دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٤ - حمله حیدری

حمله حیدری


نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

حَمْلۀ حِیْدَری، نامی عمومی برای چند منظومۀ مستقل، با موضوع شرح زندگی و مبارزات حضرت علی (ع).
سرودن منظومه‌هایی در منقبت حضرت علی (ع) سابقه‌ای طولانی در ادب فارسی دارد. کهن‌ترین منظومۀ شناخته شده از این دست ــ که احتمالاً نخستین منظومۀ شیعی نیز بوده است (شفیعی، ١٢؛ نیز نک‌ : ربیع، ٥) ــ علی‌نامه (تألیف: ٤٨٢ ق / ١٠٨٩ م) نام دارد. این منظومه با بیش از ٠٠٠‘١١ بیت، شرح جنگهای جمل و صفین است. پس از علی‌نامه، باید به خاوران‌نامه (ه‌ م)، اثر ابن‌حسام خوسفی (د ٨٧٥ ق / ١٤٧٠ م)، اشاره کرد که ترکیبی از افسانه و تاریخ است.
با آغاز حکومت صفوی، سرایش این‌گونه منظومه‌ها رواج بیشتری یافت. جنگ‌نامه یا فارغ‌نامه (سرودۀ ١٠٠٠ ق / ١٥٩٢ م) از حسین بن حسن فارغ گیلانی، در شرح جنگهای حضرت علی (ع) که به شاه عباس اول (سل‌ ٩٩٦- ١٠٣٨ ق / ١٥٨٨- ١٦٢٩ م) اهدا شد (آقابزرگ، ٩ / ٧٩٩-٨٠٠؛ منزوی، خطی، ٤ / ٣٠١٠-٣٠١١؛ شورا، ٣٦ / ٤٣٤- ٤٣٥؛ کیوانی، ١٧٧- ١٨٨)، جنگ‌نامۀ حضرت علی، جنگ‌نامۀ خیبر، غزونامه، غزوۀ احزاب (منزوی، فهرستواره، ١٠ / ٧١٠، ١١ / ١٥٣٣-١٥٣٤)، خداوندنامه از فتحعلی‌خان صبا، اردیبهشت‌نامه از سروش اصفهانی (صفا، ٣٨٥- ٣٨٩)، و افتخارنامه (ه‌ م) از میرزا مصطفى آشتیانی، ملقب به افتخارالعلما، از مجتهدان بزرگ دورۀ ناصری، ازجملۀ این منظومه‌ها ست. سرایش این‌گونه منظومه‌ها تا سدۀ ١٤ ق / ٢٠ م ادامه یافت (برای آگاهی بیشتر، نک‌ : آستان ... ، ٧ / ٣٠٩- ٣٢٥، که فهرستی مشتمل بر ٥٤ منظومه از این دست را معرفی کرده است). در چنین فضایی، میرزا محمد بن رفیع مشهدی، متخلص به باذل (د ١١٢٣-١١٢٤ ق / ١٧١١-١٧١٢ م)، منظومه‌ای در شرح زندگی و مبارزات حضرت علی (ع) با عنوان حملۀ حیدری سرود که به فاصلۀ کمی پس از سرایش، از شهرتی فراوان برخوردار شد؛ به گونه‌ای که شاعران بسیاری منظومه‌هایی با همین عنوان و موضوع سرودند و حمله‌سرایی یا حمله‌نامه‌سرایی به عنوان نوعی خاص از داستان‌سرایی بسیار رایج گردید.
حمله‌نامه‌ها ویژگیهای مشترکی دارند، ازجمله اینکه همۀ آنها متأثر از شاهنامۀ فردوسی، و در بحر متقارب سروده شده‌اند؛ در همۀ آنها اشعاری با مضمون ساقی‌نامه وجود دارد؛ خواب و رؤیای شاعران، معمولاً به عنوان یکی از علل سروده شدن آنها بیان شده است.
