دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٩ - بابن و هوسه، سفرنامه

بابن و هوسه، سفرنامه


نویسنده (ها) :
معصومه ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بابِنْ وَ هوسه، سَفَرْنامه، گزارش سفر شارل بابن و فردریک هوسه با عنوان سفرنامۀ جنوب ایران که در ١٨٥٥ م / ١٢٧١ ق به ایران سفر کردند.بابن مهندس، و هوسه گیاه‌شناس، از دانشمندان فرانسوی ( ایرانیکا، VII / ٣٩٨) علاقه‌مند به پژوهشهای مردم‌شناسی و باستان‌شناسی در ایران بودند (افشار، ٥). به‌نظر می‌رسد آنها با مارسل دیولافوا و همسر او، ژان دیولافوا (ه‌ م) از پیش آشنایی داشتند و اهداف و برنامه‌ای مشترک را دنبال می‌کردند؛ زیرا گزارش سفر این دو دانشمند فرانسوی، از ملاقات آنها با دیولافواها در شهر شوش، در بدو ورود به ایران حکایت می‌کند که سفارشهای ویژه‌ای دربارۀ اکتشاف و حفاری آثار باستانی، و عکس‌برداری از آنها به بابن و هوسه داده بودند.
این سفرنامه با شرح خداحافظی بابن و هوسه با دیولافواها در شوش آغاز می‌شود و مسیر اکتشاف آنها از مالمیر به سمت شیراز، اصفهان و مناطقی چون شاپور، اصطخر، نقش‌رستم و مشهد مرغاب عنـوان می‌شود (نک‌ : ص ١٩-٢١). آن‌طور که از انتهای کتاب مشخص است بابن و هوسه قصد داشتند مدتی در ایران بمانند و مناطق دارای آثار باستانی را بررسی کنند تا بار دیگر دیولافواها از فرانسه به ایران بازگردند و همراه آنها به حفریات بپردازند (ص ١٦٧). به‌رغم بی‌انصافیها، بدبینیها و غرض‌ورزیهای بابن و هوسه دربارۀ ایران و ایرانیان، سفرنامۀ آنها به دو علت حائز اهمیت است: نخست آنکه گزارشهای سفر آنها تا حدودی اوضاع اجتماعی ایران در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه قاجار را به تصویر می‌کشد (نک‌ : محدث، ١٣)؛ دوم اینکه این سفرنامه در دورۀ قاجار، به‌دستور ناصرالدین شاه و توسط محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ترجمه شد و حواشی و تعلیقاتی بیشتر از اصل سفرنامه بر آن افزوده شد که این امر بر ارزشهای این اثر افزوده است (نک‌ : همو، ١١). اعتمادالسلطنه اضافات و حواشی خود را با عبارت «مترجم گوید» در متن آورده است (نک‌ : ص ٢٨، ٣٠، جم‌ ‌) و برای مشخص کردن محدوده، و پایان هر حاشیه دوباره عبارت «مسافرین مزبور نویسند» را می‌آورد (نک‌ : ص ٣٠، ٣٣، جم‌ ).
بابن و هوسه گزارش مسافرت خود را با شرح ویژگیهای جغرافیایی، آب و هوا، و مردم خوز‌ستان شرح می‌دهند. در بخشی از این گزارش نگاه بسیار بدبینانه‌ای نسبت به مردم خوزستان و عرب‌زبانهای آن منطقه ‌دارند و این نظر بدبینانه را با نقل قولی از یاقوت حموی در معجم ‌البلدان و امام علی (ع)، مستند می‌سازند (ص ٢٥).
بابن و هوسه در ابتدا، سفرنامۀ خود را در شرایطی عامه‌پسند و در روزنامه‌ای به ‌نام تور دوموند منتشر ساختند (افشار، ٥ - ٦) و بـرای جذابیت و جلب خواننده، بیشتر مطالب را طوری تنظیم ـ کرد‌ند که گویی به سرزمینی ناشناخته و نامتمدن ــ که مردمان آنجا همگی بی‌علم و دانش و عامی هستند ــ سفر کرده‌اند. هرچند اوضاع و احوال اجتماعی و مسائل اقتصادی و سیاسی آن روز، چهرۀ مناسبی از ایران را نشان نمی‌داده است، تا حدودی رفتار و نوع قضاوت بابن و هوسه را می‌توان درک کرد؛ اما از آنجا که این دو