دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥ - افسانۀ گلریز

افسانۀ گلریز


نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

اَفْسانۀ گُلْریز، داستان عامیانۀ وصال عجب‌ملک و نوش‌لب. این داستان اثر ضیاءالدین نخشبی بدائونی (د ٧٥١ق / ١٣٥٠م)، متخلص به نخشبی است. او در دهلی از داستان‌پردازان و پارسی‌گویان هند و مرید شیخ نظام‌الدین اولیا (٦٣٣-٧٢٥ق / ١٢٣٦-١٣٢٥م) بوده است. طوطی‌نامه اثر مشهور او، سلک السلوک و عشرۀ مبشره نیز از تصنیفات دیگر او ست (نک‌ : مدرس، ٤ / ١٧٩؛ میرحسین دوست، ٣٤٢؛ علی‌حسن، ٥١١؛ سامی، ٦ / ٤٥٧٠).
نخشبی افسانۀ گلریز را به خلاف نوشتۀ قاموس الاعلام از هیچ مأخذی ترجمه نکرده، بلکه به تصریح خود در مقدمۀ کتاب، آن را در مدتی کوتاه نگاشته است (محجوب، ٤٦٠، ٤٦٢).
ناشرِ کتاب مقدمه‌ای مختصر به زبان انگلیسی بر کتاب نوشته و در آن یادآور شده است که نسخۀ خطی گران‌بهایی که این کتاب با استفاده از آن انتشار یافته، متعلق به سرهنگ فیلوت بوده است ... این نسخه به خط نسخی زیبا روی کاغذ قهوه‌ای دست‌ساخت کشمیری نوشته شده و ١٠ مینیاتور ظریف در آن هست ... قطع کتاب ١٠×٥ / ٦ اینچ (٢٥×٢٥ / ١٦سانتی‌متر) است و ٤٠٧ صفحۀ ١١ سطری دارد. کتاب تاریخ ندارد؛ اما ظاهراً ٣٠٠ سال پیش نوشته شده و خوب نگاهداری شده است. ظاهراً این نسخه در هندوستان منحصربه‌فرد است. کتابخانۀ دیوان هند فقط نسخۀ نـاقص و موریـانه‌خورده‌ای از آن دارد (نک‌ : اته، I / ١٥٤٧؛ نسخۀ دیگری نیز از این کتاب موجود است، برای اطلاعات بیشتر، نک‌ : محجوب، ٤٦٥).
این کتاب در ١٩١٢م در کلکته چاپ سربی شده است. نسخۀ چاپی غلطهای فراوان دارد که قسمتی از آنها در اصل نسخه وجود داشته و قسمتی دیگر بر اثر ناتوانی ناشر از خواندن و فهم عبارات کتاب، در آن راه یافته و غلطهای چاپی نیز بر این دو افزوده است (همانجا). خلاصۀ داستان چنین است:
طیفور، پادشاه نخشب، پس از مدتها صاحب فرزندی زیباروی به نام معصوم‌شاه می‌شود. معصوم‌شاه به سرعت می‌بالد و به جوانی می‌رسد. روزی مرغی زیبا بر کنگرۀ قصر می‌یابد که هرگاه بال و پر می‌گشاید، همه‌جا روشن و خوش‌بو می‌گردد. معصوم‌شاه شیفتۀ مرغ می‌شود و دستور می‌دهد دامی بگسترند و مرغ را بگیرند، اما مرغ می‌گریزد. شاه بر آن می‌شود تا به دست خود مرغ را بگیرد. پس به سرعت از دیوار کاخ بالا می‌رود. ناگاه تاج او به گوشۀ کنگره برخورد می‌کند و چند مروارید از آن کنده می‌شود. مرغ قصد می‌کند تا مرواریدها را برچیند. اطرافیان شاه درمی‌یابند که این مرغ بلندهمت، تنها با مروارید صید می‌شود. پس، با تعدادی مروارید او را در دام می‌آورند و به دستور شاه در قفس می‌اندازند. مرغ از خوردن امتناع می‌کند. معصوم‌شاه با دیدن رنجوری مرغ جویای احوال او می‌شود. سرانجام این مرغ که نوش‌لب نام دارد و دختر شاه پریان است، سرگذشت خود را برای شاه چنین تعریف می‌کند:
