دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩ - اندرزنامه

اندرزنامه


نویسنده (ها) :
محمدرضا صرفی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

اَنْدَرْزْنامه، از گونه‌های ادبیات تعلیمی که به نامهای پندنامه، نصیحت‌نامه، اخلاق و آداب نیز خوانده می‌شود. چندین متن پهلوی به شیوۀ اندرزی ـ اخلاقی تألیف شده که موضوع آنها پند، اندرز و مسائل اخلاقی است (معین، ١٨١؛ خانلری، ١ / ٢٦٧؛ نیز نک‌ : متون ... ، سراسر اثر).
اختصاص این متون به بایدها و نبایدها و هشدار به مردم دربارۀ پرهیز از پلیدیها و بدیها و روی‌آوردن به کارهای نیک و شایسته از ویژگیهای بارزشان است. پند‌های اخلاقی راه و رسم آمیزش با مردم و نیز رهنمودهایی که جنبه‌های دینی زندگی انسان را دربر می‌گیرد (ریپکا، ٩٢)، درون‌مایۀ اصلی این نوع از متون ادبی است.
از آنجا که اخلاق شعبه‌ای از حکمت عملی است، اندرزنامه‌ها را ازجمله آثار حکمت عملی دانسته‌اند (شیروانی، ٥٤٨؛ زرین‌کوب، ٤١؛ نیز نک‌ : فوشه‌کور، ١٨). اندرزنامه‌ها در بنیاد خود، حاصل تجربۀ انسانهای خردمند در برخورد با مسائل گوناگون زندگی و در شمار ادبیات شفاهی هستند. ازاین‌رو، همراه با تغییراتی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند و تعیین دقیق مؤلف و زمان تألیف آنها کاری مشکل و گاه محال است (تفضلی، ١٨١). با این حال، بیشتر این متون به بزرگان عصر ساسانی نسبت داده شده‌اند. اندرزنامه‌ها از این جهت که در ادبیات دوران اسلامی و کتابهای ادب و اخلاق فارسی و عربی تأثیر گذاشته و نام بسیاری از آنها در منابع ادبیات اسلامی آمده است، از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. اندرزنامه‌های پهلوی یا از نوع نصایح دینی هستند و یا از نوع حکمتهای علمی و تجربی (همو، ١٨٠). نوع دوم را در میان دیگر ملتها نیز می‌توان یافت.
مجموعۀ اندرزها نخستین گامهای بشری در زمینۀ قانونمند کردن زندگی بوده است و از آنجا که جوهرۀ زندگی در اعصار گوناگون تکرار می‌شود، اندرزنامه‌ها دربردارندۀ موضوعاتی هستند که پیوسته با تغییر شکل ظاهری خود در تاریخ رخ می‌دهند و عصارۀ تجربۀ گذشتگان را در رویارویی با رویدادها در خود جای داده‌اند و به همین سبب می‌توانند راهنمای آیندگان باشند (نک‌ : ابوعلی‌مسکویه، ٥-٦).
نویسندگان اندرزنامه‌ها بیشتر شخصیتهای مهم اجتماعی، سیاسی و دینی هستند که حاصل تجربیات و اندیشه‌های خود را در زمینه‌های گوناگون زندگی در قالب عبارتهایی کوتاه و نغز برای فرزانگان جامعه نگاشته‌اند. ظاهراً شیوۀ اندرزنامه‌نویسی در روزگار ساسانیان از عصر اردشیر بابکان آغاز شده، و توسط شاپور، اورمزد، بهرام‌گور و انوشیروان دنبال شده است. در شاهنامه و برخی از متون تاریخی ـ ادبی دیگر نیز نمونه‌هایی از اندرزنامه‌ها در دست است.
