دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣١ - تنکلوشا
تنکلوشا
نویسنده (ها) :
محبوبه حاجی زاده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
تَنْکَلوشا، کتابی مصور در زمینۀ ستارهشناسی و احکام نجوم، منسوب به ستارهشناسی بابلی. ترجمۀ این اثر به زبان پهلوی به دوران پیش از اسلام باز میگردد و هویتی ایرانی به خود گرفته است.
فرهنگنویسان فارسی دربارۀ تنکلوشا به استناد یک بیت از قصیدۀ حبسیۀ خاقانی شروانی (ص ٢١: به نام قیصران سازم تصانیف / به از ارتنگ چین و تنکلوشا) به ریشهشناسی عامیانه پرداختهاند؛ بر این اساس تنکلوشا / تنگلوشا / تنکلوش را واژهای مرکب به صورت «تنگلوش / لوشا» دانستهاند و تنگ را به معنی صفحه، و لوشا را حکیمی رومی یا بابلی صاحب علم کیمیا و رصد کواکب پنداشته، و تنکلوشا را نمایندۀ سنت نقاشان غربی در برابر نمایندۀ نقاشی شرقی، مانی، و ارتنگ ( ارژنگ) گرفتهاند (برهان ... ؛ داعی الاسلام؛ فرهنگ ... ؛ نیز نک : فولرس، I / ٤٦٨, ٤٧١).
تنکلوشای ستارهشناس
در منابع گوناگون این نام به صورتهای تینکلوش (قفطی، ١٠٤)، طینقروس (همو، ٢١٨؛ ابنندیم، ٣٢٩) و تینکلوس (همانجا) آمده است. ذکر این نام در الفهرست و تاریخ الحکماء به دو صورت متفاوت این تصور را به وجود آورده است که اینها دو نفر بودهاند. گوتشمید براساس قواعد رایج تعریب، طینقروس را همان تئوکروس میداند (ص ٨٢).
دربارۀ زندگی تنکلوشا اطلاع چندانی وجود ندارد. نوشتههای ابنندیم و شهرزوری به او شخصیت افسانهای بخشیدهاند. ابنندیم از دو ستارهشناس بابلی یکی تینکلوس نگارندۀ کتاب الوجود و الحدود و دیگری طینقروس نویسندۀ کتاب الموالید علی الوجوه و الحدود یاد میکند که این دو ازجملۀ ٧ دانشمندی بودند که ضحاک سرپرستی خانههایی را که به نام ستارگان ساخته بود، به آنها سپرد. او سرپرستی خانۀ مریخ را به طینقروس بابلی واگذار کرد (همانجا). شهرزوری به نقل از ابوسهل بن نوبخت، تنکلوشا را از دانشمندان معاصر هرمس بابلی میداند (ص ٢٦-٢٧).
کتاب تنکلوشا
این نام صورت کوتاه شدۀ کتاب تنکلوشا البابلی القوفانی فی صور درج الفلک و ما یدلُّ علیه من احوال المولودین بها (دبا، ١٦ / ٢٣٩؛ نیز قس: GAS, VII / ٧٣)، یا صور الدّرج و الحکم علیها فیما تدلُّ علیه من طوالع المولودین تنکلوشا البابلی القوفانی (تقیزاده، ٣١٩) است. دربارۀ چگونگی پدید آمدن ترجمۀ عربی تنکلوشا بحثهای زیادی وجود دارد (در اینباره، نک : دبا، ١٦ / ٢٣٩-٢٤٢). آنچه مسلم است اصل این کتاب به یونانی بوده و ظاهراً در زمان خسرو انوشیروان از یونانی به پهلوی (تقیزاده، ٣١٧)، و سپس به عربی برگردانده شده است (GAS, VII / ٧١). ترجمۀ فارسی این کتاب احتمالاً متعلق به سدۀ ٥ یا ٦ ق است (شورا، ٧ / ٤١٢).

