دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٣ - حلیة المتقین

حلیة المتقین


نویسنده (ها) :
حسن طباطبایی - حسین کیا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

حِلْیَةُ الْمُتَّقین، کتابی به زبان فارسی، از محمد‌باقر بن محمد‌تقی مجلسی (١٠٣٧-١١١١ ق / ١٦٢٨- ١٦٩٩ م)، از فقیهان بزرگ اواخر دورۀ صفوی.
محمد‌باقر مجلسی، معروف به مجلسی دوم یا آخوند مجلسی، در روزگار خود مرجعیت ویژه‌ای داشت. وی شیخ‌الاسلام بود و مسئولیت امامت جمعه و جماعت را بر عهده داشت. او از چنان جایگاهی برخوردار بود که سلطان حسین صفوی را بر تخت سلطنت نشاند (کشمیری، ١٧٩). مجلسی دوم اگرچه آثاری به زبان عربی دارد، اما برخلاف جریان متداول آن دوره، بیشتر آثار خود را به فارسی تألیف کرده‌است، به گونه‌ای که در کتاب‌شناسی او به ٤٩ کتاب به زبان فارسی اشاره شده است (درگاهی، ٤٨-٥٣). نکتۀ دیگر اینکه مجلسی به نوشتن کتابهای مربوط به آداب علاقۀ خاصی داشته است. مشهورترین این کتابها، به زبان فارسی، حلیة المتقین است.
حلیة المتقین یکی از کتابهای مهم مجلسی است که در بین ایرانیان جایگاه ویژه‌ای یافته است. این کتاب در ٤٠ باب تدوین شده و در بیان محاسن آداب متعدد دینی است، از قبیل آداب لباس، حلیه‌ها، سرمه‌کشیدن، خضاب، اکل و شرب، تزویج، مجامعت، تربیت اولاد، آداب مسواک و ناخن‌چیدن، آداب سر و شارب تراشیدن، حمام، نوره، خواب، حجامت، تنقیه، حرز و ادعیه، معالجۀ برخی امراض، مصافحه، معانقه، ذکر آداب دخول به خانه و خروج از آن، آداب زکات، تجارت، زراعت، سفر و جز اینها (کنتوری، ٢٠١-٢٠٢). این آداب چنان فراگیر است که همۀ ابعاد و زوایای کلی و جزئی زندگی اجتماعی و فردی یک انسان مسلمان را شامل می‌شود. ازاین‌رو، حلیة المتقین به عنوان رساله‌ای که دستورالعملهای سلوک فردی و اجتماعی ایرانیان را مشخص می‌کرده، نزد ایرانیان ــ به‌ویژه قشر مذهبی ‌ــ جایگاه مهمی داشته، و در خانۀ بیشتر آنها یک جلد از این کتاب نگهداری، و در موضوعات مختلف، به آن مراجعه می‌شده است.
یکی از دلایل نفوذ حلیة المتقین در بین خوانندگان فارسی‌زبان، به‌جز آنچه پیش‌تر گفته شد، نثر ساده و روان و خالی از تکلف و تعقید آن است. نثر این کتاب از نثرهای دینی به شمار می‌رود و به دلیل تسلط مؤلف آن به زبان عربی، تا حد زیادی تحت تأثیر زبان عربی است. با این حال، مجلسی در این اثر و آثار دیگر خود به زبان فارسی، برخلاف پیچیدگیهای لفظی رایج در عصر صفوی، زبانی خالی از آرایه‌های ادبی را برگزیده است (نک‌ : خاتمی، ٥١).
اکنون به برخی از مطالب کتاب که مربوط به آداب روزمرۀ مردم ایران است، اشاره می‌شود:

آداب و تشریفات زناشویی

باب چهارم به آداب تزویج اختصاص دارد. در این باب به جزئی‌ترین امور در زمینۀ زناشویی توجه شده‌است. بسیاری از این مطالب با فرهنگ مردم ایران نیز سازگاری دارد. برخی از این مطالب به اجمال چنین است: نهی از عزب‌ماندن و اینکه بدترین مردها عزبها هستند (ص ١١٩)؛ فضیلت زن باکره (ص ١٢١)؛ فضیلت زنان بچه‌زا (ص ١٢٢؛ دربارۀ منفوربودن زنان نازا در خاورزمین، نک‌ : ماسه، I / ٢٩)؛ نشانه‌های زنان محبوب و خواستنی مانند گندم‌گون‌بودن، فراخ‌چشم و سیاه‌چشم‌بودن، بزرگ‌سر و میانه‌بالا‌بودن و جز آن (ص ١٢١)؛ مطلوب‌بودن زنان آسان‌زا و دارای مهریۀ کم (ص ١٢٢)؛ بد‌بودن زنان سلیطه و مسلط بر شوهر (همانجا)؛ ملعون بودن مردی که خرج عیال خود را نمی‌دهد (ص ١٥٥)؛ و جز اینها.

