دانشنامه فرهنگ مردم ایران
(١)
زمستان
١ ص
(٢)
بادگیرهای ایرانی
٢ ص
(٣)
آداب و رسوم کردان
٣ ص
(٤)
آرنلد، سفرنامه
٤ ص
(٥)
آسکو
٥ ص
(٦)
آلمانی، سفرنامه
٦ ص
(٧)
آموزش و پرورش، مجله
٧ ص
(٨)
آنه، سفرنامه ها
٨ ص
(٩)
آیینها و افسانه های ایران و چین باستان
٩ ص
(١٠)
ابن بطوطه، سفرنامه
١٠ ص
(١١)
ابودلف، سفرنامه
١١ ص
(١٢)
ابومسلم نامه
١٢ ص
(١٣)
احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم
١٣ ص
(١٤)
اخلاق الاشراف
١٤ ص
(١٥)
اخلاق مصور
١٥ ص
(١٦)
اخلاق منظوم
١٦ ص
(١٧)
ادبیات شفاهی ایران
١٧ ص
(١٨)
ادبیات عامیانۀ ایران
١٨ ص
(١٩)
ادیان در ایران
١٩ ص
(٢٠)
ادبیات کودکان
٢٠ ص
(٢١)
اربعین
٢١ ص
(٢٢)
ارداویراف نامه
٢٢ ص
(٢٣)
ارسل، سفرنامه
٢٣ ص
(٢٤)
از خشت تا خشت
٢٤ ص
(٢٥)
اسرار شهادت
٢٥ ص
(٢٦)
اسرار مگو
٢٦ ص
(٢٧)
اسرار قاسمی
٢٧ ص
(٢٨)
اسطوره
٢٨ ص
(٢٩)
اسکندرنامه
٢٩ ص
(٣٠)
افسانۀ هورامان
٣٠ ص
(٣١)
اشرف خان و سه درویش
٣١ ص
(٣٢)
اشعار عامیانۀ ایران
٣٢ ص
(٣٣)
افتخارنامۀ حیدری
٣٣ ص
(٣٤)
افسانه های آذربایجان
٣٤ ص
(٣٥)
افسانۀ گلریز
٣٥ ص
(٣٦)
الاصنام و السبعة
٣٦ ص
(٣٧)
افسانه های کردان
٣٧ ص
(٣٨)
افسانه های ابوعلی سینا
٣٨ ص
(٣٩)
افسانه های کردی
٣٩ ص
(٤٠)
افسانه های آسیایی
٤٠ ص
(٤١)
الکاک، سفرنامه
٤١ ص
(٤٢)
الگزاندر، سفرنامه
٤٢ ص
(٤٣)
الئاریوس، سفرنامه
٤٣ ص
(٤٤)
امیر و گوهر
٤٤ ص
(٤٥)
امثال و حکم
٤٥ ص
(٤٦)
امیر ارسلان
٤٦ ص
(٤٧)
امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی
٤٧ ص
(٤٨)
انسان شناسی، انجمن
٤٨ ص
(٤٩)
اندرزنامه
٤٩ ص
(٥٠)
اندرسن، سفرنامه
٥٠ ص
(٥١)
ایران (گذشته و حال)
٥١ ص
(٥٢)
انوار سهیلی
٥٢ ص
(٥٣)
انیس الناس
٥٣ ص
(٥٤)
اوبن، سفرنامه
٥٤ ص
(٥٥)
اورازان
٥٥ ص
(٥٦)
انیس الادباء و الاطفال
٥٦ ص
(٥٧)
اوسانه
٥٧ ص
(٥٨)
ایران
٥٨ ص
(٥٩)
اوستا
٥٩ ص
(٦٠)
اهل هوا
٦٠ ص
(٦١)
ایران، جنوب غربی
٦١ ص
(٦٢)
ایران (هیئت مبلغان شرقی)
٦٢ ص
(٦٣)
ایران در قرن بیستم
٦٣ ص
(٦٤)
ایران به قلم یک ایرانی
٦٤ ص
(٦٥)
ایران معاصر
٦٥ ص
(٦٦)
ایرانیان
٦٦ ص
(٦٧)
ایل من کرمانج
٦٧ ص
(٦٨)
ایلخچی
٦٨ ص
(٦٩)
بابن و هوسه، سفرنامه
٦٩ ص
(٧٠)
بادجن
٧٠ ص
(٧١)
بازنامه ها
٧١ ص
(٧٢)
باقر و گلندام
٧٢ ص
(٧٣)
بدیع الزمان نامه
٧٣ ص
(٧٤)
بانو گشسب نامه
٧٤ ص
(٧٥)
بچه خوانی
٧٥ ص
(٧٦)
بحیره
٧٦ ص
(٧٧)
بختیارنامه
٧٧ ص
(٧٨)
بدایه القرائه
٧٨ ص
(٧٩)
بدایع الوقایع
٧٩ ص
(٨٠)
بدیع الملک و بدیع الجمال
٨٠ ص
(٨١)
برادران شرلی، سفرنامه
٨١ ص
(٨٢)
براون، سفرنامه
٨٢ ص
(٨٣)
بردلی- برت، سفرنامه
٨٣ ص
(٨٤)
برزونامه
٨٤ ص
(٨٥)
بره ها در برف به دنیا می آیند
٨٥ ص
(٨٦)
بریتل بنک، سفرنامه
٨٦ ص
(٨٧)
بروگش، سفرنامه ها
