دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨ - افسانه های ابوعلی سینا
افسانه های ابوعلی سینا
نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَفْسانههایِ اَبوعَلیِ سینا، مجموعهای از حکایات و افسانههای منسوب به ابوعلیسینا، فیلسوف و پزشک ایرانی (٣٧٠- ٤٢٨ق / ٩٨٠-١٠٣٧م). این کتاب به کوشش فضلالله مهتدی (صبحی) گردآوری و منتشر شده است.
کتاب شامل دو بخش است: بخش اول (ص ٣- ٢٩) مشتمل بر حکایاتی دربارۀ نبوغ علمی یا هوش سرشار ابوعلیسینا ست که عـلاوه بـر رواج آنهـا در افـواه مـردم (نک : صفـا، «ابـنسینـا در افسـانـههـا ... »، شم ٨، ص ٦٠١-٦٠٤، شم ٩، ص ٦٩٩-٧٠٠)، در بسیاری از کتابهای تاریخ و تذکره نیز با کموبیش اختلافی، نقل شدهاند (همو، «ابنسینا در داستانها ... »، ٤١٣-٤٢٣؛ نفیسی، سراسر اثر). از جملۀ این حکایات میتوان به معالجۀ خواهرزادۀ قابوس وشمگیر، و نیز معالجۀ یکی از خویشاوندان علاءالدوله که به مالیخولیا گرفتار شده بود، اشاره کرد (مهتدی، ٧- ٨ ، ١٥-١٧).
اما از بخش دوم، همانگونه که گردآورنده تأکید کرده است، روایتهای مشابهی در ادبیات کتبی وجود ندارد. گردآورنده، افسانههای این بخش را در ٧ عنوان مجزا و مستقل نقل کرده است؛ اما با بررسی دقیق مشخص میشود که ٥ مورد آنها یعنی«بوعلیسینا» (همو، ٣٠-٣٤)، «بوعلی و استاد»، «خواجه بوعلی»، «ای وای» و «دفتر جهاننما» (همو، ٤٣-٧٦)، اگرچه دارای اختلافات روساختی فراوانی با هم هستند، اما آنها را بهواسطۀ ژرف ساخت یکسانی که دارند، روایتهای مختلف یک افسانۀ معین بهشمار میآوریم. از این افسانه که مارتسلف آن را تحت شمارۀ ٣٢٥ و با عنوان «شاگرد جادوگر» مشخص کرده (ص ٨٦)، روایتهای فراوانی درگوشه و کنار ایران، و البته بدون انتساب به ابوعلیسینا ثبت شده است که به برخی از آنها اشاره میشود: ٣ روایت از شهرهای بابل و شهر ری (نک : انجوی، ١ / ٢٣٨-٢٥١)؛ یک روایت از تربت حیدریه ( قصهها ... ، ٧٨-٨٠)؛ روایتی در مازندران (عمادی، ٧٨-٨٥)؛ روایتی از گنبدکاووس (میرکاظمی، ٣٤٧-٣٥٢)؛ روایتی در آذربایجان (بهرنگی، ٩٢-١٠١)؛ و روایتی نیز در زنجان (غلامدوست، ٢٨٥- ٢٨٨). همچنین به افسانۀ بوعلی از کتاب صبحی مهتدی (ص ٣٥-٤٣)، که با شمارۀ ٥٧١ و عنوان «همه به همدیگر میچسبند» در تیپشناسی افسانهها آمده است، روایتهای متعددی در ایران ثبت گردیده که مارتسلف به برخی از آنها اشاره کرده است (مارتسلف، ١٣٥).
روایتی نیز نگارنده از روستای «شاه عبدالله» نزدیک شهرستان دیلم ثبت کرده است. روایت پایانی را که صبحی مهتدی با عنوان «استاد بوعلی» (ص ٧٧-٨٤) نقل کرده نیز نمیتوان افسانه نامید، زیرا ساختار آن با افسانه متفاوت است و باید آن را از حکایتهای گروه اول بهشمار آورد که احتمالاً در نقلهای سینه به سینه، برخی وجوه افسانهای به آن اضافه شده است (برای تفاوت افسانه و حکایت، نک : ه د، ادبیات شفاهی).
مآخذ
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، قصههای ایرانی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
بهرنگی، صمد و بهروز دهقانی، افسانههای آذربایجان، تهران، ١٣٧٩ ش؛
صفا، ذبیحالله، «ابنسینـا در افسانـههای عـامیانۀ ایران»، سخن، تهران، ١٣٣٢ ش، شم ٨ و ٩؛
همو، «ابنسینا در داستانهای ایرانی»، جشننامۀ ابنسینا، تهران، ١٣٣٤ ش، ج ٢؛
عمادی، اسدالله، افسانههای مردم مازندران، ساری، ١٣٨٢ ش؛
غلامدوست، هادی، افسانۀ افشار، تهران، ١٣٨٦ ش؛
قصههای مردم، به کوشش احمد وکیلیان، تهران، ١٣٧٩ ش؛
مارتسلف، اولریش، طبقهبندی قصههای ایرانی، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٧١ ش؛
مهتدی، فضلالله، افسانههای ابوعلیسینا، تهران، ١٣٣٣ ش؛
میرکاظمی، حسین، افسانههای دیار همیشه بهار، تهران، ١٣٧٤ ش؛
نفیسی، سعید، زندگی و کار و اندیشه و روزگار پورسینا، تهران، ١٣٣٣ ش.
محمد جعفری (قنواتی)