دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣ - احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم

احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم


نویسنده (ها) :

آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٢ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

اَحْسَنُ التَّقاسیمِ فی مَعْرِفَةِ الْاَقالیم، عنوان کتابی مشهور در علم جغرافیا به زبان عربی و از آثار شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی بشاری، جهانگرد سدۀ ٤ق / ١٠م. بخشهایی از کتاب، حاوی داده‌های ارزشمندی دربارۀ فرهنگ و اوضاع اجتماعی ایرانیان در ٠٠٠‘١ سال پیش است که در خلال گزارشهای تاریخی و جغرافیایی آن به دست می‌آید.
مقدسی در یک جا به صراحت می‌گوید که در ٣٧٥ ق / ٩٨٥م زمانی که ٤٠ ساله بوده و پس از آنکه به همۀ اقلیمها سفر کرده است، به روزگار نوح بن منصور و در مرکز فارس، تألیف کتاب را به پایان برده است (ص ٨- ٩؛ نک‌ : میکل، ٣١٥). اما از آنجا که از حکومت خاندان حمدانی بر شهر بدلیس به صورت گذشته یاد می‌کند (ص ٣٧٥)، بازورث حدس می‌زند که این اثر در پایان دوران سعدالدوله (د٣٨١ق / ٩٩١م)، پسر سیف‌الدوله حمدانی (د‌٣٥٦ق / ٩٦٧م) تألیف شده است ( ایرانیکا، I / ٦٧٩-٦٨٠)؛ همین امر پژوهشگران را متقاعد می‌سازد که دو تحریر مختلف توسط مؤلف از این کتاب وجود داشته که یکی به سامانیان و دیگری به حمدانیان تقدیم شده است.
احسن التقاسیم همانند صورة الارض ابن‌حوقل و المسالک و الممالک اصطخری حاصل سالها سفر مؤلف به کشورهای اسلامی آن روزگار است (نک‌ ‌: دبا، ٦ / ٦٦٨). او همۀ کار خود را در این اثر محدود به سرزمینهای اسلامی نموده، و همان‌گونه که خود نیز بدان اشاره کرده، به دیگر سرزمینها نپرداخته است. او هدف از تألیف کتاب را نشان دادن سودمندی فراگیرِ دانش جغرافیا دانسته است. به اعتقاد وی جغرافیا تنها راهنمای راهداران یا وسیلۀ وقت‌گذرانی و یا حتى خواندن داستانهای شگفت‌انگیز برای داستان‌سرایان نیست (نک‌ ‌: همان،٦ / ٦٦٨- ٦٦٩)، و تنها به بیان صرف مختصات جغرافیایی و عوارض زمین‌شناسی و ویژگیهای شهرها نمی‌پردازد.
برای مقدسی دانش جغرافیا بدون توجه به ساکنان شهرها و چگونگی زندگی اقتصادی، اجتماعی، آداب و رسوم، و باورها و اعتقادات آنان بی‌معنا ست؛ به عبارت دیگر جغرافیا برای مقدسی در همان معنایی است که امروزه بدان تعریف می‌شود. از همین رو ست که خود به‌حق مدعی می‌شود که از پیشینیانْ هیچ‌کس در این دانش به شیوه‌ای که او عمل کرده، نرفته است و به نکاتی که او پرداخته، توجه نکرده است. بااین‌همه، خود و کتابش را مصون از کاستی و حتى اشتباه نمی‌داند و بدان معترف است. به همین سبب است که موضوع بحث در کتاب، گزارشهایی همه‌جانبه دربـارۀ وجوه مختلف اجتماعی، اقتصادی ـ بازرگانی، و مذهبی مردمانی است که در این سرزمینها به سر می‌بردند.