٨٧ ص
(٨٨)
بزم ایران
٨٨ ص
(٨٩)
بست، سفرنامه
٨٩ ص
(٩٠)
بسحاق اطعمه
٩٠ ص
(٩١)
بلوشر، سفرنامه
٩١ ص
(٩٢)
بلوط، فیلم
٩٢ ص
(٩٣)
بنجامین، سفرنامه
٩٣ ص
(٩٤)
بندهش
٩٤ ص
(٩٥)
بوستان خیال
٩٥ ص
(٩٦)
بهار دانش
٩٦ ص
(٩٧)
بهار گاه
٩٧ ص
(٩٨)
بهرام و گلندام
٩٨ ص
(٩٩)
بهمن نامه
٩٩ ص
(١٠٠)
بیندر، سفرنامه
١٠٠ ص
(١٠١)
بیشاپ، سفرنامه
١٠١ ص
(١٠٢)
بیکر، سفرنامه
١٠٢ ص
(١٠٣)
بیلیو، سفرنامه
١٠٣ ص
(١٠٤)
پانزده افسانه
١٠٤ ص
(١٠٥)
پولاک، سفرنامه
١٠٥ ص
(١٠٦)
پولکه، یک آیین مذهبی
١٠٦ ص
(١٠٧)
پیری سوز چک چکو
١٠٧ ص
(١٠٨)
پیر شالیار، فیلم
١٠٨ ص
(١٠٩)
تات نشینهای بلوک زهرا
١٠٩ ص
(١١٠)
تأدیب النسوان
١١٠ ص
(١١١)
تاراز
١١١ ص
(١١٢)
تارهای پشم یا قالی ایران
١١٢ ص
(١١٣)
تاریخ بیهق
١١٣ ص
(١١٤)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم
١١٤ ص
(١١٥)
تاریخ گردیزی
١١٥ ص
(١١٦)
تاریخ بیهقی
١١٦ ص
(١١٧)
تاریخ ورزش باستانی ایران
١١٧ ص
(١١٨)
تاریخ و فرهنگ زورخانه
١١٨ ص
(١١٩)
تاریخ نائین
١١٩ ص
(١٢٠)
تاورنیه، سفرنامه
١٢٠ ص
(١٢١)
تحفه مظفریه
١٢١ ص
(١٢٢)
تحفة الملوک
١٢٢ ص
(١٢٣)
تحقیق لهجه ها و فولکلور ایران، انجمن
١٢٣ ص
(١٢٤)
تحقیق ماللهند
١٢٤ ص
(١٢٥)
تذکره نصرآبادی
١٢٥ ص
(١٢٦)
تزویج نامه
١٢٦ ص
(١٢٧)
تعزیه و تعزیه خوانی
١٢٧ ص
(١٢٨)
تنگسیر، فیلم
١٢٨ ص
(١٢٩)
تنگسیر، رمان
١٢٩ ص
(١٣٠)
توبه نامه و مناجات نامه
١٣٠ ص
(١٣١)
تنکلوشا
١٣١ ص
(١٣٢)
توبه نصوح
١٣٢ ص
(١٣٣)
توپوز قلی میرزا
١٣٣ ص
(١٣٤)
توپ مرواری
١٣٤ ص
(١٣٥)
جام و قلیان
١٣٥ ص
(١٣٦)
جاویدان خرد
١٣٦ ص
(١٣٧)
جبرئیل جولا
١٣٧ ص
(١٣٨)
جرس
١٣٨ ص
(١٣٩)
ثمار القلوب
١٣٩ ص
(١٤٠)
جشن سده
١٤٠ ص
(١٤١)
توفیق
١٤١ ص
(١٤٢)
جزیره خارک
١٤٢ ص
(١٤٣)
جغرافیای اصفهان
١٤٣ ص
(١٤٤)
جکسن، سفرنامه های
١٤٤ ص
(١٤٥)
جمشید و خورشید
١٤٥ ص
(١٤٦)
جودی، دیوان
١٤٦ ص
(١٤٧)
جولونبور
١٤٧ ص
(١٤٨)
جنگ نامه کشم و جرون نامه
١٤٨ ص
(١٤٩)
جهانگیر نامه
١٤٩ ص
(١٥٠)
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
١٥٠ ص
(١٥١)
جوامع احکام النجوم
١٥١ ص
(١٥٢)
جوشن کبیر
١٥٣ ص
(١٥٣)
چرندپرند
١٥٤ ص
(١٥٤)
حدیقة الحقیقه
١٥٥ ص
(١٥٥)
حسین کرد شبستری
١٥٦ ص
(١٥٦)
حسن کچل
١٥٧ ص
(١٥٧)
حدیث کسا
١٥٨ ص
(١٥٨)
حاجی آقا-اکتر سینما
١٥٩ ص
(١٥٩)
حاجی آقا
١٦٠ ص
(١٦٠)
حاتم نامه
١٦١ ص
(١٦١)
حمام جنیان
١٦٢ ص
(١٦٢)
حلیة المتقین
١٦٣ ص
(١٦٣)
حمله حیدری
١٦٤ ص
(١٦٤)
حمزه نامه
١٦٥ ص
(١٦٥)
خاطرات مونس الدوله
١٦٦ ص
(١٦٦)
خاوران نامه
١٦٧ ص
(١٦٧)
خاله قورباغه
١٦٨ ص
(١٦٨)
خارگ
١٦٩ ص
(١٦٩)
خانه خدا
١٧٠ ص
(١٧٠)
خج و سیامند
١٧١ ص
(١٧١)
خاور و باختر
١٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص

دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٤ - تحقیق ماللهند

تحقیق ماللهند


نویسنده (ها) :
حمیدرضا دالوند
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٠ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

تَحْقیقُ ما لِلْهِنْد، کتابی نوشتۀ محمد بن احمد، مشهور به ابوریحان بیرونی (٣٦٢- پس از ٤٤٠ ق / ٩٧٣- ١٠٤٨ م)، دربارۀ ادیان، فلسفه، تاریخ، علوم و فرهنگ هند که میان سالهای ٤٢١-٤٢٣ ق / ١٠٣٠-١٠٣٢ م به زبان عربی تألیف شده است و دربر دارندۀ مطالب مردم‌شناسی مطابق موازین علمی امروزی این دانش است.
کتاب دارای عنوان منظوم «فی تحقیق ما للهند من مقولة مقبولة فی العقل او مرذولة» یا «پژوهش در آنچه که به هند مربوط است از سخنان پذیرفته یا رد شده بنابر خرد» است و زیر نامهای «تحقیق ما للهند»، «آراء الهند»، «تاریخ الهند» و «[کتاب] هند بیرونی» در متون عربی، فارسی و فرنگی از آن یاد شده است (نک‌ : دبا، ١٤ / ٦٢٨).
بیرونی اثرش را در یک مقدمه و ٨٠ باب تدوین کرده است (نک‌ : ص ٢- ٨، نیز ترجمۀ صدوقی، ١ / ١- ٨). وی در مقدمه به تعریف خبر و درستی و نادرستی اخبار، علل دروغ‌نویسیها و نیز چگونگی، سبب و اهداف نگارش کتاب می‌پردازد و می‌نویسد: بنابر خواست استادش، ابوسهل عبدالمنعم بن علی بن نوح تفلیسی، برای شناخت درست جامعۀ اسلامی از فرهنگ هند آن را پدید آورده است. همچنین تأکید می‌کند که بر آن بوده تا توصیفی دقیق از فرهنگ و عقاید هندیان و تطبیق آن با مفاهیم همانند در فرهنگ یونانی، ایرانی، سامی و عقاید صوفیه به دست دهد (نک‌ : ص ٢-٤، ترجمۀ داناسرشت، ١-٥؛ زاخاو، «هند ... »، I / ٣-٨).
از آنجا که بیرونی بر آن بوده تا برای روشنی مطالب و کمک به درک خواننده، به‌ویژه در مواردی که مسائل نو و گاه شگفت‌انگیز و دور از ذهن را دربارۀ فرهنگ و تمدن هند بیان می‌کند، آنها را با همانندهایشان در دیگر فرهنگها بسنجد (نک‌ : ص ٤، ترجمۀ داناسرشت، ٥)، اغلب ــ البته نـه در همۀ موارد ــ ساختار مطالب هر باب در ٣ قسمت تنظیم شده است: الف ـ بیـان چکیده‌ای از موضوع هر باب؛ ب ـ بیان موضوع بنابر منابع هندی (کتبی و شفاهی)؛ ج ـ سنجش با دیدگاههای حکمای یونان، صوفیۀ مسلمان و ادیان بزرگ ایرانی و سامی (زاخاو، همان، I / ٣٣٧-٣٤٤؛ نیز نک‌ : مجتبائی، ٢٦٢؛ دانشنامه ... ، ٦ / ٦٧٥).
جمله‌های بیرونی بسیار دقیق و تا حد ممکن کوتاه‌اند و پیوندی جدی بر مبنای شیوه‌های هندسی میان آنها برقرار است. سبک نگارش او نوعی سبک ریاضی است. شابی نثر بیرونی را علمی، موجز و به دور از تکرار می‌داند و بیان می‌کند به این سبب برخی نثر وی را دشوار و خشک توصیف کرده‌اند (ص ١٥٤-١٥٥). زاخاو نیز خشکی و افسردگی نثر تحقیق ما للهند را پژواک ناملایمات روزگار نگارش کتاب، از مرگ محمود غزنوی در ٤٢١ ق / ١٠٣٠ م تا تثبیت پادشاهی مسعود در ٤٢٢ ق می‌داند (مقدمه بر ... ، xi؛ نیز نک‌ : دهخدا، ٨٠).
تحقیق ما للهند هرچند از لحاظ شیوۀ پژوهش و نیز محتوای آن اثری بدیع و منحصربه‌فرد است، ولی چنان‌که شایستۀ آن است، کمتر مورد توجه قرار گرفته و تعداد کمی از دانشمندان ایرانی و اسلامی بوده‌اند که راه، روش و سیاق کار او را ادامه دهند. ازجمله، باید از گردیزی در زین الاخبار، ابوالمعالی در بیان الادیان، رشیدالدین فضل‌الله همدانی در جامع التواریخ و ابوالفضل علامی در اکبرنامه یاد کرد (مجتبائی، ٢٨١-٢٨٢، حاشیۀ ٢؛ کورویاناکی، ٦٢-٦٥).
تحقیق ما للهند تاکنون به طور کامل به فارسی ترجمه نشده است. اکبر داناسرشت (٧ فصل نخست، ١٣٢١ ش)، منوچهر صدوقی سها (از آغاز تا فصل ٣٠، ١٣٦٢ ش) و غلامرضا اعوانی (دو فصل نخست، ١٣٧٥ ش)، بخشهای فلسفی و دینی آن را به فارسی ترجمه کرده‌اند. این در حالی است که این کتاب تاکنون به زبانهای انگلیسی، آلمانی، روسی، هندی، اردو، مالایایی و بنگالی ترجمه شده است (دانشنامه، ٦ / ٦٧٨؛ دبا، ١٤ / ٦٣١).

