دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥١ - جوامع احکام النجوم

جوامع احکام النجوم


نویسنده (ها) :
محمد کریمی زنجانی اصل
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٩ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

جَوامِعُ اَحْکامِ النُّجوم، کتابی به زبان فارسی در زایچه و احکام نجوم از ظهیرالدین ابوالحسن علی بن زید بن محمد بیهقی (٤٩٠-٥٦٥ ق / ١٠٩٧-١١٧٠ م)، مشهور به ابن‌فُندُق و فرید خراسان، ادیب، مورخ، فیلسوف، منجم، متکلم و فقیه سدۀ ٦ ق / ١٢ م (نک‌ : دبا، ١٣ / ٤٨٢).
این اثر که از نظر ادبی و تاریخی اطلاعات ارزشمندی دارد (نفیسی، ٣٣٦)، افزون بر آنکه از تسلط بیهقی در زمینۀ نجوم خبر می‌دهد، ازجمله منابعی است که در بررسی زندگی اجتماعی عصر مؤلف سودمند است؛ به‌ویژه که مؤلف دربارۀ صنایع، حِرَف، آداب و رسوم اجتماعی، اصطلاحات رایج زبانی و دیگر مسائل مردم‌شناختی مباحث ارزنده‌ای را مطرح می‌کند و در پی نشان دادن ارتباط این مسائل با احکام نجوم متداول در روزگار خود است (نوشاهی، ٥٢). این کتاب با آنچه یاقوت حموی با عنوان جوامع الاحکام در ٣ جلد از بیهقی یاد کرده (١٣ / ٢٢٧)، متفاوت است (نوشاهی، همانجا).
بیهقی دربارۀ احکام نجوم، افزون بر کتاب جوامع احکام النجوم، آثار متعددی با این عنوانها نگاشته است: احکام القرانات، امثلة الاعمال النجومیة، خلاصة الزیجات، ذخائر الحکم، عرائس النفائس، الکرة و الاسطرلاب، مؤامرات الاعمال النجومیة، و معرفة ذات الحلق (بیهقی، جوامع ... ، گ ١ پ ـ ٢ رو؛ یاقوت، ١٣ / ٢٢٥-٢٢٩؛ نفیسی، ٣٤٦)، که از میان این آثار، ذخائر الحکم و عرائس النفائس در ابطال و رد احکام نجوم بوده است (نک‌ : بیهقی، همان، گ ٢ رو). با این حال، به جز متن جوامع احکام النجوم از دیگر آثار او در این زمینه تاکنون نشانی یافت نشده است و تنها فوایدی از ذخائر الحکم او را در اختیار داریم که در ٥١٢ یزدگردی تألیف شده (همو، ذخائر ... ، گ ١٥١ رو؛ برگهای ١٥٠ رو ـ ١٥٢ رو این نسخه در کتابخانۀ سلیمانیه موجود است). موضوع این رساله، اختیار طالع مناسب برای استجابت دعا ست و در آن از آراء یونانیان و طایفه‌ای از یهودیان و نصارای بغداد یاد شده است.
بیهقی کتاب جوامع احکام النجوم را در ١٠ فصل به این شرح نگاشته است: فصل اول در دانستن آنچه مولود از کدام نوع است، از حیوانات و انسان یا غیر او، و از انواع آنچه که در تحت حیوان باشد؛ فصل دوم در مَسقط نطفه و احکام ماههای آن؛ فصل سوم در آنکه مولود سالم است یا ناقص، و در دلایل تربیت کودک؛ فصل چهارم در احکام هیلاج و کدخدای و قانون عمر؛ فصل پنجم در احکام ١٢ خانه از طالع؛ فصل ششم در احکام بودن کواکب در بیوت، حدود، وجوه و مثلثات؛ فصل هفتم در احکام سهام طالع و دلایل ولادت آن؛ فصل هشتم در احکام اثناعشریات و آثار بروج و احکام نظر کواکب به یکدیگر در وقت ولادت و احکام رأس و ذَنَب؛ فصل نهم در احکام تحویل و انتهای صاحب طالع و باقی دلایل تحویل؛ و فصل دهم در احکام سالهای عالم بر طریق جُمله و بر اختیارات کلی و جزئی کارها و جز آنها.
