دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥ - جمشید و خورشید

جمشید و خورشید


نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

جَمْشید و خورْشید، منظومه‌ای عاشقانه از سلمان ساوجی (٧٠٨- ٧٧٨ ق / ١٣٠٨-١٣٧٦ م) در قالب مثنوی. این منظومه داستان تحمل مصائب جمشید در راه رسیدن به خورشید و جنگها و هجرانها و سرانجام وصال آن دو ست. منظومه ٩٠٠‘٢ بیت دارد که در بحر هزج مسدس محذوف و بر وزن خسرو و شیرین نظامی در ٧٦٣ ق به پایان رسیده، و سلمان آن را به سلطان اویس (حک‌ ٧٥٥-٧٧٦ ق) تقدیم کرده است.
نام جمشید و خورشید در آثار کهن‌تری چون دیوان منوچهری (ص ١٩) یا مرزبان‌نامه (مرزبان بن رستم، ٤١) نیز به‌عنوان عاشق و معشوق آمده (سروشیار، ٤١٨- ٤١٩)، و این نشان می‌دهد که این افسانه در میان مردم رایج بوده، اما نخستین‌بار سلمان ساوجی منظومه‌ای به این نام ساخته است (دانشنامه ... ، ١٠ / ٦٧٧). این منظومه با گل و نوروز خواجوی کرمانی شباهتهای فراوانی دارد، به‌ویژه که این دو اثر تنها به فاصلۀ ٢١ سال از هم سروده شده‌اند؛ یعنی خواجو اثر خود را در ٧٤٢ ق به پایان رسانده و سلمان باید آن را دیده باشد. با مقایسۀ حوادث و بن‌مایه‌های داستانی شباهت این دو روشن می‌شود.
جمشید و خورشید به کوشش آسموسِن و فریدون وهمن، در ١٣٤٨ ش در تهران به چاپ رسیده است. در مجموعه‌های خطی (برای نمونه، نک‌ : منزوی، ٤ / ٢٧٤٣) نیز چندین منظومه به نام جمشید و خورشید ثبت شده است. از‌جمله شاعری به نام فرخ، به روزگار محمد شاه قاجار (سل‌ ١٢٥٠-١٢٦٤ ق) چنین منظومه‌ای دارد (آقا‌ بزرگ، ٥ / ١٣٣، ١٩ / ١٤٧؛ برای نسخه‌های خطی آن، نک‌ : مرکزی، ١٤ / ٣٩٠٩؛ سید‌یونسی، ٣ / ١١٩٧). در ادبیات ترکی نیز نظیره‌هایی از این داستان وجود دارد (نک‌ : دانشنامه، همانجا؛ حاجی‌خلیفه، ١ / ٥٩٤).
خلاصۀ داستان چنین است:‌ در سرزمین چین پادشاهی مقتدر به نام شاپور، پسری به نام جمشید دارد که در تمامی هنرها، از‌جمله تیراندازی و سوارکاری مهارت دارد. شبی در خواب دختری زیبارو می‌بیند و عاشق او می‌شود. در این حال، از خواب می‌پرد، فریاد می‌کشد و بسیار اندوهگین می‌شود. از این پس حال او دیگرگون می‌گردد. اقدامات پدرش برای ازدواج او در چین بی‌نتیجه می‌ماند. بازرگانی که در صورتگری یگانه است، نشان دختر قیصر روم و عکس وی را به او می‌نمایاند. جمشید در لباس بازرگانان، و با ٠٠٠‘١ شتر و ٠٠٠‘١ اسب و ٣٠٠ کنیز و ١٠٠ جنگاور به روم می‌رود.
