دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣ - بنجامین، سفرنامه

بنجامین، سفرنامه


نویسنده (ها) :
نسیم عظیمی پور
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بِنْجامین، سَفَرْنامه، گزارش سفر سمیوئل گرین ویلر بنجامین (١٣ فوریۀ ١٨٣٧- ١٩ ژانویۀ ١٩١٤ م / ٧ ذیقعدۀ ١٢٥٢-٢١ صفر ١٣٣٢ ق)، نخستین سفیر ایالات متحدۀ آمریکا در ایران، با عنوان ایران و ایرانیان.
بنجامین افزون بر آنکه دیپلمات بود، فعالیتهای زیادی نیز به عنوان روزنامه‌نگار، نقاش و نویسنده انجام داده بود. وی در ژوئن ١٨٨٣ / شعبان ١٣٠٠ وارد تهران شد (رضازاده ملک، ١٥) و در ١٨٨٥ م / ١٣٠٢ ق به آمریکا بازگشت (چهرازی، ١٠١). وی پس از بازگشت به آمریکا، از سیاست کناره گرفت و به نوشتن سلسله‌مقالاتی در مطبوعات آمریکا، و همچنین کتابهایی دربارۀ ایران و ایرانیان پرداخت؛ ازجمله: مقالۀ «آداب و رسوم ملی و درباری ایران» در مجلۀ هارپر؛ «تعزیه یا نمایش پرشور ایرانی» در همان مجله؛ «ایران و ایرانیان» در «نشریۀ انجمن جغرافیای آمریکایی»؛ کتاب «سرگذشت ایران» (رضازاده ملک، ٢٧- ٢٨؛ نک‌ : دنبالۀ مقاله).
کتاب ایران و ایرانیان از اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تاکنون، چند بار ترجمه شده که برخی از آنها چاپ نشده، و به صورت دست‌نویس در کتابخانه‌های ملک و دانشگاه تهران نگهداری می‌شود (نک‌ : رضازاده ملک، ٣ / ٣٦؛ دانش‌پژوه، ٢ / ٩٣٦؛ چهرازی، ١٠٢). اصل کتاب در ١٧ فصل و ٥٠٧ صفحه به علاوۀ ١٧ صفحه پیشگفتار، فهرست مطالب و فهرست تصاویر در ١٨٨٧ م / ١٣٠٤ ق در لندن چاپ شده است. این کتاب را نخست آوانس خان مساعدالسلطنه در ١٢٨١ ش / ١٣٥٠ ق، از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده که ٩ فصل آن به دست آمده است. سپس، همین کتاب به کوشش رحیم رضازاده ملک چاپ شده است. ترجمه‌ای از آن نیز از محمدحسین کردبچه موجود است.
فصل اول با عنوان «از بحر اسود تا سر حد ایران» است و در آن، نویسنده به شرح سفر خود از کشورهای مختلف تا ایران و تهران می‌پردازد. وی در توصیف شهر باکو آن را به دو بخش قدیم و جدید تقسیم می‌کند و می‌گوید: «شهر قدیم که شهر ایرانیان بوده، هنوز محل سکنای آنان است. خانه‌ها و بازارها و حمامهای آن طرز معماری مخصوص خودشان را دارد، خانه‌ها را غالباً در یک حیاط گود می‌سازند. حتى در ورودیِ حمامها نشان ملی دولت ایران منقش است و آن عبارت است از شیر خوابیده‌ای که خورشید به صورت انسانی در کمر آن می‌درخشد» (ص ١٨، ترجمه، ٦٦).
فصل دوم با عنوان «از انزلی تا تهران»، به ماجراهای سفر نویسنده در این مسیر اختصاص دارد. در این فصل، او به چگونگی پخت برنج در ایران، و نیز انواع غذاهایی که با گردو، فندق، پسته یا میوه‌های خشک تهیه می‌شود، می‌پردازد. او همچنین به چگونگی مهمان‌نوازی ایرانیها بر سر سفره اشاره می‌کند و می‌نویسد: «گاهگاهی میزبان به دست خود، لقمۀ خوبی انتخاب کرده، در ظرف مهمانهای خود می‌گذاشت. چه، این عادت در ایرانیها هست و یک نوع علامت ملاطفت و مهمان‌نوازی است» (ص ٢٧-٢٨، ترجمه، ٧٨- ٧٩).
