دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤ - چرندپرند

چرندپرند


نویسنده (ها) :
محمد پارسانسب
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

چَرَنْدْپَرَنْد، اثری خلاقانه از علی‌اکبر دهخدا (١٢٥٨- ١٣٣٤ ش / ١٨٨٠-١٩٥٦ م)، که از حیث ساختار، محتوا، زبان و بیان از فرهنگ عامه الهام یافته، و بسیاری از عناصر آن، ازجمله عنوان کتاب ــ که به معنای «پرت‌وپلا، چرت‌وپرت، هذیان، سخن مهمل و بیهوده، و حرف مفت» ( لغت‌نامه ... ) است ــ نیز برگرفته از فرهنگ مردم است و کاملاً با محتوای نوشته‌ها، مخاطبان آنها و اهداف نویسنده تناسب دارد.
چرندپرند شامل مجموعه نوشته‌های طنزآمیزی است در نقد اجتماع و سیاست، به‌صورت روایات کوتاه، اعلانات مختصر، تلگرامها، گزارشهای خبری و جز اینها (یوسفی، یادداشتها ... ، ٢١٦-٢١٧) که در روزنامۀ صور اسرافیل (ه‌ م) به چاپ می‌رسید (نک‌ : دبیرسیاقی، خاطراتی ... ، ٥؛ صدرهاشمی، ٣ / ١٣١؛ براون، تاریخ مطبوعات ... ، ٢ / ٤٩٨). از نظر منتقدان، صور اسرافیل «از بهترین جراید داخلی، از نقطه نظر ادبی» (همو، تاریخ ادبیات ... ، ٣٣٤)، «مهم‌ترین روزنامۀ صدر مشروطیت» (دبیرسیاقی، همان، ٢٧) و «رادیکال‌ترین و مشهورترین روزنامۀ دوران مشروطیت صغیر» (مؤمنی، ٩) خوانده شده، که در کوی و برزن به فروش می‌رسیده است و بیشتر، اطفالْ فروشندۀ آن بوده‌اند (دبیرسیاقی، مقدمـه بر ... ، ٩). در تـأیید شیفتگی مردم بـه این نشریـه ــ که بی‌شک نوشته‌های چرندپرند در ایجاد آن نقش اصلی داشته است ــ همین بس که گفته‌اند: هر شمارۀ آن در ٠٠٠‘٢٤ نسخه چاپ و منتشر می‌شده است (همانجا؛ نیز نک‌ : پزشک‌زاد، ١٠٤؛ یعقوبی، ٤٠) و حتى باسوادان جامعه آن را در مکانهای عمومی برای بی‌سوادان می‌خوانده‌اند (یزدانی، ٢٠٨؛ نیز نک‌ : یعقوبی، ٥٥).
این نوشته‌ها از منظر ادبی، آثاری است میانۀ قصه یا حکایت فارسی و داستان کوتاه غربی (نک‌ : بالایی، ٧٨)، و از حیث محتوا، هر بخشی از آن «بیانیه‌ای [است] جاندار و پرتوان در دفاع از آزادی، قانونمندی، مدنیت، حق‌طلبی، و انکار خودکامگی» (سیف، ٩٥).
دهخدا در چرندپرندهای خود، با نامهای مستعاری مطلب نوشته است که مستقیماً برگرفته از فرهنگ عامه‌اند، یا به مدد شگردهای هنری نویسنده، به قیاس اسامی عامیانه و با طنزی ظریف، ساخته شده‌اند. اسمهایی چون: دخو، اویارقلی، برهنۀ خوشحال، جغد، جناب ملا اَینَکعلی، خرمگس، دخوعلی‌شاه، دمدمی، روزنومه‌چی، رئیس انجمن لات‌ولوتها، سگ حسن دَله، غلام‌گدا، فضول‌باشی، نخود همه آش و جز اینها، نمونه‌هایی از این اسامی‌اند (دانشنامه ... ). واژۀ «دَخُو» (دبیرسیاقی، همان، ١٤؛ دانشنامه؛ براون، ٢٦٤)، یا «دِخَو» (یوسفی، دیداری ... ، ٢ / ١٥١، ٤٤٤) نیز ــ که مکررترین نام مستعار به کار رفته در چرند پرند است ــ از لحاظ لغوی به معنای دهخدا و کدخدا، و در عرف نام ابلهی قزوینی است که ایرانیان داستانهای سفیهانه و خنده‌داری به او نسبت می‌دهند؛ نظیر جحا در زبان عربی و ملانصرالدین (یوسفی، یادداشتها، ٢١٨).