بخش عمده‌ای از اطلاعات این کتاب حاصل هم‌نشینی مؤلف با فقیهان، قاضیان، زاهدان و صوفیان است و حتى آموختن از داستان‌سرایان را وظیفۀ جست‌و‌جوگرانۀ خود می‌شمارد، و در گردآوری آنها از تعبد و تعصب و از دشنام و دروغ‌پردازی پرهیز می‌کند (ص ٢-٣).
روش کار مؤلف عینی و بر اساس مشاهده و پرس‌و‌جو از خردمندان و تجزیه و تحلیلهای عالمانۀ خود او، همچنین منابع موجود در کتابخانه‌های بزرگ ازجمله ری، رامهرمز، شیراز و بصره است (ص ٤١٣؛ نیـز نک‌ ‌: دبـا، ٦ / ٦٦٩). مقـدسی تصریح می‌کند که به هرکجا که نیاز به دیدارش بوده، سفر کرده است و می‌افزاید: دربارۀ دهات و روستاهایی هم که امکان دسترسی بدانها نداشته، از معتمدان پرسیده است و به همین مقدار اکتفا نکرده است و می‌گوید آنچه را دیدم، شنیدم، دریافتم، و یا در آن اتفاق داشتند، نگاشتم و از آنچه که در آن هم‌سخن نبودند، دوری کردم و هرآنچه که خرد نمی‌پذیرفت، به گوینده‌اش منسوب کردم. همچنین می‌افزاید، برای پرهیز از شخصیت‌سازیهای بی‌دلیل از آوردن نام افراد پرهیز نموده، مگر در مواردی که به شخصیت و یا دانشمندی بزرگ و یا پادشاهی نظر داشته است و هرکجا که در متن داستان یا روایتی مجبور به اشاره به شخصی شده، سعی کرده است تا جای امکان از او بدون آوردن نام و محل یاد کند. با توجه به همین نکات است که او اصولاً روش خود را منطبق بر فهم عرف و استحسان دانسته است. همچنین مؤلف در هرکجا که نام مناسبی نمی‌یافته، خود نام‌گذاری می‌کرده است، چنان‌که منطقۀ ارمنستان، اران، گرجستان، آذربایجان و بخشی از کردستان را «رحاب» می‌نامد (ص ٣٧٣؛ نک‌ ‌: دبا، همانجا)؛ همچنین توضیح می‌دهد که در سراسر کتاب منظور وی از مشرق، سرزمینهای تحت حاکمیت سامانیان، و از شرق، ولایات فارس و سند و کرمان است (ص ٧).
مؤلفْ کتاب را ذیل اسامی اقلیمهای جهان اسلام فصل‌بندی می‌کند، سپس بخشهای آن اقلیم، مرکز و قصبه‌های هر بخش و شهرها و شهرکهای هر قصبه را نام می‌برد. او هنگام سخن گفتن از هر اقلیم با اصطلاحات و ویژگیهای زبانی و اعتقادی همان منطقه سخن می‌گوید تا خواننده را با «زبان و آداب فقیهانشان» آگاه سازد (نک‌ ‌: ص ٣٢-٣٦) و تأکید می‌کند در تدوین این اثر از باورها و اعتقادات مردم پیروی کرده است (ص ١١٤-١١٥).
مؤلف افزون بر مشخصات جغرافیایی، راهها، منزلگاهها، فاصلۀ شهرها و همچنین زمین‌شناسی نواحی گوناگون بخشها، به بیان زبان، اختلاف قومیتی و باورها و اعتقادات مذهبی، محصولات کشاورزی و کیفیت آنها و چگونگی آبیاری و آب‌رسانی، وسایل تولید، سکه‌ها، خوراکها، کالاهای وارداتی و صادراتی، فقر و غنای سرزمینها و دیدنیهای آنها ــ یک بار به صورت جزئی و هنگام نام‌بری از هر منطقه و بار دیگر به صورت کلی دربارۀ ویژگیهای مشترک هراقلیم ــ می‌پردازد، و کتاب را از یک کتاب جغرافیایی صرف خارج و به مرزهای آثار مربوط به علوم اجتماعی و مردم‌شناسی نزدیک می‌سازد (نک‌ : ص ٣٢-٣٦).
