دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٧ - تاریخ ورزش باستانی ایران

تاریخ ورزش باستانی ایران


نویسنده (ها) :
سکینه برجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

تاریخِ وَرْزِشِ باسْتانیِ ایران (زورخانه)، اثری ممتع و مفید در زمینۀ تاریخ و آداب زورخانه، نوشتۀ حسین بیضایی (١٢٨٥- ١٣٤٨ ش / ١٩٠٦- ١٩٦٩ م).
اهمیت کتاب در این است که برای نخستین‌بار، ورزشهای پهلوانی را از لحاظ تاریخی، و نیز آداب و آیینهای آنها را توضیح داده است. کتاب تاریخ ورزش باستانی ایران در ١٤ گفتار تدوین شده، و نگارنده در فصلهای متعدد تلاش کرده است تا تاریخ و فرهنگ زورخانه را در سیری تاریخی از دوران پیش از اسلام تا زمان معاصر دنبال کند. متن کتاب با نقاشیها و تصویرهای بسیاری دربارۀ پهلوانان و اعمال خاص و حرکات زروخانه‌ای همراه است؛ بدین ترتیب، نویسنده سعی کرده است در شفاف‌سازی هر مطلب و عنوان از این تصاویر مدد جوید.
مؤلف با بررسی زوایای فرهنگی و آیینی زورخانه، که «یک مرکز ارتباط سنتی در فرهنگ عامه است ... و نقش انکارناپذیری در شکل‌گیری و تربیت اخلاقی و تعیین منشهای جوامع و افراد آن داشته و دارد» (الٰهی، ٧٢٦)، گوشه‌هایی از فرهنگ عامه را نشان داده است. نویسنده در گفتار اول کتاب، با تبیین تاریخی برخی از اعمال ورزش باستانی، تاریخچه و خاستگاه این ورزش را ارائه می‌دهد و با ضمیمه‌کردن دلیلها و مستنداتی، آن را مختص ایران معرفی می‌کند. وی از شبیه بودن ادوات ورزش باستانی مانند میل و کباده به گرز و کمان، یا ضرب زورخانه به طبل و کوس، به جنگ‌افزارمانند بودن این آلات اشاره، و کشتی‌گرفتن را نیز از فنون جنگی ایرانیان قدیم معرفی می‌کند (ص ٢-٣).
بیضایی معتقد است بیشتر آداب، مراسم و اصطلاحات زورخانه در دورۀ اسلامی با تصوف آمیخته شده است و اصطلاح مرشد و سردم، و یا آداب و رفتار ورزشکاران چون طهارت، حلم و مدارا، ترک لذات و رخصت‌خواستن برای انجام دادن کارها را همان قواعد و مسلک اهل تصوف می‌داند (ص ٦).
وی همچنین به تعمیم مظاهر و مراسم تشیع در زمان صفوی در زورخانه‌ها اشاره می‌کند که چون متصوفۀ شیعی مولا حضرت علی (ع) را پیشوای فتیان عالم می‌دانستند، از آن زمان تاکنون، ورزش زورخانه نیز با نام علی (ع) آغاز، و به همین نام نیز ختم می‌شود و با ذکر خصال عالی آن حضرت و تلقین سجایای اخلاقی او، به ارشاد ورزشکاران می‌پردازند (ص ٨).
در ادامه نیز بیضایی عیاران و شاطران را از موجدان اصلی ورزشهای پهلوانی و باستانی می‌داند (ص ٨ - ٩). عیاران پهلوانانی‌ بودند که فداکارانه تن به هرگونه خطر می‌دادند و بی‌باک، به میدانهای جنگ می‌شتافتند. رسم نیم‌برهنه‌بودن کشتی‌گیران و لُنگ بستن پهلوانان زورخانه نیز مأخوذ از طبقۀ عیاران است که هنگام جنگ، برای ابراز نهایت ازخودگذشتگی عریان به میدان نبرد می‌رفتند (ص ٨). شاطری نیز جلوۀ دیگری از حرفۀ پهلوانی و عیاری است (نک‌ : ص ٩-١٠). شاطران از میان کسانی انتخاب می‌شدند که افزون بر قدرتِ دوندگی، نیروی بدنی کافی نیز داشته باشند. شلنگ‌اندازی، دویدن و لُنگ‌بستن ازجمله آداب و سنتهای آنان است که در زورخانه بر جای مانده است (نک‌ : ص ٩-١١، ٦٥ -٧٠).
