عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٦ - فصل سوم مشكل وجود منافقان در ميان صحابه
سؤال مهم اين است كه منافقان چه كسانىاند؟ بر قائلان «اصالة العدالة» يا عدالت صحابه، لازم است كه منافقان را مشخص و معين كنند. نگارنده اين سطور، به جز عبد اللّه بن أبى و عبد اللّه بن ابى سلول كس ديگرى را نيافت كه عنوان منافق بر او اطلاق شده باشد. با مبهم بودن و بىپاسخ ماندن اين پرسش، تعديل همه صحابه ممكن نيست؛ زيرا علم اجمالى داريم كه منافقان و مؤمنان از يكديگر متمايز نبودهاند. البته با توجه به آنچه در صحيح مسلم و سنن ترمذى و ديگر كتابهاى حديثى آمده است، از نشانههاى نفاق، بغض على بن ابى طالب عليه السّلام[١] كه خود نشانهاى سودمند براى شناخت منافقان به شمار مىآيد.
با وجود كلام الهى:
لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ؛[٢]
تو آنان را نمىشناسى ما آنان را مىشناسيم.
بايد اعتراف كرد كه شناخت كامل منافقان ممكن نيست؛
از ميان غاليانى كه قائل به عدالت صحابه بودند، عدهاى بار ديگر از معيار عقل خارج شده، گفتهاند: نفاق در اواخر زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از بين رفت؛ بنابراين، هيچ منافقى ميان صحابه وجود نداشته؛ درحالىكه آيات سوره توبه كه در اواخر زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نازل شد، غلو آنان را باطل مىكند. حذيفه[٣] كه آگاه به وضعيت منافقان بود، مىگويد: «منافقان اين زمان، بدتر از منافقان عهد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است، در عهد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نفاق خود را پنهان مىكردند و امروزه آشكار دارند».[٤]
[١] . صحيح مسلم، ج ١، ص ٨٥.
[٢] . توبه، آيه ١٠١.
[٣] . حذيفة بن يمان، از شيعيان خالص امير مؤمنان عليه السّلام بود؛ وى به شناخت منافقان شهره بود و اگر بر جنازهاى نماز نمىخواند مردم مىفهميدند ميّت منافق بوده است.
[٤] . صحيح بخارى، ج ٦، ٢٦٠٤ نسخه نرمافزارى مكتبة الشامله.