عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - عدالت صحابه از ديدگاه اهل سنت
ديدار مىكند. چگونه عقل اجازه مىدهد تصور كنيم فرد دوم عادل و «واجب الجنة» است و فرد عبادتگزار اولى چنين نيست؟
والدينى به فرزندان خود سفارش مىكنند كه در خانه بمانند و در ساختن مسجد يا تعليم قرآن يا عمل خير ديگرى به آنان كمك كنند، يكى از فرزندان از اين دستور سر مىپيچد و عاق والدين گريبانگير او مىشود؛ ازاينرو، از خانه خارج مىشود و در بين راه به طور اتفاقى يكبار پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را مىبيند يا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله او را مىبيند، حال چگونه اين شخص متمرد از دستور والدين، عادل و پرهيزگار مىگردد و وارد بهشت مىشود، اما برادران ديگرش خير؟!
يكى از دو برادر با زبان روزه به جهاد يا كمك به مجروحان مىرود يا مشغول خدمت به پدر بيمار خود مىشود و برادر «تارك الصلوة» وى به قصد دزدى، زنا يا انجام گناه كبيره ديگرى از خانه خارج مىشود و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را مىبيند يا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله او را مىبيند، سپس به عمل زشت خود ادامه مىدهد، حال چگونه مىتوان اين شخص را بدون توجه به اعمال او عادل و «واجب الجنة» دانست و برادر ديگرش را خير؟ فقط به اين دليل كه او را جزو صحابى مىدانيم، گناهان و معاصى او را به روشهاى گوناگون و دور از عقل و عرف توجيه مىكنيم؛ زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله او را ديده است.
مازرى به حكم عقل خويش، از اين ادعاى منسوب به مشهور احساس شرم كرده و خواسته است اين فساد را اصلاح كند، به همين منظور در محكى شرح برهان مىگويد: منظور ما از اين كه مىگوييم صحابه عادلاند، اين نيست كه هركس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را يك روز ديده يا زمان اندكى او را ملاقات كرده و يا با هدفى خاص محضر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله رسيده و برگشته است؛ بلكه مقصود كسانىاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را همراهى و يارى نمودهاند و از قرآنى كه بر آن حضرت نازل شده پيروى كردهاند، اينان رستگاراناند.[١]
به باور نويسنده، اين كلام معقولى است كه اثبات آن با دليل ممكن است، ولى
[١] . الاصابه فى تمييز الصحابه، ج ١، ص ١٠؛ البحر المحيط فى اصول الفقه، جزء ٣، ص ٣٨٥.