دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠ - اندرسن، سفرنامه

اندرسن، سفرنامه


نویسنده (ها) :
مهرزاد گلسرخی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

اَنْدِرْسِن، سَفَرْنامه، گزارش مصور سفر تی. اس. اندرسن، نویسندۀ انگلیسی با عنوان «سیاحت‌ من در ایران» که در دهۀ آخر سدۀ ١٩ م به ایران سفر کرده است.
اندرسن در مقدمۀ کتاب که به تاریخ اوت ١٨٧٩ امضا شده ـ است، هدف خود را از تألیف آن، ارائۀ منبعی دقیق برای دانشجویان مرتبط با شرق‌شناسی و شناساندن موقعیت آن زمانِ کشور ایران که به‌نظر او تلفیقی از سنت و تجدد است، عنوان می‌کند (نک‌ : ص vii-viii). اما گزارشهای او ناقص، مغرضانه و دور از انصاف علمی، و نگاه وی به مردم ایران بسیار منفی است. او همواره با واژه‌های خشن و حتى گاه موهن از ایرانیان یاد می‌کند. به‌عنوان مثال، هنگام دیدار از شهر یزد، رفتار زنان، مردان و کودکان شهر را در برابر خود با الفاظ نامتناسب شرح می‌دهد (نک‌ : ص ١٠٣-١٠٦)؛ یا شکنجه‌هایی چون درآوردن چشم و بریدن زبان را امری رایج می‌شمارد (ص ١١٠).
از نظر او بالاترین هدف یک ایرانی در زندگی‌ رسیدن به قدرت است. او ایرانیها را ملتی فاقد ‌اخلاق، حقیر و موجوداتی ظالم معرفی می‌کند (ص ١٠٥-١٠٦) و زنان ایرانی را نیز با زنان جوامع غربی مقایسه می‌کند و آنان را در حد یک برده یا خـدمتکار و بـدون هرگونه اختیـار، همچـون یک ماشین گوش ـ به فرمان و ارادۀ صاحب خود (شوهر) فرو می‌کشد (ص ٨٣-٨٤)؛ خیاطی، سوزن‌دوزی و مصرف دخانیات را سرگرمی‌ آنان معرفی می‌کند. وی تصویری نیز از یک زن ایرانی با چادر و روبند و شلیته و پاپوشی شبیه به چارق ارائه می‌دهد (ص ٨٤-٨٥).
اندرسن ساختار کتاب خود را در ١٦ فصل تنظیم کرده که فصول نخستین و واپسین آن شرحی است از ورود وی به ایران و خروج از آن همراه با گذر از شهرهایی چون مالت، اسکندریه، سوئز، باکو، مسکو و چند شهر دیگر، اما از فصل ٣ تا ١٣ کتاب صرفاً ماجراهای سفر خود را در سرزمین ایران شرح می‌دهد. مقصد نهایی وی در ایران با گزارشی دربارۀ ترکمنها و زندگی آنها به پایان می‌رسد (ص ٢٤٨-٢٤٩).
از مواردی که اندرسن در کتاب خود به خوبی به شرح و تفصیل آن پرداخته است، نحوۀ سفر در ایران و انواع آن است. اصولاً سفر در ایران در قالب کاروان صورت می‌گرفت و اجاره ـ کردن شتر، قاطر و خدمه از الزامات آن بود. مسیر طی‌شده با کاروان تقریباً روزانه ٣٠ مایل (ح ٤٨ کم‌ ) بود و یابوها یا اسبان بومی هرچند از ظاهری متناسب برخوردار نبودند، اما با قدرت و استقامت خود از اجزاء اصلی هر کاروان به‌شمار می‌آمدند (ص ٣٨). وسیلۀ سفر یا کجاوه بود و یا تخت روان. کجاوه بیشتر برای زنان یا معلولان، و تخت روان غالباً در مسیرهای کوهستانی برای حمل مسافر به‌کارگرفته