عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - فصل اول آيات قرآن در مدح صحابه
دستهاى از مؤمنان سخت كراهت داشتند و با تو درباره حق- بعد از آنكه روشن گرديد- مجادله كردند، گويى آنان را به سوى مرگ مىبرند و ايشان به آن مىنگرد؛
و) قرائت منسوب به يعقوب است كه «الانصار» را در اين آيه به رفع خوانده است، برخلاف مشهور كه به جرّ خواندهاند. بر اساس اين قرائت، آيه به عدالت جميع انصار[١] دلالت مىكند و نه تنها انصار نخستين. ولى از «عمر» نقل شده است كه او حرف «واو» در وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ را حذف مىكرد. با توجه به اين نقل، انصار كسانىاند كه مهاجران نخستين را به احسان و نيكويى پيروى كردهاند. البته گفتهاند بعد از اين كه ابّى بن كعب، عمر را بر ثبوت «واو» آگاهى داد، از رأى خود برگشت.[٢]
خلاصه بحث: بر اساس آيات اخير وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ و قدر متيقن آيات اولى (٧٤ و ٧٥ انفال) «اصالة العدالة» درباره مهاجران و انصار نخستين به نحوى كه پيشتر و همچنين در گزينه «د» دانسته شد، جارى مىشود. بر اساس «اصالة العدالة» اگر دليلى بر انحراف مهاجران و انصار نخستين ارائه نشود، همه آنان عادلاند؛ ولى در تطبيق آيه دوم بر مهاجران نخستين، يا نخستين و غير نخستين ترديد وجود دارد؛ زيرا قدر متيقن، همان مؤمنان مهاجر نخستين است و البته خدا به كلام و مقصودش آگاه است.
نكته: اسلام با اقرار به وحدانيت الهى و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله ثابت مىشود، اما براى اثبات ايمان علاوه بر اقرار، اعمال صالح نيز بايد در نظر گرفته شود.
- إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
[١] . با اين اعراب، جمله« مستأنفه» است و معناى آيه چنين مىشود: همه كسانى( انصارى) كه انصار و مهاجران نخستين را به خوبى پيروى كردند.
[٢] . جلال الدين سيوطى، الدر المنثور فى التاويل بالمأثور، ج ٤، ص ٢٦٨.