ارزشهای مردم‌شناختی کتاب

الف ـ شرایط و شیوۀ پژوهش

بیرونی بر مطالعۀ میدانی به کمک ابزار مشاهده، مصاحبه، مشارکت و هم‌نشینی آموزشی با نخبگان و صاحبان اطلاعات جامعۀ مورد مطالعه‌اش تأکید دارد و در آغاز تحقیق ما للهند «دیدن» را بر «شنیدن» به سبب تسلط عینـی و هم‌زمان پـژوهشگر بـر موضوع، برتـری می‌بخشد (نک‌ : ص ٢، ترجمۀ داناسرشت، ١).
گرچه آگاهی درستی از سفرهای بیرونی در سرزمین هندوستان نداریم، ولی می‌دانیم که وی میان سالهای ٤٠٨- ٤٢٨ ق سرگرم مطالعۀ فرهنگ آن دیار بوده است و به ضرورت کاری یا الزامهای اردوکشیهای محمود غزنوی چون حضور در فتح سومنات به سال ٤١٦ ق، فرصت سیاحت و پژوهش در شهرهای شمالی شبه‌قاره را پیدا کرده و مناطق لاهور، ملتان، پیشاور، جیلم، سیالکوت و نواحی پیرامون آنها را دیده است (دانی، ١٦ ff.؛ صفا، ٥٢- ٥٥؛ زاخاو، مقدمه بر، xii-xiv؛ قس: دهخدا، ٨١-٨٢). با اینکه به سبب پراکندگی مراکز قدرت در هند و نیز بدبینی هندیان نسبت به فاتحان مسلمان، وضعیت مناسبی برای مراوده‌های علمی میان دانشمندان دو طرف فراهم نبود (زاخاو، «هند»، I / ٥٠٤-٥١١)، بیرونی توانست با نخبگان و مردم هند ارتباط برقرار کند.
موانع عمدۀ پژوهش در هند عبارت بودند از: اوضاع سیاسی نامساعد و وضعیت جنگی میان مسلمانان و هندیان، تعصب هندوها نسبت به آنچه داشتند، خودپسندی و خودبینی آنها، عدم سنخیت میان مفاهیم فرهنگ هندی و اسلامی، دشواریهای زبانی، و کم‌دقتی و ابهام در متون منظوم هندی (نک‌ : ص ٩-١٢؛ مجتبائی، ٢٧٣-٢٧٤؛ کورویاناکی، ٥٩-٦٠). بیرونی برای رفع این موانع کوشید تا سنسکریت بیاموزد و با زبان علمی و ادبی هند آشنا شود. وی با نخبگان و مردم به گفت‌وگو پرداخت و متون موجود را جمع‌آوری کرد و به ترجمه و نقل علوم میان دو جامعۀ اسلامی و هندی پرداخت (مجتبائی، ٢٧٤). زاخاو اطلاعات بیرونی دربارۀ سنسکریت را می‌ستاید و از تسلط تخصصی او بر آواشناسی، گویشها، واژگان و دستور آن زبان سخن می‌راند (مقدمه بر، xiv-xix). با این حال، به سبب تنگناهای خط عربی، اهمال کاتبان و یا تفاوتهای گویشی گویشوران، آنچه از واژگان سنسکریت در متون بیرونی، ازجمله تحقیق ما للهند، دیده می‌شود، قابل تصحیح است (نک‌ : جلالی، ٣١١-٣٢٠).
یادگرفتن سنسکریت سبب شد تا بیرونی هم از دانشمندان هندی بیاموزد و هم با بیان داشته‌ها و اندوخته‌های خویش، اعتماد علمی آنان را نسبت به خود جلب کند (نک‌ : ص ١٢؛ زاخاو، «هند»، I / ٢٣؛ صفا، ٩٢-٩٣). بیرونی در مطالعات میدانی، گذشته از مشاهدۀ اوضاع و مصاحبۀ نخبگان، از هم‌نشینی با عامۀ مردم و توجه به گفته‌های آنها چشم نمی‌پوشد (پیترز، ٢٦). این در حالی است که همواره به هنگام ارزیابی، برای سخن عوام ارزش چندانی قائل نیست و قول متون و نخبگان را بر آن برتری می‌بخشد (نک‌ : ص ١٩، نیز ترجمۀ صدوقی، ١ / ٢٦؛ زاخاو، همان، I / ٣٩).
گروهی از مصاحبه‌شوندگان وی اسرای جنگی، بازرگانان، فن‌سالاران و هندی‌تبارانی بودند که در غزنین، پایتخت غزنویان، سکونت داشتند (همو، مقدمه بر، xii؛ نیز نک‌ : دهخدا، ٨٠).
در کنار فعالیتهای میدانی، گردآوری و استفاده از منابع مکتوب علمی و ادبی یا مطالعۀ کتابخانه‌ای، وجه دیگر شیوه‌شناسی بیرونی در تحقیق ما للهند است. او همه جا از منابع مورد استفاده‌اش نام می‌برد و قطعاتی از آنها را در کتاب خود می‌آورد (مجتبائی، ٢٧٦). روش بیرونی در علوم انسانی همانند شیوۀ ابن‌هیثم در علوم تجربی است؛ هم به مشاهده و استقرا اهمیت می‌دهد و هم به ذکر منابع تأکید دارد (نک‌ : شابی، ١١١-١١٢). بیرونی در تحقیق ما للهند بر آن است که خود سخن نگوید و اجازه دهد تا هندوان سخن بگویند، ازاین‌رو ست که به صورتی گسترده از متون هندی نقل قول می‌کند. او تصویری از فرهنگ و تمدن هند ارائه می‌دهد که خود هندیان نقاشی کرده‌اند (نک‌ : زاخاو، همان، I / ٣٣٩).
آنچه روش‌شناسی بیرونی را متمایز می‌سازد، نوع نگاه وی به موضوع و بینش علمی او ست. از بیرونی به عنوان «دوستار حقیقت» یاد کرده‌اند (نک‌ : یوسفی، ١٣-٢٦؛ زاخاو، همان، I / ٢٨٥ ff.). چنان‌که خود بیرونی اشاره کرده است، اثرش کتاب بحث و جدل نیست، بلکه روایت عقاید هندوان است بدان‌گونه که وجود داشته است (نک‌ : ص ٤، ترجمۀ داناسرشت، ٥). او ذهنی نقاد دارد (نک‌ : زاخاو، همان، I / ٣٤٥ ff.) و دربارۀ ارزش و اعتبار مطلبی که از متون مورد استناد نقل می‌کند، به دور از تعصب و براساس اصول و موازین علمی منصفانه به داوری می‌نشیند (مجتبائی، ٢٦٣). همچنین، به میراث فکری هندوان با دیدۀ احترام می‌نگرد و حتى می‌کوشد با یاری آیات قرآن کریم در تأیید آنها بکوشد (همو، ٢٦٤؛ کورویاناکی، ٦٠-٦١).
اثر بیرونی نمونه‌ای از مطالعات بین‌المللی در امور علمی و فرهنگی است (همو، ٦١) که در آن نشان داده می‌شود تمدنها به جای ستیز می‌توانند با هم گفت‌وگو و همکاری کنند، زیرا در زمانی که محمود غزنوی با کفار هندو جنگ می‌کرد، ابوریحان بـه دیـانت، فلسفه، زبـان و فرهنگ هند می‌اندیشید (نک‌ : جلالی، ٣١٠؛ کورویاناکی، ٥٩؛ مجتبائی، ٢٩١).
نگاه باز و حقیقت‌جوی بیرونی از یک سو و چیرگی وی بر متون و میراث مکتوب یونانی، سامی و ایرانی از سوی دیگر سبب شد تا آنچه از فرهنگ هندی در می‌یابد، با اندوخته‌های پیشین خود از تمدنهای یادشده بسنجد. از این‌رو ست که وی را پیشگام و پایه‌گذار «مطالعات تطبیقی» در حوزۀ «دین‌شناسی تطبیقـی» (نک‌ : جفری، ١٢٥ ff.) و «فرهنگ‌شناسی تطبیقی» (نک‌ : مرگنستیرنه، ١ ff.؛ لاورنس، ٢٧ ff.) می‌دانند. در مطالعات تطبیقی بیرونی نظر حکمای یونانی جایگاه والایی دارد (بیرونی، نیز ترجمۀ داناسرشت، همانجاها؛ رزنتال، ١ ff.؛ زاخاو، «هند»، I / ٤٩٢-٤٩٦).