برای چرندپرندهای دهخدا که با عناوین مختلفی چون فکاهی و فکاهه (همو، دیداری، ٢ / ١٥١؛ استعلامی، ٨٩؛ صدرهاشمی، همانجا)، مقالۀ فکاهی (براون، تاریخ مطبوعات، ٢ / ٤٩٩)، نوشتۀ طنزآمیز (یوسفی، یادداشتها، همانجا)، مقالۀ طنز (پزشک‌زاد، ١٠٣)، مقالۀ انتقادی (خانلری، ١٧٠؛ یعقوبی، ٤٠) و مقالۀ کوتاه (آرین‌پور، ٢ / ٧٨) خوانده شده‌اند، از نظر ابداع، تخیل و تفکرِ درخشان و حتى هذیانهای آن، هیچ‌گونه پیشینه‌ای در ادبیات فارسی وجود ندارد (بالایی، ٧٠). وجود همین خصلتها ست که منتقدان چرندپرند را نوعی تجدد در هجو و انتقاد فارسی (براون، تاریخ ادبیات، ٣٣٧)، و نثر آن را مبدع مکتبی خاص در سبک نثرنویسی فارسی (خانلری، ١٣٨) و میانۀ نثرِ قصه‌نویسی و روزنامه‌نویسی خوانده‌اند که از طریق تصویرهای طنزآمیز در پی سرگرمی خواننده است (براهنی، ٥٣٦).
بااین‌همه، برجسته‌ترین وجه زیبایی‌شناختی چرندپرند را باید در آمیزش آن با جوهر زندگی مردم، آمال و آرزوها، دغدغه‌ها و مصائب ایشان دانست که چون با بیانی طنزآمیز نیز همراه می‌شود، به اوج زیبایی و تأثیر دست می‌یابد و تصویری روشن از اوضاع و احوال جامعۀ ایرانی، به‌خصوص از فرهنگ عامه در سطوح معنوی و مادی آن به دست می‌دهد. یکی از جنبه‌های فولکلوریک چرندپرند، گرته‌برداریِ موفقی است که دهخدا در داستانهایش از نقلها و خاطره‌گوییهای شفاهی عرضه می‌کند؛ مثلاً آنجا که در گزارش احوال لشکر ایران و وطن‌فروشی خیانت‌پیشگان می‌نویسد: « ... همین‌که لشکر ایران پشت دیوار رسید، دید این یونانیهای بدذاتِ هفت‌خط با قشون جلوِ راه را گرفته‌اند. خوب حالا ایران چه خاک به سرش کند؟ برود! چه‌طور برود؟ برگردد! چطور برگردد؟ ماند سفیل‌وسرگردان ... » (ص ٧، ١٤-١٥، ٢٤-٢٥، ٥٨). این‌گونه روایتگری، یادآور آغاز و انجام نقلهای شفاهی پرده‌خوانان، نقالان و قصه‌گویان قدیم است.
خصیصۀ دیگر چرندپرند استفاده از قالبهایی است که دهخدا برای بیان ایده‌های خود برگزیده است. این قالبها عموماً امروزی و رایج، و در عرصۀ زندگی و فرهنگ مردم پرکاربردند، قالبهایی چون: مکتوب، مناظره، قصه و حکایت و نقل، اعلان، اخبار، خاطره و نظایر اینها.
حضور و نقش‌آفرینی تیپهای عامی از سنخ اویارقلی، خرمگس، دخوعلی، دخوعلی‌شاه، دمدمی، سگ حسن دله، غلام‌گدا آزادخان، نخودِ همه آش و جز اینها با خصلتهای اخلاقی و رفتاری ویژه‌ای که دارند، قهرمانان افسانه‌ها و لطیفه‌های شفاهی را به یاد می‌آورند و از منظر خاستگاه طبقاتی، بیشتر از لایه‌های فرودین جامعه برآمده‌اند و همگی آفریدۀ ذوق نویسنده‌اند (یوسفی، همان، ٢١٦، ٢٢١).
