دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥ - تذکره نصرآبادی

تذکره نصرآبادی


نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی)
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٠ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

تَذْکِرۀ نَصْرآبادی، یا تذکرة الشعرا، تألیف محمدطاهر نصرآبادی، از شاعران و نویسندگان سدۀ ١١ و اوایل سدۀ ١٢ ق، کتابی در معرفی قریب به ٠٠٠‘١ شاعر فارسی‌زبان.
این کتاب به سبب اشتمال بر بسیاری از مسائل و پدیده‌های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و حتى سیاسی آن دوران، در شمار مهم‌ترین تذکره‌هایی است که در تاریخ زبان و ادب فارسی تدوین شده است. ایرج افشار از آن به عنوان تاریخ نصرآبادی یاد کرده است («تاریخ ... »، ٤٤٧). در تدوین تاریخ علمی ـ اجتماعی سدۀ ١١ ق، مراجعه و بهره‌گیری از این کتاب از هر جهت، سودمند و ضروری است (جعفریان، ١٦١). جغرافیایی را که نصرآبادی در نظر گرفته، شامل مجموع گسترۀ حوزۀ زبان فارسی در آن زمان یعنی ایران فعلی، ماوراءالنهر، شبه قارۀ هند، همسایگان شمالی ایران فعلی و آسیای صغیر است. البته بیشتر شاعران معرفی‌شده در این اثر مربوط به جغرافیای فعلی ایران یا به تعبیر ادبیات رایج آن روز، خراسان و عراق است.
مؤلف در این اثر مانند برخی دیگر از تذکره‌نویسان دورۀ صفوی، پیش از همه به افرادی توجه کرده که به صورت حرفه‌ای شاعر نبوده‌اند، بلکه در کنار کار و زندگی و شغل روزانۀ خود گاهی شعر هم می‌سروده‌اند. وی در شرح کوتاهی از زندگی بسیاری از این «شاعران»، خواننده را با شغل، برخی خصوصیات روحی آنها، تعامل آنها با سایر افراد و گروههای جامعه مانند مراکز قدرت، همچنین با لطیفه‌های رایج در میان آنها و گروههای مختلف جامعه و تفریحات و چگونگیِ گذرانِ اوقات فراغت آنها آشنا می‌کند. درعین‌حال بسیاری از مکانهای عام‌المنفعه و عمومی آن روز اصفهان مانند مدارس، تکایا، مساجد، بیمارستانها، حمامها، قهوه‌خانه‌ها، قبرستانها، امامزاده‌ها و مزارات را معرفی می‌کند.
در حقیقت نصرآبادی در کتاب خود به تاروپود تجربۀ روزمره که مادۀ اولیۀ فرهنگ عامه را تشکیل می‌دهد (میلز، ٣٠٠)، توجه کرده و از همین‌رو، تذکرۀ نصرآبادی بیش از هر چیز از زاویۀ فرهنگ مردم، به مفهوم عام آن، واجد اهمیت است. در اینجا به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:
١. بخش زیادی از شاعران معرفی‌شده پیشه‌ور هستند. معرفی آنها ضمن آنکه نشان از گسترش شعر در سطوح پایین جامعۀ آن روز دارد، در عین حال خواننده را با بخش قابل‌توجهی از مشاغل آن زمان آشنا می‌کند، مانند زرکش (١ / ٤٣٤، ٤٧٢، ٥٣٦، ٥٥٨، ٦٠٨)، زرگر (١ / ٥٥٣، ٥٥٧، ٥٦٠)، خیاط (١ / ٣٧١، ٤١٦، ٤٥١)، طباخ (١ / ٥١٨)، کفش‌دوز (١ / ٥٤٤)، گیوه‌کش (١ / ٥٩١)، کاردگر (١ / ٥٤١)، کاسه‌گر (١ / ٢١٢، ٥٤٤)، بنّا (١ / ٥٢١، ٥٤٧)، بزاز (١ / ١٦٥، ٣٩٨، ٥٢٦)، شال‌فروش (١ / ٦١١)، پوستین‌دوز (١ / ٥٥٦)، حمامی (١ / ٣٧١، ٤٥٦)، خباز (١ / ٥٣٧، ٦٢١) و جز اینها. این پیشه‌ها قریب به ١٠٠ موردند که نام برخی از آنها فقط در این کتاب آمده است (افشار، همان، ٤٤٨).