مشهورترین حمله‌نامه‌ها یکی حملۀ حیدری باذل، و دیگری حملۀ حیدری راجی کرمانی است:

حملۀ حیدری باذل

میرزا محمد رفیع‌خان، متخلص به باذل، از ایرانیان ساکن هند و مصدر برخی مناصب دولتی بود. او پس از مرگ اورنگ زیب (١١١٨ ق / ١٧٠٦ م) از مناصب دولتی دست کشید و به دهلی بازگشت و در همان‌جا به سال ١١٢٣ یا ١١٢٤ ق وفات یافت (صفا، ٣٨٠؛ واله، ٤١٢-٤١٣). حملۀ حیدری ــ که بـاذل از ١٧‌سالگی مشغـول سرودن آن بوده است ــ مانند اغلب منظومه‌هایی از این دست، در بحر متقارب، همان بحر شاهنامه، سروده شده است. شمار ابیات آن را تذکره‌نویسان معاصر باذل، قریب ٤٠ هزار بیت دانسته‌اند (آرزو، ٢٥؛ سرخوش، ٤٤)، اما تعداد ابیات نسخۀ چاپی آن ٢٤ هزار (کاشفی، حمله‌سرایی ... ، ٦٥)، یا نزدیک به ٢٥ هزار بیت (دانشنامه ... ، ٢ / ٧٥٢) است. سرایش این منظومه ٥٠ سال به درازا کشیده است (اته، ٦٠).
باذل منظومۀ خود را با حمد خداوند، نعت پیامبر (ص)، و مدح و منقبت حضرت علی (ع) و امامان دیگر آغاز می‌کند، و سپس چگونگی انتخاب موضوع منظومه را شرح می‌دهد. وی می‌گوید که شبی قصد داشته است طبق معمول به غزل‌سرایی بپردازد، اما «از عالم غیب فرخ سروش» او را از غزل‌سرایی نهی می‌کند و به او می‌گوید: «چه حاصل ترا از غزل غیر اینکه بر تو کند سامعش آفرین»، و توصیه می‌کند داستانی را به نظم بکشد که «وضیع و شریف و امیر و وزیر / حکیم و فقیر و صغیر و کبیر» همه از آن بهره‌مند شوند. باذل در ادامه می‌افزاید: با شنیدن این سخن به جست‌وجو پرداختم و سرانجام از «شیر خدا مدد جستم» و تصمیم به نظم این موضوع گرفتم (ص ٦-٧). پس از این مقدمات، به مبعوث شدن پیامبر (ص)، چگونگی دعوت ایشان، مشکلات ایشان در این راه، غزوات آن حضرت، و هجرت و وفات ایشان می‌پردازد و در ادامه، تاریخ صدر اسلام را تا قتل عثمان شرح می‌دهد (نک‌ : سراسر کتاب). کاملاً مشخص است که این منظومه ناقص و بی‌سرانجام است. بی‌تردید سبب اصلی این موضوع مرگ شاعر بوده است. پس از مرگ باذل چند تن از شاعران اقدام به کامل کردن حملۀ حیدری کردند (نک‌ : ادامۀ مقاله).
اغلب پژوهشگران بر این عقیده‌اند که مأخذ باذل در سرایش این منظومه معارج النبوة و مدارج الفتوۀ معین بن محمد فراهی (د ٩٠٧ ق / ١٥٠١ م) بوده است (صفا، اته، همانجاها؛ استوری، ٢ / ٨٤٣)، در صورتی که براساس فهرست استوری، کتاب معارج النبوة ٤ فصل دارد و با درگذشت پیامبر (ص) به پایان می‌رسد، ولی حملۀ حیدری وقایع پس از رحلت را نیز تا قتل خلیفۀ سوم گزارش می‌کند؛ ازاین‌رو، می‌توان گفت کتاب مذکور فقط یکی از منابع باذل بوده (کاشفی، «حمله ... »، ٢٨- ٢٩)، و او احتمالاً از منابع دیگر و همچنین از روایتهای شفاهی نیز بهره گرفته است (دانشنامه، ٢ / ٧٥٣). باذل نیز مانند بسیاری از داستان‌سرایان و نویسندگان گذشته، در آغاز هر بخش از کتاب، یا برای بازگشت به داستانی که به عللی آن را رها کرده است، یا ارتباط دادن بخشهای مختلف داستان، از جمله‌های کلیشه‌ای یا قالبی بهره می‌گیرد؛ مانند «چنین گفت راوی» (ص ٢٨، ٥١، ٨٠)، «قضا را» (ص ٣٤، ٨١، ٨٦)، «کنون بشنو» یا «کنون گوش کن» (ص ٢٩، ٨٣، ١١٠). گاه نیز آن دسته جمله‌های قالبی را که ویژۀ نقالان و افسانه‌گویان خانوادگی است، به کار می‌برد، مانند «القصه» (ص ٢٨)، «این داستان را در همین‌جا گذار» (ص ٢٧، ١٧٤)، یا «این سخن را در اینجا گذار» (ص ٩٩؛ برای آگاهی از جایگاه جمله‌های قالبی در داستان و افسانه، نک‌ : ه‌ د، افسانه؛ نیز جعفری، «عبارات ... »، ٨٦-٩٣).