این کتاب حاوی احکام نجوم (احکامیات)، طالعبینی و فال است که با هنر نقاشی دوران خود عجین شده است تا تفاسیر و تعابیر متن را به همراه زبان تصویر گویاتر بیان کند. ازاینرو، در این اثر ٣٦٠ متن پیشگویی و طرحهای مربوط به هر درجه از هر برج در ذیل هر متن آمده است. در مورد سبک و دورۀ این نقاشیها پژوهش مستندی در دست نیست. این نقاشیها از هر دوره و یا متعلق به هر مکتبی که باشند، از تنوع برخوردارند و حاوی نکات مردمشناختی فراوانیاند. تنکلوشا درحقیقت واژهنامۀ فرهنگی و مصوری است که نام و شکل ادوات و ابزارها، حیوانات و پرندگان، البسه و اقمشه در آن ذکر شده است. در این تصاویر هیئتهای گوناگونی از زنان و مردان جوان و سالخورده، کودکان و فرشتگان به حالتهای ایستاده، نشسته، در حال حرکت، عبادت، زاری و تضرع، گفتوگو و شکار به چشم میخورد. افزون بر تصاویر انسانی، بیش از ٣٠٠ تصویر از انواع حیوانات، پرندگان، خزندگان، آبزیان و حشرات به نمایش درآمده است. در کنار این تصاویر، طرحهایی از موجودات وهمی و اسطورهای مانند اژدها، کرپاسه و پری نیز قرار دارد. همچنین نمود برخی از آلات موسیقی مانند چنگ، شیپور، نی، تار، تنبور، ابزارآلات درودگری، همچون اره، میخ، چوب، چکش، پتک، اسکنه و انواع قیچی، و ابزار رزم همانند شمشیر، تیروکمان، و زیورآلاتی چون گوشواره، گردنبند، خلخال و سنگهای قیمتی زمرد و یاقوت، الماس و مروارید دیده میشود (برای توضیحات بیشتر دربارۀ نقاشیها، نک : اسعدی، ١٧٢-١٧٦).
در کنار تصاویر تنکلوشا، اسامی گیاهان، حیوانات، ابزارآلات و ظروف، پوشاک، مشاغل، قومیت، کشورها و اصطلاحات کهن فراوانی آمده است؛ مشاغلی مانند دستاربافی، کرباسبافی، خیاطی، بنایی، نجاری، آهنگری، کفشگری، جوالدوزی، رویگری، زرگری، رنگرزی، حمالی و عطاری ازجمله مشاغل یاد شدهاند. در مواردی برخی از صاحبان مشاغل چنان دقیق توصیف شدهاند که میتوان به پوشاک آنان پیبرد: «برآید در این درجه [درجۀ دهم از برج قوس] قاضی در صدر مجلسِ حکم نشسته، کلاه بُرنُس [کلاه بزرگ پشمین که نصارا و ترسایان بر سر نهند] بر سر نهاده و دُراعه [بالاپوشی از جنس پنبه یا پشم] حاکمانه درپوشیده و درجی [نامه، طومار، و نوشته] از پوست سفید پیش گرفته میخواند» (چ رضازاده، ٨٩).
برخی از اصطلاحات موجود در تنکلوشا دربرگیرندۀ طب قدیم و نحوۀ درمان نیز هستند؛ در متن، بارها به شناخت داروها، معالجۀ بیماران و گیاهان دارویی اشاره شده است (همان چ، ٥٦، ٩٨؛ نیز نک : چ همایونفرخ، ١٣٠: درجۀ بیستم از برج میزان، دربارۀ علاج چشم و داروهای آن). در این اثر، برخی مناسک عبادی آیین مهر، مانند پرستش و نمازبردن بر خورشید و ماه و ستارگان نمودی بارز دارند (چ رضازاده، ٣٨، ٤٦، ٥١، ٦٩، ٨٠).
به نظر میرسد در زمان نگارش کتاب واردات کالا از ممالک دیگر رایج بوده است، برای نمونه عود از هندوستان، کتان از مصر، و کاغذ از چین و مصر وارد میشده است (همان چ، ٨٦، ٩٩، ١١٠، ١١٦).