اندرزنامه‌ها از نظر موضوعی شامل بایدها و نبایدهای اخلاقی، دینی و اجتماعی می‌شوند، بایدهایی که به کار بستن آنها ضروری است، مانند کار و کوشش، میانه‌روی، قناعت، رفتار بر مبنای عدالت، آموختن فرهنگ، پیش‌دستی در کارهای نیک و صواب، رفتار پسندیده با همگان، پذیرایی از مسافران و مهمانان، امیدواری به خداوند، سخاوت، انتخاب همسر شایسته و با حیا، احترام به پدر و مادر و جز آنها؛ نبایدهای اخلاقی که در این آثار نکوهش شده‌اند، اینها ست: غیبت، حرص و آز، خشم، غم و اندوه، شهوت‌پرستی، رشک و حسد، گناه کردن و پرداختن به کار ناصواب، تنبلی و سستی، آزردن دیگران، خندۀ بیگاه و بیجا، افسوس خوردن بر زندگی دیگران، هم‌سفره شدن با امیران و ثروتمندان، نشان دادن مـال و ثروت بـه حسودان، پـذیرش سخن از دروغ‌گو، سوگند ـ خوردن، آزردن مردم با زبان، دشنام دادن، بیهوده‌گویی، گزینش دشمن دیرین به جای دوست، دزدی، توطئه چینی و جز آنها (قادری، ٢٩٩).
بن‌مایۀ بسیاری از اندرزها، به‌ویژه آن‌گاه که ابعاد حکمی و اخلاقی آنها اهمیت می‌یابد، با مضمون آیات و احادیث سازگاری دارد (جوکار، ٢١٥). برخی از محققان به سبب گرایشهای ضدایرانی و متعصبانۀ خویش اندرزهای بزرگمهر، انوشیروان، اردشیر و امثال آنها را کوششهای گروهی از دبیران ایرانی می‌دانند و حتى به‌گونه‌ای آنها را حرکتی شعوبی‌گری می‌پندارند (نک‌ : ثروتیان، ٣١-٣٥).
اندرزنامه‌ها از نظر حجم و شیوۀ بیان یکسان نیستند. بیشتر آنها کوتاه‌اند و مفصل‌ترینشان در کتاب ششم دینکرد گرد آمده که مشتمل بر بیش از ١٠٠ صفحۀ چاپی است (تفضلی، ١٨٠). اندرزنامه‌های پهلوی بیشتر بر پایۀ دین استوار هستند و نوعی اخلاق دینی را ترویج می‌کنند. براساس بندهش، هرکار نیک، ایزدی و هر عمل پلید، دیو و دروجی دارد (ص ٥٥-٥٦). اندرزنامه‌ها بیشتر با سبکی ساده، روان و بدون ابهام نوشته شده‌اند (میرباقری فرد، ١ / ٦٩). جملات آنها کوتاه و روشن است و اگر گاه ابهام و دوپهلو‌گویی در آن وجود دارد، برای جلب توجه بیشتر مخاطب است. در اندرزنامه‌ها گاه برای تأثیر بیشتر از کنایه، تشبیه و تمثیل استفاده می‌شود (تفضلی، ١٩٩). با آنکه بیشتر اندرزنامه‌ها سبک خطابی و مستقیم دارند، برخی از آنها به صورت تجویزی و دستوری، پرسش و پاسخ، استفهام انکاری، توصیف، کلمات قصار، تمثیل و حکایتهای اخلاقی نگارش یافته‌اند (نک‌ : همو، ١٨٥). بسیاری از موضوعات در متنهای گوناگون اندرزی با شیوۀ گفتاری تقریباً یکسان تکرار می‌شوند (قادری، ٢٢٢).
اندرزنامه‌ها به دو دستۀ دینی و علمی ـ تجربی تقسیم می‌شوند (تفضلی، ١٨٠-١٨١؛ ایرانیکا، II / ١١-١٦). اندرزهای دینی وظایف و دستورهای دینی را گوشزد می‌کنند و به ٣ دسته تقسیم می‌شوند: ١. راهنماها و دستورالعملهای ابتدایی، مانند متن خویشکاری ریدکان (وظایف کودکان)؛ ٢. اندرزهای کوتاه عمومی دینی، مانند اندرز پوریوتکیشان؛ ٣. متون کوتاه دینی تخصصی مانند کتاب ششم دینکرد (تفضلی، ١٨٩-١٩٥؛ ایرانیکا، همانجا).