زبان باذل در بسیاری از مواضع داستان، ساده و نزدیک به زبان گفتاری است (دانشنامه، ٢ / ٧٥٤)؛ مانند کاربرد «فلان و فلان» (ص ٥٦، ١٦٣، ١٧٤)، «ناکسان» (ص ٨٧، ١٥٩)، «قیل و قال» (ص ١٦٢)، و «پیرکفتار» (ص ١٥٩). گاه حتى واژه را به صورت شکسته به کار می‌برد، مانند «خوندت» به جای «خواندت» در این بیت: کنون جنگ را تن بر آرا چو شیر / که خوندت بر خود بشیر و نذیر (ص ١٤٩). باذل همچنین امثال فراوانی را در منظومۀ خود به کار برده است؛ ازجمله: پای از حد خود بیرون گذاشتن (ص ١٣٤)، چون خر در گل فرورفتن (ص ١٧٥)، و جواب جاهلان خاموشی است (ص ١٦٧).
باذل مانند دیگر سرایندگان منظومه‌های دینی ـ پهلوانی، به شدت متأثر از فردوسی است. این تأثیر به‌ویژه در توصیف میدان جنگ و چگونگی رجزخوانی پهلوانان خود را نشان می‌دهد. مثلاً در شرح جنگ حضرت علی (ع) با عمرو بن عبدود، وقتی عمرو می‌بیند که حضرت بدون مرکب و پیاده به میدان آمده است، می‌خندد و ضمن پرسیدن نام حضرت، می‌گوید در میان شما سواری وجود نداشت که به میدان نبرد بیاید. حضرت نیز پاسخ می‌دهد که سواران ما نبرد با چون تویی را برای خود ننگ و عار می‌دانند و ادامه می‌دهد: ستیزنده آید پیاده به جنگ / گریزنده جوید کمیت و سرنگ (ص ١٠٥). این گفت‌وگو و توصیفی که باذل می‌کند، کاملاً یادآور داستان جنگ رستم و اشکبوس است (نک‌ : فردوسی، ٣ / ١٨٢-١٨٦). هنگامی نیز که می‌خواهد فراز و نشیب روزگار را نشان دهد، این تأثیر دیده می‌شود، مانند «چنین است رسم سرای (آیین دار) غرور / در او گاه ماتم بود گه سرور» (ص ٧٨، ٩٣)، که مشابه آن در شاهنامه فراوان وجود دارد. به کار بردن تعبیراتی مانند نام و ننگ (ص ١٥٤)، جنگی‌پلنگ (ص ١٥٠)، و کوس و کرنا (ص ١٦٥) نیز از همین قبیل است.
منظومۀ باذل کاستیهایی در زمینۀ وزن و قافیه و نیز چگونگی کاربرد برخی تعابیر دارد که باعث سستی آن شده است، مانند قافیه کردن عاصیت و راضیت (ص ٥)، مشرکان و کرکسان (ص ٣٠٤؛ برای آگاهی بیشتر در زمینۀ کاستیهای منظومه، نک‌ : دانشنامه، همانجا).
حملۀ حیدری باذل با استقبال فراوان روبه‌رو گردید. وجود دهها نسخۀ خطی در کتابخانه‌های مختلف جهان، و نیز چاپهای متوالی آن در هند و ایران (نک‌ : منزوی، فهرستواره، ١٠ / ٨٢٦-٨٣٠) مؤید این موضوع است. وجه دیگر استقبال از این منظومه، نظیره‌هایی است که شاعران پس از او از این منظومه سروده‌اند. این منظومه به زبانهای سندی، پشتو، گجراتی، بنگالی، ترکی و نیز چندبار به زبان اردو ترجمه شده است (کاشفی، «حمله»، ٣٢؛ آقابزرگ، ٧ / ٩١-٩٢، ١٦ / ٥٩).