برخی از شاعران پیشه‌ور در اشعارشان به شغل خود نیز اشاره کرده‌اند؛ مثلاً بهرام‌بیگ تبریزی که در فصل بهار کتابت می‌کرده و در زمستان به پیشۀ پوستین‌دوزی مشغول بوده و ظاهراً به سختی نیز روزگار می‌گذرانیده، در بیتی به این موضوع اشاره کرده است: کیست از ما تنگ‌روزی‌تر که دائم رزق ما / آید از شقّ قلم یا دیدۀ سوزن برون (١ / ٥٥٥-٥٥٦). برخی از شاعران نیز دارای مناصب دولتی بوده‌اند؛ از آن جمله: محرر دارالانشاء (١ / ١٢٢)، مستوفی (١ / ١٩، ١٠٦، ٢ / ٦٦١)، ممیز اُلوسات خاصه (١ / ١٣٢)، ناظر بیوتات (١ / ٣٢، ٦٦، ١٠٢)، دلال زغال و هیمه (١ / ٤٧٦)، داروغۀ فراشخانه (١ / ٤٩)، نویسندۀ عشور بندرعباسی (١ / ٢١٣)، واقعه‌نویس (١ / ١١٣، ١٩٠، ٤٦٧)، یوزباشی تفنگچیان (١ / ٧٣)، میرآخور (١ / ٣٦)، و محتسب (١ / ١٣٩، ١٦٤، ٦٣٣). شمار این مناصب نیز قریب ١٢٠ مورد است که برخی از آنها در دیگر منابع نیامده‌اند (افشار، همانجا).
برخی از این شاعران ملازم حاکمان ایالات و ولایات بوده‌اند؛ مثلاً ملا فاخر بهبهانی مدتی در خدمت زمان‌خان حاکم کوه‌گیلویه (١ / ٥١٢)، محمدحسین آملی در خدمت منوچهرخان حاکم شیروان (همو، ١ / ٥٣٢)، و فضلی جربادقانی (١ / ٣٧٤) و ملا ملهمی (١ / ٣٧٦) و خضری لاری (١ / ٤٠٠) به همراه چند تن دیگر در خدمت امام قلی خان، حاکم شیراز بوده‌اند.
٢. ازجمله مسائلی که در این تذکره بارها به آنها اشاره شده است، قصه‌خوانی، شاهنامه‌خوانی و مداحی است که در این دوره رواج کامل داشت. برخی از افرادی که به این کارها دست می‌زدند، خود شاعر نیز بودند؛ مانند ملا بیخودی جنابدی (گنابدی) که شاهنامه‌خوان بالادستی بود و در مجلس شاه عباس می‌خواند و ٤٠ تومان مواجب داشت (١ / ٤٣٥)، یا ملا مؤمن، مشهور به یکه‌سوار که «قبای باسمه می‌پوشید و حاشیه به رنگ مختلف قرار می‌داد و طوماری به سر زده» و در قهوه‌خانه شاهنامه می‌خواند (١ / ٢٠٧). مقیمای زرکش و پدرش (١ / ٥٣٦) و نیز نجاتی بافقی (١ / ٤٣٥) از دیگر شاهنامه‌خوانانی بوده‌اند که در این تذکره‌ به آنها اشاره شده است. خواندن قصۀ حمزه بسیار رایج بوده (١ / ٥٠٦، ٥٧٢) و قصه‌خوانی علاوه بر قهوه‌خانه‌ها، در کوکنارخانه‌ها نیز ــ که در آنجا دم‌کردۀ پوست خشخاش می‌نوشیدند ــ مرسوم بوده است (١ / ٥٩٢-٥٩٣؛ جعفریان، ١٦٢؛ نیز نک‌ : ه‌ د، نقالی؛ قهوه‌خانه).
در ایام عاشورا خواندن کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی نیز رایج بوده است. مثلاً کاظما (١ / ٥٢٥) و حافظ محمدحسین (١ / ٥٥٤) که هر دو اهل تبریز بودند، در ایام عاشورا به‌ترتیب در کاشان و اصفهان روضة الشهداء می‌خواندند (نک‌ : ه‌ د، روضة الشهداء).