کتاب بر یک پیشگفتار و دو بخش تقسیم شده است. پیشگفتار مفصل کتاب که بیش از آن را شامل می‌شود، یکی از مهم‌تـرین بخشهـای کتـاب است (نک‌ : دبا،٦ / ٦٦٨). مؤلف در پیشگفتار سودمند خود، به بیان روش تدوین کتاب، پیشگامان جغرافیا، اصطلاحات، تاریخ تألیف، و فهرست محتویات کتاب می‌پردازد و پس از آن، هر آنچه را دانستنش می‌تواند خواننده را در فهم درست کتاب یاری رساند، شرح می‌دهد. او دربارۀ شیوۀ پردازش مطالب چنین آورده است: با اینکه درازگویی را نمی‌پسندد، اما هرکجا داستانی را مناسب موضوع یافته، به بیان آن پرداخته است، البته مشروط به آنکه ذهن خواننده را از مسئلۀ اصلی دور نسازد. دربارۀ سبک ادبی کتاب نیز اشاره می‌کند که چون ادیبان نثر را به نظم ترجیح می‌دهند، آن را به نثر پرداخته است، بااین‌همه، از آنجا که در نظر مردم عوام سجع و قافیه خوشایندتر است، برای رعایت حال ایشان گاهی نیز سجع و قافیه را چاشنی مطالب خود کرده است.
مقدسی در جایگاه یک پژوهشگر مسئول و با اخلاق علمی چنان خود را موظف به رعایت حقوق معنوی پیشینیان می‌داند که می‌گوید تلاش کرده است تا جز در موارد ضروری هر آنچه را پیشینیان نوشته‌اند، او ننویسد تا حق آنان را پایمال نکرده، و از آثار مکتوبشان ندزدیده باشد. وی همچنین در مقدمه از مردم مناطقی که آوردن نام آنها را فراموش کرده و یا آن مناطق را نکوهیده است، پوزش می‌طلبد و دربارۀ دستۀ اخیر می‌افزاید که چه‌بسا که وضعیت اجتماعی ـ سیاسی منطقه تا زمان تألیف کتاب تغییر یافته باشد. در عین حال بر این باور است که بیان نقائص از ناحیۀ او چیزی بر کمبودهای آنها نمی‌افزاید، بلکه باید از این منظر نگریسته شود که اینها علومی است که باید نیکی و بدی آن به درستی به امانت گذاشته شود.
از دیگر مطالبی که در این پیشگفتار آمده، فصلی دربارۀ دریاها و رودخانه‌ها، شهرهای همنام، لهجه‌ها، ویژگیهای هر سرزمین، مذهبها و دسته‌بندی آنها، راهها، گنبد و بارگاههای افسانه‌ای، و جدولی برای کارگزاران، اقلیمها و نمای کشورهای اسلامی است (ص ٣بب‌ ؛ نک‌ ‌: دبا، ٦ / ٦٦٨). پس‌از آن، کتاب به دو بخش اصلی اقالیم عجم و اقالیم عرب تقسیم می‌شود: در بخش اول، اقالیم عرب (جزیرةالعرب، عراق، اقور، شام، مصر و مغرب) معرفی می‌شود. مقدسی در بخش دوم کتاب که بخشهای مربوط به ایران آن، مرکز توجه است، به معرفی ٨ اقلیم عجمی: خاوران، دیلم، رحاب (ارمنستان، اران و گرجستان)، کوهستان (آذربایجان و کردستان)، خوزستان، فارس، کرمان و سند پرداخته است. این بخش با متنی کهن آغاز می‌شود که در حقیقت گزارشی است برای قباد ساسانی دربارۀ اوصاف و خصلتهای ساکنان بهترین نقاط سرزمینهای زیر فرمانش. مؤلف در آغاز این بخش، مردمِ آن را خوشبخت‌تر، دانشمندتر و دین‌دارتر از دیگر مردمان، دانسته است (نک‌ ‌: ص ٢٥٧).
یکی از ویژگیهای مهم کتاب توجه مؤلف به زبان مردم سرزمینهایی است که بدان جاها سفر نموده است؛ به‌خصوص زبان اقالیم عجم، چنان‌که آورده است: زبان مردم در این ٨ اقلیم عجمی است، برخی از آنها دری و برخی دیگر پیچیده است، که همگی آنها فارسی نامیده می‌شوند، با این همه اختلاف آنها آشکار است. او همچنین نمونه‌ای از سخن هر قوم را به‌عنوان شاهد آورده است (نک‌ ‌: ص ٢٥٩)؛ ازجمله دربارۀ مردم کرمان می‌گوید: لهجۀ ایشان فهمیدنی و نزدیک به لهجۀ فارسی