جنبۀ دیگر استقبال از منظومۀ باذل، اقدام برخی شاعران در تکمیل منظومۀ او ست. نخستین کسی که دست به این کار زد، میرزا محمدصادق آزاد کشمیری است که در مقدمۀ خود نوشته است: به سفارش پسرعموی باذل متمم حملۀ حیدری را سرود. این متمم ٨٥٠‘ ٣ بیت دارد و مشتمل بر شرح جنگهای جمل، صفین، نهروان و سرانجام شهادت حضرت علی (ع) است. این تکمله که در خارج از ایران شهرت فراوان دارد (کاشفی، حمله‌سرایی، ٦٧-٨٤)، تاکنون در ایران چاپ نشده است. برخی از فهرست‌نویسان، این تکمله را به غلامعلی آزاد بلگرامی یا میرزا ارجمند آزاد کشمیری (نک‌ : آستان، ٧ / ٣١٦؛ اته، ٦١) منسوب کرده‌اند (برای نقد این آرا، نک‌ : کاشفی، همانجا).
از دیگر تکمله‌های حملۀ حیدری باذل می‌توان به حربۀ حیدری از کرم‌علی بیگ متخلص به کریم یا کرم (منزوی، همان، ٣ / ١٦١٧)، و جذبۀ حیدری از عبدالعلی‌خان احسن بنگالی اشاره کرد (آستان، ٧ / ٣١٧). در همین زمینه، منظومۀ میر ابوطالب فندرسکی نیز وجود دارد که به اشتباه از آن به عنوان نخستین تکملۀ حملۀ حیدری باذل یاد شده است (همان، ٧ / ٣١٤؛ صفا، ٣٨٠). این منظومۀ میرابوطالب ــ که با نامهای متفاوت جذبۀ حیدری، غـزوات حیـدری و حملـۀ حیدری نیـز مشهـور است ــ در اصل منظومه‌ای مستقل از حملۀ حیدری باذل، و پیش از منظومۀ اخیر و در زمان شاه سلیمان صفوی (سل‌ ١٠٧٧ یا ١٠٧٨- ١١٠٥ ق / ١٦٦٦ یا ١٦٦٧-١٦٩٤ م) سروده شده است. این شاعر در ابتدای منظومۀ خود طی ٢٥ بیت، به ستایش شاه سلیمان پرداخته است. ظاهراً چند سال پس از درگذشت باذل، نجف‌نامی ــ که از خادمان حرم حضرت علی (ع) بوده است ــ منظومۀ میرابوطالب را می‌یابد و بخش نخست منظومه، شامل حمد خداوند، نعت پیامبر اسلام (ص)، منقبت حضرت علی (ع) و مدح شاه سلیمان را حذف می‌کند و به جای آن ابیاتی می‌سراید ناظر بر این معنی که منظومۀ میرابوطالب تکملۀ منظومۀ باذل است (آستان، ٧ / ٣١٤- ٣١٥، به نقل از تذکرۀ خلاصة الکلام؛ کاشفی، همان، ٥٩-٦٥).

حملۀ حیدری راجی

ملابمانعلی متخلص به راجی، و مشهور به راجی کرمانی از شاعران سدۀ ١٣ ق / ١٩ م است. تذکره‌نویسان به اتفاق، نوشته‌اند که وی از زردشتیان کرمان بوده است که در اوایل عمر، از ارادتمندان حضرت علی (ع) می‌شود و سپس به تحصیل علوم اسلامی می‌پردازد و مدتی نیز در شهر تفت به امامت و وعظ مشغول می‌شود (وامق، ٥٧٢-٥٧٣؛ دیوان‌بیگی، ١ / ٦٤٦-٦٤٧).
