دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩ - بدایع الوقایع

بدایع الوقایع


نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بَدایِعُ الْوَقایِع، کتابی از زین‌الدین محمود هروی، ملقب به واصفی (٨٩٠ ق ـ ح ٩٦٠ ق / ١٤٨٥-١٥٥٣ م)، که نویسنده در قالبی روایی وقایع مختلف اجتماعی، سیاسی، مذهبی و ادبی عصر خویش را شرح داده و به معرفی شخصیتهای متنفذ در این وقایع پرداخته است.
بدایع الوقایع اگرچه از زوایای متفاوت واجد اهمیت است، اما ارزش اصلی آن در محتوای اجتماعی است، به‌سبب آنکه مؤلف ازلحاظ اجتماعی وابسته به طبقۀ متوسط شهری بوده و وقایع آن عصر را از دیدگاه یک فرد عادی و عامی شرح داده است؛ ازاین‌رو، کتاب مشحون از جزئیات واقعی و زنده‌ای است که در آثار نویسندگان مشهور آن دوره مانند بابر و خواندمیر، به هیچ وجه نشانی از آنها به چشم نمی‌خورد (بالدیرف، «زین‌الدین ... »، ٥٩-٦١، «بدایع ... »، ٣٥-٣٧). کتاب ازلحاظ تقسیمات ادبی نیز اهمیت دارد، زیرا مصداق دقیقی از نوع یا گونۀ ادبیِ «یادداشت» (مسلمانیان، ٣٤٧) یا خاطره‌نویسی است که سابقۀ چندانی در ادبیات فارسی ندارد. همچنین از آن نظر که واصفی احوال تعداد زیادی از شاعران روزگار خود را شرح داده است، برخی از پژوهشگران، کتاب وی را در ردیف کتابهای تذکره قرار داده‌اند (نک‌ : بالدیرف، همانجا). برخی نیز بدایع الوقایع را سفرنامه محسوب کرده‌ (نک‌ : منزوی، ٥ / ٣٨٨٧)، و پژوهشگرانی هم گفته‌اند کتابی است که به «تذکره یا سفرنامه می‌ماند» (ریپکا، ٢ / ٧٨١).
نویسندۀ کتاب، در شهر هرات و در یک خانوادۀ اهل علم متولد شد. در نوجوانی به‌سبب هوش سرشارش به محضر امیر علیشیر نوایی (٨٤٤-٩٠٦ ق / ١٤٤٠-١٥٠٠ م) راه یافت و تا ٩١٨ ق / ١٥١٢ م در هرات ماند. هم‌زمان با حملۀ سپاهیان شاه اسماعیل صفوی به هرات، از آنجا به ماوراءالنهر رفت و تا پایان عمر در خدمت حاکمان سلسلۀ شیبانی به‌ویژه سلطان گلدی‌محمد ماند. واصفی شاعر، دبیر و معماگوی زبردستی بود. وی کتاب بدایع الوقایع را در ٧٠سالگی نوشت و به سلطان گلدی‌محمد تقدیم کرد. سال وفات وی مشخص نیست، ولی ظاهراً مدت کمی پس از تألیف بدایع الوقایع از دنیا رفته است (بالدیرف، «واصفی ... »، ١١؛ نفیسی، ١ / ٥٥٩-٥٦٠).
بدایع الوقایع را الکساندر بالدیرف (١٩٠٣-١٩٩٣ م) طی ٢٥ سال براساس نسخه‌های فارسی و ازبکی تصحیح کرد و برای نخستین‌بار در ١٩٦١ م در مسکو به چاپ رساند. او افزون بر تصحیح آن، کتابی نیز با عنوان زین‌الدین واصفی، نویسندۀ قرن ١٦ م تاجیک تألیف کرد که در آن، روزگار و آثار واصفی را تحلیل و بررسی کرده است. بنیاد فرهنگ ایران در سالهای ١٣٤٩ و ١٣٥٠ ش، تصحیح بالدیرف از بدایع الوقایع را به همت کمال عینی، و با همکاری برخی از پژوهشگران ایرانی در دو جلد منتشر کرد. همچنین در ١٣٨٨ ش، یکی از پژوهشگران هراتی به نام اسیر هروی، آنچه را مربوط به هرات و هراتیان در بدایع الوقایع آمده است، از اصل کتاب برگزید و کتابی مستقل با مقدمه‌ای مشروح به چاپ رساند.