ب ـ منبع‌شناسی

مؤلف تحقیق ما للهند به طور گسترده‌ای از منابع شفاهی چه شنیده‌هایی از خواص هندو و چه عامۀ مردم، استفاده کرده است و در متن نیز به روایات شفاهی استناد می‌کند (نک‌ : ص ١١١-١١٣، نیز ترجمۀ صدوقی، ١ / ١٨١- ١٨٩؛ قس: زاخاو، همان، I / ٢٢٨-٢٣٠). در کنار منابع شفاهی که حاصل مصاحبه‌ها و مشاهده‌های عینی و تحقیقات میدانی بیرونی است، منابع مکتوب هنـدی مهم‌تـرین مستنـدات وی هستنـد (نک‌ : همان، I / ٣٩٦-٤٨٦؛ مجتبائی، ٢٨٦- ٢٨٩؛ قس: دانشنامه، ٦ / ٦٧٦-٦٧٧). بخش دیگر منابع بیرونی، منابع غیرهندی است: آثاری که پیشینیان او از زبانهای هندی به عربی و فارسی ترجمه کرده بودند (نک‌ : زاخاو، همان، I / ٤٦٣-٤٨٣)، آثار حکمای یونانی ازجمله افلاطون، ارسطو، اسکندر افرودیسی و جز آنها (نک‌ : همان، I / ٤٩٢-٤٩٦) و نوشته‌های دانشمندان ایرانی چون ابوالعباس ایرانشهری، زرقان، رازی و جز آنها (بیرونی، ترجمۀ داناسرشت، ٤، حاشیۀ ١؛ زاخاو، همان، I / ٣٩٠-٤٨٥). بیرونی توانسته بود همۀ منابع موجود در قلمرو تمدن اسلامی دربارۀ هند را گردآوری و نقد کند (نک‌ : ص ١٢، ترجمۀ صدوقی، ١ / ١٤-١٥؛ زاخاو، همان، I / ٢). او مطالب بیشتر آنها را فاقد ارزش ارزیابی می‌کند (بیرونی، ترجمۀ داناسرشت، ٤-٥، حاشیۀ ١؛ مجتبائی، ٢٦٩-٢٧٠).