اوقات مناسب عقد و زفاف

ماه شوال، وقتی که هوا گرم، و ماه در عقرب و تحت‌الشعاع نباشد؛ و روز جمعه نیکو ست (ص ١٢٤-١٢٥؛ نیز نک‌ : هدایت، ٧٦-٨٠، قس: ٧٦: عروس را شب جمعه ببرند، مادر شوهرش می‌میرد).

آداب زفاف و مجامعت

منع مجامعت در شب چهارشنبه (ص ١٢٦؛ نیز دربارۀ نحوست چهارشنبه و ریشه‌های آن، نک‌ : ه‌ د، ثمار القلوب)؛ منع مجامعت با زن حائض؛ منع مجامعت در وقتی که ماه در عقرب یا تحت‌الشعاع است؛ منع مجامعت در اول، میانه و آخر ماه؛ منع مجامعت به روش مرغان؛ منع سخن گفتن وقت جماع؛ منع مجامعت درحالی‌که شخص خضاب یا حنا بسته است؛ منع مجامعت رو‌به‌قبله و پشت‌به‌قبله؛ استحباب شستن پا‌های عروس و پاشیدن آب آن در خانه (ص ١٢٥-١٢٧؛ قس: ماسه، I / ٧٧ :
شستن عروس و داماد پاهای همدیگر را).

آداب و تشریفات مربوط به مرگ

مطالب مربوط به مرگ در باب دهم آمده است؛ به طور خلاصه، به برخی از مهم‌ترین این مطالب اشاره می‌کنیم: اگر جان‌کندن بر کسی دشوار است، او را به جایی ببرند که همیشه نماز می‌خوانده است (ص ٣٩٥)؛ به کسی که تشییع‌جنازه کند، ثواب زیادی تعلق می‌گیرد (ص ٤٠٠؛ دربارۀ ثواب زیاد برای کسی که ٧ قدم دنبال جنازه برود، نک‌ : هدایت، ٦٤)؛ غسالی که عیبهای مرده را فاش نمی‌کند، مستوجب آمرزش است (ص ٤٠٠)؛ سرسلامتی‌دادن به صاحب مصیبت، سبب آمرزش و مثوبت است (ص ٤٠٢)؛ وصیت‌نکردن هنگام مرگ، علامت نقصان عقل و مروت است (ص ٣٩٣)؛ هنگام احتضار، بر سر محتضر قرآن بخوانید و مانع دست‌و‌پا‌زدن او نشوید (ص ٣٩٦).

آداب و تشریفات آبستنی

در این قسمت، مجموعه‌ای از رواها، نارواها و توصیه‌های مربوط به آبستنی آمده‌است. ذکر برخی ادعیه و اعمال عبادی برای آبستن‌شدن (ص ١٤٢-١٤٣)؛ ذکر برخی خوردنیها که زن آبستن باید بخورد، مانند به، خرما، کندر و جز آنها (ص ١٤٥)؛ مکروه‌بودن پیچیدن نوزاد در جامۀ زرد (ص ١٤٦؛ نیز نک‌ : هدایت، ٧٤: رخت زرد آمدنیامد دارد)؛ پیچیدن نوزاد در جامۀ سفید (مجلسی، همانجا)؛ ذکر برخی ادعیه و اوراد و انجام برخی اعمال برای اینکه زن پسر بزاید (ص ١٤٣-١٤٤).

