دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥ - حدیقة الحقیقه

حدیقة الحقیقه


نویسنده (ها) :
مینو فطوره چی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

حَدیقَةُ الْحَقیقـه، منظومـه‌ای عرفانی ـ تعلیمی از سنـایی غزنوی (٤٦٣ یا ٤٧٣-٥٣٥ ق/١٠٧١ یا ١٠٨٠-١١٤١ م). حکیم سنایی غزنوی، از استادان مسلم شعر فارسی است که آثارش منشأ تحولاتی در سبک و سیاق شاعران پس از وی شده است. او در غزنین به تحصیل علوم و معارف زمانه پرداخت و در همۀ میدانهای معرفت عصر، از ادبیات عرب تا فقه، حدیث، تفسیر، طب، نجوم، حکمت و کلام به درجۀ والایی رسید (شفیعی، ١٤).
سنایی در حوزۀ شعر فارسی آغازگر راهی نو ست. با او ست که شعر فارسی با اخلاق و اندرزهای گران‌مایه و نقدهای محکم اجتماعی مأنوس می‌شود. کار و حالش چنان بر اوضاع فرهنگی عصر تأثیر‌گذار بوده است که او را «پدر شعر عرفانی و اخلاقیِ» ادب فارسی لقب داده‌اند، تا جایی که تقریباً همۀ گویندگان اعصار بعد را میراث‌دار خویش ساخته، و فخر آنان تتبع راه سنایی و گسترش افکار وی بوده است، که ازجمله می‌توان به مولوی (ص ٤٢٧) و خاقانی (ص ٨٠٤) اشاره کرد.
حدیقة الحقیقه که آن را الٰهی‌نامه و فخری‌نامه هم خوانده‌اند، منظومه‌ای است شامل ٠٠٠‘١٠ بیت که در ١٠ باب تنظیم شده است. سنایی در حدیقه، این مثنوی را مونس دل عارفان و خردمندان و خرمی‌بخش باغ دل فضلا می‌خواند، که در هر بیت آن، جهانی علم نهفته است و نادانان از آن بی‌خبرند. وی آغاز نظم آن را ٥٢٥ ق، و انجامش را ٥٣٤ ق می‌گوید (ص ٧٤٧).
اقامت سنایی در شهرهای مختلف خراسان و معاشرت با اقشار گوناگون مردم، بر تجارب زندگی وی ‌افزود و آثارش آیینۀ تمام‌نمای بسیاری از شئون و واقعیتهای جامعۀ عصر او ست. پیوند ذاتی میان «فرهنگ مردم» و «ادبیات»، و تأثیر اجتناب‌ناپذیر این دو بر هم، در حدیقه آشکار است. تعابیر شاعرانۀ سنایی تصاویری شگرف از جامعه و فرهنگ مردم عصر او به دست می‌دهد؛ تصاویری که از عوامل اصلی شناسایی جامعۀ زمان او دانسته شده است. با دقت در حدیقه می‌توان به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی، آداب و رسوم و باورها، سرگرمیها و تفریحات، خوراک و پوشاک، معماری و شهرسازی، داد‌و‌ستد و صاحبان مشاغل، طب و درمان، و بسیاری نکات دیگر پی برد که در اینجا، به برخی از آنها اشاره می‌شود:

ازدواج

به گفتۀ سنایی در حدیقه، سن ازدواج دختران پایین بوده است و در ده‌سالگی آنها را شوهر می‌داده‌اند (ص ٦٥٦)؛ همچنین، مهریه‌ها سنگین، و بیش از استطاعت داماد بوده است (ص ٦٦٤-٧٠٦)؛ در مراسم ازدواج، مشاطه‌ها عروس را می‌آراستند (ص ٤٩٧)؛ عروسان پارچه‌ای نازک و لطیف بر سر داشتند (ص ٧١١) و بر تخت می‌نشستند (ص ١٠٢).
همچنین در این اثر، از تعدد زوجات و نابسامانی کاشانۀ مردان چند‌زنه نیز یاد شده است: خاک ‌یابی ز پای تا زانو/ خانه‌ای را که دو ست کدبانو// این مثل خانه را ست خود گفته/ به دو کدبانو است نارفته (ص ٥٠٩).
در حدیقه آمده است که حاملگی هر دو سال یک بار عادی تلقی می‌شد (ص ٦٨٧)، و گِل‌خوردن ازجمله ویارهای زنان در این دوران بوده، و شاید همین موضوع سبب گرانی این نوع گل بوده است (همانجا).