دربارۀ این «انقلاب روحی» که تذکره‌نویسان فقط به آن اشاره کرده‌اند، در فرهنگ مردم حکایتی وجود دارد که براساس آن ملابمانعلی در اوایل زندگانی به بیماری صعب‌العلاج ــ احتمالاً فلج ــ مبتلا می‌شود. خانواده نیز به سبب فقر مالی از مداوای وی درمی‌ماند. در یکی از سالها در ایام عاشورا او را از خانه بیرون می‌برند تا دسته‌های عزاداری را تماشا کند. او با مشاهدۀ صحنه‌های عزاداری منقلب می‌شود و گریۀ فراوانی می‌کند، به گونه‌ای که بیهوش می‌شود. در عالم بیهوشی حضرت علی (ع) را می‌بیند که خطاب به وی می‌گوید: «بمان». در این هنگام او به هوش می‌آید و احساس بهبود می‌کند و همراه دسته‌های عزاداری مشغول عزاداری می‌شود. پس از آن به دین اسلام درمی‌آید، از ارادتمندان حضرت علی (ع) می‌شود و نام خود را از ملا بهمن یا ملا کیخسرو به ملابمانعلی ــ که در زبان گفتاری بمونعلی تلفظ می‌شود ــ تغییر می‌دهد (بهزادی، ١٩٩؛ دانشور، ٢٠٠-٢٠١).
تولد او را حدود سال ١١٨٠ ق / ١٧٦٦ م، و درگذشتش را براساس آنچه بر سنگ قبرش نوشته شده، ١٢٦١ ق / ١٨٤٥ م دانسته‌اند (همو، ٢٠٢-٢٠٣). پس از مرگ ملابمانعلی، او را پشت مسجد جامع کرمان به خاک می‌سپارند. پس از مدتی، به سبب اینکه محل مذکور خاک‌ریز عمومی بوده است، گور شاعر ناپیدا می‌شود. دربارۀ چگونگی ترمیم قبر نیز گفته می‌شود یکی از علما بر اساس خوابی که می‌بیند، دستور می‌دهد که خاک پشت مسجد را بردارند تا اینکه به قبر شاعر می‌رسند؛ آن را تعمیر می‌کند و شخصی را به قرآن‌خوانی آن معین می‌کند (باستانی، ١٤١-١٤٣، حاشیۀ ١).
ملابمانعلی پس از مسافرتهایی به تفت، یزد، عتبات عالیات و مشهد، به زادگاه خود، کرمان، مراجعه می‌کند و چون شعر می‌سروده، مورد حمایت محمدابراهیم خان ظهیرالدولۀ قاجار، حاکم کرمـان ــ که مردی ادیب و ادب‌دوست بوده است ــ قرار می‌گیرد و به تشویق همو، در ١٢٢٠ ق / ١٨٠٥ م، به سرایش منظومۀ خویش می‌پردازد (راجی، ٢ / ١٨٢-١٨٣؛ نیز نک‌ : طالبیان، ١٨-٢٢). راجی در هیچ‌یک از ابیات منظومه به نام وی اشاره‌ای نکرده است. از دورۀ او به بعد، نام حمله به این منظومه داده‌اند. بعدها نیز به قیاس منظومۀ باذل و نظیره‌های این منظومه، عنوان حملۀ حیدری به خود گرفت (همو، ٢١).
حملۀ راجی بیش از ٣٠ هزار بیت دارد و همچون حملۀ حیدری باذل در وزن شاهنامه سروده شده است. منظومه با حمد خداوند شروع می‌شود و سپس با اوصاف پدر و مادر حضرت علی (ع)، و چگونگی تولد آن حضرت در خانۀ کعبه ادامه می‌یابد. شاعر پس از آن از طریق شرح تاریخ صدر اسلام، زندگی و مبارزات حضرت علی (ع) را تا اواسط جنگ صفین نقل می‌کند و پس از آن، بی‌هیچ زمینه‌ای قطع می‌شود؛ ازاین‌رو، می‌توان گفت که با مرگ شاعر کار او نیمه‌تمام باقی مانده است. پژوهشگرانی که کار راجی را با منظومۀ باذل مقایسه کرده‌اند، آن را از لحاظ ادبی زیباتر و بهتر دانسته‌اند، زیرا شعر راجی از استحکام و جزالت بیشتری برخوردار است (صفا، ٣٨٥؛ صادقیان، ٨٤؛ طالبیان، همانجا).