آداب و تشریفات مربوط به تولد

ذکر برخی اذکار و اوراد برای آسان زاییدن (ص ١٤٧)؛ نهی از گذاردن برخی از نامها روی فرزند مثل حارث، مالک و خالد (ص ١٤٩)؛ عقیقه دادن برای نوزاد در روز هفتم (ص ١٥٠)؛ فرزندی که عقیقه نشود، در معرض انواع بلاها ست (همانجا؛ نیز برای آداب و مراسم عقیقه در فرهنگ مردم ایران، نک‌ : هدایت، ٤٦)؛ زعفران‌مالیدن بر سر نوزاد پس از عقیقه، و نهی از مالیدن خون عقیقه (ص ١٥٣)؛ نجس بودن بول نوزادی که تا ٤٠ روز ختنه نشده باشد (ص ١٥٤).

آداب و تشریفات مربوط به شیردادن

حداقل دورۀ شیرخوارگی ٢١ ماه است؛ نهی از شیر زن احمق و زنی که چشمش معیوب است و نهی از شیری که از زنا به هم رسیده باشد (ص ١٥٧- ١٥٨؛ دربارۀ تأثیر شیر در اخلاق، نک‌ : هدایت، ١٠٠).

آداب و تشریفات مربوط به تربیت اولاد

منع از خواباندن کودکان شش‌ساله با هم در یک بستر؛ توصیه به بوسیدن فرزندان، آموزش شنا و تیراندازی به آنها، و بازی کردن با کودکان به شیوۀ خودشان؛ و انار خوراندن به بچه‌ها برای تسریع در رشد آنها (ص ١٥٨-١٦٢).

در بیان حق پدر و مادر بر فرزندان

در این قسمت، مطالبی مشروح به نقل از رسول (ص) و ائمۀ معصومین (ع) آمده است، مانند نهی فرزند از اینکه نام پدر را بر زبان آورد؛ نهی فرزند از اینکه عملی انجام دهد که سبب شود به پدرش دشنام دهند؛ عبادت‌دانستن مراقبت از پدر و مادر؛ توصیه به احسان به پدر و مادر، چه زنده باشند، چه از دنیا رفته باشند (ص ١٦٤-١٦٦)؛ و جز اینها.

آداب مربوط به خوردنیها و نوشیدنیها

دربارۀ مواد خوراکی نیز مطالبی هماهنگ با فرهنگ مردم ایران آمده است، مانند گوشت گاو دافع پیسی است (ص ٨٦)؛ مداومت در خوردن ماهی بدن را ضعیف می‌کند (ص ٩٠)؛ بعد از حجامت، خوردن ماهی ــ که با آب و نمک کباب شده باشد ‌ــ سودمند است (همانجا)؛ سرکه برطرف‌کنندۀ صفرا، محکم‌کنندۀ بن دندان، مقوی عقل و از بین‌برندۀ شهوت است (ص ٩١)؛ عسل دافع بلغم و علاج هر دردی است (همانجا)؛ خوردن شیر‌عسل برای تقویت آب پشت و فرزند‌آوری (ص ٩٢)؛ مفید‌بودن شیرگاو، شتر و الاغ برای رفع دردها (همانجا)؛ پنیر در وقت چاشت مضر است و در شب نافع و موجب فرزندآوری می‌شود؛ مغز گردو و پنیر را باید با هم خورد (ص ٩٣)؛ برنج روده‌ها را گشاد می‌کند و دافع بواسیر است (همانجا)؛ انار ملس، سیب شامی، به، انگور رازقی و رطب مشان از میوه‌های بهشتی‌اند (ص ٩٥)؛ کندن پوست میوه مکروه است؛ انگور و انار را باید با دست خورد (همانجا)؛ ٢١ دانه مویز سرخ ناشتا‌خوردن، دافع مرض است (ص ٩٦)؛ انار سبب هضم غذا می‌شود و خوردن آن با پیه برای پالایش معده و افزایش شعور مفید است (ص ٩٦-٩٧)؛ سیب برای جلای معده، دفع زهر، غلبه بر اجنه و دفع بلغم مفید، و سبب تقویت معده، افزایش زیرکی و شجاعت، خوش‌رویی فرزند و زیادکردن منی می‌شود (ص ٩٧- ٩٨)؛ انجیر گند دهان را رفع، و استخوان را سخت می‌کند و سبب رویاندن مو می‌شود (همانجا).