ج ـ موضوعات مردم‌شناسی

اگرچه آثار بیرونی، به‌ویژه تحقیق ما للهند، دارای ارزشهای مردم‌شناختی فراوان‌اند و این اثر از لحاظ روش‌شناسی و نیز گسترۀ موضوعی در حوزۀ متون انسان‌شناسی قابل طبقه‌بندی است، ولی کتاب یادشده کمتر از این منظر مورد بررسی قرار گرفته است (برای نمونه، نک‌ : اشرفی، ٨٠- ٨٨) و اغلب آن را اثری در زمینۀ فلسفه، دین، جغرافیای انسانی، تاریخ فرهنگی و دانشنامه‌ای در هندشناسی ارزیابی کرده‌اند (دانی، ١؛ صفا، ٩٣-٩٤؛ مجتبائی، ٢٦٤؛ کورویاناکی، ٥٨). با این‌همه، مطالب پراکندۀ فصلهای کتاب را از نگاه مردم‌شناسی چنین می‌توان سامان‌دهی کرد:
١. جغرافیای طبیعی و شناخت محدودۀ مکانی پژوهش: در فصل ١٨ به وصف شهرها، رودها، کوهها، مسافتها، حیات وحش، پوشش گیاهی، وضع بارش، عجایب جانوری و جز آنها در مناطق شمالی هندوستان می‌پردازد (ص ٩٦؛ قس: زاخاو، همان، I / ١٩٦ ff.). فصل ٢٥ دربارۀ رودهای سرزمین هند است و در فصل ٢٢ روایات مربوط به قطب آمده است (ص ١٢٠، ١٢٨؛ قس: زاخاو، همان، I / ٢٣٩ ff., ٢٥٧؛ دانی، ١٦-٣٥).
٢. کیهان‌شناسی: در فصل ٢٠ کیهان‌شناسی هندی، مفهوم «برهماند»، و اسطورۀ بیرون آمدن تخم‌مرغ برهماند از آب و به دو نیم شدن، یکی آسمان و یکی زمین، مورد بحث قرار می‌گیرد (ص ١٠٩-١١١)، در فصل ٢١ صورت و نامهای زمین و آسمان (ص ١١٢)، در فصل ٢٣ وصف کوه اساطیری میرو و سنجش آن با کوههای اساطیری در فرهنگ ایرانی (ص ١٢٢)، در فصل ٢٤ اساطیر مربوط به جزایر و سرزمینها براساس مطالب پورانه‌ها (ص ١٢٦)، در فصل ٢٦ صورت آسمان و زمین و کرویت زمین (ص ١٣٢ بب‌ ) و در فصل ٢٩ تحدید بخش معمور زمین (ص ١٤٧- ١٥٨) آمده، و فصل ٣٠ دربارۀ سیلان و قبةالارض و روایات و داستانهای مربوط به آن است (ص ١٥٩-١٦٠).
٣. اسطوره‌شناسی: در فصل ٨ وصف ایزدان یا دئوه‌های هندی که در شمال ساکن هستند، رتبه‌ها و طبقات آنها، نامها و باورهایی که دربارۀ آنها وجود دارد و سنجش با باور یونانیها به زئوس آمده است (ص ٤٣ بب‌ ). در فصل ١١ از خاستگاه بتان، بیان اسطورۀ پیدایش بتها در هند و وصف بتهایی چون بت ملتان یاد شده است (ص ٥٤-٦٠). همچنین اغلب فصلهای کتاب، به‌ویژه فصلهای مختص به موضوعات دین‌شناسی، نجوم، هیئت و کیمیـاگری، دربـردارندۀ مطالب اسطـوره‌شنـاسی‌انـد (نک‌ : دانـی، ٢١٠ ff.).
٤. خداشناسی و مطالعۀ تطبیقی ادیان: بیرونی میان باورها، عقاید و اندیشه‌های خواص و عوام جامعۀ هند تفاوت قائل است. وی معتقد است خواص به معقولات، و عوام به محسوسات گرایش دارند و بیگانه از دقت و دور از اتفاق‌نظر هستند. او خواص هند را یکتاپرست می‌داند و عوام را همچون عوام سایر ملل، اهل خرافات و توصیفات غیرواقع از خداوند برمی‌شمارد. ازاین‌رو، چندان برای اقوال عوام اعتبار قائل نیست (نک‌ : ص ١٣- ١٩، نیز ترجمۀ صدوقی، ١ / ١٦-٢٠؛ زاخاو، «هند»، I / ٢٧-٣٩). فصل دو و ٣ در خداشناسی هندوان است (ص ١٤-٢٢). در فصل ٣ آراء مسلمانان، یهودان، ترسایان، مانویان، صوفیه، حکمای یونان و عقاید هندوان در خصوص موجودات عقلی و حسی را با هم می‌سنجد و در فصل ٥ عقاید مسیحیان و دیصانیه را در باب تناسخ با عقاید و افکار هندیان مقایسه می‌کند (ص ٢٧- ٢٨؛ قس: دانی، ١٢٤ ff.). با این حال، اطلاعات او فقط دربارۀ دین برهمایی است و آگاهی چندانی از بودایی‌گری ندارد و به منابع آنها دسترسی پیدا نکرده است (مجتبائی، ٢٧٦؛ زاخاو، همان، I / ٥١٩؛ قس: دانشنامه، ١ / ٦٧٨).
