عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٠ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
اما دشنام و بىحرمتى برخى صحابه در حق برخى ديگر در مسائل فقهى از شمارش بيرون است؛ مانند: ابن عباس در رد ديدگاه زيد در باب ارث، كه گفت اگر بخواهد من با او مباهله [ملاعنه] مىكنم. سپس ابن عباس مىگويد: به طور قطع كسى ك ريگهاى سرزمين «عالج» را مىشمارد، عادلتر از كسى است كه در مالى دو نصف و يك ثلث قرار مىدهد. اين دو نصف تمام مال را فرامىگيرد، و جايى براى يكسوم باقى نمىماند؛ مانند أبّى بن كعب كه در [موضوع قرائت] قرآن گفت: هنگامى كه من قرآن مىخواندم، زيد بچهاى كاكلبهسر بود و با بچههاى يهودى در مكتب بازى مىكرد.
على عليه السّلام بر منبر فرمود: نظر من و عمر درباره كنيزان «ام ولد» اين است كه فروخته نشوند، ولى اكنون نظرم بر فروش آنان است. عبيده سلمانى گفت: نظر تو با عمر براى ما بهتر از آن است كه تنها باشى. [نظر جمعى شما بهتر از نظر فردى شماست].
ابو بكر در تقسيم غنايم مساوات را رعايت مىكرد. عمر با وى مخالفت و عملش را رد كرد.
عايشه مخالفت ابى سلمة بن عبد الرحمن را با ابن عباس در عدّة زن حامله كه شوهرش فوت كرده است، رد كرد و گفت: «فروخ يصقع مع الديكة؛[١] جوجه مرغى كه با خروس درافتاده است».
صحابه نظر ابن عباس را در بيع صرف[٢] كردند و آن را بىارزش شمردند، بهگونهاى كه گفته شده است ابن عباس هنگام مرگ از نظرش توبه كرد.
[١] . عرب اين ضرب المثل را وقتى به كار مىبرد كه فرد ضعيفى بخواهد با فرد قوى منازعه كند؛ زيرا ابى سلمه بن عبد الرحمن از تابعين و ابن عباس از صحابه است.
[٢] . بيع صرف: فروش طلا و نقره در برابر نقره و فرق ميان مسكوك و غير آن نيست كه با دو شرط صحيح است: ١.
بايد ثمن و مثمن صحيح مساوى باشد؛ ٢. قبض و اقباض در مجلس معامله انجام گيرد. آية اللّه اسحاق فياض، توضيح المسايل، ص ٣٥٤.