دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢ - براون، سفرنامه
براون، سفرنامه
نویسنده (ها) :
حسن اکبری بیرق
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بِـراون، سَفَـرْنـامه، اثـری از ادوارد گـرنـویـل بـراون (١٨٦٢-١٩٢٦ م / ١٢٧٩-١٣٤٥ ق)، خاورشناس و ایرانشناس شهیر بریتانیایی، با عنوان یک سال در میان ایرانیان که شرح خاطرات سفر یکسالۀ نویسنده به ایران است.
براون با اینکه فارغالتحصیل رشتۀ پزشکی از دانشگاه کیمبریج بود، هیچ این حرفه را جدی نگرفت و بهسبب علاقۀ فراوان به فرهنگ و تمدن اسلامی، به فراگیری زبانهای ترکی، فارسی و عربی پرداخت و مطالعات و پژوهشهای خود را در این حوزه متمرکز کرد. بهتدریج تسلط وی در این حوزه به اندازهای رسید که ریاست مدرسۀ زبانهای شرقی در ١٩٠٢ م / ١٣٢٠ ق، به وی محول شد. افزون بر این، ادارۀ امور علمی انتشارات موقوفه نیز به وی سپرده شد (مینوی، ٣٩٩؛ آربری، ١٧٤-١٧٥؛ ایرانیکا، IV / ٤٨٣-٤٨٤).
براون با هدف پژوهش در ایران، ازطرف دانشگاه کیمبریج در اکتبر ١٨٨٧ / صفر ١٣٠٥، از ترکیه وارد ایران شد و پس از یک سال اقامت در ایران، از طریق بندر گز، ایران را به قصد بادکوبه ترک کرد. او در اقامت یکسالۀ خود در ایران، از بناها و آثار تاریخی و باستانی و نقاط بسیاری دیدن کرد، و به شهرهای مهمی مانند تبریز، شیراز، یزد، کرمان، کاشان، اصفهان، تهران و مشهد مسافرت نمود. وی ضمن اختلاط و ارتباط با مردم، با آداب و رسوم و باورها و آیینهای ایرانیان آشنایی فراوان حاصل کرد تا جایی که گفته شده است او به یک ایرانی تمامعیار تبدیل شد (براون، «تاریخ ... »، ٣-٤؛ مینوی، ٤٠٢؛ محمود، ٥ / ١٢٨٥). یکسال در میان ایرانیان محصول این سفر و درواقع گزارشی از دیدهها و آموختههای او در این دورۀ کوتاه است.
از آنجا که براون علاقۀ شدید و احساسات عمیقی نسبت به سرزمین و تمدن ایرانی داشته (برای نمونه، نک : یکسال ... ، ٤٦, ٢٢٥, ٢٥٩)، در طول این سفر یکساله، با شیفتگی و بهتبع آن، دقتی فراوان به ثبت و ضبط اطلاعات ارزشمند فرهنگی، اجتماعی، زبانی، فولکلور و جز آن اقدام کرده است و از اینرو، یکسال در میان ایرانیان گنجینهای از مؤلفههای تاریخی و فرهنگیای است که همواره مورد رجوع مردمشناسان و پژوهشگران حوزۀ فرهنگ عامه بوده است. برای نمونه به تحقیقات و گزارشهای او دربارۀ زبان و برخی از لهجههای محلی در ایران (نک : ص ١٨٦-١٩١)، زبان و تقویم زردشتیان (ص ٣٧٥-٣٧٧)، واژهشناسی (ص ٦٨)، علوم غریبه، رمل، پیشگویی و نجوم (ص ١٤٥-١٤٩)، علوم طبیعی (ص ١٤٣-١٤٤)، افکار و عقاید مذهبی، فلسفۀ اسلامی و تصوف ایرانی (ص ١٢٢-١٤٣) و تاریخ عصر قاجار (ص ٨٥ ff.) میتوان اشاره کرد. دقتها و موشکافیهای براون دربارۀ زبان و ادبیات فارسی و اهتمامی که در جمعآوری اطلاعات در این مورد به خرج داده، در جایجای این سفرنامه چشمگیر است.