تربیت کودکان و نگهداری از آنها

به گفتۀ سنایی، خانواده‌های مرفه و ممتاز فرزندان را به دایه می‌سپردند، تا به پرورش و تأدیب آنان همت گمارند (ص ٨٦). کودک را تا دو‌سالگی شیر می‌دادند (ص ٧٥) و سپس با سیاه‌کردن نوک پستان، او را از شیر می‌گرفتند (ص ٤٦٦)؛ نیز آورده است که کودکان را به مکتب می‌فرستادند و آنان برای نوشتن و نقاشی، از تخته یا لوح بهره می‌بردند و برای استفادۀ مجدد آن را می‌شستند (ص ٣٠٩، ٣٥٤). بزرگان هم برای فرزندان خود معلم سرخانه می‌آوردند (ص ٤٦٣).
کودکی را که در آموختن اهمال می‌کرد، با تشویق و مهربانی به این کار برمی‌انگیختند و اگر فایده نداشت، تنبیهش می‌کردند. این کار با گوشمالی و ترساندن از آموزگار، و سپس تهدید به حبس در «موش‌خانه» انجام می‌گرفت (ص ١٤٨).
مادران دخترانشان را به عروسک‌بازی وا می‌داشته‌اند، تا برای پرورش کودک آمادگی یابند (ص ٤٦٢-٤٦٣). دختران افزون بر لعبت‌بازی، دوک‌ریسی نیز می‌کردند (ص ٤٣٩). دکانک‌ساختن نیز ازجمله سرگرمیهای رایج پسران بود که درعین‌حال، برای آنان نقشی آموزشی نیز داشت (ص ٤٦٣).

سرگرمیها و تفریحات

در حدیقه، به پاره‌ای از سرگرمیها و تفریحات طبقات گوناگون مردم اشاره شده است که مردان، زنان و هر یک از طبقات اجتماعی متناسب با زندگی خویش از آنها بهره می‌برده‌اند. تفریحات و سرگرمیهای یادشده از این قرارند: بوالعجبی (شعبده‌بازی) که بر سر کوی و بازار بر‌پا می‌شده است (ص ٣٦٦)؛ بندبازی (ص ١٧٩)؛ شب‌بازی که همان خیمه‌شب‌بازی است (ص ٤٢٧)؛ چوگان‌بازی (ص ٢٧٤)؛ شطرنج و نرد (ص ١٨٦، ٦٧٨)؛ گلگشت یا رفتن مردان و زنان به صحرا (ص ٤٠٢)؛ و همچنین تسبیح‌گرداندن، سَمَر‌گویی و فال‌گیری که شیوه‌هایی برای وقت گذرانی زنان، به‌ویژه پیر‌زنان بوده است (ص ٢٥٠، ٣٨٦، ٤٤٠).

باورها

بسیاری از باورهای مردم آن دوران در حدیقه بازتاب یافته است که ازجمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: بوتیمار خوددار است (ص ١١٩)؛ در برهان قاطع آمده است که بوتیمار (غم‌خورک) پیوسته کنار آب می‌نشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود، با وجود تشنگی آب نمی‌نوشد (ذیل واژه). بوم (جغد) شوم است و از نور خورشید می‌گریزد (ص ٦٨، ٩٢). سگ در آبادی زندگی می‌کند و گنج در ویرانه جای دارد (ص ٣٤٧). سربریدن مرغ سیاه و چال‌کردن آن به هنگام سحر موجب حاجت‌روایی است (ص ١٧٩-١٨٠). کرکس و مار شوم و نحس‌اند (ص ٥١٤، ٦٥٣). مار بر سر گنج می‌خوابد (ص ٤٢٧) و پاسبانِ درخت صندل است (ص ٣٧١). اگر از تنگ‌چشم تخم‌مرغ بخرند، جوجه‌اش لنگ در می‌آید (ص ٤٧١). تابش خورشید سنگ را به جواهر سرخ (لعل) (ص ٦٢٣) و گِل را به زر بدل می‌کند (ص ٣٧٧). خندیدن به روی ماهِ نو شگون دارد (ص ٤١٤). عمر فرد خونخوار، حریص و مردم‌آزار کوتاه است (ص ٥٤٣، ٧٣٢). مهتاب سیب را سرخ می‌کند (ص ٥٧٤). دیو در گرما‌به زندگی می‌کند (ص ٧٢٥).
افزون بر آنها، برای دفع بلا و چشم‌زخم گاه اسپند می‌سوزاندند (ص ٩٨)، و گاه حِرز (ص ٦٧٦) و گاه نیز چارقل (ه‌ م) بر بازو می‌بستند (ص ٤٠٤، ٥٢٠؛ نیز نک‌ : ه‌ د، چشم‌زخم؛ اسفند)؛ همچنین، توسل به سحر و جادو، به رغم حرام‌بودن (ص ٦٨١)، و نیز طلسم و مَندَل (ص ١٨٧، ٧٠٣) برای رسیدن به برخی خواسته‌ها رایج بوده است.

