عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٢ - فصل سوم غلو و غاليان
إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛[١]
من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ مىترسم.
كه از لازمه قائل شدن به عدالت جميع صحابه كنار گذاشتن همه احاديث و آيات مخالف اين نظريه است.
ثالثا، ابن محمد بن حزم از تفاوت آشكار ميان معناى وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى[٢] و سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى[٣] چشمپوشى كرده است[٤] كه قسمتى از پاسخ او در فصل اول بيان شد.
خطيب در كتاب كفاية الاصول، پس از پايان دليلش بر عدالت صحابه مىگويد:[٥]
حتى اگر چيزى از طرف خد و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله هم در حق صحابه وارد نشده بود، از بررسى زندگى آنان مىتوانستيم به عدالت و پاكىشان پى ببريم و آنان را فاضلتر از همه كسانى بدانيم كه پس از ايشان مىآيند و حكم به عدالتشان مىكنند؛ زيرا [سراسر] زندگى آنها هجرت، جهاد، يارى اسلام، بذل مال و خون در راه خدا، حتى كشتن پدران و پسران مشركشان، وعظ و نصيحت در راه دين و قوت ايمان و يقين بوده است؛ به همين جهت، همه علما و كسانى كه نظرشان قابل اعتماد است، قائل به عدالت جميع صحابهاند.[٦]
[١] . يونس، آيه ١١٥.
[٢] . حديد، آيه ١٠.
[٣] . انبياء، آيه ١٠١.
[٤] . برخى از پرسشها در فصل اول گذشت.
[٥] . همان.
[٦] . شريف جرجانى، شرح مواقف، ج ٣، ص ٢١٨؛ مىگويد: شيعه و بسياى از اهل سنت، قاتلان عثمان و جنگكنندگان با على عليه السّلام را فاسق مىدانند. عبد العزيز دهلوى در تحفه اثنى عشريه، ص ٣١٩، مىگويد: على عليه السّلام و شيخين گروهى از صحابه را حد زدند. خود پيامبر اكرم بر مسطح( از شركتكنندگان در جنگ بدر) و حسان بن ثابت، حد قذف جارى نمود. پيامبر بر كعب بن مالك، مرارة بن ربيع و هلال بن اميه غضب كرد و پنجاه روز-- آنان را از مدينه طرد كرد؛ درحالىكه دو نفر از آنها بدرى بودند و ماعز اسلمى را رجم و بر بسيارى ديگر از صحابه حد شرب خمر جارى كرد.