دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٦ - بریتل بنک، سفرنامه

بریتل بنک، سفرنامه


نویسنده (ها) :
پیمان متین
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بِریتِلْ‌بَنْک، سَفَرْنامه، گزارش سفر ویلیام بریتل‌بنک به ایران در یکی از ناگوارترین برهه‌های تاریخ این کشور با عنوان «ایران قحطی‌زده: گزارش سفر به شرق از غربت تا خانه» (نک‌ : مآخذ)، که در آن اشارات فراوانی به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی زندگی ایرانیان هم‌زمان با مضیقه‌های شدید ناشی از خشک‌سالی شده است.
خشک‌سالی بزرگ سالهای ١٢٨٧- ١٢٨٨ ق / ١٨٧٠-١٨٧١ م ازجمله شدیدترین و غم‌انگیزترین بلایای طبیعی تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود که تلفات انسانی و صدمات اقتصادی و اجتماعی عظیمی در جامعۀ ایران به بار آورد. از ١٢٨٦ ق / ١٨٦٩ م طی یک دورۀ دوساله در مناطق وسیعی از خاک ایران چون خراسان، اصفهان، یزد و فارس قطره‌ای باران نبارید؛ تا جایی که رودخانه‌ای پرآب چون زاینده‌رود نیز خشک گردید و هیچ نوع محصول کشـاورزی به دست نیامد (برای اطلاعات بیشتر، نک‌ : اُکازاکی، npn.).
ویلیام بریتل‌بنک سیاحی انگلیسی است که در ١٢٨٩ ق / ١٨٧٢ م هم‌زمان با قحطی شدید به ایران سفر کرد و به قول خودش این سفر به‌طبع هیچ جذابیتی برای یک سیاح نمی‌توانست داشته باشد (ص vii). او که خود را سیاحی علاقه‌مند و ماجراجو می‌خوانَد، به دنبال سفر به هند راه خود را از بندرعباس تا آستارا در ایران پی می‌گیرد و در این سفر پرماجرا روستاها و شهرهای متعددی ــ بیشتر بیابانهای شن‌زار ــ را زیر پا می‌گذارد و به چشم خود شاهد فجایع و صحنه‌های جان‌کاه از زندگی فلاکت‌بارِ ناشی از قحطیِ اهالی است. بریتل‌بنک می‌گوید که این کتاب حاصل مشاهدات مستقیم وی طی سفرش به این سرزمین است (نک‌ : مآخذ).
کتاب در ١٦ فصل تدوین شده است که ٥ فصل نخست آن به حوادث سفر در مالت، سوئز، سیلان، مدرس، بمبئی تا ورود به بندرعباس مربوط می‌شود. گرچه بریتل‌بنک به محض ورود به بندرعباس و بوشهر شاهد نشانه‌های واضح قحطی گسترده و وخیم بوده است و زندگی رقت‌بار مردم ــ از کودکان نحیف و استخوان‌بیرون‌زده که مگس از سر و رویشان بالا می‌رفت، گرفته تا شیوع جذام و انواع بیماریهای نفرت‌انگیز و اجساد پراکنده در سطح شهر ــ با نهایت تأسف توصیف می‌کند (ص ٩٦-٩٧)، اما در عین حال، در تمامی مسیر سفر در ایران، زندگی اجتماع مردم ایران و ابعاد فرهنگی آن را زیر نظر داشته، و متناسب با موقعیت به بررسی و ذکر آنها پرداخته است.
در برخی موارد، توجه او به جزئیات و توصیف کامل اوضاعْ این کتاب را به منبعی مردم‌شناختی و سندی موثق برای شناخت اجتماع آن عصر تبدیل می‌کند. بسیاری دیگر از عادات و خلقیات ایرانی را نیز از خلال نوشته‌های وی می‌توان شناخت؛ ازجمله سنت میهمان‌نوازی ایرانیها که نه فقط صراحتاً از آن یاد می‌کند (ص ١٢٠)، بلکه در آن اوضاع بحرانی و وخیم نیز در هر کجا، حتى بوشهرِ نکبت‌زده، مردم را مهمان‌نواز می‌یابد. از او در بوشهر با شربت، انگور، عسل، عطر بنفشه، آب خوردن و قلیان پذیرایی می‌شود.
