فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧ - مطلب اول جهان بينى قرآنى
بستهاند هر يك نماز و تسبيح خود (يا خدا را) دانستهاند.
هشتم: بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ (بقره ١١٦)[١]
مفاد اين به طورى كه از ترجمه آنها فهميده شد اثبات تسبيح و حمد و نطق و شهادت و سجده و علم و دانايى به نماز و تسبيح براى موجودات است. (البته اثبات علم به نماز براى زنده جانهاست نه براى همه اشياء).
و درست نيست كه تسبيح را به امكان ذاتى اشياء يا حدوث و يا اتقان و انتظام آنها كه مستلزم وجود و يا صفات خداوند است تفسير نمود. زيرا در بعضى از اين آيات تسبيح كوهها مثلًا موقت به وقت خاصى (مانند بامداد و پسين) شده است در حالى كه امكان و حدوث و نظم و دلالت آنها بر ذات و يا صفات خدا دائمى مىباشد. به علاوه قرآنى مىگويد شما تسبيح موجودات را نمىفهميد و چنانچه مراد از آن، امكان و يا حدوث و يا نظم اشياء مىبود قابل فهم بود.
وقتى اشياء و موجودات جهان نطق و تسبيح و حتى پرندگان نماز داشته باشند مسلما ادراك و شعور و قصد نيز دارند هر چند كه در برابر ادراك و اراده انسان خيلى ضعيف باشد و يا نطق آنها متفاوت با نطق انسان باشد.
٣- هيچ چيزى بدون هدف به وجود نيامده است. موضوع فوق را به آيات اثبات مىنماييم.
الف: وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ. (انعام ٧٣)
ب: وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِ (حجر ٨٥- روم ٨
[١] . به سوره حج و حديد و صف و جمعه و تغابن و يوسف و غيره مراجعه شود.