مداحی نیز رایج بود و برخی از مداحان شاعر هم بودند. مثلاً ملا لوحی از مداحان و درویشانی بود که شعر نیز می‌سرود. اکثر درویشان اشعار او را می‌خواندند (١ / ٦١٨). قدرت بیان میر ظلی نیز به حدی بود که هنگام مداحی در خیابان «غلغله به مردم می‌انداخت» (١ / ٦١٣). مستِ علی نیز به همراه درویشی موسوم به «هله لب» به «دَوَران بازار» می‌رفته است (١ / ٦٠٠). ظاهراً این‌گونه افراد را که در خارج قهوه‌خانه یا تکایا و در خیابان به شعرخوانی می‌پرداختند، «شهری‌خوان» می‌گفته‌اند (١ / ٤٥٨).
٣. چنان‌که گذشت، در این کتاب آگاهیهای فراوانی دربارۀ مکانهای عام‌المنفعه و عمومی مانند بیمارستانها یا دارالشفاها (١ / ٣٤١، ٤٦٤)، مدارسی مانند مدرسۀ جده (١ / ٢٢١، ٢٦٤)، مدرسۀ حاجی طاهر شیرازی (١ / ٢٣٤)، مدرسۀ شاه صفی (٢ / ٧٦٢)، مدرسۀ شیخ لطف‌الله (١ / ٢٢٣، ٢٩١)، مدرسۀ والدۀ نواب (١ / ٤٩٥، ٢ / ٧٦٩)، تکایا (١ / ٤٠٢، ٢ / ٧٠٣)، مزارات (١ / ٦١، ٢٢٢، ٣٠٢)، و قهوه‌خانه‌ها ارائه شده است، که در این میان ظاهراً تکایا و قهوه‌خانه‌ها کارکرد اجتماعی و سیاسی مشخصی داشته‌اند. متولی تکیه را که عنوان «بابا» برای آن به کار می‌رفت، شاه یا نمایندۀ وی از میان درویشان یا قلندران انتخاب می‌کرد. به طور مثال، شاه عباس «بابایی تکیۀ حیدر واقع در چهارباغ اصفهان» را به بابا سلطان قلندر که در سلسلۀ خود به «بابای عالم» معروف بود، تفویض کرده بود (١ / ٤٠٢).
تکیه در آن زمان محل تجمع درویشان و قلندران، و کارکرد آن با تکایای دورۀ قاجار به بعد متفاوت بوده است. شاه و دستگاه حکومتی به صورتهای مختلف از درویشان حمایت می‌کردند. مثلاً شاه عباس دوم قطعه‌زمینی را که درویش محمدصالح پسندیده بود، «جبراً و قهراً» از صاحبش می‌گیرد و تکیه‌ای برای درویش محمدصالح می‌سازد (١ / ٣٠١). مرتضى قلی خان حاکم بندرعباسی تکیه‌ای برای درویش صادق در مزار بابا رکن‌الدین ساخته بود (١ / ٣٠٣). همین کار را محمد زمان خان برای درویشی در شیراز انجام داده بود (١ / ٥٨٨). شاه برای این‌گونه درویشان مقرری نیز تعیین می‌کرد (١ / ٤٠٢).
قهوه‌خانه نیز از مراکز مهمی بود که کارکردهای متعددی داشت. از یک سو محلی برای استراحت مسافران و نوشیدن قهوه و چای، و از سوی دیگر محلی برای تجمع شاعران، شعرخوانی و بحثهای ادبی بود. دربارۀ شعرهای خوانده‌شده نقد و بررسیهای جدی به عمل می‌آمد (١ / ٣٣٢) و باعث آشنایی افراد با دقایق و ظرایف شعرگویی می‌شد. به طور مثال، علی خان آجرتراش «بر اثر صحبت یاران در قهوه‌خانه» با این اصول آشنا شده بود (١ / ٦٢٠). برخی شاعران مثل ملا غروری شیرازی (١ / ٤١٠) یا خود نصرآبادی (٢ / ٦٦٩) مدتی در قهوه‌خانه ساکن بوده‌اند و از این راه با بسیاری از شاعرانی آشنا می‌شدند که از نقاط دیگر می‌آمده‌اند (١ / ٤٨، ٤٦٤، ٢ / ٧٥٩-٧٦٠). در این تذکره به برنامه‌های قهوه‌خانه‌ها ازجمله شاهنامه‌خوانی و قصه‌خوانی اشاره شده (١ / ٢٠٧، ٤٣٥) و آمده است که شاه عباس خود به قهوه‌خانه می‌رفت و مصاحب شاعران می‌شد و با آنها مزاح نیز می‌کرد (١ / ٢٣٧، ٣٦٣) و حتى به دستور وی، عمال حکومت برای برخی شاعران مانند شمس تیشی، تصنیفی ساخته بوده‌اند (١ / ٢١٣-٢١٤). در بسیاری از قهوه‌خانه‌ها برای جلب مشتری، «پسران زلف‌دار» را به کارگری استخدام می‌کردند (١ / ٣٠٠، ٣٤٣، ٤٤٥، ٤٧٣؛ برای آگاهی از کارکردهای قهوه‌خانه، نک‌ : ه‌ م؛ نیز ه‌ د، نقالی).
