوم مردم تهران از زمان تولد تا مرگ است، باید نخستین مجموعۀ پژوهشیِ دقیق و در عین حال روشمند در فرهنگ مردم تهران بهشمار آورد. اهمیت کتاب نیز بیش از هر چیز به همین موضوع مربوط میشود.
مؤلف کتاب، محمود کتیرایی، از پژوهشگران پیشکسوت فرهنگ مردم بود که در کنار کارهای پژوهشی، مقالاتی در نقد و بررسی کتابهای چاپشده دربارۀ فرهنگ مردم و مردمشناسی در مطبوعات منتشر میکرد. بخشی از این مقالات در کتابی با عنوان زبان و فرهنگ مردم چاپ شده که مشتمل بر نقد و بررسی امثال و حکم دهخدا، فرهنگ لغات عامیانۀ جمالزاده، فرهنگ عوام امیرقلی امینی و طالبآباد صفینژاد است. این نقد و بررسیها مبین دیدگاه دقیق و اشراف وی به فرهنگ مردم ایران است.
مؤلف در تدوین از خشت تا خشت روش میدانی و کتابخانهای را بهکار گرفته است (کتیرایی، زبان ... ، ٧، ٣٦، ٩٢). وی در همۀ مواضع کتاب هرجا از منبعی بهره گرفته، حتى منابع شفاهی، آن را معرفی کرده است. کتاب شامل یک پیشگفتار، ٨ بخش پیوسته، یک پیوست و چند یادداشت کوتاه است.
مؤلف در پیشگفتار به درستی تأکید میکند که تهران به علت مهاجرپذیر بودنش طی ٢٠٠ سال گذشته دارای فرهنگی شده که نمیتوان همۀ اجزاء آن را «فرهنگ مردم تهران» به مفهوم اخص آن یعنی فرهنگِ بومیان تهران یا مردمانی که نسل اندر نسل در تهران زندگی میکردهاند، محسوب کرد؛ زیرا خانوادههایی که امروزه خود را تهرانی مینامند، از چهار گوشۀ این سرزمین به این شهر آمدهاند و «پارهای از آداب و رسوم و معتقدات و خرافات خود را با آنِ تهرانیان در آمیختهاند» و بهتدریج و با گذشت زمان بخشهایی از فرهنگ تهرانیان را پذیرفتهاند (همو، از خشت ... ، ٥-٦).
نکتۀ مهمی که از توضیحات وی میتوان استنباط کرد، تأکید غیرمستقیم او در بهکارگیری اصطلاح «فرهنگ مردم» در برابر «فولکلور» است. وی پس از این پیشگفتار، پدیدههایی چون آبستنی، زایمان، دوران کودکی تا نوجوانی، شوهریابی و دختریابی، خواستگاری و شال انگشتری کردن، عقد، عروسی و سرانجام مرگ و سوگواری را در میان مردم تهران توضیح داده است و متعاقباً آداب، مراسم، باورها و آیینهای هر یک را با جزئیات شرح میدهد.
نگاهی به عنوان این پدیدهها مشخص میکند که مؤلف پیش و بیش از هر چیز توجه خود را به آیینهای گذر در فرهنگ مردم متمرکز کرده است. اصطلاح «از خشت تا خشت» نیز که مفهوم آن را در مقدمه توضیح داده (همان، ٧)، ناظر بر همین آیینها ست. از این زاویه نیز پژوهش وی را باید نخستین پژوهش، نه فقط در محدودۀ فرهنگ مردم تهران، بلکه در سطح ایران بهشمار آورد.
در پیوست کتاب نیز برخی باورها و آداب و رسوم دربارۀ بعضی پدیدهها و اشیاء را توضیح میدهد که ازجمله میتوان به باورها دربارۀ مهرۀ مار، مهرگیاه، توپ مروارید، سوزن غساله و مراسمی چون پنجۀ مریم، مولودی، و روشن کردن چراغ در جای مرده اشاره کرد. البته، برخی از این مراسم، مانند پنجۀ مریم یا روشن کردن چراغ در جای مرده را در بخشهای اصلی نیز توضیح میدهد.
مؤلف در بخشهای اصلی کتاب، بهجز موارد معدود و انگشتشمار، از ادبیات شفاهی، حتى ادبیات مربوط به آیینهای گذر، مانند لالاییها، ترانههای ویژۀ عروسی یا سوگ سرودهای مرگ، نمونههایی ذکر نکرده است. البته در قسمت «پیوست» مصادیقی از دو نوع ادبیات شفاهی را با توضیحاتی نقل کرده است که واجد اهمیتاند: مورد اول شعرهایی است که بر روی اشیائی مانند قلمدان، شمعدان نقره، قاب آینۀ منبتکاریشده، شانه، پیاله، بشقاب چینی، حاشیۀ پردۀ قلمکار، کوزۀ قلیان، منقل، قالی، بدنۀ کاسۀ چینی و طاس مسی مینوشتهاند (همان، ٢٣٦-٣٤٠). مورد دوم متن کامل یک نمایش زنانه تحت عنوان «خاله رورو» است (همان، ٣٨٤-٣٩٣) که این یکی را از مقالۀ علی بلوکباشی نقل کرده است.
کتیرایی هم در بخشهای اصلی و هم در مطالب «پیوست» کوشش کرده است که ضمن شرح هر پدیدهای، مصادیقی از آن را با استناد به کتابهای ادبی و تاریخی، در گذشتۀ ایران نشان دهد.
این کتاب نخستینبار در مرداد ١٣٤٨ از طرف «مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی» چاپ شد، اما پس از چند روز کتاب را از کتابفروشیها جمع کردند. چند ماه بعد در فروردین ١٣٤٩ آن را با تغییراتی که در مقدمۀ آن صورت گرفت دوباره توزیع کردند. ظاهراً علت این کار انتقاداتی بود که مؤلف در مقدمۀ آن بر کتاب دو تن از پژوهشگران متنفذ مؤسسۀ مذکور وارد کرده بود (گرسیوز، ٩٢٢-٩٢٤). در توزیع مجدد کتاب انتقادهای مذکور حذف شدند. کتاب چندبار تجدید چاپ شد، از جمله در ١٣٧٨ش که استنادات ما به چاپ اخیر است.
مآخذ
کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ١٣٧٨ش؛
همو، زبان و فرهنگ، تهران، ١٣٥٧ش؛
گرسیوز، بویه، «سرنوشت یک کتاب»، اندیشه و هنر، تهران، ١٣٤٩ش، شم ٧.
محمد جعفری (قنواتی)