عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧١ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
صاحب و همراه موسى (بلعم باعور) كه ستايش و مدح او در قرآن آمده نيز چنين مىبود؛ ولى وقتى از هوا و هوس خود پيروى كرد تمامى آيات و كرامتهايى كه به او عنايت شده بود از او گرفته شد. و در زمره گمراهان قرار گرفت؛ چنانكه خداوند مىفرمايد:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ؛[١]
و بر آنها بخوان سرگذشت آنكس را كه آيات خود را به او داديم: ولى سرانجام خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد.
همچنين آن دسته از اصحاب موسى كه گوسالهپرست بودند، نبايد نكوهش شوند؛ زيرا همه آنان پيامبر بزرگى از پيامبران الهى را همراهى كرده بودند!!
اگر صحابه براى خودشان اين همه مقام و منزلت قائل بودند، قطعا از تاريخ زندگيشان به دست مىآيد؛ زيرا آنان جايگاه و منزلتشان را بهتر از آيندگان مىدانستند. هنگامى كه كارهاى بعضى از صحابه را در حق بعضى صحابه ديگر بسنجيم، درمىيابيم كه حقيقت برخلاف آن چيزى است كه امروز در ذهن مردم جاى گرفته است.
على عليه السّلام و عمار، ابو الهيثم بن التيهان، خزيمه ابن ثابت و همه مهاجران و انصارى كه با آن حضرت در جنگ جمل حضور داشتند، از حالات طلحه و زبير غافل نبودند؛ پس، با آن دو و لشكريانش مانند شروران عصر ما برخورد كردند.
از آن طرف طلحه، زبير، عايشه و همراهان و هواخواهان آنان در برابر على همان نيتى را داشتند كه گروه پيروز در زمان ما انجام مىدهد. [مانند: قتل، غارت و اسارت].
همچنين ديد معاويه و عمروعاص به على عليه السّلام به اندازه احترام يك فرد عادى به
[١] . اعراف، آيه ١٧٥.