در گفتار چهارم، نویسنده معماری و بنای زورخانه را تحلیل، و به تعلیم‌دهندگان و اداره‌کنندگان آن اشاره می‌کند (ص ١٥- ١٦). وی در ادامه از مرشد و کهنه‌سوار و ضرب‌گیر که تعلیم‌دهندگان زورخانه‌اند، به‌وفور در جای‌جای کتاب یادکرده، و پیشه و نقش هر یک را با جزئیات کامل معرفی می‌کند. ورزشکاران در گروههای چندنفره یا تکی به گودال یا گود وارد می‌شوند و با آواز کسی که به او مرشد می‌گویند، ورزش می‌کنند (ص ١٦-٢٠؛ نیز نک‌ : ه‌ د، زورخانه).
هستۀ اولیۀ گفتار پنجم، آداب و مراسم زورخانه است. مؤلف در این فصل، مقدس‌بودن زورخانه، سبب کوتاه‌بودن درِ ورودی آن، زمانهای اجرای ورزش پهلوانی، چگونگی ورود و خروج پهلوانان به گود، شیوه‌های استقبال مرشد از پهلوانان و کهنه‌سواران، همچنین نهی‌کردن از مواردی مانند خوردن، آشامیدن، شوخی و مزاح، و نیز خال‌کوبی در زورخانه را شرح داده است (نک‌ : ص ٣٠- ٣٨).
در گفتار ششم، بیضایی به توضیح و توجیه برخی از اصطلاحات زورخانه می‌پردازد و معتقد است اگرچه این واژگان و اصطلاحات خاص ورزشکاران است، اما برخی از آنها در خارج از زورخانه نیز در محاورات روزانه به کار برده می‌شود (ص ٤٠) که از آن میان می‌توان به مرشد، پیش‌کسوت، پیش‌قدم، پیش‌خیز، نوچه، نوخاسته، ساخته، صاحب‌زنگ و صاحب‌ضرب، پهلوان صاحب‌تاج، واردکردن، حرامی‌گرفتن، بوسیدن، وابوسیدن و جز آنها اشاره کرد.
در این گفتار، نویسنده برخی از این اصطلاحات را توضیح داده که از لحاظ فرهنگ مردم، جالب توجه است، مانند «لنگ انداختن»: بعضی اوقات که کشتی‌گرفتن دو نفر گره می‌خورد، یکی از بزرگان قوم برای پایان دادن به کشتی، لُنگی را به وسط دو حریف پرتاب می‌کند. گاهی نیز این عمل برای حفظ حیثیت و احترام دو کشتی‌گیر صورت می‌گیرد. دوطرف نیز موظف‌اند کشتی را به محض انداختن لنگ رها کنند. همچنین اگر در خارج از گود کسی در کاری وامانده و تسلیم شود، این اصطلاح را به کار می‌برند؛ «دست مریزاد»: این جمله در مقام دعا و تمنا ست و در مقام تنگنا، نشانۀ تسلیم است، به طوری که اگر یکی از دو طرف مغلوب شود و احساس خطر کند، این لفظ را به کار می‌برد و کشتی‌گیر غالب او را رها می‌کند. این اصطلاح در خارج از زورخانه هم در تداول عام و در موارد متعدد کاربرد دارد؛ «خاک کشتی»: در گذشته، برای کشتیهای خارج از زورخانه زمین را هموار می‌کردند و خاک نرمی می‌ریختند که به خاک کشتی معروف بود و امروزه، به رغم آنکه روی تشک، کشتی می‌گیرند، هنوز هم این اصطلاح در زبان مردم هست. مثلاً کسی که با دیگری دعوا دارد، می‌گوید: «خاک کشتی ما را در فلان جا ریخته‌اند»، یعنی آنجا مبارزه خواهیم کرد؛ «پهلوان‌پنبه»: در مقام شوخی و مزاح و تخطئه، لقب ورزشکاران درشت‌هیکل و بی‌هنر است و در گذشته، این نام به سبب آدمکهای پنبه‌ای که حلاجها در موقع چراغانی از گلوله‌های پنبه‌ای می‌ساختند و جلو دکان خود می‌گذاشتند، رواج یافته است؛ «پهلوان زنده را عشق است»: این اصطلاحِ مخصوص پهلوانان که در زورخانه به‌وجود آمده است و در مکالمات روزمرۀ عموم به کار می‌رود، به این موضوع ناپسند اشاره دارد که تا هنرمند و دانشمندی زنده است، قابل اعتنا نیست و پس از مرگ به انواع مختلف، از وی تمجید و تجلیل می‌شود (ص ٤٠- ٤٥).