روزی عجب‌ملک، پسر پادشاه ترکستان، در مجلس بزم با شنیدن وصف زیبایی نوش‌لب از زبان پیری، مفتون او می‌شود و در بستر بیماری می‌افتد. پادشاه طبیبی حاذق بر بالین فرزند حاضر می‌کند، اما طبیب علاج او را درنمی‌یابد. شاه از وزیر دانای خود تدبیری می‌جوید. وزیر با شنیدن داستان عشق عجب‌ملک، او را اندرز می‌دهد و از عواقب کار آگاه می‌سازد. اما شاهزاده نه‌تنها به نصایح او، بلکه به هشدارهای پدر نیز توجهی نمی‌کند و روز بعد، برای یافتن نشانی از نوش‌لب، به همراه دایۀ خود (راسخ) به سفر می‌رود. پس از یک سال تحمل رنج سفر، از معشوق نشانی نمی‌یابد و در ناامیدی کشتی او غرق می‌شود، اما جان سالم به‌در می‌برد و به قصر نازمست، زن زیبایی می‌رود که در چنگال عفریت گرفتار است. نازمست با شنیدن قصۀ عشق عجب‌ملک می‌گوید: مادر من نوش‌لب را به فرزندی پذیرفته و او در بیت‌الامان ساکن است. من تو را نزد او خواهم برد.
عجب‌ملک پس از جدال با عفریت و نابود کردن او، به همراه نازمست به بحرین، مقر حکومت پدر نازمست، می‌رود. نوش‌لب همراه مادر نازمست به قصر می‌آید و پس از شنیدن اوصاف عشق و شیدایی عجب‌ملک، دل در گرو مهر او می‌بندد و پس از بستن عهد دوستی، با هم نرد عشق می‌بازند. روز بعد، مادر نوش‌لب با دیدن او در کنار عجب‌ملک، نازمست را خائن می‌خواند که اجازه داده است نوش‌لب با آدمیزاد اختلاط کند. سپس به جنیان دستور می‌دهد در وقت خواب، عجب‌ملک را به ترکستان، و نوش‌لب را به دارالامان ببرند. مادر نوش‌لب از ترس رسوایی، نوش‌لب را به صورت مرغی درمی‌آورد. نوش‌لب به معصوم‌شاه می‌گوید اکنون ١٠ سال است که در فراق معشوق می‌گریم و او را نمی‌یابم. معصوم‌شاه به او وعدۀ یاری می‌دهد و روز بعد، او را به بیت‌الامان نزد مادر می‌برد. مادر بار دیگر فرزند را به صورت پیشین باز می‌گرداند و از معصوم‌شاه می‌خواهد تا با او ازدواج کند. اما معصوم‌شاه می‌گوید: او همچون خواهر من است و من عهد بسته‌ام او را به وصال عجب‌ملک برسانم. پس از چند روز، معصوم‌شاه به همراه مادر نوش‌لب و لشکر جن، نوش‌لب را نزد عجب‌ملک می‌برد و در مراسمی ویژه این دو عاشق به وصال هم می‌رسند. از سوی دیگر، معصوم‌شاه نیز با دیدن نازمست دل‌بستۀ او می‌گردد و با او ازدواج می‌کند (نخشبی، جم‌ ).
افسانۀ گلریز منثور اما آمیخته به نظم و با نثری آراسته و متکلف و مصنوع است که به احادیث، اخبار، ابیات و امثال عربی و شعرهای فارسی آراسته شده است. شعرهای آن سطحی و کم‌مایه و از نوع شعر فارسی عادی و رایج سرزمین هندوستان است که در آن قواعد دستوری و لغوی زبان فارسی به درستی مراعات نمی‌شود و در سراسر متن نوعی ابهام و تاریکی و ضعف تألیف وجود دارد (محجوب، ٤٦٢). با آنکه نثر افسانۀ گلریز مانند دیگر نوشته‌های ضیاء نخشبی به هیچ روی نثری عامیانه نیست، اما مضمون کتاب کاملاً همانند دیگر داستانهای عامیانه است و در آن از عفریت و دیو و پری‌زاد و افسون خواندن و درآمدن پری (یا آدمی) به شکل مرغان و دیگر حوادثی که در این داستانها روی می‌دهد، سخن بسیار رفته است و از نظر مضمون می‌توان آن را داستانی عامیانه به‌شمار آورد (همو، ٤٦٤-٤٦٥).