دانشمند فرانسوی طرز فکر و روحیۀ مردم عادی را با افکار دانشگاهی خود سنجیده‌اند، نمی‌توان داوریهای آنها را که گهگاه نشانه‌های تمسخر نیز در آن دیده می‌شود، مقرون به انصاف و عدالت دانست. از سویی دیگر بابن و هوسه برای بازنمایی افکار ناعالمانۀ مردم، ناخواسته بخشی از بینش و جهان‌بینی تودۀ مردم را دربارۀ پدیده‌های مختلف ثبت و ضبط کرده‌اند که در مطالعۀ فولکلور و باورها و آیینهای ایرانیان در ٢ سدۀ پیش، قابل تأمل است؛ برای نمونه در ابتدای سفرنامه در گفت‌وگویی دربارۀ پدیده‌های طبیعی، اجرام آسمانی، خورشید، ماه و ستارگان، باورهای عامیانۀ رایج دراین‌باره را از زبان یکی از اهالی دزفول بیان می‌کنند (ص ٢٦- ٢٨).
مترجم سفرنامه، اعتمادالسلطنه، نیز در توضیح افکار بابن و هوسه یا جاهایی که آنها به آنجا سفر کرده‌اند، گهگاه آگاهیهای فولکلوریک‌ جالب توجهی ارائه می‌دهد. به‌عنوان مثال وی در شرح وجه تسمیۀ دزفول، به یکی از باورهای رایج مردم دربارۀ نام شهر دزفول که «قلعۀ باقلا» معنا می‌شود، اشاره می‌کند (ص ٣١) و در جایی دیگر به وجه تسمیۀ «مافاریان» و داستان عامیانه‌ای دربارۀ پدیدآمدن بند و شادروانی بر روی درۀ مافاریان می‌پردازد (ص ٤٣).
از مطالب قابل توجه در این سفرنامه، آگاهیهای موجود دربارۀ وضعیت ایل بختیاری، و به‌ویژه برخی باورها، آداب و آیینهای این ایل است. به‌عنوان مثال آگاهیهای جالب توجهی دربارۀ سنگ قبرهای مردان شجاع، و بزرگان ایل بختیاری آمده است که کنار آنها پیکرۀ بزرگ شیرسنگی تراشیده بودند و روی سنگ قبرها نیز به نشانۀ شجاعت و دلاوری مردان فوت شده، تفنگ، شمشیر و خنجر نقر کرده بودند (ص ٥٩). بابن و هوسه چون از این پدیده در منطقۀ ارمنستان و آذربایجان نیز آگاه بودند، در اظهارنظری ناشیانه گمان برده‌اند که اصل و نسب بختیاریها می‌تواند به یکی از طوایف ترکمان برسد که از چند هزار سال قبل به این منطقه مهاجرت کرده‌اند (همانجا).
به‌گزارش بابن‌ و هوسه، دانشمندی فرانسوی به نام گوتیه نزد یکی از خانهای بختیاری به نام داراب‌خان زندگی، و دربارۀ مردم این منطقه پژوهش می‌کرد (ص ٦١). شرح ملاقات آنها با موسیوگوتیه ــ که در کسوت درویشی رفته بود و تسبیحی دراز در دست داشت و چون آنها را دید به فصاحت فرانسه صحبت کرده، موجب شگفتی آنها شده بود ــ و نیز شرح باورهای خان بختیاری به ایجاد زلزله توسط بابن و هوسه ازجمله اغراقهای عجیبی است که به‌نظر می‌رسد این دو به تقلید از سفرنامه‌نویسانی
چون مارکوپولو، تلاش کرده‌اند با بیان آن سفر خود را ماجراجویانه‌تر و پر از شگفتی نشان دهند (نک‌ : ص ٦١-٦٢).
از مطالب با ارزش کتاب بازنمایی بخش مختصری از آداب و رسوم مردم بختیاری است؛ هرچند مطالب با بدبینی توأم شده و برای بازشناسی اعتبار و صحت مطالب احتیاط لازم است (نک‌ : ص ٦٢-٦٤). باورهای مردم بختیاری دربارۀ جن و پری، سعد و نحس ایام، به‌کار بردن طلسم و نیرنجات همچون جوشاندن چشم خشک‌شدۀ گرگ در شیر و نوشیدن آن، برای شجاعت و شب‌بیداری از مطالب قابل توجه است. همچنین مطالبی دربارۀ تعویذ و طلسمهای زنان بختیاری برای دفع چشم‌زخم، چله‌بری، درمان نازایی، مالیدن پیه گراز به بدن کسی برای عقیم ساختن او، و نگه‌داشتن آلت جنسی حیواناتی چون کفتار و خرگوش برای جلب عشق و محبت، ازجمله باورهای زنان بختیاری است که مورد توجه بابن و هوسه قرارگرفته است (نک‌ : ص ٦٣-٦٤). اصرار زنان بختیاری به‌ویژه زنهای خان ‌بختیاری برای گرفتن تعویذ و طلسم محبت از فرنگیها، از موضوعات جالب توجه این بخش از سفرنامه است (نک‌ : ص ٦٤، ٨٣-٨٤).