در فصل سوم، با عنوان «وضع ظاهری ایران»، بنجامین به جغرافیای طبیعی ایران و استانهای مختلف آن می‌پردازد و ضمن معرفی گونه‌های حیوانی و گیاهی، نواحی بحر خزر را یکی از زیباترین مناطق جهان می‌داند، اما نسبت به پلنگها، ببرها، مارها و پشه‌های آنجا هشدار می‌دهد و می‌نویسد: « ... عفونت رطوبتی مهلک، مانند غول بیابان، در دشتهای برنج در گردش است و کمتر شخصی در این ممالک به هم می‌رسد که مزاجش به‌واسطۀ تب دائمی علیل و رنجور نباشد ... » (ص ٤٦، ترجمه، ١٠١).
او همچنین می‌نویسد: «چیز دیگری که در ایران جاذب دقت مسافر است، تلهای مصنوعی است و در تمام مملکت فاصله به فاصله واقع است. خود ایرانیان دربارۀ آن تلها چیزی نمی‌دانند؛ فقط، اباً عَن جَدّ، گفته شده است که این تلها از عهد جمشید باقی مانده است. ولی این عبارت را در ایران برای هر چیزی که قدمت زیاد داشته باشد، مانند مَثَل بیان می‌کنند و معنی آن این است که اطلاع تاریخی در این باب به دست نیست. برخی نیز می‌گویند که در صورت تاخت‌وتاز دشمن در بالای این تلها آتش می‌افروختند و بدین وسیله به یکدیگر اطلاع می‌دادند و کار تلگراف از این تلها ساخته می‌شد» (ص ٥١، ترجمه، ١٠٥-١٠٦).
عنوان فصل چهارم «شهر تهران» است. در آغاز این فصل، به معماری خانه‌های ایرانی و تزیینات در و پنجره و نحوۀ ساخت بامها و پس از آن، رسم داشتن بیرونی و اندرونی و چگونگی آب‌رسانی شهر پرداخته می‌شود. بنجامین در توصیف محلات تهران، می‌نویسد: «در محلۀ قدیم که تقریباً ١٠٠ هزار نفر در آن ساکن‌اند، کوچه‌ها کلیتاً تنگ و کج و معوج است؛ ولی گاهگاهی میدانی در آن کوچه‌ها واقع است و در مرکز میدان حوضی دیده می‌شود، و بازارهای پوشیدۀ تهران که بهترین بازارهای ایران محسوب می‌شود، در این محله واقع است. وقتی شخص پیاده و سواره یا با کالسکه از میان کوچه‌ها و بازارها عبور می‌کند، می‌بینید که خیلی لازم است نوکر همراه خود داشته باشد که آنها راه را باز کنند، و الا مشکل می‌شود از میان جمعیت حمالها و گداها و میوه‌فروشها، و خر، اسب و شتر عبور کرد ... و سکوی مخصوصی برای عبورومرور پیاده‌ها برقرار ننموده‌اند ... » (ص ٧١-٧٢، ترجمه، ١٢).
مطالب متنوعی دربارۀ فرهنگ عمومی مردم در این فصل بیان شده است؛ برای مثال، معامله با دلالها و تکیه‌کلامهای ایشان، ازجمله اینکه وقتی می‌خواهند صدق قول خود را مدلل کنند، به ریش خود قسم می‌خورند و اینکه آنها خیلی مؤدب و باحوصله‌اند و هیچ‌گاه از طریق ادب و خوش‌رفتاری خارج نمی‌شوند (ص ٨٤، ترجمه، ١٣٧). بنجامین در بخشی از این فصل می‌کوشد برخی از ویژگیهای اخلاقی و نیز فرهنگی ایرانیان را که از نزدیک شاهد آنها بوده است، با آنچه گزنفن، مورخ معروف یونانی، گفته است، مقایسه کند (ص ٨٨-٨٩، ترجمه، ١٤).
