عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٩ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
چگونه مىتوان عايشه و ديگران را همطراز فاطمه عليها السّلام دانست؟ درحالىكه همه مسلمانان چه آنانى كه به او محبت مىورزند و چه آنان كه محبت نمىورزند، اجماع دارند بر اينكه فاطمه عليها السّلام «سيدة نساء العالمين» است.
چگونه است كه حفظ حرمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله درباره همسرش و حرمت «ام حبيبه» در خصوص برادرش امروز بر ما واجب است. درحالىكه خود صحابه حرمت آن حضرت را در خصوص اهل بيتش و همچنين در مورد عثمان دامادش و پسرعمويش نگه نداشتند و آنان را كشتند و مورد لعن قرار دادند. بسيارى از صحابه عثمان را در وقت خلافتش لعن مىگفتند؛ از آن جمله مىتوان به عايشه و ابن مسعود اشاره كرد.
عايشه در طعن عثمان مىگفت: نعثل[١] را بكشيد، خداوند او را لعنت كند، معاويه، على و دو فرزندش حسن و حسين را درحالىكه در عراق زندگى مىكردند بر منا بر شام سبّ مىكرد و در قنوت نمازها آنان را نفرين مىكرد.
ابو بك رو عمر، سعد بن عباده را در حال حياتش لعنت كردند و از او بيزارى جستند و از مدينه به شام تبعيد كردند. عمر، خالد بن وليد را بعد از اينكه مالك بن نويره را كشت، لعنت كرد. لعن در ميان مسلمانان يك امرى ثابت مشهور بود و اگر از كسى معصيتى كه باعث لعن باشد سر مىزد لعنش مىكردند.
اگر اين قانونى معتبر است كه بايد حرمت يكى براى ديگرى حفظ شود و لعن نشود، قطعا بايد حرمت اولاد صحابه به سبب پدرانشان حفظ شود؛ بنابراين، عمر سعد قاتل امام حسين عليه السّلام بايد براى حفظ حرمت پدرش لعن نشود، به خاطر حفظ حرمت معاويه، نبايد يزيد را كه كشنده امام حسين عليه السّلام و عامل واقعه «حرة» در مدينه و ناامنكننده حرم امن الهى در مكه بود، لعن كرد.
و نيز براى حفظ حرمت عمر، فرزندش عبيد اللّه، قاتل هرمزان و محارب على عليه السّلام
[١] . نام مرد ريشبلند يهودى بوده است.