نویسنده به همین مناسبت مفصلاً به تشریح قلیان به عنوان ابزار تفریح رایج در ایران و نحوۀ استفاده از آن می‌پردازد. او از تُنگهای قلیان که از تخم شترمرغ بودند و قسمت زیرین آنها به منظور استحکام نقره‌کاری می‌شد، سرقلیانها و نی‌قلیانهای زیبا که هنرمندانه تزیین و طراحی می‌شدند و همچنین آداب قلیان‌کشی در ایران یاد می‌کند. مثلاً اینکه ایرانیها پس از ١٠-١٢ پُک، قلیان را به نفر بعدی پیشکش می‌کنند. در ضمن سر قلیان را برداشته، دود قلیان را خارج می‌کنند و دوباره سرقلیان را می‌گذارند که این کار در واقع نوعی رعایت ادب و احترام بوده است (ص ٨٨-٨٩). در خانۀ اعیان و صاحب‌منصبان تهیۀ قلیان و مطبوع‌تر ساختن آن با موادی چون عنبر بر عهدۀ فردی خاص بوده که در این کار مهارت داشته است (ص ٩٠، نیز نک‌ : ٢٠٤).
با توجه به اوضاع اقتصادی ایران در آن زمان، معیشت مردم از موارد بارزی است که مؤلف به آن توجه کرده است. در اشاره به بازار بوشهر فضایی نامطلوب و اسف‌بار ارائه نموده، ازجمله به لباسهای کهنۀ اروپایی، دستکشهای کهنۀ تابه‌تا، کفشهای زنانه، اسلحه، تپانچه، قمه، ترشی و گوشت مانده که به شکلی آشفته و خاک‌گرفته و درهم توسط فروشندگان ارمنی عرضه می‌شده، اشاره کرده است (ص ١٠١).
تومان که با ارزش‌ترین سکه در نظام پولی کشور بود، از طلا بود و کمتر یافت می‌شد. هر تومان ١٠ قران سکۀ نقره بود که در دادوستدها رواج داشت. کم‌ارزش‌ترین پول در معاملات «شاهی» به حساب می‌آمد (ص ١٤٢).
معیشت ایلیاتیها بر پایۀ زندگی شبانی و دامداری و قالی‌بافی بوده است که ظاهراً نسبت به دیگر اهالی ایران در آن روزگار قحط‌سالی از موقعیت بهتری برخوردار بوده‌اند. طوایف بختیاری و ترکمن ازجمله عشایری‌اند که مؤلف به زندگی آنها پرداخته است. نظام سازمانی حاکم بر طوایف و تیره‌ها، ییلاق و قشلاق آنها، سیاه‌چادرها و ویژگی آنها، و چادر سفید رئیس ایل که از دیگر چادرها متمایز بوده است، از مطالبی است که دربارۀ طوایف بختیاری مطرح شده است. مؤلف بختیاریها را قدرتمندترین و سرکش‌ترین ایل در ایران می‌خواند.
به گفتۀ بریتل‌بنک، جنگجوترین طایفه که در اطراف همدان پراکنده بودند، قراگزلوها بودند (ص ١٥١-١٥٢). طوایف ترکمن نیز زندگی شبانی داشتند. اردوگاههای آنها قوانین خاص خود را داشت. جدا از گله‌های دام، اسبهای آنها بی‌نظیر بود. مردان ترکمن از صبح تا شام سوار بر اسب بودند. او می‌گوید: داستانهای زیادی از خشونت‌طلبی این صحراگردان شنیده که باور نمی‌کرده، اما در برخورد با آنها متوجه طبیعت خشن ایشان شده است (ص ١٥٢-١٥٤). وی می‌افزاید که طوایف ایرانی برخلاف دیگر طوایف مشرق‌زمین، در معتقدات اسلامی خود سخت‌گیر نیستند (ص ١٥٣).
زینهای ایرانی نظر مؤلف را سخت به خود جلب کرده است. این زینهای پارچه‌ای که گاه با طلا و نقره و دیگر تزیینات گران‌بها مزین می‌شدند، به نظر به عنوان یک خارجی ناراحت‌کننده بودند. او معتقد است به‌کارگیری این زینها نیاز به مهارت زیاد در سوارکاری دارد. یراقها و سایر ساز و برگ زینها از جنس چرم بوده است (ص ١٠٣-١٠٤).
نویسنده به پوشاک مردم ایران، چه شهری چه ایلیاتی، نیز توجه کرده است و توصیف نسبتاً جامعی از آنها به دست می‌دهد. مثلاً در مسیر برازجان لباس یکی از اهالی را مجموعه‌ای شامل کلاه نمدی سیاه رنگ، نیم‌تنۀ آستین‌دار از همان جنس که روی شلوار می‌افتاد، پیراهن آبی بلند زیر نیم‌تنه و پاهای تقریباً برهنه توصیف می‌کند (ص ١١٤-١١٥) و ضمن وصف گیوه کاربریهای آن را نیز توضیح می‌دهد (ص ١١٧؛ دربارۀ توصیفات وی از لباس عشایر، نک‌ : ص ١٥٥-١٥٦).