او در ادامۀ سخن به مشاغلی چون نجاری، دلاکی، نانوایی و تعلیم و تربیت کودکان در مکتب‌خانه اشاره می‌کند و می‌گوید: دلاک نه‌تنها صورت می‌تراشید و زلف می‌زد، بلکه به وقت لزوم، دندان نیز می‌کشید، زالو می‌انداخت و فصد می‌کرد. نویسنده فصدکردن را خیلی شایع توصیف می‌کند و می‌گوید حتى مردمان سالم نیز برای جلوگیری از مرض، هر ماه یا دو بار در ماه فصد می‌کنند (ص ٩٤-٩٥، ترجمه، ١٤٤). وی در ادامه می‌نویسد که ایرانیان ناهاری مختصر می‌خورند و پس از صرف چای و قلیان، چند ساعتی می‌خوابند (ص ٩٦، ترجمه، ١٤٥).
آن‌گاه دربارۀ انواع تفریحات مردم از قبیل شاهنامه‌خوانی و خواندن اشعار سعدی و حافظ در قهوه‌خانه‌ها، و میمون‌گردانی، شیر رقصانی، و کشتی‌گیری در خیابان مطالبی را نقل می‌کند (ص ١٠٠، ترجمه، ١٤٩). وی مراسم دیدوبازدید ایرانیان را با وصف جزئیات شرح می‌دهد و بر رسم تعارف که آن را عادت و طبیعت ثانوی ایشان می‌داند، تأکید بیشتری می‌کند (ص ١٠١، ترجمه، ١٥٠) و دربارۀ پذیرایی ایرانیها و مراسم آن، شأن و مقام مهمانان، هم‌طراز بودن یا نبودن آنها از لحاظ موقعیت اجتماعی، ترتیب نشستن در مجلس و نوبت پذیرایی، انواع نوشیدنی، و دیگر وسایل پذیرایی به تفصیل سخن می‌گوید (ص ١٠٣-١٠٤، ترجمه، ١٥١-١٥٢). پس از آن، شرحی دربارۀ زنان ایرانی و به‌ویژه پوشش آنها ازجمله چادر و روبنده آورده است (ص ١٠٦، ترجمه، ١٥٦-١٥٧).
بنجامین در فصل پنجم با عنوان «ییلاقات شمیران»، محیط طبیعی و باغها، به‌ویژه عمارتهای منطقۀ شمیرانات را توصیف می‌کند. اجزاء این عمارتها، ازجمله حوض درون حیاط، او را سخت به وجد می‌آورد؛ چنان‌که در جای جای مطالب این فصل، به تحسین ذوق و هنر ایرانی می‌پردازد (ص ١٢٦، ترجمه، ١٧٨).
فصل ششم «امم و طوایف مختلفۀ ایران» نام دارد و سرشار از اطلاعات نویسنده دربارۀ برخی از اقوام ایرانی است که وی آنان را ملاقات کرده است (ص ١٣٠، ترجمه، ١٨٣). او در این فصل، به بیان احوال زردشتیها، کردها، اهالی تبریز، عربها، کرمانیها، بلوچها و خراسانیها، و نیز ویژگیهای فیزیکی، فرهنگی و اخلاقی آنها می‌پردازد؛ همچنین دربارۀ طوایف و عشایری همچون شاهسونها، لرها، بختیاریها و حتى افغانها و شیوۀ معیشت و نیز تعلقات مذهبی آنها به تفصیل سخن می‌راند. ازجمله دربارۀ بختیاریها می‌نویسد: « ... برخلاف رسم اسلام، اطفال خود را به اسامی پیغمبر (ص) و اخلاف او موسوم نمی‌نمایند، بلکه به اسم وحوشی از قبیل گرگ و شیر و پلنگ می‌نامند و لفظی هم برای تصریح بر آن می‌افزایند. هم خیلی رشیدند و هم خیلی نادرست و زیرک» (ص ١٤٠-١٤١، ترجمه، ١٩٦).
در فصل هفتم با نام «شرایط خدمت در ایران»، به شکلی جذاب روابط میان کارگر و کارفرما، تقلبها، رفتارها، انتظارها و مناقشات و مجادلات بین آنها، همراه با داستانها و وقایعی که برای خود نویسنده پیش آمده، روایت می‌شود. او در همین بخش، به بعضی عادات و انعام‌دهی یا انعام‌گیری، و رشوه‌دهی و رشوه‌گیری هم اشاره می‌کند و در ادامه ویژگیهای جسمانی، اخلاقی و فرهنگی دهقانان را شرح می‌دهد و ازجمله به علاقۀ آنها به اشعار حافظ و فردوسی می‌پردازد (ص ١٧٣، ترجمه، ٢٢٦).