نویسنده در گفتار هفتم کتاب، به وصف و توضیح آلات و ادوات ورزش زورخانه و متعلقات آنها می‌پردازد و در ادامه، به طور مفصل، حرکات ورزشی متداول با برخی از این اسباب را شرح می‌دهد که شامل سنگ‌گرفتن، شناکردن (شنو)، میل‌گرفتن، میل بازی، چرخ‌زدن، پای‌زدن، کباده‌زدن، کشتی‌گرفتن و مشت‌مال است. نویسنده ادامۀ مبحث را به شرح هنرها، آداب، مراسم و اجزاء متفاوت ورزش باستانی اختصاص داده است (ص ٤٦-٦٤).
گفتار نهم کتاب به کشتی و اعمال آن اختصاص داده شده است که شامل طرز تعلیم کشتی‌گرفتن در زورخانه‌ها، انواع کشتی، پهلوانان کشتی، لباس کشتی، گُل کشتی، فنون کشتی و نامهای آن است. نویسنده در این بخش، نخست به تعریف واژۀ کشتی می‌پردازد و آن را براساس فرهنگهای لغت به معنای زنّار نصارا و گلاویزشدن دو تن به قصد کشتی‌گرفتن معرفی می‌کند و کُستی را نیز معادل آن می‌داند که در بسیاری از جاها به معنای کوفتن است؛ از میان مربیان و تعلیم‌دهندگان کشتی به نوچه‌ها، همچنین از کهنه‌سواران و پهلوانان یاد می‌کند؛ در ادامه نیز، کشتی را به انواع کشتی دوستانه، خصمانه، دوره‌ای، پهلوانی، دسته‌جمعی و میدانی تقسیم نموده، و هر یک را شرح می‌دهد.
نویسنده سرانجام به جزئیات پوشش کشتی‌گیران می‌پردازد که سرشار از نماد است. وی در بخشی مستقل نیز به تشریفات و لبـاس کشتی و نیز تـاریخچۀ این لباس اشاره می‌کند (نک‌ : ص ٧١-٩٠).
زمانی که پهلوانی به مقام استادی می‌رسد، از طرف مشایخ مجاز به استعمال تاج «کلاه فقر»، کمر و کشتی می‌گردد (ص ٨٣). بیضایی در ادامه به صنعت تُنُکه‌دوزی و ترکش‌دوزی می‌پردازد که از صنایع سراجی قدیم بوده، و چون وسایل و طرز دوخت آن یکسان بوده، به‌دست یک صنف دوخته می‌شده است. آستر تنکه از چند لایه کرباس، و رویۀ آن بیشتر به رنگ آبی است، کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی آن نیز از چرم است، و روی رانهای تنکه گلهای بزرگ سرکج یا بته‌جقه قلاب‌دوزی شده است (ص ٨٥).
بیضایی به آداب تفأل با تنکه نیز می‌پردازد و آن را چنین شرح می‌دهد: «کشتی‌گیران سابق در موقعی که قصد کشتی داشتند، به وسیلۀ تنکه تطور می‌کردند؛ به این ترتیب که لب گود ایستاده و با دو انگشت دست راست لبۀ تنکه را گرفته به شدت به هوا پرتاب می‌کردند. تنکه معلق‌زنان به کف گود می‌افتاد؛ اگر پاچه‌های تنکه صاف بر روی زمین می‌افتاد، علامت غلبه، و در غیر این صورت دلیل شکست بود» (ص ٨٦).