جمشید در راه به بیشۀ جنیان می‌رسد که پادشاه آنان حورزاد است. حورزاد عاشق جمشید می‌شود و او را به قصر خود دعوت می‌کند. جمشید داستان عشق خود را آشکار می‌سازد و پری ٣ تار از زلف خود را به او می‌دهد تا هنگام بروز مشکل آن را آتش زند. جمشید در ادامۀ مسیر با مشکلات فراوانی رو‌به‌رو می‌شود که با آتش‌زدن موی پر‌یزاد، و احضار پریزاد بر مشکلات فائق می‌شود. سرانجام به روم می‌رسد و با هدایای فراوان به قصر می‌رود. شاه سؤالاتی از وی می‌کند که به‌خوبی از عهدۀ آن برمی‌آید. جمشید در لباس بازرگانان و با هدایای فراوان به قصر خورشید، دختر قیصر، می‌رود. مجلس بزمی بر‌پا می‌شود. در میانۀ مجلس، جمشید به خواب می‌رود. خورشید بر سرش می‌آید و در تعجب است که آیا این مرد بازرگان است یا شاهزاده؟ از‌آن‌پس، خورشید نیز بی‌تاب‌و‌تحمل می‌شود. روزی افسر، همسر قیصر، جمشید و خورشید را در باغ می‌بیند و خشمگین می‌شود. بار دیگر جمشید در لباس بازرگانان به دربار شاه روم می‌رود. شاه با وی هم‌صحبت می‌شود و چون او را جوانی شایسته می‌بیند، به وزارت بر‌می‌گزیند. جمشید نهانی با خورشید نامه‌نگاری دارد. جمشید کم‌کم به کمک مهراب، مادر خورشید را برای ازدواج راضی می‌کند.
در همان لحظه خبر می‌دهند که شادی، نامزد خورشید، در راه است. جمشید در مجلس شراب، بازی چوگان و شکار وی را شکست می‌دهد. قیصر که جمشید را در همۀ هنرها سرآمد می‌بیند و در‌می‌یابد که جمشید گوهر شاهی دارد، برای رد تقاضای شادی، نیمۀ ملک شام، باج‌ستانی از افرنج، و ماندگاری در شام را از او می‌خواهد و شادی که این ٣ شرط را ناممکن می‌داند، به شام باز‌می‌گردد. جمشید که از حملۀ پادشاه شام نگران است، با لشکری به شام می‌شتابد و مهراج، پادشاه شام را شکست می‌دهد و با غنایم فراوان باز‌می‌گردد. قیصر او را گرامی می‌دارد و بلافاصله جشن ازدواج مهیا می‌گردد. جمشید یک سال بعد با موافقت قیصر به چین باز‌می‌گردد و به جای پدر بر تخت می‌نشیند.
سخن‌گفتن و دلجویی گیا‌هان از جمشید جهت رفع ملال خاطر وی، چون گلهای صد‌برگ، لاله، نرگس، و درخت سرو (ص ١٩-٢٠)؛ سخن‌گفتن با کبوتر و راز دل گفتن با وی (ص ١٠٣)؛ گفت‌وگو با شمع (ص ٦٥)؛ گفت‌وگو با خورشید (ص ١٠٠)؛ ورود به شهر جنیان و آشنایی با حورزاد، گرفتن ٣ تار موی او و سوزاندن آن به وقت مشکلات (ص ٣٧-٤١)؛ کمک اسب بال‌دار به جمشید وقتی که در بیشه گم شده بود (ص ٢٩-٥١)؛ جنگیدن با دیو (ص ٤٥) و اژدها (ص ٤٢-٤٣) و شکست‌دادن آن دو؛ و حضور دائم جن و پری (ص ٣٦-٤١، ٥١-٥٢) از‌جمله بن‌مایه‌های اصلی داستان به شمار می‌روند.
روابط منطقی بین وقایع داستان جمشید و خورشید بر‌قرار نیست؛ مثلاً در حالی که همراهان جمشید ٣٠٠ کنیز و ١٠٠ مرد جنگی بودند، اما او برای عبور از دریا دستور ساخت ١٨٠ کشتی را می‌دهد.
شاعر برای رعایت تناسب نام جمشید با جمشید پیشدادی، در بسیاری از موارد، به داستان این شاه اسطوره‌ای تلمیح داشته است و همچنین شخصیت وی را با حضرت سلیمان (ع) خلط کرده و مواردی چون باد، پری، انگشتری، ملک، فرمان‌بری دیو و مرغ و ماهی، و جز ‌اینها را به جمشید نسبت داده است.