نویسنده ضمن فصل هشتم با نام «ناصرالدین شاه و خانوادۀ او»، به طایفۀ قاجار، شخص ناصرالدین شاه و اطرافیانش می‌پردازد و مراسم نوروز در میان مردم و نیز درباریان را تشریح می‌نماید و به مراسم آتش‌افروختن در شب نوروز و پریدن از روی آن توسط عموم اشاره می‌کند (ص ١٩٨، ترجمه، ٢٥٤). دربارۀ مراسم سفر، در جایی می‌نویسد: «در ایران هرکس بیشتر به زیارت برود، شهرت تدین و تقدس به هم می‌رساند و فی‌الحقیقه این قسم تحصیل شهرت تدین سهل‌تر است از اینکه شخص از روی درستی و راستی زندگی کند و بدان واسطه تحصیل نام نماید» (ص ٢٠٨، ترجمه، ٢٦٢).
نویسنده در فصل نهم، به موضوعات مرتبط با مسائل فرهنگ مردم اشاره‌ای نمی‌کند و این فصل به «شرح حال بعضی از امنای دولت ایران» اختصاص یافته است.
در بخشی از فصل دهم، به طبابت در ایران می‌پردازد؛ ازجمله اینکه طبابت در ایران نیاز به هیچ‌گونه اجازه‌ای ندارد. مردم نیز نسبت به درمان این طبیبان، حتى اگر منجر به مرگ بیمار شود، اعتراضی ندارند و معتقدند که «قسمت این طور بود!» (ص ٢٤٥-٢٤٦، ترجمه، ٢٩٧- ٢٩٨).
«نظر اجمالی بر صنایع ایران» عنوان فصل یازدهم کتاب است. معماری ایرانی و ظرایف به کار رفته در آن توسط صنعت‌کاران مختلف، به شدت حس تحسین مؤلف را برانگیخته است. گچ‌بری، آجرکاری، نقاشی، خطاطی، تذهیب، قلم‌زنی، طلاکوبی، برنج‌کاری، ساخت اشیاء چوبی و مسی و شیشه‌ای، میناسازی، منبت‌کاری، خاتم‌سازی، گل‌دوزی و قالی‌بافی ازجمله هنرهایی است که بسیار ستوده شده، و توصیف هر یک از این هنرها و صنعتها باعث شده است که این فصل، مشروح‌ترین فصل کتاب باشد.
فصل دوازدهم «فرقه‌های مذهبی و مکتبی ایران» نام دارد و نویسنده در جایی از این فصل می‌نویسد: «ایرانیها ... ملتی هستند باشعور و پرتصور، تندذهن و پراقدام و قیودی را که آزادی خیال انسان را مقید می‌سازد» تحمل نمی‌کنند و چنانچه قانونی خلاف خیالات باطنی آنها وضع شود، «ظاهراً اطاعت می‌کنند، ولی در باطن به عقیدۀ خود باقی می‌مانند» (ص ٣٤٥-٣٤٦، ترجمه، ٤٠٤).
«شیعه‌ها و تعزیه» عنوان فصل سیزدهم است. بنجامین در این فصل به تفصیل به تاریخ اسلام و تشیع می‌پردازد و برخی از مناسک ماه محرم و ذیحجه را شرح می‌دهد که ازجمله می‌توان به گزارش مشروح وی از نحر شتر در عید قربان اشاره کرد (ص ٣٧٨، ترجمه، ٤٣٥).
همچنین او ضمن توصیف جامعی از مراسم تعزیه، می‌نویسد: «من تعزیه‌های ٣ روز آخری را ندیدم، اگرچه گاهی عیسویها را به تماشای تعزیه اجازه می‌دهند، اما در ٣ روز آخری به تکیۀ دولت دعوت نمی‌کنند. وقایع آن ٣ روز به قدری مقدس است که شایسته نیست چشم اهل خارج مذهب آن را ببیند، خصوصاً در روز آخر برای عیسویان چندان مناسبت ندارد که در تکیه دیده شوند، زیرا در آن روز، تعزیۀ قتل امام حسین (ع) را درمی‌آورند، حالت انقلاب مردم به اعلا درجۀ تصور می‌رسد، و اگر در آن وقت شخص مسلمان متعصبی چشمش به اهل خارجه بیفتد، می‌داند که عاقبت کار چه خواهد شد!» (ص ٤٠٤-٤٠٥، ترجمه، ٤٦٢-٤٦٣).