خراسان است (ص ٤٧١)، و دربارۀ ارمنستان و اران می‌گوید: مردم به ارمنی و ارانی سخن می‌گویند، فارسی ایشان فهمیدنی و نزدیک به لهجۀ فارسی خراسان است (ص ٣٧٨). مردم پیرامون بصره همگی عجم هستند (ص٤١٣). خوزستانیان به رساترین زبان عجمان سخن می‌گویند و آن را با تازی می‌آمیزند (ص ٤١٨‌). در جنوب عمان و خاور یمن (صحار) فارسیان در اکثریت هستند (ص ٩٢؛ نک‌ : دبا،٦ / ٦٦٩) و در بازارها به فارسی سخن می‌گویند. بیشتر مردم عدن و جده با اینکه ایرانی هستند، اما زبان رایج در میانشان عربی است (ص ٩٦). همچنین او بلاغت سخن را از ویژگیهای مهم مردم خاورزمین می‌داند و بر این باور است که از آنجا که علمای این دیارْ عربی را از استاد می‌آموزند، در این زبان نسبت به دیگران از تسلط بیشتری برخوردارند.
مؤلف همچنین به آداب و رسوم و آیینهای مرسوم نیز اشاره دارد؛ برای نمونه از جشنهای نوروزی مردم عدن و طبل‌زنی آنان سخن می‌راند (ص ١٠٠). همچنین وی به مراکز فرهنگی هر شهر پرداخته و برای نمونه از کتابخانه‌های عضد‌الدوله و فهرستهایش در فارس و کتابخانه‌های ری، بصره و رامهرمز یاد می‌کند که در تألیف کتاب از آنها بهرۀ فراوان گرفته است (ص ٤١٣).
مقدسی فارسی را خوب می‌دانسته و در استفاده از جمله‌های فارسی نیز غافل نمانده است (نک‌ ‌: ص ٤٣٢) و حتى گاهی در میان عبارت خود از واژگان فارسی استفاده کرده است: «ولاتری مثل آفروشتهم ... ، و دو شابهم» (ص ٣٧٠). در لابه‌لای کتاب اشاراتی تاریخی دربارۀ شماری از خاندانهای حکومتی همچون عباسیان (ص ١٣١-١٣٢)، بویهیان (ص ١٣٢-١٣٣) و سامانیان (ص٣٧) نیز آمده است.
او به نام دریای فارس اشاره دارد و دربارۀ آن چنین آورده است: «کسی که بخواهد تا هجر و آبادان سفرکند، ناچار از دریای فارس و کرمان و نیز مکران می‌گذرد. بیشتر مردم، این دریا را تا مرزهای یمن دریای فارس می‌نامند، بیشتر کشتی‌سازان و دریانوردان، ایرانی هستند ... » (ص ١٧).
احسن التقاسیم نخستین‌بار توسط اشپرنگر کشف، و نسخۀ خطی آن به اروپا برده شد. وی این کتاب را مهم‌ترین کتاب جغرافیایی جهان معرفی می‌کند، اما کرامرس با نظری محتاطانه‌تر آن را اصیل‌ترین کتـاب جغرافیا به زبان عربی شمرده است (نک‌ : کراچکوفسکی، ٢٢٧).
نسخه‌های اولیۀ احسن التقاسیم نقشه‌هایی دربر داشت و میلر خاورشناس، آن نقشه‌ها را در کتاب «نقشه‌های عربی» در اشتوتگارت در سالهای ١٩٢٦-١٩٣١م چاپ کرد.
دخویه نخستین‌بار این کتاب را در ١٢٩٤ق / ١٨٧٧م با تعلیقات و پیشگفتاری کوتاه در «مجموعۀ جغرافیای عربی» به چاپ رساند. وی دوباره احسن التقاسیم را پس از بازنگری مارکوارت و مقابله با نسخۀ استانبول در ١٣٢٤ق / ١٩٠٦م در لیدن منتشر ساخت (نک‌ ‌: دبا، ٦ / ٦٧٠).

مآخذ

دبا؛
کراچکوفسکی، ا. ی.، تاریخ الادب الجغرافی العربی، ترجمۀ صلاح‌الدین عثمان هاشم، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٢٤ق / ١٩٠٦م؛
نیز:

Iranica ;
Miquel, A., La géographie humaine du monde musulman jusqu'au, milieu du II e siècle, Paris, ١٩٧٣.

(دبا، با اندکی تصرف)