بیهقی در مقدمۀ جوامع (گ ١ پ ـ ٢ رو) ضمن یادآوری نکاتی دربارۀ شرح حال خود، از برخی آثارش نیز نام می‌برد. او تصریح می‌کند که کتاب جوامع را در عین انکار احکام نجوم، از آنجا که ملوک و سلاطین روزگارش را «بدان تقربی هست و فکرتها و رأیهای خویش را بر محک آن می‌زنند»، به خواهش دوستان خود و با مراجعه به ٢٥٧ عنوان کتاب در موضوع احکام نجوم نگاشته است؛ آن هم بر اساس آنچه که از میان مطالب آنها معتمدتر می‌یافته است (همان، گ ٢ رو ـ ٢ پ؛ مرعشی، ١٦ / ٢١٠). با این حال، در فراز دیگری از همین مقدمه (گ ٢ پ)، به «احکامیان» (= اهل نجوم دربار) توصیه می‌کند که دربارۀ آینده تا آنجا که میسر است، از ممکن‌بودن رخدادها سخن گویند، نه از قطعی‌بودن آنها، و دعوی دانستن «اسباب» نکنند و آن هنگام حکم کنند که بیش از یک دلیل و اَمارت بینند.
بیهقی بر توجه منجمان به وقت حکم‌کردن بر نحسی عطارد و موقعیت منازل نجومی مریخ و قمر برای جلوگیری از خطای فاحش ایشان تأکید می‌کند (همانجا) و شوخی درباریان یکی از امیران روزگار خود با یک منجم را نقل می‌کند که به وقت زادن کره‌اسب امیر، «ارتفاع وقت زادن» او را گرفتند و بر منجم عرضه کردند و گفتند که امیر را پسری آمده است و آن بیچاره مدتها دربارۀ اعمال و احکام در آن طالع بررسی می‌کرد و سرانجام کره‌اسب را به صفاتی مانند عقل، دین‌داری، وفا، سخا و جز آنها حکم کرد و خود را مضحکه نمود (همان، گ ٣ رو، نیز ٤ رو). بدین‌سان، تأکید بیهقی بر دقت منجمان و تکیۀ آنها بر تمام جوانب دانش احکام نجوم و بر فیض الٰهی به جای حدس، به روشنی برمی‌نماید که خود او هم به رغم انکار فلسفی این مباحث، به آنها رغبت و حتى می‌توان گفت که باور داشته است؛ چنان‌که در تاریخ حکماء الاسلام (ص ٦٥-٦٦) نیز در شرح حال ابن‌سینا، به دقت از طالع او یاد می‌کند.
بیهقی در جوامع به آنچه که به اعمال نجومی تعلق دارد، نپرداخته است و علت این رویکرد را بیان چنین اعمالی در دو کتاب خلاصة الزیجات و امثلة الاعمال النجومیۀ خود ذکر می‌کند (گ ٣ رو).
او از همان نخستین فصول کتاب، از نقش احکام نجوم در باورهای مردم روزگار خود سخن می‌گوید و با اشاره به کاربردهای گوناگون این فن در زندگی روزمرۀ آنها، تصویر جالبی در اختیار ما می‌نهد؛ چنان‌که اگر در نخستین فصل از شادی مردان از دوقلو بودن پسران و از غم مادران از دوقلو بودن دختران خود یاد می‌کند (گ ٥ رو)، در فصل دوم از باوری سخن می‌گوید که ویژگیهای جسمی، رفتاری و باطنی مردمان را در نسبت منازل بروج با انعقاد نطفه باز می‌جوید (برای نمونه، نک‌ : گ ٥ پ ـ ٦ رو) و حتـى تشخیص صحت نسبـت فـرزند را بـر طالع نجومی او بنیاد می‌نهد (گ ٧ پ).