٤. یکی دیگر از موارد مرتبط با فرهنگ مردم که در این کتاب آگاهیهایی از آن کسب می‌شود، موضوع تصنیف و تصنیف‌سرایی است. نصرآبادی از این طریق خواننده را با برخی «دستگاه»ها، «مقام»ها و «نغمه»ها آشنا می‌کند. مثلاً شاه مراد خوانساری «تصنیفی در مقام دوگاه و نوروز و صبا» ساخته بود که بسیار مورد توجه شاه عباس قرار گرفته بود (١ / ٤٥٣)، یا ملا غیرت همدانی نیز تصنیفی در «دوگاه نیشابورک» ساخته بود (١ / ٤٥٨)، و بیرام بیک نیز تصنیف مشهوری در «نغمۀ زابل و اصول اوفر بسته بود» (١ / ٤٦٠). از سایر تصنیف‌سرایانی که در این کتاب معرفی شده است، می‌توان به باقیای نائینی (١ / ٤٣٤)، شمس تیشی (١ / ٢١٣-٢١٤) و مذاقی (١ / ٣٩٨) اشاره کرد. فرد اخیر که پیشۀ اصلی او بزازی بوده، در «فن موسیقی» و بستن «صوت و عمل» استاد بوده است (همانجا). اصطلاح «صوت بستن» به معنی آهنگ ساختن روی شعرها ست که از قدیم در کتابهای تاریخ و تذکره به کار رفته است (شفیعی، ٣٧).
٥. در این کتاب به مواردی از رفتارها و اخلاقیات اجتماعی نیز اشاره شده است که خواننده آشنایی بیشتری با زندگی و روزگار مردمان آن دوره پیدا می‌کند. از جملۀ این موارد اَمَردبازی است. پیش از این به استخدام «پسران زلف‌دار» در قهوه‌خانه‌ها برای کسب مشتری اشاره شد. مثلاً محمدصالح از شاعران اصفهانی به سبب تمایل به یکی از همین پسران از شغل خود، رنگرزی، دست می‌کشد و شاگردی قهوه‌خانه را اختیار می‌کند (١ / ٦٠٥)؛ آقا زمان زرکش در عشق به همین پسر اشعار عاشقانۀ بسیاری گفته است (١ / ٤٧٢-٤٧٣)؛ ملا افلاکی تبریزی دربارۀ پسری که با دیگران سَر و سِری داشته و به او توجه نمی‌کرده، قطعه شعری سروده است (١ / ٤٤٧)؛ و حکیم رکنای کاشی در ٨٠ سالگی عاشق پسری می‌شود و دربارۀ او شعر می‌سراید (ص ٣١٢-٣١٣). امردبازی شاعران تا حدی بوده که ملا طاهری نائینی به «یکی از خانه‌زادهای شاه عباس تعشقی به هم می‌رساند» که البته شاه عباس او را به سختی مجازات، و مجبورش می‌کند که آتشکش سرخ‌شده را از درون بخاری بردارد و ببوسد (١ / ٤١٩). برخی شاعران حتى جان خود را بر سر این موضوع گذاشته‌اند. به طور مثال، محمدابراهیم شوکتی که با وجود «کبر سن از جمیع فسوق بهرۀ وافی داشت»، به هنگامی که در هند بود، «پسر راجپوتی را ملازم کرده، با او ارادۀ حرکت ناشایستی» می‌کند. آن پسر نیز او را می‌کشد (١ / ٤٧٨).
پدیدۀ امردبازی اگرچه در تاریخ اجتماعی ایران سابقه‌ای طولانی دارد، ولی ظاهراً در دورۀ صفوی گسترش فراوانی داشته است. آنچه در این باره از تذکرۀ نصرآبادی نقل شد، شاهد این مدعا ست. گزارشهای دیگر تاریخی ازجمله سفرنامه‌های اروپاییان نیز که در آن دوره تدوین شده‌اند، این برداشت را تأیید می‌کنند (شاردن، ٤ / ٢٧٨).