فال‌گیری و پیشگویی

در کشف الظنون آمده است که «علم فال» علمی است که به وسیلۀ آن، برخی از حوادث آینده دانسته می‌شود و به طرق مختلف صورت می‌گیرد (حاجی‌خلیفه، ٢/١٢١٦). در حدیقه، از شیوه‌های گوناگون غیب‌گویی و پیشگویی چون «قرعه» و «زَجْر» و «تنجیم» سخن رفته است:

قرعه

قطعه‌ای کاغذ، چوب یا استخوان و مانند آن است که به‌وسیلۀ فال‌زدن با آن، نصیب کسی را معین می‌کنند (معین، ذیل واژه): همچو قرعه برای فالش دار/ گه بیندازش و گهی بردار (ص ٣٧١).

زجر

فال‌گویی‌کردن به مرغان و بانگ زدن بر آنها ست، هرگاه آن را به فال بد گیرند (صفی‌پوری، ذیل واژه؛ نیز نک‌ : ه‌ د، پرندگان): باز اینها که مرد احکام‌اند/ همه در فال و زجر خود‌کام‌اند (ص ٦٩٧).

تنجیم

ستاره‌شناسی و مطابق قواعد علوم نجوم، ساعات سعد و نحس را شناختن است (صفاری، ٢١١): نیست جز هرزه مندل و تنجیم/ زن بود سغبۀ چنین تعلیم (ص ٧٠٣).

میهمان‌داری

در حدیقه، به آداب میهمان‌داری و پذیرایی از میهمان ازجمله ضرورت تهیۀ غذاهای متنوع و سبزیجات و نیز ذبح بره و گاو در برخی میهمانیها، اشاره شده است (ص ٢٠٩، ٧١٨).

موسیقی

یکی دیگر از مواردی که در حدیقه بازتاب فراوان دارد، اشاره به ابزار و ادوات موسیقی و اصطلاحات مربوط به این هنر است؛ ازجمله سازهایی که در حدیقه به آنها اشاره شده است، می‌توان از ابریشم (ص ٢٣٧)، ارغنون (ص ٣٨٥)، بربط (ص ١٢١، ١٦٢، ٣٠٠)، بوق (ص ١٢١)، چنگ (ص ٤١٦، ٤٥٦)، دهل (ص ٣٧٦، ٧٣٧)، طبل (ص ٣٨٩)، کاسه (نوعی طبل) (ص ٦٦٠)، موسیقار (نوعی ارغنون) (ص ١٧٥) و نای (ص ٢٨٦، ٤١٦) نام برد.

خواب‌ و خواب‌گزاری

ازجمله موارد دیگری که سنایی به‌دقت و به‌فراوانی به آن پرداخته است، تعبیر انواع خواب است؛ مانند آب در خواب، روزی حلال (ص ١٢٠)؛ آسیا مردم امین (ص ١٢٣)؛ آفتابْ پادشاه (ص ١٢٥)؛ و آهو خانۀ زنان است (ص ١٢٤)؛ نیز اگر مردی اسب در خواب ببیند، به معنی این است که ازدواج می‌کند (همانجا)؛ اگر مردی که زنش باردار است، استر به خواب ببیند، فرزندش مرده به دنیا می‌آید (همانجا)؛ وزش باد گرم نشانۀ درد و رنج، و وزش باد معتدل نشانۀ اندوه دشمن و شادیِ دوست است (ص ١٢٠)، خوردن دارو نشانۀ رهایی از درد و رنج و عذاب (ص ١٢١)، و دیدن طبیب نشانۀ بیماری است (ص ١٢٣، برای نمونه‌های دیگر، نک‌ : ١٢٠-١٢٥).

