دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨١ - برادران شرلی، سفرنامه

برادران شرلی، سفرنامه


نویسنده (ها) :
محبوبه حاجی زاده
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بَرادَرانِ شِرْلی، سَفَرْنامه، از کهن‌ترین سفرنامه‌های به نگارش درآمده در ایران عهد شاه عباس صفوی. سفرنامۀ برادران شرلی از دو دیدگاه حائز اهمیت است: یکی اینکه رابطۀ پادشاه و خارجیان را به تصویر می‌کشد و دیگر، در بر گیرندۀ نکاتی مختصر از زندگی و اخلاقیات مردم ایران است.
سفرنامۀ برادران شرلی مربوط به اواخر قرن ١٠ ق / ١٦ م و یکی از مشهورترین سفرنامه‌های خارجیانی است که از ایران دیدن کرده‌اند. برادران شرلی از بنام‌ترین سفیران اروپایی در دورۀ صفویه هستند و در تاریخ مناسبات سیاسی ایران با دیگر کشورها از شهرت بالایی برخوردارند (دانش‌پژوه، ٨٣، ٨٨).
آنتوان و رابرت شرلی دو سفیری بودند که از طرف انگلستان نزد شاه عباس آمدند (همو، ٨٨). به گفتۀ آنها آشنایی‌شان با تاجری ایرانی و جهانگردی به نام آنجلو، و تعریف تاجر ایرانی از شوکت و جلال پادشاه ایران و توصیف عظمت، رشادت و مهربانی وی نسبت به خارجیان از زبان جهانگرد، سبب اشتیاق بیشتر آنان در سفر به ایران شده است (ص ١٠- ١١).
این دو برادر در ١٧ شوال ١٠٠٦ ق / ١٤ مۀ ١٥٩٨ م، از بندر ونیز حرکت کردند و پس از عبور از خاک عثمانی، از راه حلب، شام و بغداد به ایران وارد شدند (دانش‌پژوه، همانجا). سفر آنان به ایران با خطراتی همراه بود: خدمۀ کشتی در مسیر سفر، آنها را دزدان دریایی می‌پندارند و از این روی، قصد به دار آویختن آنان را می‌کنند؛ همچنین در خاک عثمانی، اسباب و لوازم سفرشان غارت می‌شود. برادران شرلی هرچه به خاک ایران نزدیک‌تر می‌شوند، سفرشان آسان‌تر و مردم با آنها مهربان‌تر می‌شوند (نک‌ : ص ١٧، ١٩، ٥٠).
ورود برادران شرلی به ایران از سمت کردستان عراق بوده است. آنها در وصف این سرزمین چنین نگاشته‌اند: «اهالی اینجا خانه ندارند، بلکه در زیر چادر یا در زیر زمین سکنا می‌کنند. سالی دو دفعه گندم می‌کارند و با چادرهای خود از جایی به جای دیگر کوچ می‌نمایند؛ سوار گاومیش می‌شوند و غالباً در حوالی رود کوچکی ... چادر می‌زنند. لباس آنها خیلی خشن است ... و به سر خود دستمالی می‌پیچند» (ص ٤٨).
برادران شرلی ایرانیان را مردمی مؤدب و مهربان توصیف کرده‌اند (ص ٨٧). آنان در توصیف پوشاک ایرانیان می‌نویسند: «لباس آنها خیلی تمیز و پاکیزه است ... مردان کتهای خیلی بلندی می‌پوشند و عمامه بر سر می‌گذارند ... زنان ایرانی خیلی خوشگل و قشنگ هستند و زیباترین آنها همواره روبنده‌ای به صورت دارند تا مبادا نور خورشید به صورتشان بتابد. زنان هم‌ مانند مردان، شلوار ... و جوراب مخمل سرخ‌رنگ می‌پوشند» (همانجا).
در سفرنامۀ برادران شرلی، به باورهای مذهبی ایرانیان، به‌ویژه به ارادت و اعتقاد فراوان به حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) اشاراتی شده است، ازجمله مردم هر سال در روز قتل حضرت علی (ع)، با کارد خود را مجروح می‌کرده‌اند (ص ٨٩). به‌گفتۀ این دو برادر، ایرانیان مساجد بسیار عالی با حیاطهای زیبا دارند که در کمال نظافت نگاه‌ داشته می‌شوند؛ در وسط این حیاطها حوضی است که مردم پیش از نماز، کنار آن وضو می‌گیرند. در میان ایرانیان، مردان مقدسی می‌زیند که مردم به آنها اعتماد زیادی دارند و هنگام سفر از آنها استفسار می‌نمایند؛ همچنین آنها پیشامدهای سفر را پیشاپیش برای مردم بازگو می‌کنند. روحانیان ایرانی که نویسندگان از آنها باعنوان کشیش یاد می‌کنند، لباس سفید می‌پوشند و هر جمعه وعظ می‌کنند و با حضور قلب نماز می‌گزارند و غرق عبادت می‌شوند. در ایران مردمان معقول هرگز شراب نمی‌نوشند، مگر اینکه پادشاه مجاز بداند (ص ٨٩، ٩٠).