می‌شد. کجاوه متشکل بود از دو جعبۀ چوبی که از دو سوی قاطر آویزان می‌شد و از زیر شکم آن به هم متصل و محکم می‌گردید. برای حفظ تعادل آن، در هر طرف می‌بایست یک نفر سوار می‌شد. نشستن در کجاوه‌ها به طریقۀ ایرانی (چمباتمه) صورت می‌گرفت که گاه برای حفاظت از اشعۀ خورشید یا نیش حشرات و پشه‌ها، پوششهایی روی کجاوه‌ها قرار داده می‌شد. از نظر اندرسن سفر با کجاوه در مجموع بسیار ناراحت‌کننده بود (ص ٣٩). او در ادامه به تشریح تخت روان که نوعی اتومبیل در آن عصر‌ شمرده می‌شد، می‌پردازد که بسیار راحت‌تر از کجاوه بوده است. یکی دیگر از روشهای حمل و نقل در ایران، روش چاپاری بود که مؤلف آن را نیز توضیح می‌دهد. یک چاپار چابک روزانه تا ١٠٠ مایل (ح ١٦٠ کم‌ ) را طی می‌کرد (ص ٤٠). چاپارخانه‌ها مجهز به اسباب چای و قلیان بودند که اندرسن آن را چپق ایرانی نامیده است (ص ٤١). او در جای دیگر می‌نویسد: قلیان از اقلامی است که یک ایرانی هرگز از آن نمی‌گذرد، حتى هنگام نماز خواندن. او در اوج احساساتش با کشیدن قلیان به آرامش می‌رسد، و در حالی که ابرهای دود معطرشده با گلاب را با فوت‌کردن از ته گلویش بیرون می‌دهد، به فکر بهشت و حوریان فرو می‌رود (ص ١٣١). وی در وصف اصطبلهای کاروان‌سراها به نقش آنها به‌عنوان مکانی برای پناه‌بردن فقرا اشاره می‌کند (ص ٤٤).
اندرسن آداب پذیرایی ایرانیان را با آداب غربیها مقایسه می‌کند: وجود نان در جای‌جای سفره و برنج پخته به سبک ایرانی (دم کشیده)، نحوۀ خوردن غذا با دست و نشستن بر سر سفره به شیوۀ ایرانی، برخی از این مقایسه‌ها ست. عبارت «بسم‌الله» که تعارفی است از سوی میزبان برای شروع خوردن غذا، و آداب شست‌وشوی دستها پس از صرف غذا از دیگر توضیحات وی است (ص ٧٨-٨٢). او همچنین اشاره می‌کند که پذیرایی از میهمان با شربت، قهوه، میوه و قلیان صورت می‌گرفت (ص ١٧٠).
تشریح فضای داخل خانه‌های ایرانی به‌ویژه در روستاها، نوع خوراکهای مصرفی نزد خانوارهای فقیر مثل نان بلوط، خرمای خشک و شیر بز، و استفاده از موادی چون عنبر برای خوش‌بوساختن محیط خانه، از دیگر مقایسه‌های او ست (مثلاً، نک‌ : ص ٩٤-٩٧).
او در برخورد با اهالی، گاه به باورهای آنها اشاره می‌کند، مثل باور مردم محلی به موجودی ابدی و ماورایی در خورشید که همچون توپی از آتش و به عنوان مرکز روشنایی، پرستش می‌شد (ص ١٠٣). از دیگر پدیده‌های مقدس نزد مردم محلی، چشمه‌های آب گرم در منطقۀ آب اسک بود که آنها را حاوی قدرتهای شفابخش و درمان‌کننده می‌دانستند (ص ٢٤١). از دیگر اماکن مقدس نزد ایرانیان، امامزاده‌ها را معرفی می‌کند. در مسیر مورچه‌خورت به یکی از این امامزاده‌ها برمی‌خورد که در آن حوضی بوده و ماهیهای موجود در آن مقدس شمرده می‌شده است (ص ١٩٤). او در دیدار از شهر قم آن را شهر حرمها می‌نامد و به تشریح بارگاه حضرت معصومه (ع) می‌پردازد (ص ٢٠٤-٢٠٥). وی معتقد است که قم متعصب‌ترین اهالی را در خود جای داده است و از نظر آنها فرنگیها موجوداتی ناپاک هستند که حق ورود به حرم را ندارند (ص ٢٠٥).