خوراک

انواع مواد خوراکی و برخی باورها دربارۀ آنها نیز در حدیقه، بازتابهای خاص دارد. برخی از نانهایی که سنایی به آنها اشاره کرده است، عبارت‌اند از: کاک (ص ٦٥٣)، نان کشکین (ص ٥٦٦)، نان جو (ص ٢٢٢)، نان خشکار (ص ٥٧٣)، نان گاورس (ص ٥٨٦) و نان گندم (ص ٥٥٨). برخی از غذاهایی نیز که در حدیقه به آنها اشاره شده، اینها ست: برۀ بریان (ص ٦٦٥)، ترید یا ثرید (ص ١١١)، قلیۀ پیاز (ص ١٣٨)، کباب (ص ٣٥١)، ماهی سرخ‌کرده (ص ٢٨٤)، هریسه (ص ٥٧٥)، و پنیر و گردو (ص ٦٣، ١٧٣، ٣٤٧، ٤٢٧).

پوشاک

از انواع متفاوت پارچه، پوشاک، پای‌افزار و زیور‌آلات نیز در حدیقه یاد شده است که در اینجا، به نمونه‌هایی از هر گروه اشاره می‌شود: پارچه، مانند اطلس (ص ٣١٠)، برد (ص ٦٥٤)، حریر (ص ٣٨٤)، خیش (ص ٦٥٥)، کرباس (ص ٦٧٠) و کنف (ص ١٦٣)؛ پوشاک، مانند جبه (ص ٣٦٦)، خرقه (ص ٢٧٤)، ردا (ص ٢٦٧)، زیرپوش (ص ٢٧٧)، عبا (ص ٦٦٤)، قبا (ص ١١٥)، دستار (ص ٦٧٣)، عصابه (ص ٢٥٦) که بر پیشانی می‌بسته‌اند، شال (ص ٣٥) و کلاه (ص ١٢٦)؛ و انواع زیورآلات، مانند انگشتر و خاتم (ص ١٧٦، ١٩٧، ٢١١، ٢٥٣)، عقد یا گردن‌بند (ص ٢٦٥) و گوشواره (ص ٦٢٨).

پزشکی

از اصطلاحات پزشکی، انواع بیماریها و داروها نیز در حدیقه یاد شده است: اختلاج (ص ٦٩٥)، استرخا (فلج کامل) (ص ٦٩٤)، استسقا (ص ٣٥٣)، انتشار (گشادگی غیر طبیعی مردمک چشم) (ص ٣٢١)، انبساط و انقباض (ص ٦٩٥)، برسام (ص ٦٩٤)، تب‌خال (ص ٦٦٠)، تب زرد (ص ٤٨٩)، تب‌لرزه (ص ٤١٥)، تخمه یا سوء‌هاضمه (ص ٦٩٦)، خانوق (ص ٦٩٥) و شب‌کوری (ص ٨٩، بـرای انـواع اصطلاحات دیگر پزشکی، نک‌ : ٦٩١-٦٩٧).

صاحبان مشاغل

سنایی در حدیقه، به صاحبان مشاغل مختلف، مانند آسیابان (ص ٩٠، ١٢٣)، اسکاف یا کفاش (ص ٦٤٩)، بقال (ص ٤١١)، بنّا (ص ٣١٨)، تیرگر (ص ١٢٣)، رباطبان یا نگهبان کاروان‌سرا (ص ٣٢٠)، شبان (ص ١٤٩)، حجّام (ص ٤٨٥)، حداد یا آهنگر (ص ٦٥٠)، نانوا یا خباز (ص ٦٤٩)، دباغ (ص ٣٨١)، رنگرز (ص ١٦٥-١٦٦)، قصاب و کله‌پز (ص ٦٤٩)، سوزنگر (ص ٥٨٠)، طباخ (ص ١٢٣) و یخ‌فروش (ص ٤١٩) نیز اشاره کرده است.

