دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٢ - توبه نصوح

توبه نصوح


نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٣ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

توبۀ نَصوح، منظومه‌ای ٢٥٤بیتی از شاعری ناشناس در بحر رمل. این منظومۀ مکتب‌خانه‌ای قصه‌ای آموزشی و اخلاقی است در باب توبه و مداومت بر آن. کتاب در ١٢٩٩ ق / ١٨٨٢ م به کوشش مهدی اخ محمد قزوینی کتابت، و به صورت سنگی با ١١ تصویر چاپ شده است. آغاز مثنوی چنین است: به نام آن که عالم را بنا کرد / زبانم همچو بلبل آشنا کرد (نک‌ : ص ١).
از این اثر دست‌کم ٦ نسخۀ خطی شناسایی شده که کهن‌ترین آن مربوط به قرن ١٢ ق است و در کتابخانۀ سلطنتی نگهداری می‌شود (منزوی، ١٠ / ٦٤٨). شاعر جابه‌جا در متن، نکات و آموزه‌های حکمی و اخلاقی در ضمن قصه آورده است. این مثنوی ایرادهایی در وزن و قافیه دارد.
کتاب با یاد و ذکر خدا آغاز می‌شود و مؤلف پس از توصیۀ مخاطب به راستی و درستی و مداومت بر توبه، وارد داستان می‌شود. خلاصۀ داستان چنین است:
در زمان حضرت عیسى (ع) و در دورۀ حکومت ضحاک مردی دلاک به نام نصوح که شبیه زنان است، به دلاکی در حمام زنان می‌پردازد و همه او را زن می‌پندارند. وی دلاک بانوی حرم است و ثروت فراوانی از این راه اندوخته است. چون وجدان او از این گناه هرروزه ناآرام است، توبه می‌کند و با تظاهر به بیماری به حمام نمی‌رود. روزی دختر پادشاه به حمام می‌رود و او را طلب می‌کند. او توبه‌اش را می‌شکند. روزی دیگر همسر پادشاه در حمام گوهر گران‌بهایش را گم می‌کند، آن را نمی‌یابند، حتى فرج زنان را می‌گردند. چون نوبت به نصوح می‌رسد، از شرم و ترس به داروخانه پناه می‌برد و به درگاه خدا تضرع می‌کند که آبرویش را حفظ کند. چون از صمیم قلب توبه می‌کند، گوهر یافت می‌شود. نصوح تمام ثروت خود را می‌بخشد و همراه زن و فرزندانش سر به بیابان می‌گذارد (سراینده اشاره می‌کند که به این دلیل، آیۀ «توبةً نصوحاً» آشکار می‌شود).
نصوح بعد از سختی و گرسنگی گوسفندی می‌یابد که شیر او تمامی‌ناپذیر است. با ثروتی که از فروش شیر آن گوسفند به دست می‌آورد، پایگاهی برای کاروانیان بنا می‌کند و مورد توجه و اعتماد مردم قرار می‌گیرد. پادشاه آن ناحیه از قدرت او می‌ترسد و علیه او لشکرکشی می‌کند. نصوح با همراهی اطرافیان، پادشاه را شکست می‌دهد و خود به پادشاهی می‌رسد.
مدتی بعد چوپانی به قصر او می‌آید و ادعا می‌کند که گوسفند متعلق به او ست. نصوح گوسفند را بازمی‌گرداند، اما چوپان می‌گوید پادشاهی و قدرتی که نصوح به دست آورده، هم به او تعلق دارد. نصوح همه را به او می‌دهد. او می‌گوید گوشتی که بر تن نصوح و خانوادۀ او روییده هم متعلق به او ست. پس باید نصوح و خانواده‌اش از کوه سنگ بیاورند و برای او خانه‌ای بسازند تا گوشت آنها آب شود. نصوح می‌پذیرد و هر آنچه چوپان خواسته است، انجام می‌دهد. در پایان چوپان به او می‌گوید که فرشته‌ای از فرشتگان خداوند است و برای امتحان او و آزمون مداومت بر توبه‌اش آمده است. پس تاج شاهی را بر سر نصوح می‌گذارد.
نام این داستان برگرفته از آیۀ «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا توبوا اِلَی اللّٰهِ تَوبَةً نَصوحاً ... » (تحریم / ٦٦ / ٨) است. اصطلاح «توبۀ نصوح» در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی به معنی توبۀ خالص و راست است که تائب نیت رجوع ندارد (صفی‌پور، ٣-٤ / ١٢٥٢)؛ توبۀ صاف و خالص و استوار که بازِ گناه هرگز نگردند ( غیاث اللغات، نیز آنندراج، ذیل نصوح). در زبان شریعت و طریقت، توبه‌ای که دارای همۀ شرایط، یعنی پشیمانی در دل، استغفار به زبان، باز ایستادن از گناه و عزم بر ترک گناه برای همیشه باشد، توبۀ نصوح نامیده می‌شود (میبدی، ١٠ / ١٦٠؛ نیز نک‌ : عبادی، ٥٣).
از علائم توبۀ نصوح کم‌خوردن به دلیل روزه، کم‌خفتن به دلیل نماز و کم‌گفتن به دلیل یاد خدا، و انجام‌دادن فرایض است (میبدی، همانجا). با چنین توبه‌ای اثری از گناه در ظاهر و باطن باقی نمی‌ماند (قشیری، ١٤٢؛ نجم‌الدین، ٣٥٥). شاعران و نویسندگان نیز این اصطلاح را در همین معنی به کار برده‌اند: بند و غل، توبۀ نصوح بود (سنایی، ١٢١). در خجالت افتاد و توبۀ نصوح کرد (هندوشاه، ٢٧٠؛ نیز نک‌ : ابوالفتوح، ١١ / ١٩٧). عطار نیشابوری در تذکرة الاولیاء می‌گوید: ابراهیم ادهم توبۀ نصوح کرد (ص ١٩). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون، اصحّ توبه را توبۀ نصوح می‌داند (تهانوی، ٢٣٣).
دهخدا ( لغت‌نامه ... ، ذیل نصوح) به داستان نصوح اشاره‌ای ندارد و نصوح را نه نام شخصی، بلکه در معنی خالص می‌آورد. به اعتقاد شعار (ص ١٢٩٦)، نصوح صفت توبه است نه نام شخص و ترکیب توبۀ نصوح صفت و موصوف است، نه مضاف و مضافٌ‌الیه. مردم بعدها نصوح را به نام شخصی تعبیر کرده، و داستانهایی برای آن ساخته‌اند. وی دلیل دیگر خود را نیامدن داستان نصوح در لغت‌نامۀ دهخدا و متون قدیم می‌داند. در تفسیر سورآبادی به صراحت نصوح نام مردی از بنی‌اسرائیل دانسته شده است (٤ / ٢٦٣٩). مولوی روایتی از این داستان را در دفتر پنجم مثنوی معنوی آورده است: بود مردی پیش از این نامش نصوح / بُد ز دلاکی زن او را فتوح ... (٣ / ١٤٢- ١٤٨).
نصوح در روایت مولوی نزد عارفی می‌رود و از او می‌خواهد تا وی را توبه دهد. عارف که به فراست به اسرار او پی برده است به او می‌گوید: «برو که خدا تو را توبه خواهد داد»، اما وی باز هم به کار در حمام زنانه ادامه می‌دهد تا اینکه گوشوارۀ دختر پادشاه گم می‌شود و قصد دارند نصوح را نیز بگردند. نصوح از روی صدق توبه می‌کند و همان زمان گوشواره پیدا می‌شود. پس از آن نصوح از دلاکی زنان دست می‌کشد. همین روایت در مقالات شمس تبریزی (ص ٣٠٧- ٣٠٨) و دقایق الحقایق (احمد رومی، ٢٧٧- ٢٧٨) نیز آمده است. فروزانفر (ص ١٧٥) مأخذ مولانا را حکایت غزالی در احیاء العلوم الدین می‌داند. احمد جام داستان دیگری نقل می‌کند: نصوح از راهزنی توبه می‌کند و تمام اموالش را به دشمنان می‌بخشد تا از او خشنود شوند؛ در حالی‌که چیزی از متاع دنیا برایش نمانده است، کسی نزد او می‌رود و چیزی می‌طلبد. نصوح میزَرش را از تن به در می‌کند و به او می‌بخشد و خود درگوی آبی می‌نشیند (ص ٤٣).
روایتهای شفاهی این قصه را انجوی (١ / ١١٢-١١٣) و درویشیان (٣ / ١٧٧- ١٧٨) ثبت کرده‌اند. این روایتها کم‌وبیش مانند روایت مثنوی‌اند؛ با این تفاوت که در روایت مثنوی داستان پس از توبۀ نصوح ادامه می‌یابد و روزی دختر پادشاه شخصی را می‌فرستد و از او می‌خواهد که به حمام بیاید و دلاکی او را کند، اما نصوح تمارض می‌کند و نمی‌پذیرد.
محسن مخملباف هم فیلمی به همین نام (توبۀ نصوح، ١٣٦١ ش) ساخته است که ملهم از این داستان، اما با موضوعی متفاوت است (حیدری، ١٩٩-٢٠٠).