بریتل‌بنک اماکنی چون چاپارخانه و کاروان‌سرا را با دقت تشریح کرده است، هرچند وصف یکی از چاپارخانه‌ها و اجساد پراکنده در آن به سبب بی‌غذایی و چهرۀ حریص و ترسان دیگر ساکنان نحیف و نزار در آن، فضای ناگواری را به تصویر می‌کشد (نک‌ : ص ١٨٠).
شرح او از معماری و کارایی چاپارخانه‌ها (ص ١٦٢-١٦٣) و کاروان‌سراها نسبتاً کامل است. مثلاً او کاروان‌سرایی را در مسیر شیراز وصف کرده که باید از نمونه‌های بزرگ و اصیل کاروان‌سراهای ایرانی باشد. این کاروان‌سرا که از خشت و گل و به شکل مربع ساخته شده، حیاطی وسیع دارد که شمار بسیاری شتر، اسب و قاطر را با بارهایشان در خود جای می‌دهد. سازه‌ای مکعب‌شکل در مرکز کاروان‌سرا بوده که او علت ساخت و کاربردش را نفهمیده و حدس می‌زند که شاید برای تعلیف چهارپایان به کار می‌رفته است. دور تا دور کاروان‌سرا حجره‌هایی قرار داشت که هر کاروان پس از ورود داخل آنها می‌شدند. کاروان‌سراها مایملک عمومی محسوب می‌شدند. هیچ هزینه‌ای بابت خدمات این مجتمعها دریافت نمی‌شد. گاه افراد محلی بابت نظافت حجره‌ها یا تهیۀ هیزم پول ناچیزی طلب می‌کردند. به عقیدۀ مؤلف مسافرت در ایران بدون وجود کاروان‌سراها، که حتماً کنار آب احداث می‌شدند، غیرممکن می‌بود (ص ١٢٧-١٢٨).
نویسنده به برخی مناسک و مراسم ایرانیها نظیر آیینهای شست‌وشو و خاک‌سپاری میت در عبور از اصفهان (ص ٢٠٧)، یا یک جشن عروسی ارمنیها در شیراز (ص ١٤٨) نیز اشاره کرده است. برخی باورها و سرگرمیهای ایرانیها در شمال کشور برای او جالب بوده است. او در عبور از رشت و انزلی متوجه وجود خوک در گله‌های بز و گوسفند روستاییان می‌شود و می‌گوید که مردم منطقه باور داشتند حضور خوک در میان دامها، بیماری را از آنها دور می‌کند و از این‌رو حتى در اصطبلها خوک نگهداری می‌کردند (ص ٢١٩).
مؤلف در جایی از کتاب به توصیف شناخت خود از ایرانیها دست می‌زند. او در مجموع ایرانیها را بسیار مقاوم و خستگی‌ناپذیر می‌داند و اینکه برای زندگی در سرزمین خشک و کم‌آب، صبر و طاقت بسیاری دارند. به نظر او ایرانیان دوست‌داشتنی و مهربان، و شیفتۀ گپ زدن‌اند و آهنگ زبانشان بسیار گوش‌نواز است. اما تا حدی دمدمی مزاج‌اند، ناگهان برآشفته و آتشی می‌شوند و اندکی بعد قهقهه سر می‌دهند. به‌سرعت رفیق می‌شوند و این رفاقت به آسانی شکسته نمی‌شود. با این حال، کینه‌توز و انتقام‌جویند. ناسزا و تکیه‌کلام آنها عبارت «پدرسگ» است که لزوماً فحش محسوب نمی‌شود (ص ١٦٧).
این سفرنامه که بازگوکنندۀ اوضاع اجتماعی سرزمین ایران و مردمش طی یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخی آن است، هنوز به فارسی ترجمه نشده است.

مآخذ

Brittlebank, W., Persia During the Famine: A Narrative of a Tour in the East and of the Journey Out and Home, London, ١٨٧٣;
Okazaki, Sh., «The Great Persian Famine of ١٨٧٠-٧١», Bulletin of the School of Oriental and African Studies, London, ١٩٨٦, http: / / journals.cambridge. org.

پیمان متین