فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - مطلب چهارم حيات و پاداش برزخ
ممكن است مراد تبهكاران از اين مقدار مكثى كه از حافظهشان نرفته و هنوز به يادشان است سؤال قبر ثعذابى باشد كه در اوايل مردن به آنان رسيده است و بعد از ارواح آنان نابود شده هر چند خاطره چنين زمان كمى پس از هزاران سال از زندگانى عجيب است تا چه رسد به نابود شدگان. ممكن است مراد از مكث استثنا شده زندگانى دنيا باشد كه در ذيل موضوع چهارم بيان خواهد شد.
(موضوع دوم) ممكن است گمان شود كفار و فجار در اين افكار خود دروغگو باشند يعنى آنها مكث طويل برزخ را به خاطر دارند ولى به دروغ و كذب آن را نفى مىكنند و لذا در آيه دوم پس از انكار آنها چنين فرموده شد.
كذلك كانوا يؤفكون. همچنين بودند كه از حق منصرف مىشدند يعنى همان طورى كه حقيقت مكث طويل را انكار مىكنند در دنيا حقيقت چيزهاى ديگر را نيز رد مىنمودند.
لكن انكار حقيقت يك امر واقع با دروغ گفتن عمدى ملازمهاى ندارد لذا نمىشود كذب آنها را ثابت نمود بلكه آيه دوم آن را نفى مىكند زيرا خداوند نفى لبث غير قليل را مطابق گمان آنان مىداند و اگر آنان به عزم خود دروغ مىگفتند شايسته بود خداوند خصوصا آنان را در آيه چهارم تكذيب مىكرد و كسى كه مكث يك روز گفته به (امثلهم طريقه) وصف نمىفرمود. علاوتا وجه معقولى براى اين كذب به نظر نمىرسد.
(موضوع سوم) آخر آيه دوم و آيه سوم به حسب ظاهر با هم مغايرت