جنبۀ دیگر فعالیتهای علمی براون به حوزۀ دینشناسی و مللونحل اختصاص دارد. او با اینکه از ابتدا به زبان فارسی و بهطور کلی ایران، بسیار علاقهمند بوده است، اما هرچه در ایران پیشتر میرود، این علاقه به حاشیه رانده میشود و اشتیاق او به دانستن دربارۀ فرقۀ بابیه و ملاقات با سران آن بیشتر میشود (نک : همان،٥٨-٦٤, ٩٩-١٠١, ٢٠٤-٢٠٦, ٢٢٨-٢٢٩, ٢٧١, ٢٩٨ ff.,٣٩٤ ff.). حجم قابل توجه مطالب مربوط به بابیه و بهاییان در کتاب یکسال در میان ایرانیان از توجه خاص براون به این فرقه حکایت میکند.
کنجکاوی براون محدود به بهاییان و بابیها نمیشود؛ او حین توصیف زیارتگاه بیبیشهربانو که بنابر شنیدههایش همسر امام حسین (ع) بوده است، به زردشتیان و توزیع جمعیتی آنها در ایران پرداخته، آداب و رسوم تدفین مردگانشان را شرح میدهد (همان، ٨٨-٨٩، نیز ٣٦٣-٣٦٤, ٣٦٦؛ مطهری، ١ / ١٢٣-١٢٤، ١٣١-١٣٢؛ نیز نک : ه د، بیبیشهربانو).
خلقیات و آداب و رسوم ایرانیان از دیگر مسائل مورد توجه براون در سفر یکسالهاش بوده و در این کتاب منعکس شده است که میتوان به این موارد اشاره کرد: نوع پوشش (ص ٦٧, ٢٣٧, ٤٢٨-٤٢٩)، تغذیه (ص ٤٧-٤٨, ١١٠)، رسوم میهمانی (ص ١٠٨-١٠٩)، آداب انعام و هدیهدادن (ص ٦٨-٦٩, ١٥٨, ٣٦١)، دارو و درمانهای گیاهی (ص ٣٨٧-٣٨٨)، بدرقۀ مسافر (ص ١٥٨)، اخلاق صنوف و طبقات مختلف اجتماعی (برای نمونه، نک : ص ١٥٦-١٥٧)، و حتى مسائل خردی چون باغدوستی ایرانیان (ص ٨٧) و یا سوءظن عمومی مردم ایران نسبت به اجنبیان، بهویژه انگلیسیها (ص ٣٥٩, ٣٦٤)، و نیز مواردی مثل اعتقاد به ارواح و اجنه و غول و عفریت (ص ٢٦٦-٢٦٧)، باور به امکنۀ شبهمذهبی مانند جایِ سُم دُلدُل (اسب حضرت علی <ع>) (ص ١٨٥)، مراسم دینی مانند تعزیه (ص ٧٠, ٥٥٣) و نظایر آن (برای نمونههای بیشتر، نک : ص ٧١-٧٢, ٨٨). وی بهویژه در آخرین روزهای اقامتش در تهران که مصادف با ایام ماه محرم بود، با پوشیدن لباس ایرانی، در مراسم عزاداری، سینهزنی و تعزیه شرکت کرده، و شرح جامعی از این آیینها به دست داده است (نک : ص ٥٥٠-٥٥٣). براون اصولاً در جریان ایرانگردی خود، به هر سرزمینی که میرسید تلاش میکرد تا با مردم و بهویژه قشر فرهیخته ارتباط برقرار کند و از این طریق بر معلومات خود بیفزاید (ص ٥٢-٥٣).
اشارات براون به امثال و حکم و نکتههای ادبی اعم از فارسی و عربی و همچنین استفاده از اشعار و مثلهای عربی و فارسی و آیات و روایات به مناسبتهای مختلف و اشاره به تعبیراتی مانند «العجلة من الشیطان» و «بالاتر از سیاهی رنگی نیست»، افزون بـر اینکه نشانگر چیرگی او در فرهنگ و ادب ایـرانی ـ اسلامی است، از ظرایف و زیباییهای چشمگیر این سفرنامه نیز به شمار میآید (نک : همان، ١١٧, ٢٧٤, ٣٢٦, ٣٢٩, ٣٤٠, ٣٦٩, ٣٧٥).