بیهقی در فصل سوم جوامع (گ ٧ پ ـ ١٤ رو) نیز در ادامۀ سنتهای زردشتی ( گزیده‌ها ... ، فصل ٣٠، بند ١-١٢، ص ٤٤-٤٥) و هرمسی (بلیناس، ٥١٥-٥٢١)، از مناسبات کواکب با اعضای بدن و از نسبت شکل، رنگ چهره، پوست و طبیعت آدمی (= دموی، صفراوی، سوداوی و بلغمی) با طالع او سخن می‌گوید.
فصل پنجم کتاب، از منظر مطالعات مردم‌شناختی اهمیت فراوان دارد؛ چراکه بیهقی در پوشش احکام نجوم، از بافت جامعه و نحوۀ برخورد و رفتار اجتماعی مردم ایران در سدۀ ٦ ق سخن می‌گوید و با پیش‌بینی نسبتِ پیشه و حرفۀ مولود هر طالع، درواقع، از باورهای هر صنف و پیشه‌ای در روزگار خود یاد می‌کند (نوشاهی، ٥٤) و برای اثبات سخن خود، از درجۀ طالع برخی بزرگان روزگارش مانند شرف‌الزمان ایلاقی و سلطان سنجر سلجوقی بهره می‌گیرد (گ ٣٦ پ، ٣٨ پ). در این فصل، او در بحث از احکام برج دهم به دسته‌بندی پیشه‌وران روزگار خود می‌پردازد؛ پس نخست، پیشه‌های اصلی و آن‌گاه پیشه‌های فرعی را یاد می‌کند (گ ٨٣ رو ـ ٨٨ پ). پیشه‌های یادکردۀ او عبارت‌اند از: پیکها و مسافران؛ سرکه‌فروشان، نفت‌فروشان و روغن‌فروشان؛ قِرّادان، کناسان (= رفتگران)، نی‌فروشان، نیزه‌تراشان و خَزران‌فروشان؛ خرمافروشان، زیتون‌فروشان، کاریزه‌فروشان و پنیرفروشان؛ دبّاسان، حلوافروشان و نرّادان؛ قصابان، فصادان (= رگ‌زنان)، خبازان و طباخان؛ صیرفان، زرگران، سیم‌کوبان و مرجان و مرواریدفروشان؛ آبگینه‌گران، سفال‌فروشان و فخاران؛ گُلْخَن‌تابان؛ صیادان ماهی، مُرغ‌فروشان، نخّاسان (= ستور، شتر و گوسفندفروشان)، بنده‌فروشان، دباغان و پوست‌فروشان؛ وراقان، صحافان و خیاطان؛ گلیم، صوف، پلاس و نمدفروشان؛ دهقانان و برزگران؛ ریحان‌فروشان، تره‌فروشان و میوه‌فروشان؛ نیلوَران (= داروفروشان) و عطاران؛ رسن‌تابان؛ صیادان؛ اطبا؛ بازیگران و رسن‌بازان؛ آهنگران؛ کشتی‌بانان؛ کاریزکَنان؛ رنگرزان و نقاشان؛ خرازان و کفشگران؛ درودگران، جولاهان و درزیان (موی‌دوزان) (نیز نک‌ : نوشاهی، ٥٤-٥٦).
او در فصل پنجم ذیل عنوان «مرگ فجأ» (گ ٧٨ رو ـ ٨٠ پ) از انواع مردن در روزگار خود یاد می‌کند که عبارت‌اند از: غرق شدن در آب، سوختن به آتش، افتادن از بلندی، آبله، خوردن زَهر، دار زدن و جزاینها. همچنین با ذکر مسئلۀ خودکشی به عنوان یکی از انواع چنین مرگهایی، برای نمونه از خودکشی حکیم محمود خوارزمی با کارد (قلم‌تراشی) در مدرسۀ نظامیۀ مرو در ٥٢٠ ق / ١١٢٦ م سخن می‌گوید (گ ٨٠ رو، نیز نک‌ : تاریخ، ١٨٠).