بدایع الوقایع دائرةالمعارفی از فرهنگ روزمرۀ مردم هرات و آسیای میانه در سدۀ ١٠ ق / ١٦ م است. در اینجا به اهم مقوله‌های فولکلوریک این کتاب اشاره می‌شود:
در این کتاب تعداد زیادی افسانه از زبان مؤلف یا از زبان مصاحبان وی نقل شده که از برخی از آنها روایتهای شفاهی ثبت شده و یا به شکل دیگر در منابع مکتوب آمده است. برای نمونه «پادشاهی که باز وفادار خود را می‌کشد» (واصفی، ٢ / ٤٦- ٤٨) افسانه‌ای است که روایتی از آن با عنوان «باز مانع خوردن زهر
می‌شود» در فهرست آرنه ـ تامپسون با کُد C ١٧٨ مشخص شده (نک‌ : انجوی، قصه‌ها ... ، ٢ / ١٦٩-١٧٤؛ جعفری، ١٢١-١٢٣) و روایتهایی از آن نیز در جوامع الحکایات (عوفی، ٢ / ٥٩٩-٦٠١)، هزارویک‌شب (١ / ٣١- ٣٨)، و طوطی‌نامه (ثغری، ١٢٨- ١٢٩) آمده است. افسانۀ تمثیلی دیگری در کتاب هست که براساس آن، اژدهایی در مقابل یک ظرف شیر که از مرد همسایه به او می‌رسد، یک اشرفی در ظرف می‌گذارد (واصفی، ٢ / ٨٦- ٨٨). از این افسانه با عنوان «مار از آشتی خودداری می‌کند» در فهرست آرنه ـ تامپسون با کد D ٢٨٥ یاد شده است. مثلهای سائرِ «تا مرا دُم تو را پسر یاد است / دوستی من و تو بر باد است» و «نه شیر شتر و نه دیدار عرب» از همین افسانه اخذ شده است (نک‌ : انجوی، تمثیل ... ، ١ / ٢٧٧-٢٨٣؛ دهخدا، ٤ / ١٨٥٣؛ بهمنیار، ٥٣٤).
موضوع افسانه‌ای دیگر مکر زنان است که طی آن زنی شوهرش را قانع می‌کند که هرکسی بر بالای درختی برود، فکر می‌کند همسرش در پایین درخت در حال خیانت است (واصفی، ٢ / ٢٠٠-٢٠٢). از این افسانه که مطابق با تیپ ٤٢٣‘١، «درخت سحرشده»، در فهرست آرنه ـ تامپسون است، چند روایت شفاهی در ایران ثبت شده است (نک‌ : انجوی، همان، ١ / ٢٩٦- ٢٩٨). روایتهایی از این افسانه با اندک تفاوتی در دکامرون، قصه‌های کانتربوری و نیز الاذکیای ابن‌جوزی آمده است (نیکلسن، ٤ / ١٦٦٠-١٦٦١؛ زرین‌کوب، ١ / ٣٢٤). افسانۀ دیگر با موضوع مکر زنان و با موتیف زن خیانت‌کار است (نک‌ : واصفی، ٢ / ٢٠٢-٢٠٤). از این افسانه نیز که بـا عنوان «حیله در قسم» در فهرست آرنه ـ تامپسون با کد ٤١٨‘١ یاد شده است، روایتهایی شفاهی در ایران وجود دارد (نک‌ : مارتسلف، ٢١٦). افسانه‌ها و لطایفی دیگر در این کتاب دیده می‌شود (نک‌ : واصفی، ٢ / ٣٤ بب‌ ، ٤٦، ٤٨، ١٤٣-١٤٤، ١٥٤-١٥٥) که روایتهای متفاوتی از آنها در ادبیات کتبی و شفاهی ایران موجود است (نک‌ : نوربخش، ١٣٤-١٤٠).
نقل تعداد زیادی مَثَل، کنایه، اصطلاحات و مفردات زبان گفتار از دیگر ویژگیهای بدایع الوقایع واصفی است که برای نمونه، می‌توان به اینها اشاره کرد: تشنه در خواب آب بیند (٢ / ٢٣١)، اگر سوزن می‌انداختی به زمین نمی‌آمد (٢ / ٢٤٨)، شتر دیدی ندیدی (١ / ٤١٦)، ممبر (٢ / ٢٤٨) به جای منبر، و چسفید (١ / ٤٣٩) به جای چسبید. برخی از اصطلاحات و مفردات کتاب که از زبان محاوره گرفته شده است، هنوز در زبان گفتار مردم تاجیک رایج است، مانند روی‌مال (١ / ٤٢٣) به معنی دستمال، خیرباد (٢ / ٢٩٣) به جای اصطلاح خداحافظ به هنگام مسافرت، و سرتراش (٢ / ٢٤٢) به جای سلمانی یا آرایشگر.