مآخذ

آنندراج، محمدپادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
ابوالفتوح رازی، روض الجنان، به کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، ١٣٦٧ ش؛
احمد جام، انس التائبین، به کوشش علی فاضل، تهران، ١٣٦٨ ش؛
احمد رومی، دقایق الحقایق، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی و محمد شیروانی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، تمثیل و مثل، تهران، ١٣٥٧ ش؛
تهانوی، محمداعلى، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش لطفعلی عبدالبدیع، قـاهره، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
تـوبۀ نصوح، به کوشش مهدی اخ محمد قزوینی، تهران، ١٢٩٩ ق؛
حیدری، غلام، معرفی و نقد فیلمهای محسن مخملباف، تهران، ١٣٧٦ ش؛
درویشیان، علی‌اشرف و رضا خندان، فرهنگ افسانه‌های مردم ایران، تهران، ١٣٨٧ ش؛
سنایی، حدیقة الحقیقة، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
سورآبادی، عتیق، تفسیر التفاسیر، به کوشش سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٨١ ش؛
شعار، جعفر، «توبۀ نصوح»، سخن، تهران، ١٣٥٦ ش، دورۀ ٢٥، شم‌ ٢٩٧؛
شمس تبریزی، مقالات، به کوشش محمدعلی موحد، تهران، ١٣٦٩ ش؛
صفی‌پور، عبدالرحیم، منتهی‌ الارب، تهران، ١٣٧٧ ش؛
عبّادی، منصور، التصفیة فی احوال المتصوفة، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
غیاث ‌اللغات، غیاث‌الدین محمد رامپوری، بمبئی، ١٣٤٩ ش؛
فروزانفر، بدیع‌الزمان، مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، تهران، ١٣٤٧ ش؛
قرآن کریم؛
قشیری، عبدالکریم، رسالۀ قشیریه، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، ١٣٦١ ش؛
لغت‌نامۀ دهخدا؛
منزوی، خطی؛
مولوی، مثنوی معنوی، به کوشش رینولد نیکلسن و نصرالله پورجوادی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
میبدی، احمد، کشف‌الاسرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ١٣٣٧ ش؛
نجم‌الدین رازی، عبدالله، مرصاد العباد، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٤٤ ش.

حسن ذوالفقاری