براون در کاشان با شخصی به نام میرزا حسین که ریاست گمرکخانه را برعهده داشته، دیدار میکند که به گفتۀ او یکی از خوشقریحهترین و تواناترین افرادی بوده که میتوانسته به زیبایی، متنهای شفاهی را روایت کند. وی چند افسانه برای براون نقل میکند که نویسنده نمونههایی از آن را در سفرنامهاش آورده است؛ مثلاً «دوستی خالهخرسه» (ص ١٨٢-١٨٣) و «شغالها و سگها» (ص ١٨٣-١٨٤؛ نیز نک : جعفری، ٢٢٧- ٢٢٨).
اشاره به این نکته مهم است که در سفرنامۀ براون، زنان حضور چندانی ندارند؛ شاید به این سبب که در آن دوره آنها در صحنۀ اجتماع حضور فعالی نداشتهاند.
براون در نگارش این سفرنامه و اظهارنظرها و داوریهایش دربارۀ مردم ایران و آراء و عقایدشان، برخلاف برخی از مستشرقان و ایرانگردان اروپایی که رویکردشان به مسائل شرقیان گاهی با تبختر و تعصب همراه است، شیوهای منصفانهتر و بدون پیشداوری و حتى گاه شیفتهوار برگزیده است. او حتى در مواردی که نکتهای منفی دیده، آن را توجیه کرده و گاهی نیز فرهنگ ایرانیان را برتر از اروپاییان دانسته است (برای نمونه، نک : ص ٢٤, ٦٧, ١٠٩-١١١) و گاه از اینکه ایرانیان و بهویژه مردم تهران، بهتدریج به سوی غربیشدن حرکت میکنند، اظهار نارضایی میکند (ص ١٠٨-١٠٩, ١١٢).
از کتاب یکسال در میان ایرانیان، دو ترجمه به زبان فارسی وجود دارد: یکی روایتی است نسبتاً آزاد بهوسیلۀ ذبیحالله منصوری، و دیگری به قلم مانی صالحی علامه که همراه با پانوشتهایی است از سوی او به قصد تصحیح برخی از مطالب براون که بهزعم مترجم نادرست بوده است.
صاحبنظران بر این باورند که بهتر، دلکشتر و آموزندهتر از این کتاب، مطلبی دربارۀ ایران و ایرانیان نوشته نشده است (نک : محمود، ٥ / ١٢٧٨؛ مینوی، ٤٠٤) و هیچ انگلیسی دیگری جز براون نتوانسته است بدین اندازه، علاقه و احترام ایرانیان را به خود جلب کند (رایت، ١٨٨).
براون کتابهای دیگری نیز دربارۀ ادبیات ایران تألیف کرده که مهمترین آنها تاریخ ادبی ایران است. همچنین وی برخی از متون گذشتۀ ادبیات فارسی مانند تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی و لباب الالباب عوفی (با همکاری محمد قزوینی) را تصحیح و منتشر کرده است.
مآخذ
جعفری (قنواتی)، محمد، «سیمای یک افسانهگوی کاشانی از نگاه ادوارد براون»، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٥ ش، س ٥، شم ١٩-٢٠؛
رایت، د.، انگلیسها در میان ایرانیان، ترجمۀ لطفعلی خنجی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
محمود، محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی، تهران، ١٣٣١ ش؛
مطهری، مرتضى، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، ١٣٦٢ ش؛
مینوی، مجتبى، نقد حال، تهران، ١٣٥٨ ش؛
نیز:
Arberry, A. J., Oriental Essays, London, ١٩٦٠;
Browne, E. G., The New History, Amsterdam, ١٩٧٥;
id, A Year Amongst the Persians, London, ١٨٩٣;
Iranica.
حسن اکبری بیرق