مهمانی و آداب آن

بخشی از باب سوم کتاب به این موضوع اختصاص دارد که مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند: ولیمه و مهمانی در عروسی، عقیقه، ختنه‌کردن، خانۀ نو خریدن یا بناکردن و مراجعت از سفر نیکو ست (ص ١٠٦)؛ سزاوار نیست مهمان روزه داشته باشد؛ حد ضیافت و مهمانی ٣ روز است و فرستادن مهمان پی کاری، سزاوار نیست (همانجا)؛ یکی از حقوق مهمان آن است که تا درِ خانه همراه او برویم (ص ١٠٧)؛ مهمان با روزی خود وارد خانه می‌شود (ص ١٠٨)؛ به فرمودۀ حضرت رضا (ع) سخی و صاحب همت از طعام مردم می‌خورد تا مردم هم از غذای او بخورند، و انسان بخیل از طعام مردم نمی‌خورد تا مردم هم از طعام او نخورند (ص ١٠٥-١٠٦).

آداب و تشریفات مربوط به مشاغل

فصل ٩-١٢ از باب دوازدهم به مشاغل، آداب و باورهای مربوط به آن اختصاص دارد که به برخی از مطالب آن اشاره می‌شود: عبادت ٧٠ جزء است و بهترین عبادت، طلب حلال است (ص ٤٩٦)؛ مردی که بار عیال خود را بر ]دوش[ مردم بیندازد، ملعون است (ص ٤٩٥)؛ دعای کسی که به طلب روزی نرود، مستجاب نمی‌شود (ص ٤٩٦)؛ با نوکیسه سودا نکنید (ص ٥٠٢)؛ فرزند خود را از برخی مشاغل دور کنید، مانند صرافی، کفن‌فروشی، جو و گندم‌فروشی، سلاخی، برده‌فروشی، قصابی، حجامت‌گری و زرگری (ص ٥٠٣-٥٠٤)؛ خداوند برای پیامبران شغل کشاورزی و دامداری را اختیار کرده تا از آمدن باران کراهت نداشته باشند (ص ٥٠٥)؛ برای دانه‌پاشیدن باید رو به قبله ایستاد (ص ٥٠٧)؛ بریدن درخت میوه‌دار موجب عذاب است؛ بریدن درخت خرما مکروه است؛ بریدن درخت سدری که در نهر باشد، اشکال ندارد، اما در بیابان باشد، خوب نیست (ص ٥٠٨)؛ هر‌کس درخت سدری را آب دهد، گویی مؤمن تشنه‌ای را آب داده است (ص ٥٠٩).

آداب آرایش، پیرایش و لباس‌پوشیدن

باب ششم کتاب به این موضوع اختصاص دارد، که برخی از مطالب آن عبارت‌اند از: بوی خوش سبب قوت دل و ازدیاد قوۀ باه می‌شود (ص ١٩١)؛ خود را به بوهای خوش خوش‌بو‌کردن، در روز جمعه مستحب است (همانجا)؛ سزاوار نیست بوی خوش را که به عنوان هدیه می‌آورند، رد کنیم (ص ١٩٣)؛ مالیدن روغن‌ بان بر خود، دافع شیطان است (ص ١٩٩)؛ سرمه‌کشیدن سبب قوت نور چشم و رویاندن مژگان، ازدیاد قوۀ باه و یاری‌دادن به طول سجود می‌شود (ص ٤٨)؛ نظر به آینه کردن پاداش الٰهی در پی دارد (ص ٥٠)؛ خضاب‌کردن موی سر و ریش برای مردان، و موی سر و دست و پا برای زنان، با حنا مستحب است (ص ٥١)؛ خضاب‌کردن دست و پا برای مردان (همانجا) و خضاب کردن برای زن حائض (ص ٥٥) و شخص صاحب‌عزا مکروه است (ص ٥٣)؛ به دست‌کردن انگشتر، به‌ویژه با برخی نگینها مانند عقیق، فیروزه و یاقوت (ه‌ م م)، افزون بر ثواب، خواص و فضایلی نیز در پی دارد (ص ٣١-٤٠).