بیهقی با یادکرد پیشه‌هایی مانند حمالی، سقایی، صاحب‌برید بودن، کاردکنی و جزاینها، در فصلهای بعد نیز به شمار دیگری از پیشه‌ها می‌پردازد و از برخی پیشه‌های زنان مانند مشاطه‌گری و معلمی یاد می‌کند (نوشاهی، ٥٦). او که پیش‌تر در جوامع از تفاوت نام‌گذاری مردان و زنان در عراق و خراسان سخن گفته است (گ ٢٩ پ)، در فصل ششم (گ ٩٢ رو ـ ١٢٥ پ) اخلاقیات را از منظر احکام نجوم بنابر رأی حکیمان یونانی، بابلی و هندی مانند افلاطون و تنگلوشا برمی‌رسد و این مباحث را در فصلهای هفتم تا نهم نیز از منظر دیگر مباحث احکام نجوم پی می‌گیرد و در پایان فصل نهم (گ ١٥١ رو ـ ١٥٨ پ) خلاصۀ مباحث خود را در جدولهایی تنظیم می‌کند.
گفتنی است که بیهقی در جای‌جای نوشتۀ خود به آثار بزرگانی مانند ابومعشر بلخی، احمد بن عبدالجلیل سجزی، ابوریحان بیرونی، ابن‌فرخان طبری و کوشیار گیلی ارجاع می‌دهد و در فصل پایانی اثر خود در بازنمود احکام تحویل سال و زیجها، به کتابهای موجود در این موضوع به تفصیل می‌پردازد (نیز نک‌ : نفیسی، ٣٣٦).
جوامع احکام النجوم در روزگار پس از بیهقی مورد توجه فراوان بوده است و فراوانی نسخه‌های آن (نک‌ : منزوی، ١ / ٢٨٤؛ مرعشی، ١٦ / ٢١٠-٢١١؛ طباطبایی، ١٧٢-١٧٣) دلیل خوبی بر این ادعا ست. البته، در این نسخه‌ها، بسته به گرایش مذهبی کاتبان، در ذکر القاب برخی صحابۀ رسول اسلام (ص) تصحیفهایی صورت گرفته است (نک‌ : نوشاهی، ٥٣؛ قس: نفیسی، ٣٣٨، ٣٤٣). همچنین می‌دانیم که در سده‌های میانه، از این کتاب، نسخۀ خلاصه‌شده‌ای نیز وجود داشته است (نک‌ : EI٢, I / ١١٣٢) که اکنون نشانی از آن در دست نیست.

مآخذ

بلیناس، سر الخلیفة وضعة الطبیعة، به کوشش اورزولا وایسر، حلب، ١٩٧٩ م؛
بیهقی، علی، تاریخ حکماء الاسلام، به کوشش ممدوح حسن محمد، قاهره، ١٩٩٦ م؛
همو، جوامع احکام النجوم، نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ آستان قدس رضوی، شم‌ ٢٦٤‘١٢؛
همو، فوایدی از ذخائر الحکم، نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ سلیمانیه، شم‌ ٤٥٢‘١؛
دبا؛
طباطبایی، عبدالعزیز، « نهج‌البلاغة عبر القرون»، تراثنا، قم، ١٤١٤ ق، س ٩، شم‌ ٣٧؛
گزیده‌های زادسپرم، ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران، ١٣٦٦ ش؛
مرعشی، خطی؛
منزوی، خطی؛
نفیسی، سعید، «امام ابوالحسن بیهقی و مؤلفات او»، مهر، تهران، ١٣١٣ ش، س ٢، شم‌ ٤؛
نوشاهی، عارف، «جوامع احکام النجوم بیهقی، کتابی مهم در احکام نجوم و جامعه‌شناسی ایران»، نامۀ بهارستان، تهران، ١٣٧٩ ش، س ١، شم‌ ١؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:

EI٢.
محمد کریمی زنجانی اصل