اندرزهای علمی ـ تجربی نیز شامل دو دسته می‌شود: ١. آیین‌نامه‌ها، مانند آیین نگارش و سور سخن (سخنرانی مهمانی)؛ ٢. اندرزهای موجز عمومی، مانند اندرز آذرباد مهرسپندان و اندرز اوشنر دانا. بسیاری از این اندرزها بر مبنای اندیشه‌های جبری شکل گرفته‌اند که برخی از پژوهشگران آن را از نتایج شاخۀ زروانی زردشتی‌گری می‌دانند (نک‌ : تفضلی، ١٩٨).
در پاره‌ای از اندرزنامه‌ها قطعاتی به شعر دیده می‌شود (همو، ١٩٠). متن داروی خرسندی دارای زبان تمثیلی است (همو، ١٩١-١٩٢). پاره‌ای از اندرزنامه‌ها شکل چیستان و معما دارند، مانند مادیان یوشت فریان و درخت آسوریک ( ایرانیکا، II / ١٢) و برخی نیز داستانی است، ازجمله هزار‌ویک شب، کلیله و دمنه و سندبادنامه‌ که بیشتر اصل هندی دارند (مزداپور، ٣٩). افزون بر موارد یادشده، گاه اندرزها بر روی نگین شاهان حک می‌شد، مانند نوشته‌های روی خاتم بهرام گور و خاتم انوشیروان، و گاه براساس نقل مورخان دورۀ اسلامی، زینت‌افزای استودانها، دخمه‌ها، سفره‌های بزرگ طلا، الواح، تاجها و طراز لباسها بود (تفضلی، ٢١١-٢١٣).
در دورۀ ساسانی دسته‌ای از اندرزبدان در دربارها حضور داشتند و تربیت بزرگ‌زادگان و نصیحت فرمانروایان بر عهدۀ آنان بود. آنان تجربۀ سیاسی حاکمان پیشین را به نسلهای بعد منتقل می‌ساختند و با نصایح اخلاقی خود تا حد امکان مانع تصمیم‌گیریهای شتابزده و ظلم و جور شاهان می‌شدند و آنان را به دادگری و ملاطفت تشویق می‌کردند (نک‌ : آذرگشسب، ١١-١٤). در این دوره بزرگانی چون آذرباد مهر سپندان، زردشت پسر آذرباد، بخت آفرید، انوشیروان، بزرگمهر، بهزاد فرخ‌پیروز، آذرفرنبغ و دیگران به اندرزنامه‌نویسی مشهورند (معین، ١٨١؛ تفضلی، ١٨١ بب‌ ).
مهم‌ترین اندرزنامه‌های پهلوی اینها ست: کتاب ششم دینکرد، اندرزنامه‌های آذرباد مهرسپندان، اندرز اوشنر دانا، اندرز دانایان به مزدیسنان، اندرز خسرو قبادان، اندرز پوریوتکیشان، اندرز دستوران به بهدینان، اندرز بهزاد فرخ پیروز، خیم و خرد فرخ مرد، پنج خیم روحانیان، داروی خرسندی، خویشکاری ریدکان، رسالۀ روزها، اندرز خوبی کنم به شما کودکان، اندرزنامه‌های کوچک، آراء دین به مزدیسنان، و مینوی خرد (همانجا؛ معین، ١٨١-١٨٧).