این داستان بخشهای مشترکی با منظومه‌های عاشقانه دارد: مهراب بازرگان نشان دختر قیصر روم و وصف او را با نقاشی بیان می‌کند، نظیر شاپور نقاش در خسرو و شیرین؛ جمشید نیز چون مجنون، در فراق خورشید به کوه پناه می‌برد و با وحشیان آرام می‌گیرد و با اژدهایی یار غار می‌شود و بالش وی پلنگان و سایه‌بانش عقابان و ماران می‌شوند (ص ١٠٠)؛ او همچنین مثل زال با کمند گیسوان خورشید به قصر می‌رود.
جز زبان منظومه که استوار، و در کاربرد فنون و آرایه‌های ادبی ممتاز است، در پرداخت داستانی هیچ تازگی و نوآوری‌ای دیده نمی‌شود و جز آن، به گفتۀ شبلی نعمانی: «قریحۀ سوزان و ذوق و ایمانی که لازمۀ یک شاعر بزرگ است، وی را حاصل نیست» (١ / ١٩٨)؛ اما سلمان سرودۀ خود را بر همۀ منظومه‌های گذشته همچون ویس و رامین، وامق و عذرا، و خمسۀ نظامی ترجیح داده است. شاعر به اقتضای سخن، ٤٠ غزل و شماری مفرد و رباعی و قطعه در این مثنوی گنجانده است.
سلمان در این مثنوی با نام گلهای گوناگون و ویژگیهای آنها ترکیبات، تشبیهات و استعارات فراوانی ساخته است که برای نمونه، می‌توان به سمن‌رخسار، لاله‌رو، غنچه‌زار، گل‌رخ، گلشن، گل زرد افق، گلزار سبز، سفرۀ گل، گلزار سبز فلک، سنبل زلف، گل رخسار، سمن‌رویان، چون گل گلزار امید، شمشاد‌قد، چراغ گل، دل چون غنچه، و چون گل پریشان اشاره کرد (جم‌ ).
سلمان بر اصطلاحات موسیقی کاملاً احاطه داشته است، از‌جمله اصطلاحات نوازندگان: شهناز، نشاط‌انگیز، شکر، بهار‌افروز، ناهید، ساز راه، ارغنون‌ساز، مقام، دستان، چنگ غم و جز‌ اینها (ص ٦١، ٧٠، ٧٢، جم‌ ). برخی لغات، اصطلاحات، کنایات و ترکیبات عامه نیز در این مثنوی دیده می‌شود: مثل آفتاب بر لب بام آمدن و دل بردن (ص ١٨)، نقش بر آب زدن (ص ٢٦)، خط بر آب بودن (ص ٤٠)، دامن بر کمر زدن (ص ٤٣)، نعل در آتش کردن (ص ٦١)، جرعه‌وار در خاک افتادن (ص ٩٢)، تشت از بام افتادن (پیشامد ناگوار) (ص ٩٦)، آهن سرد کوبیدن (ص ١٠٤) و جز ‌اینها.

مآخذ

آقابزرگ، الذریعة؛
حاجی‌خلیفه، کشف؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٥ ش؛
سروشیار، جمشید، «مثنوی جمشید و خورشید سلمان ساوجی»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٤٩ ش، س ١٣، شم‌ ٧٥؛
سلمان ساوجی، جمشید و خورشید، به کوشش ج. پ. آسموسن و فریدون وهمن، تهران، ١٣٤٨ ش؛
سیدیونسی، ودود، فهرست کتابخانۀ ملی تبریز، تبریز، ١٣٥٤ ش؛
شبلی نعمانی، شعر العجم، ترجمۀ محمدتقی فخر داعی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
مرزبان بن رستم، مرزبان‌ نامه، ترجمۀ سعدالدین وراوینی، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٩٠٩ م؛
مرکزی، خطی؛
منزوی، خطی؛
منوچهری دامغانی، احمد، دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٢٦ ش.

حسن ذوالفقاری