کاربرد زبان طبقات مختلف مردم کوچه و بازار در چرندپرند، یکی دیگر از نشانه‌های حضور این طبقات در این اثر، و ارتباط کتاب با فرهنگ مردم است. بر این اساس است که برخی گفته‌اند: «دهخدا از نظر زبان، از تمام نویسندگان پیش از خودش، به زبان مردم نزدیک‌تر است» (براهنی، ٥٤٤). بهره‌مندی دهخدا از ظرفیتهای زبان محاوره، نه‌تنها شگردی روایی برای نوآیین‌کردن داستان است، بلکه تصویری است از گره‌خوردگی این نوشته‌ها با بطن و متن زندگی مردم. «دهخدا برای آنکه با مردم سخن گوید، زبان مردم را برگزید» (یوسفی، همان، ٢١٩). حضور پربسامد کلمات محاوره‌ای و تعبیرات عامیانه، تکیه‌کلامها، کنایات، مثلها، حکمتها، شعرها و ترانه‌ها، لطیفه‌ها و شوخیها در چرندپرند، و تفوّه راوی و اشخاص فرودست قصه‌ها بدانها، لحظه‌ای مهلت نمی‌دهد که خواننده از زندگی و فرهنگ مردم فاصله بگیرد و احیاناً از غمها و نگرانیهای ایشان برکنار باشد. از این حیث نیز زبان چرندپرند «زبانی بسیار غنی و شیوا و پرکنایه است که با مهارت بسیار از هر قید و بندِ فاضلانه می‌گریزد و با به کار گرفتن زبان پرانعطاف عوام، و مثلها و کنایه‌هایشان، ولتروار به ستیزه برمی‌خیزد» (آشوری، ١٠٣).
از دیگر جلوه‌های زندگی مردم در چرندپرند، اشارات فراوانی است که دهخدا به دانشهای عامه، اعتقادات، آداب و رسوم و آیینهای مردم دارد؛ از آن جمله‌اند: اشاره به دانشهایی چون کیمیا، لیمیا و سیمیا (نک‌ : ص ٣، ٦)؛ کاربرد مومیایی و نمک برای دفع ترس (ص ١٩)؛ ریختن تربت در حلق بیمار مشرف به موت برای نجات وی (ص ١٠٧)؛ شیوۀ رمالی (نک‌ : ص ٢١، ٤٤، ٨٥)؛ نحوۀ چله‌نشینی و طلسم و نیرنج (ص ٢١)؛ جن‌گیری (ص ٢٣)؛ شیوۀ مداوای دردِ چشم (ص ٣٠-٣١)؛ دعانویسی، مارگیری، افسونگری، جام‌زنی، حسابگری و طالع‌بینی (ص ٤٤-٤٥)؛ عشرخوانی و جزوه‌کشی (ص ٨٥)؛ همچنین باور به شیوع وبا به‌سبب اینکه مرده کفن خود را می‌جویده (ص ٤١-٤٢)؛ نحس دانستن عدد ١٣ (ص ٤٥)؛ انداختن شپش در کفش مهمان برای تسریع در رفتن او (ص ١٠٣)؛ باور به روا نبودن دوخت‌ودوز در ایام سوگواری (همانجا)؛ ریختن آب توبه بر روی کسی (ص ١١٢)؛ میان انگشت شست و سبابه را گاز گرفتن، به نشانۀ پشیمانی از خیالات و تصورات ناروا (ص ١١٤)؛ تف کردن بر زمین، به نشانۀ انصراف و پشیمانی از تصوری نادرست (همانجا)؛ دستمال نان و پنیر بستن به کمر عروس، به نشانۀ انتقال برکت به خانۀ همسر (ص ١٢٢)؛ خضاب کردن ریش در روز شنبه برای دور ماندن از بیماری (ص ١٣٠)؛ حق نمک را رعایت کردن (نک‌ : ص ١١، ١٩)؛ باور به اینکه در عصر ظهور، خرید و فروش با صلوات صورت می‌گیرد (ص ٣٣)؛ باور به وقوع مرگ بر اثر افتادن بختک بر روی کسی (ص ٣٥)؛ باور به مفید بودن لعن چهارضرب در توقف مرگ‌ومیر (نک‌ : ص ٤١-٤٢)؛ و موارد بسیار دیگر از این دست.