بخش عمده‌ای از سفرنامه، هدف اصلی بابن و هوسه را دنبال می‌کند که یافتن آثار باستانی و کتیبه‌های کهن است. آنها در بخشهای متعددی از سفرنامه، به شرح دقیق آنچه از کتیبه‌ها و آثار باستانی در ایذه، جانکی، ارجان، قلعه دختر و استخر دیده‌اند، پرداخته‌اند (نک‌ : ص ٦٨ بب‌ ‌).
بخشهایی از سفرنامه ماجراهای رامهرمز و بهبهان را دربرمی‌گیرد. توجه به برخی باورها و آیینها و مراسم مردم این مناطق حائز اهمیت است. بابن و هوسه در منطقۀ بهبهان به چشمه‌ای می‌رسند که از آن نفت و قیر می‌جوشید و مردم به آن مومیایی می‌گفتند و از آن برای درمان همۀ امراض، به‌ویژه عقرب‌گزیدگی و شکستگی دست و پا، استفاده می‌کردند و آن را بر بدن می‌مالیدند. همچنین از قیر، قرصهایی نیز ساخته بودند و در زمان ناخوشی به‌عنوان دارو می‌خوردند (ص ١١٣). بنا به گزارش بابن و هوسه یکی از مشاغل اصلی مردم در بندرریگ پرورش اسب بوده است. آنها اسبهای پرورش‌یافته را با کشتی به بمبئی می‌فرستادند و از این راه درآمد خوبی داشتند (ص ١٤٦).
وصف گروهی از کولیهای ساکن شیراز از دیگر مطالب این سفرنامه است. نام کولیها سوزیانی [احتمالاً سوزمانی] عنوان شده ـ است؛ آنها به صورتهای خود سفیداب و سرخاب زده، حلقه‌های نقره به بینی آویخته بودند و از مسافران با ساز، رقص و آواز استقبال می‌نمودند (ص ١٦٢).
نکتۀ قابل توجه اینکه وقتی بابن و هوسه به مقصد نهایی خود، نقش‌رستم، می‌رسند بر منجنیقی سوار شده، به بالا کشانده می‌شوند تا نقش و نگارهای کتیبه‌ها را از نزدیک و به دقت بررسی کنند. به‌گفتۀ ایشان سیاحان و شرق‌شناسان پیشین، از چنین امکانی برخوردار نبوده‌اند (ص ١٦٤- ١٦٥). آنها به دعوت سفارت فرانسه در تهران، چندین ماه را در این شهر به سر می‌بـرند و چـون از وزارت خارجۀ فرانسه بـه آنها هشدار داده ـ می‌شود که اگر برای حفاری به خوزستان بروند، عرب‌زبانهای آن منطقه به‌واسطۀ تعصب دینی‌شان امنیت آنها را به مخاطره خواهند انداخت، به‌اجبار راهی بوشهر شدند و از آنجا به فرانسه بازگشتند (ص ١٦٦-١٦٧).
هاشم محدثْ مصحح سفرنامۀ جنوب ایران، رساله‌ای کوتاه از محمدحسن خان اعتمادالسلطنه را دربارۀ بلوک مال امیر (مالمیر) ضمیمۀ کتاب کرده است که با موضوعات حواشی اعتمادالسلطنه ضمن ترجمۀ سفرنامه همخوانی دارد (نک‌ : ص ١٧١-١٨٣). چندین تصویر از آثار باستانی، شهرها و روستاها، مردم، قشون و مناظر طبیعی، کاروان‌سرا و قبرستان، ضمیمۀ کتاب است. سفرنامۀ جنوب ایران در ١٣٦٣ ش در تهران منتشر شد.

مآخذ

اعتمادالسلطنه، محمدحسن، اضافات و حواشی بر سفرنامۀ جنوب ایران (نک‌ : هم‌ ، بابن و هوسه)؛
افشار، ایرج، مقدمه بر سفرنامۀ جنوب ایران (نک‌ : هم‌ ، بابن‌ و هوسه)؛
بابن، ش. و ف. هوسه، سفرنامۀ جنوب ایران، ترجمۀ محمدحسن اعتمادالسلطنه، به‌کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ ش؛
محدث، هاشم، مقدمه بر سفرنامۀ جنوب ایران (نک‌ : هم‌ ، بابن‌ و هوسه)؛
نیز:

Irannica.

معصومه ابراهیمی