از جملۀ مصادیق دیگر فرهنگ مردم که در کتاب بازتاب یافته، انواع بازی سرگرم‌کننده است، مانند حیوان‌رقصانی یا حیوان‌بازی شامل بزبازی، شتربازی، میمون‌بازی (٢ / ١٢١-١٢٥) و خربازی (٢ / ٣٩٧-٤٠٠). کشتی‌گیری پهلوانان در حضور صاحبان قدرت نیز از جملۀ همین موارد است که در کتاب با شرح فراوان آمده است. واصفی ازجمله نوشته است که برای کشتی‌گرفتن «تنبان» می‌پوشیدند و یکی از شرایط کشتی‌گیری آن بوده است که «هرکس از کشتی‌گیری کشتی طلب نماید، ابا نکند و عذر نگوید». کشتی‌گیری آن‌قدر رایج بوده که حتى شخصی کتابی در زمینۀ فن کشتی تصنیف کرده بوده است (١ / ٤٩٠-٥٠٧).
به نوشتۀ واصفی از دیگر سرگرمیهای رایج در محافل صاحبان قدرت، مشاعرۀ شاعران (١ / ٢٤-٣٠)، چیستان‌گویی (١ / ١٢١-١٣٧)، بازی شطرنج و نرد (١ / ١١٧)، چوگان (٢ / ١٨٧)، قصه‌خوانی و شاهنامه‌خوانی بوده‌است. واصفی ضمن معرفی قصه‌خوانی به نام حافظ غیاث‌الدین می‌نویسد که وی در محضر امیر علیشیر قصۀ امیر حمزه، قصۀ ابومسلم و قصۀ داراب را نقل کرد (١ / ٤٧٩-٤٨٠).
براساس نوشتۀ واصفی، در آن دوره آهنگ‌گذاشتن بر روی اشعار شاعران که به آن «صوت‌بستن» می‌گفته‌اند (١ / ٤٣٨) و ساخت تصنیف در شهر هرات بسیار رایج بوده است. برای نمونه، وی از شخصی به نام خواجه عبدالله صدر مروارید نام می‌برد که روی غزلی از امیر علیشیر «صوتی بسته بود» که به «سرمست و یقم‌چاک» مشهور بود؛ به گفتۀ واصفی «خانه و سرایی در هرات نبود که از این ترانه خالی باشد». به اشخاصی نیز که این‌گونه تصنیفها را می‌خوانده‌اند «حافظ» می‌گفته‌اند (همانجا).
از جملۀ موارد دیگر فرهنگ مردم که در این کتاب بازتاب یافته، اینها ست: خون‌ریزی سر شکافته را با خاکستر نمد و نمد داغ «خشک‌بند» می‌کرده‌اند (٢ / ٢٤٠)؛ برای جوش‌خوردن استخوان شکستۀ پا، پا را به شیوۀ مخصوصی گچ می‌گرفتند. برای این کار گودالی می‌کندند، پای شکسته را در آن می‌گذاشتند و دوغابی از گچ درست می‌کردند و در گودال می‌ریختند. پس از آنکه گچ به دور پا خشک می‌شد، پا را از گودال بیرون می‌آوردند (١ / ٤٨٧- ٤٨٨)؛ دوختن روده‌های پاره‌شده نیز در میان پزشکان مرسوم بوده است (١ / ٤٨٥-٤٨٦).
در کتاب مسائل اجتماعی فراوان دیگری مطرح شده که به فرهنگ روزمرۀ مردم مربوط می‌شود. یکی از این مسائل چگونگی تشخیص گناهکار و بی‌گناه در برخی از محاکم شهر هرات بوده است. به نوشتۀ واصفی یکی از قاضیان هنگامی که متهمی را پیش او می‌آوردند، تیری را در آتش سرخ می‌کرد و بر زمین می‌انداخت و به متهم می‌گفت تیر را از زمین بردارد. متهم اگر بی‌گناه می‌بود، تیر را برمی‌داشت و در غیر این صورت، نمی‌توانست آن را بردارد (٢ / ٣٠١)؛ این کار یادآور آیین «ور»، به‌ویژه ور گرم در ایران باستان است.