گُل کشتی یا گل چرخ از دیگر مراسم زورخانه است و در فرهنگهای لغت به معنای گلی تعریف شده است که پهلوانی برای دعوت به مبارزه به پهلوان دیگر می‌فرستاده، و بعدها مفهوم دیگری به خود گرفته است، و در واقع شعر و عباراتی است که مرشد یا پیش‌کسوت برای آغاز کشتی و نیز برای تهییج ورزشکاران و ‌تأثیر گذاشتن بر تماشاچیان می‌خوانده است (ص ٩٠-٩١). در میان کسانی که به سرودن اشعار گل چرخ شهرت داشته‌اند، نویسنده از میر نجات اصفهانی و مثنوی «گل کشتی» او یاد می‌کند و در پایان نیز این مثنوی را می‌آورد (ص ٩٣، ٣٨٠ بب‌ ).
نویسنده در گفتار یازدهم به ذکر پهلوانان نامدار و نام‌آشنای ایران از سدۀ ٧ تا ١٣ ق می‌پردازد و ضمن آوردن سرگذشت آنان در دوره‌های مختلف تاریخی، موقعیتهای اجتماعی ایشان را شرح می‌دهد و ازجمله به پهلوانان فیله همدانی، اسد کرمانی، خرم خراسانی، پهلوان علیشاه و پهلوان محمود اشاره می‌کند (ص ١٠٦ بب‌ ‌).
وی از پهلوان محمود، معروف به پوریای ولی، به‌عنوان بلندآوازه‌ترین پهلوان ایرانی سدۀ ٨ ق یاد می‌کند که از پیشوایان عالی‌مقام و صاحب‌کرامت کشتی باستانی و از مروجان زورخانه و نیز یکی از متصوفان بزرگ و شاعری دل‌آگاه بوده است (ص ١١٣ بب‌ ؛ نیز نک‌ : ه‌ د، پوریای ولی).
مؤلف در پایان گفتار سیزدهم، به طور مفصل، به شرح آداب ورزش باستانی و فنون کشتی به جای مانده از پهلوان محمود پوریای ولی مشتمل بر ٣٦٠ فن می‌پردازد. بیشتر این آداب به عزت و احترام افراد پیش‌کسوت و باسابقه‌تر، و در مواردی هم به نهی از کارهای نا‌پسند و اعمال زشت اشاره دارد و نخستین طرح زورخانه را که توسط او ریخته شده است، وصف می‌کند (ص ٣٥٠-٣٦٤).
بیضایی به ذکر اسامی پهلوانان نامی و شیرین‌کاران بنام سده‌های ١٣ و ١٤ ق نیز می‌پردازد و نام هر یک را با مختصر شرح‌حال آنها همراه می‌کند. نام این پهلوانان بیشتر برگرفته از شغل و پیشۀ آنها بوده است؛ مثلاً از میان پهلوانان سدۀ ١٣ ق از پهلوان حسین ماست‌بند (ص ١٧٤)، پهلوان حسین کله‌پز (ص ١٧٥)، حاج پهلوان اکبر دلاک (ص ١٧٦)، پهلوان اکبر قاپوچی (ص ١٥٢)، حاج دایی عباس آشپز (ص ١٧٩)، رضا تریا‌ک‌مال (ص ١٨١)، و پهلوان حسین نعلچی‌گر قزوینی (ص ١٧٤)، و از میان پهلوانان نامی سدۀ معاصر از جهان‌پهلوان تختی نام می‌برد و حُسن خلق و وقار و تواضع او را الگوی دیگر کشتی‌گیران معرفی می‌کند (ص ٣٢٤).
در پایان گفتار یازدهم، نویسنده زورخانه‌های قدیمی شهرهای ایران را نام می‌برد که ازجمله می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد: زورخانه‌های بازارچۀ کالعباسعلی، صابون‌پزخانه، کوچۀ حمام و سر قبرستان در تهران؛ بیدآباد، آب‌بخشان و توقچی در اصفهان؛ ارگ و حسین‌آباد در قم؛ و میدان کهنه، سرسنگ و سرپره در کاشان (ص ١٣٩-١٤٣).

مآخذ

الٰهی، صدرالدین، «نگاهی دیگر به سنتی کهن: زورخانه»، ایران‌شناسی، تهران، ١٣٧٣ ش، س ٦، شم‌ ٤؛
بیضایی، حسین، تاریخ ورزش باستانی ایران (زورخانه)، تهران، ١٣٣٧ ش.

سکینه برجی