راجی نیز مانند باذل به شدت متأثر از شاهنامۀ فردوسی است. اگرچه سرزمین وقایع و رویدادهای منظومۀ او سرزمینی عربی است، اما تشبیهات و صور خیال آن برگرفته از فرهنگ ایرانی است. کاربرد نامهای پادشاهان و پهلوانان شاهنامه، و نیز بهره‌گیری از مفردات و ترکیبات شاهنامه و حتى به کار بردن برخی مصراعهای شاهنامه از مواردی است که می‌توان به آن اشاره کرد (نک‌ : شفق، ٩٣-١٠٦؛ رزمجو، ١٠٧-١٢٦؛ رادفر، ٦٥).
راجی در بخشی از منظومه با عنوان «در سبب نظم کتاب»، به خوابی اشاره می‌کند که نتیجۀ سرایش منظومه بوده است. وی می‌گوید که دوست جوانی داشت که با هم مانند «مغز و پوست» بودند. این جوان «دمی از معاصی» نمی‌آسود. به‌رغم گناه فراوان، هرگاه نام علی (ع) را می‌شنید، اشک از چشمانش سرازیر می‌شد. از قضا این جوان به ناگهان می‌میرد. شبی راجی او را در خواب می‌بیند که «نشسته به فردوس بر تخت زر». راجی از او می‌پرسد که چگونه به این جایگاه رسیدی؟ جوان می‌گوید: هنگامی که ملائک عذاب قصد آزار مرا داشتند، حضرت علی (ع) به یاری من آمد. راجی اضافه می‌کند که چون از خواب بیدار شدم، «مرا هاتفی مژده داد» که در مدح و منقبت حضرت داستانی بسرایم. پس از آن بود که «در حکمت اندر دلم» گشاده شد (٢ / ١٨٧- ١٨٩).
شبیه این حکایت در ادبیات کتبی (قس: ناصرخسرو، ٢) و ادبیات شفاهی (قس: انجوی، ١ / ٤٨-٥٣، خواب فردوسی) آمده است. از لحاظ محتوایی، منظومۀ راجی اگرچه کم‌وبیش شبیه حملۀ باذل است، اما تفاوتهایی نیز با آن دارد که پژوهشگران به برخی از آنها اشاره کرده‌اند. یکی از پژوهشگران ٣ تفاوت در این زمینه برمی‌شمارد: ساقی‌نامه‌های فراوان راجی، مدیحه‌سراییهای او در مواضعی از منظومه، و نقل حکایتهایی پندآموز یا طنزآمیز چون نقل دو حادثۀ بزرگ که ارتباطی با تاریخ صدر اسلام ندارد؛ یکی شرح شهادت حضرت امام حسین (ع) و دیگری داستان حضرت قاسم (دانشنامه، ٢ / ٧٥٥). وی این موضوع را ناشی از سنت نقالان و روضه‌خوانان می‌داند که هنگام نقل تاریخ صدر اسلام، گریزی به وقایع کربلا می‌زده‌اند (همانجا).
پژوهشگر دیگری یکی از تفاوتهای حملۀ راجی با منظومۀ باذل را توجه بیشتر راجی به رویدادها و شخصیتهای تخیلی و تفننی می‌داند، مانند داستان دیوی که حضرت علی (ع) دست او را بسته بود و به شفاعت حضرت پیامبر (ص) دستش را باز کرد (ناظرزاده، ٧٣). افزون بر این موارد، باید به داستان به عروسی رفتن حضرت فاطمه (ع) به دعوت کفار (راجی، ١ / ١٤٤-١٥٠)، و گفت‌وگوی حضرت علی (ع) و سلمان که طی آن حضرت علی (ع) داستان شیر و سلمان و چگونگی رهایی یافتن سلمان را برای وی شرح می‌دهد (همو، ١ / ٨٦-٩٧)، نیز اشاره کرد. این داستانها نیز احتمالاً ریشه در ادبیات شفاهی دارند (برای روایتهای شفاهی داستان دوم، نک‌ : وکیلیان، ٣١-٣٧).
جدا از تفاوتهای محتوایی که ذکر شد، نقل این داستانها باعث ایجاد یک تفاوت ساختاری نیز میان حملۀ حیدری راجی و منظومۀ باذل شده است، زیرا راجی این داستانها را ضمن داستانهای دیگر نقل می‌کند و به این ترتیب، منظومۀ وی در مواضعی ساختار داستان در داستان پیدا می‌کند که به ساختار مثنوی مولوی و نیز شیوه‌های مجلس‌گویی وعاظ نزدیک است؛ مثلاً در اواسط نقل داستان جنگ بدر، داستان قاسم را روایت می‌کند (نک‌ : ١ / ٢٢٢ بب‌ ).
