عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥١ - مختصر و مفيد
چنانچه پيشتر هم اشاره كرديم، اتصاف منافق و مسلمان به عدالت صحيح نيست. مؤمن نيز يا ايمان كامل دارد، يا ايمانش ناقص است. ناقص ايمان يا بر همان حال باقى مىماند يا از آن برمىگردد كه در صورت بازگشت مرتد است و كس ديگرى به جز مؤمن كامل ايمان به درجه عدالت نمىرسد. پس عادل شمردن تمامى صحابه نه قابل تصور و فرض است و نه استدلالپذير؛ زيرا روشن شد كه برخى صحابه مرتد شدند و برخى نيز منافق بودند، برخى هم مسلمان غير مؤمن.
قرآن درباره مؤمنان از صحابه مىفرمايد:
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ؛[١]
چنين نبوده كه خداوند، مؤمنن را همانگونه كه شما هستيد واگذارد: مگر آنكه پاك را از ناپاك جدا سازد.
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ؛[٢]
در ميان مؤمنان مردانىاند كه بر سر عهدى كه با خدا بستهاند صادقانه ايستادهاند.
وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ* يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ؛[٣]
دستهاى از مؤمنان سخت كراهت داشتند كه با تو درباره حق، بعد از آنكه روشن گرديد، مجادله مىكنند، گويى كه آنان را به سوى مرگ مىرانند و ايشان بدان مىنگرند.
با توجه به مباحث گذشته، عقل، قرآن، سنت و تاريخ در يك مسير است و غاليان و مبالغهگران در مسيرى ديگرى. خواننده عزيز از اين دو جهت مسير خود را انتخاب كند.
[١] . احزاب، آيه ٢٣٤؛ و نيز ر. ك: انفال، آيه ٦؛ آل عمران، آيه ١٧٩.
[٢] . همان، آيه ٢٣.
[٣] . انفال، آيه ٦.