در کتاب واصفی، مسائل بااهمیت دیگری از همین دست ذکر شده که عبارت‌اند از: انواع متفاوت شکنجه و مجازات ازجمله چوب‌زدن و در شهر گرداندن (١ / ٤٤١) و پاره‌پاره‌کردن بر سر چارسوق و خاکستر بر باد دادن (٢ / ٣٧٦)، گسترش شاهدبازی در میان خواص (١ / ٦٦-٦٧، ٧٥- ٧٨، ٢ / ٢٦٥) و لواط در میان عوام (٢ / ٢٤٢)، تفأل با دیوان شعر جامی (١ / ٢٦٤)، وجود جلسات و محافل ادبی و شعرخوانی که در بیرون شهر یا در برخی از مغازه‌ها برگزار می‌شد (١ / ٤٨)، رواج جنگ شیعه و سنی (جم‌ )، اشاره به زینت‌آلات زنان مانند دستوانه یا النگو، خلخال، گوشواره (٢ / ٢٨٦) و عنبرچه یا گردن‌بند (٢ / ٢٩٠)، اشاره به برخی از باورهای عامه مانند همراه‌بودن یاقوت با شخص که باعث فزونی قدرت بدن او می‌شود (٢ / ١١٨- ١١٩)، سُرنا و دهل‌زدن هنگام طلوع و غروب آفتاب (٢ / ٢٢٧)، طرح مسائل هوش در محافل دوستانه به‌عنوان نوعی سرگرمی (٢ / ٣٨١-٣٨٤)، و اعتقاد به اینکه کشتی‌گیران «به حسب و نسب، مطعون» هستند (١ / ٥٠٨).
نکتۀ دیگر در این اثر واصفی، اشاره به بسیاری از صاحبان پیشه‌ها و مشاغل است که در سدۀ ١٠ ق در هرات و ماوراءالنهر رایج بود، مانند زرگر (٢ / ١١٣)، سنگ‌تراش که سنگ قبر تهیه می‌کرده است (٢ / ١٧٧)، سرتراش (٢ / ٢٤٢)، بریان‌پز (٢ / ٢٦٢)، حلواگر (٢ / ٢٦٤)، جراح (١ / ٤٨٥-٤٨٦)، و کرباس‌فروش (٢ / ٣٤٤).
نکتۀ پایانی دربارۀ طنز واصفی در کتاب است. او در نقل حوادث و وقایع و نیز به هنگام نقد و بررسی شعر شاعران، طنز بسیار شیوایی به کار می‌گیرد. این طنز کم‌وبیش در سراسر کتاب دیده می‌شود (برای نمونه، نک‌ : ١ / ٣١-٤١)، به گونه‌ای که اسیر هروی طنز را یکی از ویژگیهای بدایع الوقایع به شمار آورده و مصداقهای فراوانی از آن را در کتاب نشان داده است (ص ٣١-٣٧).

مآخذ

اسیر هروی، بدایع الوقایع زین‌الدین محمود واصفی هروی، هرات، ١٣٨٨ ش؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، تمثیل و مثل، تهران، ١٣٥٧ ش؛
همو، قصه‌های ایرانی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
بالدیرف، ا.، «بدایع الوقایع یا تذکرۀ زین‌الدین واصفی»، ترجمۀ محمد صدیق طرزی، آریانا، کابل، ١٣٢٤ ش، س ٣، ج ٣، شم‌ ١٠؛
همو، «زین‌الدین واصفی»، ترجمۀ کریم کشاورز، پیام نو، تهران، ١٣٢٤ ش، شم‌ ٤؛
همو، «واصفی، شاعر هراتی و بدایع الوقایع»، ترجمۀ غلام‌حامد، آریانا، کابل، ١٣٢٤ ش، س ٣، ج ٣، شم‌ ٨؛
بهمنیار، احمد، داستان‌نامۀ بهمنیاری، به کوشش فریدون بهمنیار، تهران، ١٣٦١ ش؛
ثغری، عماد، طوطی‌نامه (جواهر الاسمار)، به کوشش شمس‌الدین آل‌احمد، تهران، ١٣٨٥ ش؛
جعفری (قنواتی)، محمد، روایتهای شفاهی هزارویک‌شب، تهران، ١٣٨٤ ش؛
دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، ١٣٥٢ ش؛
ریپکا، ی.، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران، ١٣٨٣ ش؛
زرین‌کوب، عبدالحسین، سر نی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
عوفی، محمد، جوامع الحکایات، به کوشش امیربانو مصفا و مظاهر مصفا، تهران، ١٣٥٣ ش؛
مارتسلف، اولریش، طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٧١ ش؛
مسلمانیان قبادیانی، رحیم، «بولدیرف، ایران‌شناس پاکیزه‌کار»، ایران‌شناخت، تهران، ١٣٧٨ ش، شم‌ ١٣؛
منزوی، خطی؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
نوربخش، حسین، کریم‌شیره‌ای، دلقک مشهور ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٥٥ ش؛
نیکلسن، ر. ا.، شرح مثنوی معنوی، ترجمۀ حسن لاهوتی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
واصفی، محمود، بدایع الوقایع، به کوشش الکساندر بالدیرف، تهران، ١٣٤٩-١٣٥٠ ش؛
هزارویک‌شب، ترجمۀ عبداللطیف طسوجی، تهران، ١٣١٥ ش.

محمد جعفری (قنواتی)