٥. دنیای پس از مرگ: در فصل ٦ مراتب جهان (لوک)، بهشت، برزخ و دوزخ وصف شده، و با توجه به مراتب و نوع گناهان، حدود ٨٨ هزار دوزخ ذکر گشته است (ص ٢٩، قس: ترجمۀ صدوقی، ١ / ٤٢؛ زاخاو، همان، I / ٦٠).
٦. ادبیات شفاهی: اگرچه بیرونی نگاهی علمی و دقیق، و در بیان مطالب لحنی خشک و گزیده دارد، ولی باز به ایجاز و اختصار، برخی تمثیلها، حکایات و باورهای عامه را در لابه‌لای مطالب کتاب برای تفهیم بهتر موضوع آورده است؛ تمثیلهای «رقاصۀ کور و مرد دست و پا بسته»، «مردی که به دهی برای استراحت وارد شد» و «مردی که با دزدان دوست شد و چون آنان عقوبت یافت»، همگی برای بیان رابطۀ روان و تن استفاده شده‌اند (نک‌ : ص ٢٣-٢٤؛ قس: زاخاو، همان، I / ٤٧-٤٨). همچنین حکایاتی که دربارۀ سرگذشت کیمیاگران در فصل ١٧ آورده شده است (ص ٩٤)، نمونه‌هایی از این دست هستند.
٧. مردم‌شناسی اجتماعی: مهم‌ترین بخش مردم‌شناختی کتاب تحقیق ما للهند میان فصلهای ٩ تا ١٧ و ٦٣ تا ٧٧ قرار دارد. در فصل ٩ طبقات اجتماعی هند، نشانه‌ها، کارکرد و ویژگیها و جایگاه اجتماعی هر طبقه بیان شده است (ص ٤٨ بب‌ ). در فصل ١٠ شریعت و قوانین هند چون قانون ازدواج و انواع آن، نسب و خویشاوندی و انواع آن، همچنین سنجش ازدواجهای هندی با رسوم عصر جاهلیت اعراب و آیینهای زردشتی آمده است (ص ٥١-٥٣). در فصل ١٦ به علل رسوم و آیینهای عجیب و تفاوت آداب میان ملل چون نتراشیدن موی سر در میان هندیان، چگونگی ارتباط با زنان، پوشیدن لباس و شیوۀ آنان در بازی شطرنج اشاره شده است (ص ٨٩-٩٠). دیگر فصلهای اجتماعی کتاب عبارت‌اند از: فصل ٦٣ در تکالیف برهمن، فصل ٦٤ در رسوم غیر برهمن، فصل ٦٥ در ذکر قربانیها، فصل ٦٦ در زیارت و اماکن مقدس هندیان، فصل ٦٧ در صدقات، فصل ٦٨ در خوردنیها و آشامیدنیهای مباح و ممنوع، فصل ٦٩ در نکاح و احوال جنین، فصل ٧٠ در دعاوی، فصل ٧١ در عقوبات و کفاره، فصل ٧٢ در ارث و حق میت، فصل ٧٣ در حق میت بر جسد و حق زندگان بر اجسادشان، فصل ٧٤ و ٧٥ در روزه و انواع آن، فصل ٧٦ در اعیاد و شادیها، و فصل ٧٧ در باب تعیین اوقات نیک و بد (نک‌ : ص ٢٦٧-٢٩٤).
٨. آثار هندی در حوزۀ اجتماعی و فرهنگ عامه: هندیان قائل به منشأ الٰهی برای علوم هستند (بیرونی، ترجمۀ صدوقی، ١ / ١٠١-١٠٢). آنها تا زمان بیرونی آثار قابل ملاحظه‌ای در زمینۀ مردم‌شناسی و زندگی عامه پدید آورده بودند که از آن جمله است متونی در فال‌گیری، تعبیر خواب، موالید، سفر، زناشویی و آیینهای آن، علم غیب و علوم غریبه (همان، ١ / ١٢١). در فصل ١٥ مقادیر و اوزان چون وزن، حجم، مسافت، ارتفاع و جز اینها آمده است (ص ٧٦-٨٠)، و فصل ١٧ در زمینۀ علوم غریبه، کیمیاگری، جادو، علم رساین، اکسیر جوانی و چگونگی پیدایش آن، افسون و عزائم، افسون مارگزیدگی و طب مردمی است (ص ٩١- ٩٥).