از گزارشهای مضبوط در سفرنامۀ برادران شرلی درمی‌یابیم که اطلاع از نظم و اوضاع مملکت برای شاه عباس از اهمیت بالایی برخوردار بوده است، تاجایی‌که وی گاهی با لباس مبدل برای آگاهی از وضع شهر به بازار می‌رفته و دربارۀ نحوۀ رفتار حاکمان شهرها، از مردم پرسشهایی می‌کرده است. در کتاب یک نمونۀ مشخص از این شبگردیها نقل شده است (نک‌ : ص ٩١).
از موارد قابل تأمل دیگر، نوع تنبیه اشخاص خلاف‌کار است. مثلاً در یک مورد، شاه‌عباس دستور می‌دهد زبان، گوش، لبها و دماغ شخصی را که قصد تجاوز به زنی را داشته، ببرند و او را گرسنه نگه دارند تا از گرسنگی بمیرد (ص ٨١ -٨٢، برای نمونه‌های دیگری از تنبیه، نک‌ : ٧٩).
به‌عقیدۀ برادران شرلی، شاه‌عباس به این ترتیب در سراسر مملکت امنیت را برقرار می‌ساخته، و ازاین‌روی آنان از ایران به‌عنوان سرزمینی امن یاد می‌کنند: «باید دانست که مملکت ایران برای سکنای اهل خارجه به‌مراتب بهتر از مملکت عثمانی است، زیراکه پادشاه ایران از حین جلوس خود مملکت خود را به ‌طوری مطیع و امن کرده است که شخص می‌تواند در تمام مملکت مسافرت کند، بدون اینکه حربه یا اسلحه‌ای با خود داشته باشد» (ص ٨٧، ٩٠-٩١).
از نکات جالب توجه دیگر، شرح چگونگی استقبال مردم شهرها از کاروان پادشاه است که ازجمله می‌توان به آذین‌بندی و چراغانی‌کردن شهر اشاره نمود (ص ٦٨، ٨٠) و نیز نوع احترام مردم به شاه؛ براساس گزارش کتاب، مردم در صفهای طولانی برای استقبال از پادشاه در خارج شهر می‌ایستادند و هرگاه شاه به آنها می‌رسید، مردم خود را به زمین می‌انداختند (ص ٦٩).
توجه و التفات شاه عباس به برادران شرلی در سراسر سفرنامه به چشم می‌خورد. شاه عباس برای مقابله با ترکان عثمانی و نیز برای پیشبرد نیات خود در پیشرفت مملکت، نمایندگان اروپایی را گرامی می‌داشت و برای آنکه توجه آنان را بیش از پیش جلب کند، به آنان وعدۀ تأسیس کلیسا و تبلیغ آیین مسیحیت را می‌داد (دانش‌پژوه، ٨٥، ٨٦). اطمینان و علاقۀ شاه به برادران شرلی تا حدی بود که آنان را به‌عنوان سفیر نزد ملکۀ انگلیس و نیز سلاطین اروپایی فرستاد (همو، ٩٢). برادران شرلی در سفرهای شاه عباس به کاشان و اصفهان همراه وی بودند و در بازی و تفریحات پادشاه حضور داشتند. تماشای دیدنیها و ورزشهایی مانند چوگان، کشتی، جنگ میان شتر و قوچ و خرس‌بازی از جملۀ این تفریحات بوده است (ص ٧١، ٨٣).
به باور برخی از پژوهشگران معاصر، برادران شرلی در بیان برخی از مسائل سیاسی و اجتماعی اغراق کرده‌اند و ازاین‌رو، در صحت و سلامت مطالب آنان تردید وجود دارد. مثلاً دربارۀ یکی از ادعاهای اغراق‌آمیز، در سفرنامه آمده است که در ایران به سادات و منسوبان پیامبر (ص) احترامی گذاشته نمی‌شد و در شهرهای ایران، هر روز شخصی تبر بر دوش در کوچه‌ها گردش می‌کرد و سادات را گردن می‌زد (ص ٨٨ - ٨٩).

مآخذ

دانش‌پژوه، منوچهر، بررسی سفرنامه‌های دورۀ صفوی، اصفهان، ١٣٨٥ ش؛
شرلی، آ. و ر. شرلی، سفرنامه، ترجمۀ آوانس، به‌کوشش علیقلی‌خان سردار اسعد، تهران، ١٣٣٠ ق.

محبوبه حاجی‌زاده