مورد دیگری که به زندگی روزمرۀ آن زمان مربوط می‌شود و نصرآبادی به آن پرداخته، پدیدۀ ارتشاء است. رشوه‌دادن برای خریدن مناصب دولتی امری بسیار رایج بوده است. مثلاً دربارۀ شاعری به نام میرزا شمس‌الدین محمد چنین آمده است: «بعد از خرج و سعی بسیار تصدی موقوفات آذربایجان را گرفته، هنوز نرفته بود که مبلغی به قیمت آن منصب افزودند، او معزول شد» (١ / ١٤٣). گاهی نیز بیگلربیگیها یا حاکمان ایالات مانع کار افراد درستکار در مناصب دولتی می‌شدند، مانند سرنوشت میرزا شاه‌تقی که به دستور بیگلربیگی معزول می‌شود (١ / ٢٥٣). پدیدۀ قابل ذکر دیگر که در این کتاب بارها به آن اشاره شده، رواج مصرف تریاک، کوکنار، افیون و شیرۀ کیف است. مثلاً دربارۀ ملا مخفی رشتی آمده است «عادت به کوکنار داشت، هنگام جوش کیفیت و خمار کمال نمک داشت ... حاکم فارس سه‌پایۀ طلایی برای کوکنار او ساخته بود» (١ / ٣٩٥).
٦. از موارد دیگر ذکرشده در این تذکره مهاجرت شاعران و سایر گروههای اجتماعی به هند است که در سراسر کتاب به آن اشاره می‌شود. این افراد در پی کسب و کار و فراهم کردن یک زندگی راحت یا جمع کردن پول، به «دارالامان هند» مهاجرت می‌کرده‌اند. این موضوع به صراحت در شعر میر معصوم بازتاب یافته است: عمر اگر امان دهد می‌روم از ره دکن / روپیه تا به دست من هون نشود نمی‌شود (١ / ٣٥٦)؛ که در این بیت هون واحد پول رایج در دکن، و روپیه واحد پول سایر شهرهای هند بوده است.
٧. نصرآبادی در مواضع مختلف کتاب، لطایفی را از قول شاعران یا گروههای اجتماعی نقل می‌کند که جعفریان دربارۀ برخی از آنها بررسی دقیق به عمل آورده است (ص ١٧١-١٧٢). هر یک از این لطایف ناظر بر گوشه‌ای از اخلاقیات یا سایر پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی این مردم است. به طور مثال، در این تذکره در معرفی یکی از شاعران آمده است: «دو برادر بودند هر دو در خدمت مرتضى قلی خان ... و به اعتبار شوخی ایشان را شنگل و منگل می‌گفت» (١ / ٥٨٠). این اصطلاح بی‌تردید ناظر بر افسانۀ بزک زنگوله‌پـا (تیپ ١٢٣ در فهرست آرنه ـ تامپسون، ٨٤) بوده که نام بچه‌هایش شنگل و منگل است. مؤلف به این ترتیب و به صورت غیرمستقیم، آگاهی مهمی دربارۀ قدمت دست‌کم ٤٠٠سالۀ این افسانه به خواننده انتقال می‌دهد.
٨. از دورۀ تیموریان و به‌ویژه در زمان صفویه طرح معما در شعر فارسی رواج بی‌سابقه‌ای پیدا می‌کند (صفا، ٥ / ٦٢٥-٦٢٦؛ نیز نک‌ : ه‌ د، چیستان). این موضوع به خوبی در تذکرۀ نصرآبادی بازتاب پیدا کرده است. مؤلف فصل پایانی کتاب را با عنوان «در ذکر تواریخ و الغاز و معماری متقدمین و متأخرین» (١ / ٦٨١-٧٩٢) به این موضوع اختصاص داده است.