مآخذ

اشرفی خیرآبادی، حمید، «مردم‌شناسی در آثار ابوریحان بیرونی (با تکیه بر کتاب فی تحقیق ما للهند)»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، تهران، ١٣٨٧ ش، شم‌ ١٢٤؛
بیرونی، ابوریحان، تحقیق ما للهند، به کوشش ادوارد زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٥ م؛
همو، همان، ترجمۀ اکبر داناسرشت، تهران، ١٣٣٤ ش؛
همو، همان، ترجمۀ منوچهر صدوقی سها، تهران، ١٣٦٢ ش؛
جلالی نائینی، محمدرضا، «ابوریحان بیرونی فاتح علوم و آداب هند»، بررسیهایی دربارۀ ابوریحان بیرونی به مناسبت هزارۀ ولادت او، تهران، ١٣٥٢ ش؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٠ ش؛
دبا؛
دهخدا، علی‌اکبر، شرح حال نابغۀ شهیر ایران، ابوریحان، تهران، ١٣٥٢ ش؛
شابی، علی، زندگی‌نامۀ بیرونی، ترجمۀ پرویز اذکائی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
صفا، ذبیح‌الله، احوال و آثار ابوریحان بیرونی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
کورویاناکی، ت.، «ابوریحان البیرونی و تحقیقات هند»، یادنامۀ بیرونی (مجموعه سخنرانیهای فارسی)، تهران، ١٣٥٣ ش؛
مجتبائی، فتح‌الله، «بیرونی و هند»، بررسیهایی دربارۀ ابوریحان بیرونی به مناسبت هزارۀ ولادت او، تهران، ١٣٥٢ ش؛
نیز:


Dani, A. H., Al Beruni’s Indica, Islamabad, ١٩٧٣;
Jeffery, A., «Al-Bīrūnī’s Contribution to Comparative Religion», Al-Bīrunī Commemoration Volume, Calcutta, ١٩٥١;
Lawrence, B. B., «Al-Biruni’s Approach to the Comparative Study of Indian Culture», Biruni Symposium, ed. E. Yarshater, Columbia, ١٩٧٦;
Morgenstierne, G., «Al-Biruni», The Commemoration Volume of Birūni International Congress in Tehran, Tehran,١٩٧٦;
Peters, F. E., «Science, History and Religion: Some Reflections on the India of Abūʾl-Ryhān al-Bīrunī», The Scholar and the Saint (Studies in Commemoration of Abuʾl-Rayhan Al-Bīrūnī and al-Rūmī), ed. P. J., Chelkowski, New York, ١٩٧٥;
Rosenthal, F., «Al-Biruni Between Greece and India», Biruni Symposium, (vide: Lawrence);
Sachau, E., introd. Al-Bîrûnî’s India (vide: PB Bîrûnî);
id, India, Lahore, ١٩٦٢;
Youssefi, G. H., «Abu-Reyhan, Biruni, a Lover of Truth», Biruni Symposium (vide: Lawrence).

حمیدرضا دالوند