داستان از نوع افسانۀ پریان است که شیوۀ روایتی داستان در داستان دارد. مضمون غالب آن عاشقانه و اخلاقی است. هدف داستان هم آموزشی است و هم سرگرمی. داستان خاستگاهی ایرانی دارد. جغرافیای حوادث داستان، ترکستان و نخشب است. پایان کل داستان شادی‌نامه، و برخی داستانهای مستقل آن عبرت‌نامه‌اند. قهرمانان بیشتر از گونۀ پادشاهان، امرا و صاحب‌منصبان، عیاران و پریان هستند و حوادث شگفت‌انگیز و خیالی در سراسر داستان دیده می‌شود.
چون اصل حکایت و استخوان‌بندی داستان چندان دراز نیست، گاه نویسنده از زبان قهرمانان خویش تمثیلهایی آورده و با حکایتهایی‌کوتاه، به شیوۀ داستان در داستان که روش معمول افسانه‌سرایی هندوان است، کتاب را آراسته و تفصیل داده است (همو، ٤٦٢). این داستانها عبارت‌اند از: داستان جوان مغروری که از زاری تختۀ در، عبرت می‌گیرد (ص ٢٠-٢٢)؛ داستان ابوتراب نخشبی که برزگر نادان و گاوی را یکسان می‌داند (ص ٣٢-٣٣)؛ داستان پادشاهی که چون در برآوردن نیازهای حکیم درمی‌ماند شرمسار می‌شود (ص ٣٦)؛ داستان عیسى(ع) که برای اثبات بی‌وفایی معشوق و دنیا، همسر مرد جوانی را زنده می‌گرداند و دوباره می‌میراند (ص ٣٨-٤٦)؛ داستان ابراهیم خواص که ١٢ سال آرزوی دست یافتن به اناری را دارد (ص ١٥٨)؛ داستان مرغ مرموزی که هارون‌الرشید او را درچنگال حوادث می‌اندازد و سپس نجات می‌دهد؛ داستان پیرزن ٨٠ ساله‌ای که آرزوی ازدواج دارد (ص ١٥٩-١٦٦).
شخصیتها به نسبت دیگر داستانهای عامیانه بسیار اندک‌اند. گزاره‌های آغازین داستان نیز همچون نثر داستان متکلف است: «حاکیان حکایت شائقه و راویان روایات رائقه چنین آورند که در ایام سابقه و قرون ماضیه ... »؛ همچنین گزاره‌های میانی بیشتر، القصه است.
برخی از بن‌مایه‌های داستان اینها ست: عاشق‌شدن با وصف زیبایی، عاشق شدن با یک بار دیدن، ترک مال و زندگی، بی‌فرزندی، قضا و قدر، گم شدن، مدهوش شدن، جست‌وجو، سفر، بزم، دام، شکار، حبس، فرار، مجازات، نصیحت، مناظره، شجاعت، یاری، بیماری، قصه گفتن در میان حکایت، وفاداری، عیادت، دایه، فرزندخواندگی، پیری، عاشق، معشوق، واسطه، جن، پری، غار، سفر دریا، تاج و نامه.

مآخذ

سامی، شمس‌الدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣١٦ق / ١٨٩٨م؛
علی حسن خان، صبح گلشن، کلکته، ١٢٩٥ق؛
محجوب، محمد جعفر، ادبیات عامیانۀ ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران، ١٣٨٧ش؛
مدرس، محمدعلی، ریحانةالادب، تهران، ١٣٧١ق؛
میرحسین دوست سنبهلی، تذکرۀ حسینی، لکهنو، ١٨٧٥م؛
نخشبی، ضیاءالدین، افسانۀ گلریز، تهران، ١٣٧٧ش؛
نیز:

Ethé, H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford , ١٩٠٣.
حسن ذوالفقاری