حیوانات

باب سیزدهم، به نگاه‌داشتن چهارپایان اختصاص دارد. به جز این، در فصلهای مختلف گاه‌گاهی دربارۀ خزندگان، گزندگان، پرندگان، ماکیان و دام و دد سخن گفته شده‌است. به طور خلاصه، به برخی از آنها که مناسبت بیشتری با فرهنگ مردم ایران دارد، اشاره می‌کنیم: سگ موجودی بی‌خیر است؛ هر‌کس سگ در خانه نگه دارد، هر روز یک قیراط از ثواب عملش کم می‌شود (ص ٤٦٢؛ قس: هدایت، ١١٦: سگ که در خانه باشد، ملائکه از آنجا نمی‌گذرند؛ نیز نک‌ : ه‌ د، سگ)؛ مبارکی و میمنت اسب در نشانه‌های سپید است (ص ٤٧٦؛ قس: هدایت، ١١٥: دیدن اسب سفید مراد است).
نگاه‌داشتن برخی از حیوانات مانند کبوتر، مرغ، بزغاله و جز آن در منزل، برای دفع بلا مفید است (ص ٤٥٢-٤٥٣؛ قس: هدایت، ١٠٩، ١١١: کبوتر، یاکریم و مرغ و ماکیان برای دفع بلا خوب‌اند)؛ زنبور، قصابی بوده که از ترازو دزدی می‌کرده است (ص ٤٩٣؛ قس: هدایت، ١٠٦: زنبور سرخ کافر است)؛ هر‌کس ماری را بکشد، چنان است که کافری را کشته است (ص ٤٥٨؛ قس: هدایت، ١٠٨: مار سفید صاحب‌خانه است، نباید آن را کشت)؛ کبوتر سبب دورشدن جن از خانه می‌شود (ص ٤٥٢)؛ کبوتر دوست‌داشتنی، و دعاکردۀ حضرت نوح است (همانجا)؛ در خانۀ پیامبر اسلام (ص) یک جفت کبوتر سرخ بوده است (ص ٤٥٤)؛ صدای بال کبوتر شیطان را دفع می‌کند؛ خروس بال‌گشادۀ سفید سبب دور‌شدن بلا از خانه و ٧ خانۀ پیرامون آن می‌شود (همانجا)؛ به فرمودۀ پیامبر اسلام (ص)، نباید به خروس دشنام داد، چه، مردم را برای نماز بیدار می‌کند (ص ٤٥٥)؛ خروس ٥ خصلت پیامبرانه دارد: سخاوت، شجاعت، وقت‌شناسی (وقت نماز)، کثیرالجماع‌بودن و غیرت (ص ٤٥٤)؛ نگاه‌داشتن گوسفند در منزل سبب زیادی روزی است؛ اگر بز شیرده در منزل نگهداری شود، هر روز فرشتگان تو را دعا می‌کنند (ص ٤٥٥)؛ فاخته صاحب منزل را نفرین می‌کند (ص ٤٥٦)؛ به فرمودۀ امام رضا (ع) هیچ حیوانی زیباتر از خروس سفید نیست (ص ٤٦٠)؛ جغد پس از شهادت امام حسین (ع) و در اعتراض به این قضیه خرابه‌نشین شد (ص ٤٦١؛ نیز نک‌ : ه‌ د، کبوتر؛ خروس؛ بز؛ جغد).

بیماریها و درمانها

باب نهم، به این موضوع اختصاص دارد. در این باب، به برخی از شیوه‌های درمانی مانند حجامت، تنقیه، درمان با دارو، درمان با خوراکیها، درمان با ادعیه و حرزها، و دیگر شیوه‌ها اشاره شده است (ص ٢٦١-٣٣٣).

آداب خواب

باب هشتم، به خواب و آداب آن اختصاص دارد. برخی از مهم‌ترین مباحث این باب که ١٢ فصل دارد، به طور خلاصه چنین است: فصل اول در بیان اوقات خواب، فصل سوم در مکان خوابیدن و آداب قبل از خواب، فصل چهارم در مورد سایر آداب خوابیدن، فصل هشتم در بیان نماز و دعا برای خوابهای نیک دیدن، فصل نهم دربارۀ تعبیر خواب، که طی آنها به بسیاری از باورهای رایج در فرهنگ مردم اشاره شده است (ص ٢٢٧-٢٦٠).

آداب گرمابه

باب هفتم، به گرمابه و آداب گرمابه رفتن و باورهای مرتبط با آن اختصاص دارد که طی آن به بسیاری از شایستها و ناشایستها اشاره شده است، ازجمله: نهی مسواک در حمام؛ بول‌کردن در حمام که سبب فقر و پریشانی می‌شود (ص ٢١١)؛ توصیه به حمام‌رفتن در روز چهارشنبه (ص ٢٠٩).