تنکلوشا از نظر گیاهشناسی نیز اثری ارزشمند محسوب میشود؛ برای نمونه در درجۀ بیست و سوم از برج اسد چنین آمده است: «برآید در این درجه صورت درختان خرما و رَز و دیگر درختان بزرگ درهم شده و سایه افگنده / و از جانب راست او برآید میوۀ این درختان و برگ رز و برگ خرما، و از جانب چپ او برآید دانههای جو و سَبست و کاه و خرمای خشک (از آنچه گاو و گوسفند را دهند). هر که بر این درجه زاید ادیب و کریم و توانگر و نیکبخت باشد و اگر زنی بوَد میراثی گران به دست او افتد» (همان چ، ٤٩).
ابومعشر بلخی برخی واژههای کهن پارسی تنکلوشا را در المدخل الکبیر آورده است، ازجمله دوشیبه (= دوشیزه) و ماهیجیر (= ماهیگیر) (ص ٣١٨، ٣٢٤). او از مطالب این کتاب بهعنوان دیدگاه ایرانی در برابر آراء هندی و یونانی یاد میکند (ص ٣١٠). ابنهبنتا در اثر خود که دربارۀ وجوه بروج و صورتهای فلکی بنا به باور ایرانیان و یونانیان و هندیان است از آراء تنکلوشا یاد میکند و میآورد که آراء تنکلوشای بابلی در ابزیدج (گزیدۀ کتابی در نجوم، متعلق به ایرانیان پیش از اسلام) نقل شده است (نک : ٢ / ٣٠٦-٤٢٧). نظریات ابومعشر و ابنهبنتا و وجود واژههای پارسی در تنکلوشا نشاندهندۀ این نکتهاند که در ترجمه از یونانی به پهلوی به این اثر هویتی ایرانی بخشیده شده است.
تنکلوشای منسوب به ترجمۀ عربی ابنوحشیه که اکنون دو تصحیح از آن به فارسی موجود است و تفاوتهای اندکی در آغاز هر برج در این دو نسخه وجود دارد، با حمد پروردگار آغاز میشود. نگارنده پیش از پرداختن به احکام نجوم، فصولی در باب اثبات و کیفیت استعمال طلسم و منفعت آن و پدید کردن و مستور داشتن قدما مر این علم را از عام میآورد؛ سپس به پیشگویی و طالعبینی میپردازد (چ همایونفرخ، ٥-٦).
مآخذ
ابنندیم، الفهرست؛
ابنهبنتا، المغنی فی احکام النجوم، چ تصویری، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابومعشر بلخی، جعفر، المدخل الکبیر، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
اسعدی، مینو، «تنگلوشا»، کتاب ماه هنر، تهران، ١٣٨٣ ش، شم ٧٥-٧٦؛
برهان قاطع؛
تقیزاده، حسن، گاهشماری در ایران قدیم، تهران، ١٣١٦ ش؛
تنکلوشا، به کوشش رکنالدین همایونفرخ، تهران، ١٣٥٧ ش؛
همان، به کوشش رحیم رضازاده ملک، تهران، ١٣٨٤ ش؛
خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش حسین نخعی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
داعی الاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، تهران، ١٣٥٢ ش؛
دبا؛
شورا، خطی؛
شهرزوری، محمد، نزهة الارواح و روضة الافراح، ترجمۀ مقصودعلی تبریزی، به کوشش محمدتقی دانشپژوه و محمدسرور مولایی، تهران، ١٣٦٥ ش؛
فرهنگ رشیدی، عبدالرشید تتوی، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
قفطی، علی، تاریخ الحکماء، بغداد، ١٩٠٣ م؛
نیز:
GAS;
Gutschmid, A., «Die Nabatäische Landwirtschaft und ihre Geschwister», ZDMG, ١٨٦١, vol. XV;
Vullers, I. A., Lexicon Persico-Latinum Etimologicum, Bonn, ١٨٥٥.
محبوبه حاجیزاده