القاب، عناوین و نامهایی که دهخدا برای اشخاص داستانهای خود برگزیده، اگرچه بعضاً «تقلید طنزآمیزی از لقبهای دربار قاجار است» (استعلامی، ٩١، نیز حاشیۀ ٣)، بخشی از فرهنگ مردم و زیبایی‌شناسیِ حاکم بر آن را به نمایش می‌گذارد و به نوعی، نقد فرهنگ عامه در نام‌گذاری و لقب‌دهی به افراد جامعه نیز هست. از این دسته‌اند نامهایی چون: سیدجلال شهرآشوب (ص ٩٤)، جناب خروسعلی (ص ١٠٦)، طاوسعلی (همانجا)، عباس‌کچل، علی‌چراغ، اکبربلند (ص ٧١)، مشهدی ماشاءالله، میرزا ماندگار (ص ٣٠)، ملا اینکعلی (ص ٦)، هفت‌خط (ص ٧)، خرمگس (ص ٩)، علی‌تیزه (ص ٨٠)، و جز اینها.
افزون بر این، زبان دهخدا لبریز است از تکیه‌کلامها، اتباع، جملات دعایی، نفرینها، ناسزاها، عبارات تهدید، تصدیق و تأکید، سوگندها و نظایر اینها، که به‌طور معمول بر زبان مردم کوچه و بازار جاری است و ضمن به دوش کشیدن بار عاطفی و صمیمیت متن، از نقد زبان و فرهنگ جامعه نیز خالی نیست.
مثلها و حکمتهای بی‌شمار چرندپرند نیز غالباً برگرفته از زبان و فرهنگ عوام‌اند؛ مثلهایی مانند لولهنگش خیلی آب می‌گرفت (ص ٦)، نشخوار آدمیزاد حرف است (ص ١١)، و چی خوردی؟ نخود اَو، بخور و بدو (ص ٢٤). دهخدا گاهی مثلهای گفتاری را با مثلهایی برخاسته از فرهنگ مکتوب نیز ترکیب می‌کند، مثلهایی که برخی عبارتی حکیمانه یا مصراع و بیت مشهوری است که از رهگذر متون ادبی یا دیوانهای شاعران در فرهنگ مردم رسوخ کرده، جزئی از آن شده، و هم‌اکنون بر زبان مردم جاری است؛ نظیر عقل و دولت قرین یکدگرند (ص ٤)، صلاح مملکت خویش خسروان دانند (ص ١١)، ده مرو، ده مرد را احمق کند (ص ٢٢)، این جهان کوه است و فعل ما ندا (ص ٤٠)، این قافله تا به حشر لنگ است (ص ٤٨)، و امثال بی‌شمار دیگری از این دست. حتى برخی از مثلها، ساختار مقالاتی با عنوان «مجمع‌الامثال دخو» را شکل می‌دهند؛ بدین‌صورت که دهخدا «آغاز هر مثلی را که مطلوب بوده، نقل کرده و دنبالۀ آن را به عباراتی طنزآمیز، متضمن نقد اعمال ناروای زورمندان و بازگفتن رنجهای دردمندان و رسوا کردن غاصبان و بیدار ساختن محرومان مبدل گردانیده است» (دبیرسیاقی، مقدمه بر، ١٤).
همچنین‌اند کنایه‌های بسیاری که در متن چرندپرند حضور دارند و افزون بر آنکه به گیرایی و زیبایی متن کمک می‌کنند، از منش فارسی‌زبانان در دوپهلوگویی و پرهیز از تصریح در کلام، و دشواری شناخت منش ایرانیان نیز پرده برمی‌گیرد. شمار این موارد چندان است که به‌طور میانگین در هر صفحه، ٢ تا ٤ مورد از آنها دیده می‌شود: کبادۀ ملک‌الملوکی را کشیدن (ص ٦)؛ الم سرات راه انداختن (ص ٩)؛ در انشر و منشر گیرکردن (همانجا)؛ بریدن پای کسی (ص ١٠)؛ سر سلامت به گور نبردن (همانجا)؛ موی دماغ کسی شدن (ص ١١)؛ و ... .