راجی برای جدا کردن این دو داستان و آماده کردن خواننده یا مخاطب برای نقل داستان تازه، از شیوۀ مولوی و مجلس‌گویان بهره می‌گیرد: به یاد آمدم زین سپه آن سپاه / از این شاه بی‌خیمه آن خیمه‌گاه (همانجا؛ قس: مولوی، ٣٨٥: یادم آمد قصۀ اهل سبا / کز دم احمق صباشان شد وبا). بازگشت راجی به داستان اصلی نیز کم و بیش مانند شیوۀ مولوی، و نیز مجلس‌گویان و راویان افسانه‌های شفاهی است: «کنون بازگردم به سوی سخن» (١ / ٢٥٤؛ برای آگاهی از این شیوۀ داستان‌گویی، نک‌ : جعفری و وکیلیان، ١٧- ١٨).
با توجه به اینکه راجی در سلک اهل منبر بوده، و با این شیوه آشنایی داشته است، منظومۀ وی کاستیهایی نیز دارد که ازجمله می‌توان به برخی بیتهای سست یا مشکلات قافیه در برخی مواضع منظومه و نیز نادیده گرفتن معیارهای دستوری زبان اشاره کرد (نک‌ : صرفی، ٤٠-٤١؛ حاکمی، ٥٧).

حمله‌خوانی

حمله‌نامه‌ها، به‌ویژه حملۀ حیدری باذل و حملۀ راجی، تأثیرات فراوانی در فرهنگ ایران، به طور خاص، و حوزۀ فرهنگی ایران، به طور عام، بر جای گذاشتند. منابع برخی تعزیه‌های تاریخی و پهلوانی نظیر جنگ خندق، جنگ خیبر و مانند اینها همین منظومه‌ها بوده‌اند (شهیدی، ٥١٠-٥١١). افزون بر اینها، می‌توان به تعزیۀ «شست بستن دیو» اشاره کرد که احتمالاً در تألیف آن از حملۀ حیدری راجی استفاده شده است (ناظرزاده، همانجا). تعزیۀ «عروسی رفتن حضرت زهرا (ع)» نیز شباهت فراوانی به داستانی با همین عنوان و موضوع دارد که در منظومۀ راجی نقل شده است. اما مهم‌ترین این تأثیرات، شکل‌گیری نوعی خاص از داستان‌گزاری بود که به حمله‌خوانی معروف شد. حمله‌خوانی قرائت آهنگین قسمتهایی از حملۀ حیدری باذل، یا حملۀ حیدری راجی از روی کتاب، با لحنی حماسی در میان جمع مخاطبان است. حمله‌خوانی از یک‌سو ریشه در مناقب‌خوانی دارد و از سوی دیگر، متأثر از سنت دیرین شاهنامه‌خوانی (ه‌ م) است. حمله‌خوانان ابتدا و به آرامی، ابیاتی در حمد پروردگار می‌خوانند و سپس، به نقل یکی از رزمهای حضرت علی (ع) می‌پردازند. بیشتر حمله‌خوانان تمایل دارند جنگ آن حضرت با عمرو بن عبدود یا رزم ایشان را در فتح خیبر و کشتن حارث و مرحب را نقل کنند. آنها بخش اخیر را با شور و هیجان فراوان می‌خوانند و ضمن آن، دستهای خود را نیز مدام حرکت می‌دهند. حمله‌خوانی باعث گسترش داستانهای مربوط به حضرت علی (ع) در میان مردم گردید.

