عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٥ - فصل اول آيات قرآن در مدح صحابه
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بيعت كردهاند، اما هنوز ايمان در قلبهايشان جاگير نشده است و نيز اعراب، منافقان و شكاكها، سخنى به ميان نمىآورد، بله فقط رضاى خود را از مؤمنان بيان مىكند.
بههرحال آيه كريمه يادشده بر عدالت هيچيك از بيعتكنندگان دلالت ندارد.
احتمال نخست روشن است؛ زيرا قبول عمل و رضايت از شخصى به هيچوجه مستلزم عدالت آن شخص نيست.
اما بنابر احتمال دوم، رضاى الهى از مؤمن سبب بخشيده شدن گناهان گذشته وى و مورد رضايت واقع شدن او در زمان حال است و اين غفران و رضايت باعث عدالت وى در گذشته نمىشود؛ زيرا عدالت، ترك حرام و انجام واجب، به خاطر ترس از خداست.
تصور اين كه رضاى الهى به شكل احتمال دوم، مطلق است، پس تا پايان عمر آنان ثابت مىماند، نوعى زورگويى است، كه هيچ دليل عقلى و شرعى براى اثبات آن وجود ندارد، بلكه آيات قرآنى برخلاف آن دلالت دارد؛ مانند اين آيات شريفه:
الف) وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها ... وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ؛[١]
و ماجراى آنكس [بلعم باعورا] را كه آيات خود را به او داده بوديم؛ براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت ... اگر مىخواستيم قدر او را به وسيله آن آيات بالا مىبرديم، اما او به دنيا گراييد و ....؛
ب) وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ؛[٢]
[١] . اعراف، آيه ١٧.
[٢] . بقره، آيه ٢١٧.