نصرآبادی مطالب دیگری در ارتباط با زندگی و فرهنگ مردم آن دوره نقل کرده است که به برخی از آنها که بی‌ارتباط با فرهنگ مردم نیستند، اشاره می‌شود: وجود قمارخانه در شهر مشهد و اجاره کردن آن (١ / ٥٧٤-٥٧٥)؛ وجود شراب‌خانه‌های مخصوص که مُهر شاه عباس را روی دست مشتریان می‌زدند تا به «آن علامت ملازمان داروغه آنها را آزار نرسانند» (١ / ٢١٣-٢١٤)؛ معرفی چند شاعر بی‌سواد مانند ملا غیرت همدانی که خود گفته است «بی‌سواد همدانم ز سواد همدان» (١ / ٤٥٨)، یا مستِ علی اصفهانی که «با اینکه سواد نداشت از تتبع شاعر شده بود» (١ / ٦٠٠)، و امینای رشتی (١ / ٥٤٠)، نیز قطعه شعری به گویش آن روز مردم تهران از شاعری به نام ملا سحری تهرانی (١ / ٥٨٦-٥٨٧)؛ ذکر نمونه‌های مختلف تنبیه و مجازات (١ / ٤١٩، جم‌ )؛ و انواع بیماریهای رایج در آن زمان مانند آکله (١ / ٢٣٠)، آبله (١ / ٣٤١)، آتشک (١ / ٥٤٢) و وسواس (١ / ٣٧٢).
در این کتاب ضمن معرفی قریب ٠٠٠‘١ شاعر، حدود ٤٠٠‘١١ بیت از آنها نقل شده است. بررسی این اشعار، که بخش زیادی از آنها در کتاب دیگری نقل نشده‌اند، مسائل و پدیده‌های دیگری از زندگی و روزگار مؤلف را روشن می‌کند. برخی پژوهشگران طی مقالاتی این اشعار را از زوایای مختلف بررسی کرده‌اند (نک‌ : افشار، «اطلاعات ... »، ٣٣-٤٣، «چند لغت ... »، ٢٤٣-٢٥٤، «انقلاب ... »، ٢٦٧-٢٧٤؛ فضلی، ٢٣-٢٧؛ دامادی، ٣١٧-٣٤٣).
از این کتاب ٣ چاپ در دست است: یکی چاپ وحید دستگردی که در ١٣١٧ ش و بر اساس دو نسخۀ خطی صورت گرفته است. زمانی که این چاپ صورت گرفت، بیش از دو نسخه از این تذکره شناخته نشده بود. سالها بعد احمد گلچین‌معانی نسخه‌ای را معرفی کرد که در زمان مؤلف نوشته شده، و به اصلاح و امضای وی هم رسیده بود. این نسخه در کتابخانۀ وزیری یزد نگهداری می‌شود (گلچین، ١٩٥٩-١٩٧٣). محسن ناجی نصرآبادی با اساس قرار دادن این نسخه و استفاده از نسخه‌های دیگر به عنوان نسخه‌بدل، تصحیحی علمی ـ انتقادی از این کتاب به عمل آورده، و آن را در ١٣٧٨ ش منتشر کرده است. مصحح طی مقدمه‌ای تفصیلی زندگانی مؤلف و ویژگیهای کتاب را شرح داده و در پایان نیز با تهیۀ فهرستهای متعدد، دسترسی پژوهشگران را به محتویات مختلف کتاب آسان کرده است. در ١٣٧٨ ش نیز احمد مدقق یزدی تصحیح دیگری از نسخۀ کتابخانۀ وزیری را به چاپ رساند.

مآخذ

افشار، ایرج، «اطلاعات کتابداری و نسخه‌شناسی در تذکرۀ نصرآبادی»، جشن‌نامۀ استاد مدرس رضوی، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، «انقلاب درم در زمان شاه عباس دوم»، تاریخ، ١٣٥٥ ش، س ١، شم‌ ١؛
همو، «چند لغت و ترکیب و تعبیر و اصطلاح کمیاب در تذکرۀ نصرآبادی»، آرام‌نامه، به کوشش مهدی محقق، تهران، ١٣٦١ ش؛
جعفریان، رسول، مقالات تاریخی، قم، ١٣٧٦ ش، دفتر سوم؛
شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
شفیعی‌کدکنی، محمدرضا، «راههای انتشار یک شعر در قدیم»، بخارا، تهران، ١٣٨٣ ش، س ٦، شم‌ ٥؛
صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
فضلی، علی‌اکبر، «میان‌بری به تذکرۀ نصرآبادی»، نگین، تهران، ١٣٥٧ ش، س ١٣، شم‌ ١٥٥؛
گلچین‌معانی، احمد، «نظری به تذکرۀ نصرآبادی»، ناموارۀ دکتر محمود افشار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٧ ش، ج ٤؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نیز:

Aarne, A. and S. Thompson, The Types of International Folktales, ed. H. J. Uther, Helsinki, ٢٠٠٤.

محمد جعفری (قنواتی)