در فصل چهاردهم با عنوان «مکنت و محصولات و تجارت ایران»، نویسنده گندم و برنج را که از نظر وی، به ترتیب معمول‌ترین خوراک ایرانیان است، شرح می‌دهد (ص ٤١١، ترجمه، ٤٦٩) و در ادامه، محصولاتی مانند ابریشم، توتون، افیون و نیز اقلام تجارتی مهم مانند قالی را برمی‌شمرد (ص ٤١١، ترجمه، ٤٦٩).
فصل پانزدهم با عنوان «شرع و عرف یعنی قوانین ایران» مشخص می‌شود و نویسنده پس از تعریف هر یک از این دو مقوله، چگونگی جاری شدن احکام شرعی و عرفی، و نیز قواعد حاکم میان قضات و شاکیان و محکومان را توضیح می‌دهد؛ همچنین در مبحث ازدواج به باورهای مردمی در این باره اشاره می‌کند، ازجمله آنکه: شخصی که قصد ازدواج دارد، باید زنی را بجوید که حاصل یک ازدواج مشروع باشد و نیز دوشیزه و پاک‌دامن باشد. «و تا قمر در عقرب است مزاوجت نباید صورت بگیرد و همچنین در وقت خسوف ماه، در روز کسوف آفتاب، وقت ظهر، وقت آخر حمره، ٣ روز آخری ماه که محاق نامیده می‌شود و در آن وقت ماه پایین‌تر از افق است، مابین طلوع فجر و آفتاب، وقت شب اول هر ماه به استثنای ماه رمضان، شب وسط ماه، در سفر، وقت طوفان و یا در وقت زلزله نباید عقد کند» (ص ٤٤٨، ترجمه، ٥٠٨).
بنجامین در فصل شانزدهم با عنوان «بعضی امکنۀ بعیدۀ ایران»، همچنان که از نامش پیدا ست، ضمن گزارش خاطرات جالب خود از گوشه‌وکنار ایران، مطالبی خواندنی در لابه‌لای گفته‌هایش دربارۀ باورهای ایرانیان به دست می‌دهد؛ مثلاً اینکه به عقیدۀ ایرانیان، نمی‌توان گاو را دوشید اگر گوساله‌اش در کنارش نباشد و یا برای مرد شوم است که شیر گاو را بدوشد (ص ٤٥٩، ترجمه، ٥٢١).
فصل هفدهم، آخرین فصل کتاب، با عنوان «وضع پلتیکی ایران» تدوین شده، و نویسنده در آن، به روابط دولت وقت با دیگر ممالک فرنگ، به‌ویژه روس و انگلیس و ممالک متحدۀ آمریکا و نیز دولتهای عثمانی، فرانسه، آلمان و مسائل تجاری و اقتصادی فی‌مابین پرداخته است (ص ٤٧٤-٤٩٥، ترجمه، ٥٣٧-٥٦٠).

مآخذ

بنجامین، سمیوئل گرین ویلر، ایران و ایرانیان، به کوشش رحیم رضازاده ملک، تهران، ١٣٦٢ ش؛ چهرازی، منصور، «سفرنامۀ بنجامین و تاریخچۀ روابط ایران و آمریکا»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، تهران، ١٣٨٢-١٣٨٣ ش، شم‌ ٧٧ و ٧٨؛ دانش‌پژوه، منوچهر، «سفرنامۀ بنجامین، نخستین سفیر ایالات متحدۀ آمریکا در ایران»، سفرنامه ... تا پخته شود خامی، به کوشش همو، تهران، ١٣٨٠ ش؛ رضازاده ملک، رحیم، مقدمه بر ایران و ایرانیان (نک‌ : هم‌ ، بنجامین)؛ نیز:

Benjamin, S. G. W., Persia and the Persians, London, ١٨٨٧.

پیمان متین