واحدهای سنجش

در حدیقه، به واحدهای سنجش و شمارش (ه‌ م) که به هنگام داد‌و‌ستد ‌و خرید‌وفروش استفاده می‌شده‌اند، نیز اشاره شده است: مانند تسو (ص ٢٥١)، جو (ص ١٩٥، ٥٧٢)، حبه (ص ٤٤٨)، دانگ (ص ٢٥١)، سیر (ص ٢٦٠)، قطمیر (ص ٦١٠)، من (ص ١٧٩) و نقیر (ص ٦١٠)؛ و واحدهای پول، مانند تسو (ص ٢٨٦، ٦٨٧)، درست (ص ٥٧٠)، درم (ص ٧٦، ٤٨٨)، دینار (ص ٢٣٠، ٤٨٨)، دینار جعفری یا زر جعفری (ص ٣٢٧)، زر رکنی (ص ٤٢٧) و سیم (ص ٤٣٥) که نوع ناسره و دغل آن نیز وجود داشته است (ص ٤٧٦).

انواع ادب شفاهی

افزون بر آنچه گفته شد، سنایی از انواع متفاوت ادبیات شفاهی نیز استفاده کرده است که به مصداقهای برخی از آنها اشاره می‌شود:
١. لطیفۀ گفت‌وگوی پسر احول با پدرش (ص ٨٤)، که لطیفه‌ای است بسیار کهن و افزون بر روایتهای شفاهی (جعفری، ٩٢-٩٣)، روایتهای کتبی فراوانی نیز از آن در دست است (عطار، ١٥٨؛ مولوی، ١٦-١٧؛ مرزبان بن رستم، ٢٢٤-٢٣٠).
٢. لطیفۀ خوردن پاره‌سنگ ترازو (ص ٤١١): از این لطیفه نیز روایتی شفاهی در فارس ثبت شده است (جعفری، ٨٢).
٣. افسانۀ اسکندر شاخ دارد، شاخ دارد (ص ٤٨٤-٤٨٥؛ برای روایتهای شفاهی آن، نک‌ : شهری، ٦٧؛ شاملو، ٤٨٦- ٤٨٩).
حدیقه به‌سبب آنکه کتابی تعلیمی است، بسیاری مثل، کنایه و تمثیل در آن به کار رفته است که از‌جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: چراغ به دست کور دادن (ص ٥٧٨)، خانه‌ای که دو کدبانو دارد، نارفته است (ص ٥٠٩)، خر نداری چه ترسی از خرگیر (ص ٤٩٧)، راستی کمان در کژی است (ص ٨٣)، گندم‌نمای جوکار (ص ٤٣٦)، خرس بر تخت و خوک در محراب (ص ٥٣١)، زیره به کرمان بردن (ص ١٣٦، ٦٣٣)، بد دانا ز نیک نادان به (ص ٣١٩)، بر در هر خانه سگی شیر است (ص ٣٠٥)، بهر کیکی گلیم نتوان سوخت (ص ٤٨١)، آب و روغن به هم نیامیزد (ص ١٨٤)، آتش و پنبه جفت نمی‌شوند (ص ٦٥٧)، و مگس را در هوا نعل زدن (ص ٥٩٥).
سرانجام باید از انواع دشنام یاد کرد که با زبان گفتاری، در حدیقه آمده‌اند، مانند قلتبان (= بی‌غیرت، ص ٧٣١)، مادرغَر (= حرام‌زاده، ص ٦٨٧)، غرزن (= کسی که زن او بدکاره باشد، ص ٤٠٧)، قحبه (ص ٦٦٤)، کشخان (= بی‌غیرت، ص ٦٦٠).

مآخذ

برهان قاطع؛
جعفری (قنواتی)، محمد، قندان و نمکدان، تهران، ١٣٩٢ ش؛
حاجی‌خلیفه، کشف؛
خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش حسین نخعی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
سنایی، حدیقة الحقیقة، به کوشش محمد‌تقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٨٣ ش؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٨٨ ش، حرف «الف»، دفتر اول؛
شفیعی کدکنی، محمدرضا، تازیانه‌های سلوک، تهران، ١٣٨٠ ش؛
شهری، جعفر، قند و نمک، تهران، ١٣٨٤ ش؛
صفاری، محمدشفیع، فرهنگ لغات و تعبیرات مثنویهای سنایی، قزوین، ١٣٨٧ ش؛
صفی‌پوری، عبدالرحیم، منتهی الارب، تهران، ١٣٧٧ ق؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، اسرارنامه، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
مرزبان بن رستم، مرزبان‌نامه، ترجمۀ سعدالدین وراوینی، به کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران، ١٣٦٣ ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
مولوی، مثنوی معنوی، به کوشش نیکلسن، تهران، ١٣٨٢ ش.

مینو فطوره‌چی