مآخذ

آرزو، علی‌خان، مجمع النفایس، به کوشش عابدرضا بیدار، پتنه، کتابخانۀ خدابخش؛
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة؛
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ صادق رضازاده شفق، تهران، ١٣٥٦ ش؛
استوری، چ. ا.، ادبیات فارسی، ترجمه به روسی: یو. ا. برگل، ترجمۀ یحیى آرین‌پور و دیگران، تحریر احمد منزوی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، فردوسی‌نامه، تهران، ١٣٦٩ ش؛
باذل مشهدی، محمدرفیع، حملۀ حیدری، تهران، علمی؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، حاشیه بر پیغمبر دزدان، تهران، ١٣٦٤ ش؛
بهزادی اندوهجردی، حسین، ستارگان کرمان، تهران، ١٣٥٧ ش؛
جعفری (قنواتی)، محمد، «عبارات آغازین و پایانی افسانه‌های ایرانی»، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٩ ش، شم‌ ٣٤؛
همو و احمد وکیلیان، مثنوی و مردم، تهران، ١٣٩٣ ش؛
حاکمی، اسماعیل، «شیوۀ سخن‌سرایی راجی کرمانی»، مجموعه مقالات همایش بزرگداشت ملابمانعلی راجی کرمانی، به کوشش یحیى طالبیان، کرمان، ١٣٨٠ ش؛
دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به کوشش اسماعیل سعادت، تهران، ١٣٨٦ ش؛
دانشور، محمد، تاریخچۀ مسجد و محلۀ خواجه خضر کرمان، کرمان، ١٣٨٩ ش؛
دیوان‌بیگی شیرازی، احمد، حدیقة الشعراء، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
راجی کرمانی، ملابمانعلی، حملۀ حیدری، به کوشش یحیى طالبیان و محمود مدبری، کرمان، ١٣٨٣ ش؛
رادفر، ابوالقاسم، «راجی کرمانی، حملۀ حیدری و ویژگیهای آن»، مجموعه مقالات ... (نک‌ : هم‌ ، حاکمی)؛
ربیع، علی‌نامه، تهران، ١٣٨٨ ش؛
رزمجو، حسین، «تأثیر فردوسی در پیدایش حماسه‌های مذهبی در ایران به‌ویژه در حملۀ حیدری راجی»، مجموعه مقالات (نک‌ : هم‌ ، حاکمی)؛
سرخوش، محمدافضل، کلمات الشعراء، به کوشش علیرضا قزوه، تهران، ١٣٨٩ ش؛
شفق، اسماعیل، «تأثیر شاهنامۀ فردوسی بر حملۀ حیدری»، مجموعه مقالات (نک‌ : هم‌ ، حاکمی)؛
شفیعی کدکنی، محمدرضا، «حماسه‌ای شیعی از قرن پنجم»، علی‌نامه (نک‌ : هم‌ ، ربیع)؛
شورا، خطی؛
شهیدی، عنایت‌الله، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، تهران، ١٣٨٠ ش؛
صادقیان، محمدعلی، «بیان حماسی در منظومۀ حملۀ حیدری»، مجموعه مقالات (نک‌ : هم‌ ، حاکمی)؛
صرفی، محمدرضا، «بررسی عناصر سازندۀ شعر در حملۀ حیدری»، مجموعه مقالات (نک‌ : هم‌ ، حاکمی)؛
صفا، ذبیح‌الله، حماسه‌سرایی در ایران، تهران، ١٣٥٢ ش؛
طالبیان، یحیى و محمود مدبری، مقدمه بر حملۀ حیدری (نک‌ : هم‌ ، راجی کرمانی)؛
فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی‌مطلق، تهران، ١٣٨٦ ش؛
کاشفی خوانساری، علی، «حملۀ حیدری»، کتاب ماه هنر، تهران، ١٣٨٠ ش، شم‌ ٣١-٣٢؛
همو، حمله‌سرایی و حمله‌خوانی، تهران، ١٣٨٥ ش؛
کیوانی، مجدالدین، «به بهانۀ کشف و نشر علی‌نامه»، علی‌نامه، ضمیمۀ شم‌ ٢٠ آیینۀ میراث، تهران، ١٣٨٩ ش، س ٨؛
منزوی، خطی؛
همو، فهرستواره؛
مولوی، مثنوی معنوی، به کوشش نیکلسن، تهران، ١٣٨٢ ش؛
ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
ناظرزادۀ کرمانی، فرهاد، «حمله‌خوانی گونۀ مهمی از نقالی مذهبی در ایران»، هنر، تهران، ١٣٧٨ ش، شم‌ ٣٩؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٨٤ ش؛
وامق، محمدعلی، تذکرۀ میکده، به کوشش حسین مسرت، تهران، ١٣٨١ ش؛
وکیلیان، احمد و خسرو صالحی، حضرت علی (ع) در قصه‌های عامیانه، تهران، ١٣٨٨ ش.

محمد جعفری (قنواتی)