عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٠ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
در جنگ صفين، نبايد لعن شود. افزون بر اين، اگر خوددارى از دشمنى با صحابهاى كه با خداوند دشمنى كردهاند، به خاطر حفظ حرمت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و همعهدى آن صحابه با ايشان باشد، با آنان دشمنى نمىكرديم؛ هرچند گردنهاى ما با شمشير زده مىشد، محبت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به اصحابش، مانند دوستىهاى جاهلانه نيست، كه رابطه دوستانه مايه تعصب شود، بلكه خداوند- عزّ و جلّ- محبت به اصحاب را به اين دليل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله واجب كرد، كه آنان اطاعت خداوند را مىكنند. اما اگر خداوند را عصيان كردند و موجبات محبت را ترك كردند، دوستى آنان بر پيامبر واجب و لازم نيست و براى خوددارى و بازگشت از دوستى آنان مورد خشم واقع نمىشود.
روش پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اينگونه بود كه با دشمنان خدا دشمنى مىكردند، هرچند از خاندانش باشد. چنانچه دوستى با دوستان خدا را دوست مىداشت، هرچند نسبت خويشاوندى با آن حضرت نداشتند.
اجماع همه امت، شاهد بر اين است كه خداوند دشمنى مرتدان و منافقان را هرچند از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله باشند، واجب كرده است و خود پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به آن امر فرمود و به آن فراخواند و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است كه بنا به دستور قرآن، قطع دست سارق را و شلّاق زدن قذفكننده و دختر باكره زانيه را اگرچه از مهاجرين و انصار باشد واجب كرد.
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود: حتى اگر فاطمه (كه به منزله جان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است) سرقت كند، حتما دستش را قطع مىكنم. او حتى با دخترش درباره دين خدا مدارا نمىكند. در اجراى حدود الهى نيز مراعات حال كسى را نكرد. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اصحاب إفك را شلّاق زد كه از جمله آنها مسطح بن اثاثه از مجاهدين جنگ بدر بود و گفت: اگر جايگاه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به درجهاى است كه حتى اگر مرتكب عصيان الهى شوند با آنان دشمنى نشود و كارهاى زشت آنان ذكر نشود؛ بلكه وجب باشد كه فقط به سبب اسم صحابه بودن مراعات حال آنان شود و از عيبها و گناهان آنان چشمپوشى شود. بايد