بسیاری از اندرزها و کلمات قصار که جنبۀ حکمت علمی و تجربی داشته‌اند، پس از اسلام توجه دانشمندان ایرانی مسلمان را به خود جلب کرده و در کتابهای ادب، اخلاق و تاریخ به عربی ترجمه شده و دوباره برخی از آنها به فارسی راه یافته‌اند (تفضلی، ٢٠٢؛ صفا، ١ / ١٣٣؛ محمدی، ٤ / ٢٨٠-٢٨١). ابن‌ندیم با عنوان «کتابهایی که در پند و ادب و حکمت در فارسی، یونانی، هندی و عربی تألیف یافته است»، از ٤٤ کتاب یاد کرده که قسمت عمدۀ آنها ترجمه یا اقتباس از آثار پهلوی است (همانجا). در آثار دورۀ اسلامی از قبیل جاویدان خرد ابوعلی مسکویه، غرر ثعالبی، کتاب التاج منسوب به جاحظ، عیون الاخبار ابن‌قتیبه، مروج الذهب مسعودی، ادب الکبیر و ادب الصغیر ابن‌مقفع بازتاب بسیاری از این اندرزها را می‌توان یافت. در واقع، میراث فرهنگی عصر ساسانی از این طریق به دورۀ اسلامی منتقل شد (نک‌ : تفضلی، ٢١٨؛ فوشه‌کور، ٢١؛ ایرانیکا، II / ١٧). اندرزهای پهلوی به گونه‌های مختلف در قالبهای نظم و نثر فارسی نیز راه یافته، و به حیات خود ادامه داده است. این اندرزها در سراسر شاهنامه، به‌ویژه در بخش تاریخی آن برجستگی بیشتری دارد.

مآخذ

آذرگشسب، اردشیر، مقدمه بر ترجمۀ اندرزنامه‌های پهلوی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
ابوعلی مسکویه، احمد، الحکمة الخالدة (جاویدان خرد)، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
بندهش، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، ١٣٦٩ ش؛
تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ ش؛
ثروتیان، بهروز، مقدمه بر جاویدان خرد ابوعلی مسکویه، ترجمۀ تقی‌الدین محمد شوشتری، تهران، ١٣٥٥ ش؛
جوکار، نجف، «پندنامۀ انوشیروان در دیوان ابن‌یمین و مقایسه با چند اثر ادبی دیگر»، مجموعۀ مقالات کنگرۀ بزرگداشت ابن‌یمین فریومدی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
ریپکا، یان و دیگران، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ کیخسرو کشاورزی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
زرین‌کوب، عبدالحسین، از گذشتۀ ادبی ایـران، تهران، ١٣٧٥ ش؛
شیروانی، محمد، «پندنامه‌ها ـ اندرزنـامه‌ها، کتب اخلاقی در ادبیات ایران»، مجموعۀ سخنرانیهای دومین کنگرۀ تحقیقات ایرانی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی مشهد، مشهد، ١٣٥٢ ش، ج ٢؛
صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٤٧ ش؛
فوشه کور، شارل هانری، اخلاقیات، ترجمۀ محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح‌بخشان، تهران، ١٣٧٧ ش؛
قادری، تیمور، «متنهای اخلاقی ـ اندرزی در زبانهای ایرانی میانۀ غربی و شرقی»، مهر و داد و بهار (یادنامۀ مهرداد بهار)، به کوشش امیرکاووس بالازاده، تهران، ١٣٧٧ ش؛
متون پهلوی، به کوشش جاماسب آسانا، ترجمۀ سعید عریان، تهران، ١٣٧١ ش؛
محمدی ملایری، محمد، تاریخ و فرهنگ ایران، تهران، ١٣٨٠ ش؛
مزداپور، کتایون، اندرزنامه‌های ایرانی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
معین، محمد، «اندرز یا حکمت عملی در ادبیات پهلوی»، مجموعه مقالات، به کوشش مهدخت معین، تهران، ١٣٦٤ ش، ج ١؛
میر باقری فرد، علی‌اصغر و دیگران، تاریخ ادبیات ایران، تهران، ١٣٨٣ ش؛
نیز:

Iranica.
محمدرضا صرفی