آداب و تشریفات سفر

باب چهاردهم در ١٢ فصل، به آداب و احکام سفر اختصاص دارد، که بعضی از مهم‌ترین آداب آن عبارت‌اند از: هرکس ارادۀ سفر دارد، باید در روز شنبه سفر کند؛ سفرکردن، بامداد جمعه مکروه است، ولی شب جمعه اشکالی ندارد؛ سفر در روز چهارشنبۀ آخر ماه موجب برآورده‌شدن حاجات می‌شود (ص ٥١٣)؛ سفر در زمانی که ماه در عقرب است، نیکو نیست (ص ٥١٤)؛ ظاهرشدن ٧ چیز در سفر، در مقابل مسافر شوم است: کلاغی که از جانب راست او فریاد کند، سگی که دُم علم کرده باشد، گرگی که بر روی دم خود نشسته باشد و بر روی او فریاد کند و پس ٣ مرتبه بلند شود و پست شود، آهویی که از جانب راست او بیاید و به جانب چپ او برود، جغدی که فریاد کند، زن پیر سفیدمویی که از رو‌به‌روی او بیاید، و ماده الاغی که گوشش بریده باشد (ص ٥١٥-٥١٦).

آداب معاشرت

باب دهم و یازدهم به آداب معاشرت و همنشینی اختصاص دارد و مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده، بدین قرار است: صلۀ رحم‌کردن سبب آبادانی خانه‌ها (ص ٣٣٦)، گاه نیز سبب می‌شود که اگر از عمر کسی ٣ سال مانده باشد، ٣٣ سال شود و در صورت قطع آن بالعکس؛ هیچ‌چیز حتى مذهب صلۀ رحم را قطع نمی‌کند؛ کسی که صلۀ رحم نکند، پیش از مرگ عقوبت می‌بیند (ص ٣٣٧)؛ هرکس از روی طمع به خانۀ همسایه، او را آزار دهد، خدا خانۀ او را به همسایه می‌رساند؛ به فرمودۀ امام صادق (ع) تا ٤٠ خانه از هر طرف همسایه هستند (ص ٣٤١)؛ منع نمک و آتش از همسایگان حلال نیست (ص ٣٤٢)؛ اگر کسی مال یتیم را بخورد، عذاب جهنم دارد و در دنیا نیز با یتیمان او همان می‌کنند که او با یتیمان دیگران کرده است (ص ٣٤٤)؛ هرکه برادر مؤمنی برای خود بگیرد، در بهشت خانه‌ای می‌یابد (ص ٣٤٥)؛ نظر‌کردن بر روی برادر دینی عبادت است (ص ٣٤٦)؛ طعام دادن به مؤمن گرسنه سبب آمرزش است (ص ٣٦٣)؛ خیر و برکت به خانه‌ای که در آن طعام داده می‌شود، زودتر می‌رود تا از فرو رفتن کارد به کوهان شتر (ص ٣٦٤)؛ به همه سلام‌کردن یکی از نشانه‌های تواضع است (ص ٤٠٦)؛ سلام‌کردن بر شطرنج‌باز و شراب‌خوار گناه است (ص ٤٠٨)؛ سواره بر پیاده، استرسوار بر خرسوار، اسب‌سوار بر استرسوار، و ایستاده بر نشسته باید سلام کند (ص ٤٠٩).

مآخذ

خاتمی، احمد و محمدتقی جهانی، «شاخصه‌های نثر دینی آثار فارسی مجلسی»، تاریخ ادبیات، تهران، ١٣٨٩ ش، شم‌ ٦٤؛
درگاهی، حسین، کتاب‌شناسی علامه مجلسی، به کوشش علی‌اکبر تلاقی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
کشمیری، محمدعلی، نجوم السماء، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٨٧ ش؛
کنتوری، اعجاز ‌حسین، کشف الحجب و الاستار، قم، ١٤٠٩ ق؛
مجلسی، محمد‌باقر، حلیة المتقین، قم، ١٣٦٩ ش؛
هدایت، صادق، فرهنگ عامیانۀ مردم ایران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نیز:

Massé, H., Croyances et coutumes persanes, Paris, ١٩٣٨.

حسن طباطبایی ـ حسین کیا