حضور اندرسن در اصفهان با مراسم محرم و عزاداریها مصادف بوده است. وی در وصف رسم عمرکشان به پیکره‌ای اشاره می‌کند که در نقطه‌ای مشخص از شهر برپا می‌شده، و سپس به آتش کشیده می‌شده است (نک‌ : ص ١٨٥-١٨٧). برخی از باورهای مذهبی و مرتبط با ایام محرم برای وی جالب توجه بوده است، نظیر باور مردم به شفادهی اشکهایی که به‌خاطر شهادت امام حسین (ع) در اشکدانهایی جمع‌آوری می‌شد و برای درمان برخی از بیماریها به کار می‌رفت (ص ١٨٧). او ادعا کرده ـ است که در شهرهای بزرگ درگیریهایی میان شیعیان و سنیان، طی مراسم محرم، صورت می‌گرفته است که گاه به کشته شدن شماری از دوطرف منجر می‌شد (ص ١٨٨).
اندرسن برای توصیف قشرهای مختلف ساکن در اصفهان از تفاوت نوع پوشاک استفاده می‌کند و به معرفی ایشان با توجه به شکل لباسشان می‌پردازد. تجار، درویشها، ساربانان و فقرا ازجملۀ این گروهها شمرده می‌شوند (ص ١٨٥). از دیدگاه او شهری چون شیراز به ٣ علت مشهور بوده است: فرشها، باغها و آجرکاریهایش؛ هرچند اعتبار شاعرانی چون سعدی و حافظ نیز در این اشتهار دخیل بوده است (ص ٦٢). وی ضمن توجه به زندگی و معیشت ایلیاتیها و صحبت از دامها، دست‌بافته‌ها و چادرهای ساخته شده از پشم شتر آنها (نک‌ : ص ٦٤-٦٥)، گاه زبانزدهای محلی را نیز بازگو می‌کند. مثلاً به نقل از کدخدای ایزدخواست می‌گوید: «سه ‌چیز زندگی مرد را شاد می‌کند: نان ایزدخواست، شراب شیراز و زن یزدی» (ص ١٧١).
در سراسر این سفرنامه، مؤلف به پوشش گیاهی و جانوری مناطق مختلفی که از آنها عبور کرده، توجه داشته است. درختچۀ گز و گز انگبین از محصولات اطراف اصفهان بوده که توجه اندرسن را برانگیخته است. او به شیوۀ جمع‌آوری گزانگبین و چگونگی ساخت شیرینی لذیذی از آن همراه با آرد و بادام پرداخته است (ص ١٩١ ff.).
نامهای محلی برخی جایها و گاه سبب‌نام‌گذاری آنها از دیگر نکات مندرج در این اثر است. حتى ضمیمه‌ای از اسامی اماکن و جایها را که وی از آنها عبور کرده، همراه با فاصلۀ آنها از تهران در انتهای کتاب آورده است. اصطلاحاتی چون «سرزمین بادامهای وحشی» برای دشت ارژن (ص ٥٥-٥٦) و «آبادی‌ای در شوره‌زار» برای دهبید (ص ١١٨)، در این اثر به‌کار رفته است.
مطالب بسیار دیگری از خلال این سفرنامه دربارۀ مناطقی دیگر همچون باکو و قفقاز به قلم این نویسندۀ مرموز و ناشناخته می‌توان استخراج کرد. این کتاب تاکنون به فارسی ترجمه نشده است.


مأخذ

Anderson, T. S., My Wanderings in Persia, London, ١٨٨٠.
مهرزاد گلسرخی