دهخدا در چرندپرند، با اینکه بر فرهنگ غیرمادی مردم تمرکز دارد، هرگز از فرهنگ مادی آنان غافل نیست؛ به همین سبب، خواننده در کنار مقاصد اصلی متن، با شیوه‌های معاش مردم، خوراک، پوشاک، نوشیدنیها، سرگرمیها، ابزار و آلات لهو و لعب، مکانها، و بیشتر از همه، با مشاغل و پیشه‌های مردم روزگار آشنا می‌شود.
طنز دهخدا نیز مایه‌هایی از فرهنگ عامه را با خود دارد. وی در کنار به‌کارگیری شیوه‌های رایج طنزآفرینی، نظیر بزرگ‌نمایی و غافلگیری، بیشتر از فن تجاهل‌العارف، نقیضه‌سازی، خلق شخصیتها و موقعیتهای کمیک، ترکیب زبان رسمی با زبان محاوره، و کاربرد کنایه، آن هم «کنایه‌هایی بلیغ‌تر از تصریح» (یوسفی، یادداشتها، ٢٢٢)، به طنزی خاص دست می‌یابد که نمونۀ آن را در ادبیات مکتوب و رسمی فارسی کمتر سراغ داریم. این ازآن‌رو ست که هدف دهخدا از ساختن چنین طنزهایی، نه‌فقط نشان دادن عمق فجایع سیاسی و اجتماعی بوده، بلکه وی از طریق تصویرهای طنزآمیز انتقادی، به دنبال سرگرمی نیز می‌گردد (براهنی، ٥٣٦)؛ ایجاد سرگرمی برای عموم مردمی که مخاطبان و مشتریان هرروزۀ کالای او بوده‌اند.

مآخذ

آرین‌پور، یحیى، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٧٢ ش؛
آشوری، داریوش، «چرندپرند دهخدا و مکان آن در طنزنویسی فارسی»، دخوی نابغه، به کوشش ولی‌الله درودیان، تهران، ١٣٧٨ ش؛
استعلامی، محمد، ادبیات دورۀ بیداری و معاصر، تهران، ١٣٥٥ ش؛
بالایی، ک. و م. کوییپرس، سرچشمه‌های داستان کوتاه فارسی، ترجمۀ احمد کریمی حکاک، تهران، ١٣٦٦ ش؛
براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ غلامرضا رشیدیاسمی، تهران، ١٣٢٩ ش؛
همو، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دورۀ مشروطیت، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
براهنی، رضا، قصه‌نویسی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
پزشک‌زاد، ایرج، طنز فاخر سعدی، تهران، ١٣٨١ ش؛
خانلری، پرویز، «نثر فارسی در دورۀ اخیر»، نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران، تهران، ١٣٢٦ ش؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٦ ش؛
دبیرسیاقی، محمد، خـاطراتی از دهخدا و از زبـان دهخدا، تهـران، ١٣٥٩ ش؛
همـو، مقدمه بر مقـالات دهخدا، به کوشش همو، تهران، ١٣٥٨ ش؛
دهخدا، علی‌اکبر، چرندپرند، تهران، ١٣٤١ ش؛
سیف، احمد، در انکار خودکامگی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ١٣٣٢ ش؛
لغت‌نامۀ دهخدا؛
مؤمنی، باقر، صور اسرافیل، تهران، ١٣٥٧ ش؛
یزدانی، سهراب، «سیاست در چرندپرند دهخدا»، مجلۀ تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران، تهران، ١٣٨٢ ش، س ٤، شم‌ ٤؛
یعقوبی، رضا، بررسی زندگی‌نامۀ علامه علی‌اکبر دهخدا با تأکید بر جنبۀ سیاسی آن، تهران، ١٣٧٧ ش؛
یوسفی، غلامحسین، دیداری با اهل قلم، مشهد، ١٣٥٧- ١٣٥٨ ش؛
همو، یادداشتهایی در زمینۀ فرهنگ و تاریخ، تهران، ١٣٧١ ش؛
نیز:

Browne, E. G., The Persian Revolution of ١٩٠٥-١٩٠٩, London, ١٩٦٦.
محمد پارسانسب